پرش به محتوا

جعل حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۵۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۵ اوت ۲۰۲۲
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:
در اين امتحان عظيم، هم جهاتى كه مى‏توانست سر منشأ آزمايش باشد متعدد بود، و هم عللى كه مى‏ توانست انگيزه شيطانى براى سقوط در امتحان باشد در جلوه ‏هاى مختلف به ميان آمد.
در اين امتحان عظيم، هم جهاتى كه مى‏توانست سر منشأ آزمايش باشد متعدد بود، و هم عللى كه مى‏ توانست انگيزه شيطانى براى سقوط در امتحان باشد در جلوه ‏هاى مختلف به ميان آمد.


[[پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله]] در خطابه بلند خود، اين شرايط امتحان را براى مردم تبيين فرمود تا با آمادگى كامل به استقبال آن بروند. اين آينده تلخِ امتحان را حضرتش در غدير به اشارت و صراحت پيش‏ بينى فرمود و مراحل چنين امتحان بزرگى را با استشهاد به ۱۱ آيه تضمين شده در [[خطبه غدیر]] بيان فرمود.
پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله در خطابه بلند خود، اين شرايط امتحان را براى مردم تبيين فرمود تا با آمادگى كامل به استقبال آن بروند. اين آينده تلخِ امتحان را حضرتش در غدير به اشارت و صراحت پيش‏ بينى فرمود و مراحل چنين امتحان بزرگى را با استشهاد به ۱۱ آيه تضمين شده در [[خطبه غدیر]] بيان فرمود.


از جمله اين آيات آيه ۷۱ سوره صافات است:
از جمله اين آيات آيه ۷۱ سوره صافات است:
خط ۱۴: خط ۱۴:
در اينجا اين آيه از دو بُعد قابل بررسى است:
در اينجا اين آيه از دو بُعد قابل بررسى است:


=== '''۱. متن خطبه غدير''' ===
=== متن خطبه غدير ===
مَعاشِرَ النّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ اكْثَرُ الاوَّلينَ:
مَعاشِرَ النّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ اكْثَرُ الاوَّلينَ:


اى مردم، قبل از شما اكثر پيشينيان گمراه شدند.<ref>اسرار غدير: ص ۱۴۹ بخش ۶ .</ref>
اى مردم، قبل از شما اكثر پيشينيان گمراه شدند.<ref>اسرار غدير: ص ۱۴۹ بخش ۶ .</ref>


=== '''2. تحليل اعتقادى''' ===
=== تحليل اعتقادى ===


==== '''الف) مسئله اكثريت نزد غاصبين خلافت''' ====
==== الف) مسئله اكثريت نزد غاصبين خلافت ====
نقطه ارزشى بحث [[جماعت|اکثریت]] در سايه خطابه غدير، جهت گيرى دشمنان [[امامت]] و غاصبين [[خلافت]] در جهت عكس آيات قرآنى و محتواى غدير درباره اكثريت است، و اين همان چيزى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله هشدارش را مى ‏داد.
نقطه ارزشى بحث اکثریت در سايه خطابه غدير، جهت گيرى دشمنان [[امامت]] و غاصبين [[خلافت]] در جهت عكس آيات قرآنى و محتواى غدير درباره اكثريت است، و اين همان چيزى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله هشدارش را مى ‏داد.


