یعقوب بن حمید مدنی (ابویوسف)

یعقوب بن حمید بن کاسب مدنی، معروف به «ابن کاسب»، از راویان و حافظان حدیث در طبقه یازدهم (به شمارش برخی منابع) است. وی اصالتاً اهل مدینه بود و سپس به مکه مهاجرت کرد. ابن کاسب صاحب «مسند» و تألیفات متعدد بود، اما در میان رجالشناسان اختلاف شدیدی در توثیق و تضعیف او وجود دارد. گروهی از جمله یحیی بن معین (در نقلی) و ابن عدی او را توثیق کرده اند، در حالی که گروهی دیگر از جمله نسائی، ابوحاتم رازی، یحیی بن معین (در نقلی دیگر) و ابوداوود سجستانی او را تضعیف نموده و به «محدود» بودن (تازیانه خوردن به دلیل اتهام زنا؟ یا معنای دیگر) و نیز تغییر و تبدیل احادیث از مرسل به متصل متهم کرده اند.

یعقوب بن حمید بن کاسب مدنی
اطلاعات فردی
نام کاملیعقوب بن حمید بن کاسب المدنی، أبو یوسف (مشهور به ابن کاسب)
سرشناسیحافظ، محدث، صاحب «مسند»، از طبقه دهم (مقبول)
وفاتاواخر سال ۲۴۱ هجری قمری (به نقلی ۲۴۰)
محل دفنمکه
اطلاعات علمی
استادانابراهیم بن سعد زهری، سفیان بن عیینة، عبدالعزیز بن ابی حازم، عبدالله بن وهب مصری، عبدالعزیز بن محمد دراوردی و...
شاگردانبخاری (در کتاب أفعال العباد)، ابن ماجه قزوینی، عبدالله بن احمد بن حنبل، ابوزرعه رازی، ابوحاتم رازی و..
مذهباهل سنت
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، حفظ، تألیف مسند، روایت
علت شهرتاختلاف شدید در جرح و تعدیل

جایگاه رجالی

یعقوب بن حمید بن کاسب مدنی، کنیه اش ابویوسف است.[۱] گاهی به جد خود (کاسب) نسبت داده میشود و «ابن کاسب» خوانده میشود. وی اصالتاً اهل مدینه بود و سپس ساکن مکه گردید.[۲] روایاتی از او در منابع رجالی با عنوان «يعقوب بن حميد بن كاسب المدني» آمده و ابن حبان او را در کتاب «الثقات» ذکر کرده است.[۳]

سال ولادت وی در منابع ذکر نشده است. اما وفات او به گفته بخاری در سال ۲۴۰ یا ۲۴۱ هجری قمری بوده است.[۴] ذهبی نیز مینویسد: «مات ابن كاسب في آخر سنة إحدى وأربعين ومائتين» (ابن کاسب در اواخر سال ۲۴۱ هجری درگذشت).[۵] همچنین نقل شده که وی نخستین محدثی بود که در مکه از دنیا رفت و در آنجا دفن شد.

اساتید

یعقوب بن حمید از شمار بسیار زیادی از استادان روایت کرده است. از جمله مهمترین آنان[۶]:

  • ابراهیم بن سعد زهری (از استادان بخاری در صحیح)
  • عبدالعزیز بن ابی حازم
  • عبدالله بن وهب مصری
  • عبدالعزیز دراوردی
  • سفیان بن عیینة
  • حاتم بن اسماعیل
  • مروان بن معاویة فزاری
  • معتمر بن سلیمان
  • ولید بن مسلم
  • محمد بن اسماعیل بن ابی فدیک
  • معن بن عیسی قزاز
  • ابو ضمرة انس بن عیاض
  • عبدالرزاق بن همام

شاگردان

راویان بسیاری از ابن کاسب حدیث نقل کردهاند. از جمله[۷]:

  • بخاری (در کتاب «أفعال العباد» و به احتمال قوی در دو جای «صحیح البخاری»: کتاب الصلح و باب فضل من شهد بدراً)
  • ابن ماجه (در سنن خود)
  • عبدالله بن احمد بن حنبل
  • ابوزرعه رازی
  • ابوحاتم رازی
  • اسماعیل قاضی
  • ابوبکر بن ابی عاصم
  • عباس عنبری
  • بقّی بن مخلد اندلسی
  • محمد بن وضاح قرطبی
  • قاسم بن عبدالله بن مهدی اخمیمی
  • ابو ولید ازرقی

جایگاه علمی

ابن کاسب صاحب «مسند» بود که آن را بر اساس ابواب (موضوعی) مرتب کرده بود. ابن عدی درباره او میگوید: «لا بأس به و برواياته، و هو كثير الحديث كثير الغرائب... و إذا نظرت إلى "مسنده" علمت أنه جماع للحديث، صاحب حديث».[۸] ابن حبان نیز در «الثقات» میگوید: «كان ممن يحفظ من جمع و صنف، و اعتمد على حفظه، فربما أخطأ في الشيء بعد الشيء، و ليس خطأ الإنسان في شيء يهم فيه ما لم يفحش ذلك منه بمخرجه عن الثقات إذا تقدمت عدالته».[۹]

ذهبی تعبیر جالبی دارد: «كان من أئمة الأثر على كثرة مناكير له» (از امامان حدیث بود با وجود بسیار بودن مناکیر در روایاتش).[۱۰]