اگر در روايات [[اهل‏ سنت]] مرورى داشته باشيم رواياتى در ارزش دادن به اكثريت با عبارت ‏هاى مختلف كه گاهى تا حد افراط است به چشم مى‏ خورد. جا دارد قبل از ريشه‏ يابى، نمونه‏ هايى از آنها را ذكر كنيم<ref>اين روايات در اين منابع قابل مراجعه است: صحيح مسلم: ح ۱۸۵۵،۱۸۴۹،۱۸۴۷،۱۸۴۶،۱۸۴۵،۱۸۴۳. كنز العمال: ج ۱ ص ۱۰۴ و ج ۴ ص ۳۷۳،۳۷۳ و ج ۵ ص ۷۵۱ و ج ۱۱ ص ۲۱۰. همچنين كنز العمال: احاديث ۳۴۴۶۱،۳۴۴۵۹،۲۰۲۴۲،۲۰۲۴۱،۱۶۴۴،۱۰۴۹،۱۰۳۹،۱۰۳۶،۱۰۳۵،۱۰۳۲،۱۰۳۱،۱۰۳۰،۱۰۲۹،۱۰۲۸،۱۰۲۵،۹۰۹. سنن ابى ‏داود: ج ۱ ص ۲۰۷،۲۰۶ و ج ۳ ص ۱۸. الجامع الصغير: ج ۲ ص ۴۸. فيض القدير: ج ۶ ص ۵۹۵ . كشف الخفاء: ج ۱ ص ۳۳۳ - ۳۵۰.</ref>:
اگر در روايات [[اهل‏ سنت]] مرورى داشته باشيم رواياتى در ارزش دادن به اكثريت با عبارت ‏هاى مختلف كه گاهى تا حد افراط است به چشم مى‏ خورد. جا دارد قبل از ريشه‏ يابى، نمونه‏ هايى از آنها را ذكر كنيم<ref>اين روايات در اين منابع قابل مراجعه است: صحيح مسلم: ح ۱۸۵۵،۱۸۴۹،۱۸۴۷،۱۸۴۶،۱۸۴۵،۱۸۴۳. كنز العمال: ج ۱ ص ۱۰۴ و ج ۴ ص ۳۷۳،۳۷۳ و ج ۵ ص ۷۵۱ و ج ۱۱ ص ۲۱۰. همچنين كنز العمال: احاديث ۳۴۴۶۱،۳۴۴۵۹،۲۰۲۴۲،۲۰۲۴۱،۱۶۴۴،۱۰۴۹،۱۰۳۹،۱۰۳۶،۱۰۳۵،۱۰۳۲،۱۰۳۱،۱۰۳۰،۱۰۲۹،۱۰۲۸،۱۰۲۵،۹۰۹. سنن ابى ‏داود: ج ۱ ص ۲۰۷،۲۰۶ و ج ۳ ص ۱۸. الجامع الصغير: ج ۲ ص ۴۸. فيض القدير: ج ۶ ص ۵۹۵ . كشف الخفاء: ج ۱ ص ۳۳۳ - ۳۵۰.</ref>:
خط ۳۸: خط ۳۸:
۶. انَّ الشَّيْطانَ مَعَ مَنْ فارَقَ الْجَماعَةَ يَرْكُضُ: شيطان به همراه كسى كه از اكثريت جدا شود مى‏دَوَد.
۶. انَّ الشَّيْطانَ مَعَ مَنْ فارَقَ الْجَماعَةَ يَرْكُضُ: شيطان به همراه كسى كه از اكثريت جدا شود مى‏دَوَد.


۷. مَنْ خَرَجَ عَنِ الْجَماعَةِ قَيْدَ شِبْرٍ فَقْد خَلَعَ رِبْقَةَ الاسْلامِ مِنْ عُنُقِهِ: هر كس به اندازه يك وجب از مسير اكثريت خارج شود، قلاده [[اسلام]] را از گردن خويش خارج ساخته است.
۷. مَنْ خَرَجَ عَنِ الْجَماعَةِ قَيْدَ شِبْرٍ فَقْد خَلَعَ رِبْقَةَ الاسْلامِ مِنْ عُنُقِهِ: هر كس به اندازه يک وجب از مسير اكثريت خارج شود، قلاده [[اسلام]] را از گردن خويش خارج ساخته است.


۸. مَنْ شَذَّ عَنِ الْجَماعَةِ فَاقْتُلُوهُ: هر كس از اكثريت جدا شد او را بكشيد.
۸. مَنْ شَذَّ عَنِ الْجَماعَةِ فَاقْتُلُوهُ: هر كس از اكثريت جدا شد او را بكشيد.
خط ۶۸: خط ۶۸:
تنظيم كنندگان صحيفه راه بلند مدت خود را اين چنين مزورانه پيش‏بينى كردند، و پيروان آنان نيز با مطالعه اين ميراث شوم فرهنگى اصول كار خود را يافتند و صدها [[روایت]] براى آنها جعل يا تحريف كردند؛ و اين گونه راه باطل خود را قرن‏ها ادامه دادند.
تنظيم كنندگان صحيفه راه بلند مدت خود را اين چنين مزورانه پيش‏بينى كردند، و پيروان آنان نيز با مطالعه اين ميراث شوم فرهنگى اصول كار خود را يافتند و صدها [[روایت]] براى آنها جعل يا تحريف كردند؛ و اين گونه راه باطل خود را قرن‏ها ادامه دادند.


==== '''ب) ريشه ‏يابى سوء استفاده از «اكثريت» در مخالفين شيعه''' ====
==== ب) ريشه ‏يابى سوء استفاده از «اكثريت» در مخالفين شيعه ====
با توجه به آنچه از آيات [[قرآن]] درباره اكثريت خوانديم، و با در نظر گرفتن وجود نفاق حتى در زمان خود پيامبر صلى الله عليه و آله و هشدارهايى كه آن حضرت درباره آينده امت خود و وجود اسباب انحراف آنان در خطابه غدير و قبل و بعدِ آن داده، رواياتى كه [[اهل سنت|اهل ‏تسنن]] درباره «اكثريت» بدان‏ ها تمسک كرده‏ اند از سه جهت بايد مورد بازبينى قرار گيرد:
با توجه به آنچه از آيات [[قرآن]] درباره اكثريت خوانديم، و با در نظر گرفتن وجود نفاق حتى در زمان خود پيامبر صلى الله عليه و آله و هشدارهايى كه آن حضرت درباره آينده امت خود و وجود اسباب انحراف آنان در خطابه غدير و قبل و بعدِ آن داده، رواياتى كه [[اهل سنت|اهل ‏تسنن]] درباره «اكثريت» بدان‏ ها تمسک كرده‏ اند از سه جهت بايد مورد بازبينى قرار گيرد:


خط ۸۱: خط ۸۱:
ما نيز در اينجا با اشاره به هشت نكته اساسى، ريشه ‏يابى اين مبانى عقيدتى را پى مى‏ گيريم:
ما نيز در اينجا با اشاره به هشت نكته اساسى، ريشه ‏يابى اين مبانى عقيدتى را پى مى‏ گيريم:


===== '''نكته اول: پر كردن خلأ اعتقادى و عملى''' =====
===== نكته اول: پر كردن خلأ اعتقادى و عملى =====
مطرح كردن همه جانبه مسئله «اكثريت و اجماع» از روز اولِ غصب خلافت، براى پر كردن دو خلأ بزرگ است كه بر اثر جدايى از امامت و خلافت الهى طبعاً بوجود مى‏ آيد: يكى خلأ اعتقادى و ديگرى خلأ در اصول عملى.
مطرح كردن همه جانبه مسئله «اكثريت و اجماع» از روز اولِ غصب خلافت، براى پر كردن دو خلأ بزرگ است كه بر اثر جدايى از امامت و خلافت الهى طبعاً بوجود مى‏ آيد: يكى خلأ اعتقادى و ديگرى خلأ در اصول عملى.


خط ۹۴: خط ۹۴:
بنا بر اين غاصبينِ اول به خوبى متوجه اين دو خلأ بزرگ بوده ‏اند كه اين گونه جاى آن را با «اكثريت» و ارزش دادن به آن پر كرده ‏اند؛ و ادامه دهندگان راه خلافت از نوع سقيفه ‏اى نيز در طول [[تاریخ]] اين ركن اساسى خود را از دست نداده ‏اند و از هر فرصتى براى تحكيم آن استفاده كرده ‏اند.
بنا بر اين غاصبينِ اول به خوبى متوجه اين دو خلأ بزرگ بوده ‏اند كه اين گونه جاى آن را با «اكثريت» و ارزش دادن به آن پر كرده ‏اند؛ و ادامه دهندگان راه خلافت از نوع سقيفه ‏اى نيز در طول [[تاریخ]] اين ركن اساسى خود را از دست نداده ‏اند و از هر فرصتى براى تحكيم آن استفاده كرده ‏اند.