توثیق

  • مضر بن محمد اسدی از یحیی بن معین روایت کرده که گفت: «ثقة».[۱۱]
  • یحیی بن معین در نقلی دیگر (به روایت ابن ابی خیثمه) گفت: «ما به بأس لو لا أنه سفيه» (ایرادی بر او نیست مگر اینکه سبکسر است).[۱۲]
  • مصعب زبیری به دفاع از او برخاست و گفت: «إنما حسده الطالبيون... و ابن كاسب ثقة مأمون صاحب حديث و كان من أمناء القضاة زمانا».[۱۳]
  • ابوبکر بن عدی : «لا بأس به و برواياته».[۱۴]
  • بخاری : «لم نر إلا خيراً، هو في الأصل صدوق» (جز خوبی از او ندیدیم، او در اصل راستگوست).[۱۵]
  • قاسم بن عبدالله بن مهدی به نقل از ابومصعب زهری: «عليك بشيخنا أبي يوسف يعقوب بن حميد بن كاسب».[۱۶]

تضعیف

  • عباس دوری از یحیی بن معین روایت کرد: «ليس بشيء» و در جای دیگر: «ليس بثقة». وقتی پرسیده شد چرا؟ گفت: «لأنه محدود» (چون حد خورده است). پرسیده شد: آیا در سماع خود ثقه نیست؟ گفت: چرا (البته یعنی در شنیدن ثقه است ولی به دلیل «محدود» بودن روایتش پذیرفته نیست).[۱۷] معنای «محدود» مورد اختلاف است؛ برخی به معنای تازیانه خورده به دلیل اتهام زنا، برخی به معنای کسی که از جامعه طرد شده است.
  • نسائی: «ليس بشيء» و در جای دیگر: «ليس بثقة».[۱۸]
  • ابوحاتم رازی: «ضعيف الحديث»[۱۹]؛ و درباره حدیثی که ابن کاسب روایت کرده بود گفت: «قلبي لا يسكن على ابن كاسب» (دلم به ابن کاسب آرام نمیگیرد).
  • ابوزرعه رازی: وقتی درباره او پرسیده شد، «حرك رأسه» (سرش را تکان داد – نشانه عدم رضایت). و هنگامی که به او گفته شد آیا در حدیث صدوق است؟ پاسخ داد: «لهذا شروط» (این سخن شرایطی دارد).[۲۰]

مهمترین نقد بر یعقوب بن حمید، اتهام به «تغییر احادیث مرسل به مسند» و افزودن در متن است. این اتهام توسط ابوداوود سجستانی (که متهم به حسد نیست) و به نقل از زکریا بن یحیی حلوانی نقل شده است. همچنین «عباس عنبری» گفته است: «يوصل الحديث» (حدیث مرسل را متصل میکند)[۲۱]

جمع بندی

یعقوب بن حمید بن کاسب شخصیتی علمی بود با حافظه ای قوی و مسند بود، اما به دلیل اتهامات اخلاقی (محدود بودن) و فنی (تغییر احادیث از مرسل به مسند و جعل اسناد) مورد جرح شدید قرار گرفته است. اقوال تضعیف از سوی نسائی، ابوحاتم، ابوزرعه و ابوداوود که از سر حسد نبوده، بر اقوال توثیق (که بیشتر از یحیی بن معین و شاگردان کوفی اوست و اتهام حسد به آنها شده) مقدم است. از این رو بسیاری از متأخران از جمله ذهبی و ابن حجر او را ضعیف میدانند.

ابن حجر در «تقریب التهذیب» (ترجمه 7818) با عبارت «صدوق له أوهام» (راستگو اما دارای وهم هایی است) از او یاد کرده، اما در «تهذیب التهذیب» نقل قول های تضعیف را آورده است. در مجموع حدیث او در مرتبه «حسن لغیره» یا ضعیف متوسط است و به دلیل وجود مناکیر و غرائب، نزد متقدمان ضعیف شمرده شده است.

روايت حديث غدير[۲۲]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده يعقوب بن حميد بن كاسب مدنى،ابويوسف (م ۲۴۰ يا ۲۴۱ ق) است. در كتاب «فضائل على ‏عليه السلام» احمد بن حنبل حدیث غدیر را از يعقوب بن حمدان بن كاسب[۲۳] نقل كرده است.

ابن‏ حِبّان و ذهبى و ابن ‏حجر[۲۴]: او را توثيق كرده و ستوده ‏اند. بخارى در باب «خلق افعال العباد»، ابن‏ ماجه، عبداللَّه بن احمد، قاضى اسماعيل، ابوبکر بن ابی‏ عاصم و ديگران از وى روایت كرده ‏اند. بخاری او را ستوده است.

پانویس

  1. سیر أعلام النبلاء، ج 12، ص 475
  2. تهذیب الکمال، ج 32، ص 336
  3. تهذیب الکمال، ج 32، ص 340
  4. تهذیب الکمال، ج 32، ص 340
  5. سیر أعلام النبلاء، ج 12، ص 477
  6. تهذیب الکمال، ج 32، ص 336-337
  7. تهذیب الکمال، ج 32، ص 337-338
  8. تهذیب الکمال، ج 32، ص 340
  9. تهذیب الکمال، ج 32، ص 340
  10. سیر أعلام النبلاء، ج 12، ص 475
  11. تهذیب الکمال، ج 32، ص 338
  12. تهذیب الکمال، ج 32، ص 340
  13. تهذیب الکمال، ج 32، ص 340
  14. تهذیب الکمال، ج 32، ص 340
  15. سیر أعلام النبلاء، ج 12، ص 475
  16. سیر أعلام النبلاء، ج 12، ص 475
  17. تهذیب الکمال، ج 32، ص 338
  18. همان، ص 339
  19. همان، ص 338
  20. همان، ص 338
  21. همان، ص 338
  22. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۳۶.
  23. يعقوب بن حميد صحيح است.
  24. الثقات: ج ۹ ص ۲۸۵. تذكرة الحفّاظ: ج ۱ ص ۴۶۶. الكاشف: ج ۳ ص ۲۹۰. تقريب التهذيب: ج ۲ ص ۲۷۵.