===== '''نكته دوم: استفاده ابزارى از اكثريت''' =====
===== نكته دوم: استفاده ابزارى از اكثريت =====
براى تحكيم بنيادين مسئله «[[اکثریت]]» و براى استفاده ابزارى از آن در مسير [[خلافت]] غصب شده و پيش ‏بينى جنبه ‏هاى كاربردى آن، دست جعل و تحريف بادقت فوق العاده ‏اى دست به پردازش اين روايات زده و حتى ضرورت‏ ها و زمينه‏ هاى احتمالى آن را در نظر گرفته است، تا حاكم غاصب در مقام عمل بادست بازترى به سوى اهداف از پيش تعيين شده گام بردارد.
براى تحكيم بنيادين مسئله «[[اکثریت]]» و براى استفاده ابزارى از آن در مسير [[خلافت]] غصب شده و پيش ‏بينى جنبه ‏هاى كاربردى آن، دست جعل و تحريف بادقت فوق العاده ‏اى دست به پردازش اين روايات زده و حتى ضرورت‏ ها و زمينه‏ هاى احتمالى آن را در نظر گرفته است، تا حاكم غاصب در مقام عمل بادست بازترى به سوى اهداف از پيش تعيين شده گام بردارد.


خط ۱۱۱: خط ۱۱۱:
همان گونه كه به عنوان ابزارى براى سركوفت بر مؤمنين حقيقى و سوژه دادن به دست اكثريتى منحرف، تهديداتى را به صورت تبصره و ضميمه به اصل مسئله «اكثريت» افزوده ‏اند، و با همين گرزهاى ظالمانه صدها سال، طرفداران امامت ائمه‏ عليهم السلام را به بهانه بر هم زدن اجتماع مسلمانان و خروج از اكثريت و تكروى به شهادت رساندند يا به زندان انداختند و يا تبعيد نمودند و يا مجبور به فرارشان كردند.
همان گونه كه به عنوان ابزارى براى سركوفت بر مؤمنين حقيقى و سوژه دادن به دست اكثريتى منحرف، تهديداتى را به صورت تبصره و ضميمه به اصل مسئله «اكثريت» افزوده ‏اند، و با همين گرزهاى ظالمانه صدها سال، طرفداران امامت ائمه‏ عليهم السلام را به بهانه بر هم زدن اجتماع مسلمانان و خروج از اكثريت و تكروى به شهادت رساندند يا به زندان انداختند و يا تبعيد نمودند و يا مجبور به فرارشان كردند.


===== '''نكته سوم: ولايت رمز اتحاد و اكثريت مشروع''' =====
===== نكته سوم: ولايت رمز اتحاد و اكثريت مشروع =====
بر فرض صحت همه روايات ذكر شده از جهت سند و متن، آيا پيامبرى كه اين همه به فكر اتحاد جامعه مسلمين بوده، راهكارى براى حفظ اين اتحاد توصيه نفرموده است؟
بر فرض صحت همه روايات ذكر شده از جهت سند و متن، آيا پيامبرى كه اين همه به فكر اتحاد جامعه مسلمين بوده، راهكارى براى حفظ اين اتحاد توصيه نفرموده است؟


خط ۱۲۲: خط ۱۲۲:
جا دارد بپرسيم: چگونه است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در اين بلندترين خطابه عمر خود، اين همه درباره [[جانشین|خلافت]] و جوانب آن سخن گفته كه ركن جامعه مسلمين است، ولى درباره اجتماع مسلمانان و اينكه تكروى كننده را بايد كُشت سخنى به ميان نياورده است؟ زيرا ضامن بقاى اتحاد در جامعه اسلامى را مطرح كرده كه با حفظ آن نوبت به اختلاف و تفرقه نمى ‏رسد تا در صدد چاره آن باشيم! و آنچه اختلاف و تفرقه است از كنار گذاشتن همين ضمانت نامه [[اسلام]] نشأت گرفته است.
جا دارد بپرسيم: چگونه است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در اين بلندترين خطابه عمر خود، اين همه درباره [[جانشین|خلافت]] و جوانب آن سخن گفته كه ركن جامعه مسلمين است، ولى درباره اجتماع مسلمانان و اينكه تكروى كننده را بايد كُشت سخنى به ميان نياورده است؟ زيرا ضامن بقاى اتحاد در جامعه اسلامى را مطرح كرده كه با حفظ آن نوبت به اختلاف و تفرقه نمى ‏رسد تا در صدد چاره آن باشيم! و آنچه اختلاف و تفرقه است از كنار گذاشتن همين ضمانت نامه [[اسلام]] نشأت گرفته است.


===== '''نكته چهارم: سقيفه بارزترين مخالف اكثريت''' =====
===== نكته چهارم: سقيفه بارزترين مخالف اكثريت =====
جا دارد با پذيرفتن اين روايات، به جبهه ‏گيرى متعاكس سقيفه بخنديم و از غفلت خود متأسف باشيم!
جا دارد با پذيرفتن اين روايات، به جبهه ‏گيرى متعاكس سقيفه بخنديم و از غفلت خود متأسف باشيم!


خط ۱۵۵: خط ۱۵۵:
افسوس كه مقدر خدا چنين بود تا امتحانى بزرگ از مردم بگيرد و تا روز آخر دنيا برگ‏ هاى اين امتحان به دست نسل‏ هاى مسلمين داده شود تا باطن خود را نشان دهند، وگرنه اين على بن ابى ‏طالب ‏عليه السلام بود كه دومى را در خانه آتش گرفته بر زمين زد و بر سينه او نشست و تصميم بر قتل او گرفت تا در همان آغاز زمين را از لوث سقيفه پاک كند، ولى اراده خداوند را به ياد آورد و فرمود: قسم به خدايى كه محمد را كرامت بخشيده، اى پسر صهاک، اگر نبود آنچه خدا نوشته و مقرر فرموده و پيمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با من نموده، مى‏ دانستى كه تو نمى ‏توانى وارد خانه من شوى!<ref>كتاب سليم: ص ۳۸۷،۱۵۰.</ref>
افسوس كه مقدر خدا چنين بود تا امتحانى بزرگ از مردم بگيرد و تا روز آخر دنيا برگ‏ هاى اين امتحان به دست نسل‏ هاى مسلمين داده شود تا باطن خود را نشان دهند، وگرنه اين على بن ابى ‏طالب ‏عليه السلام بود كه دومى را در خانه آتش گرفته بر زمين زد و بر سينه او نشست و تصميم بر قتل او گرفت تا در همان آغاز زمين را از لوث سقيفه پاک كند، ولى اراده خداوند را به ياد آورد و فرمود: قسم به خدايى كه محمد را كرامت بخشيده، اى پسر صهاک، اگر نبود آنچه خدا نوشته و مقرر فرموده و پيمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با من نموده، مى‏ دانستى كه تو نمى ‏توانى وارد خانه من شوى!<ref>كتاب سليم: ص ۳۸۷،۱۵۰.</ref>


===== '''نكته پنجم: سوء استفاده از مفاهيم كلى اكثريت''' =====
===== نكته پنجم: سوء استفاده از مفاهيم كلى اكثريت =====
از آنجا كه برخى از روايات مطرح شده مفاهيم كلى دارد، غاصبين خلافت به راحتى از آن سوء استفاده كرده ‏اند.
از آنجا كه برخى از روايات مطرح شده مفاهيم كلى دارد، غاصبين خلافت به راحتى از آن سوء استفاده كرده ‏اند.


خط ۱۷۲: خط ۱۷۲:
اين سوء استفاده غاصبين است كه پس از قرار دادن مردم در مسيرى نادرست، متخلف از آن را تفرقه انداز معرفى مى‏ كنند. آنان به مردم نمى‏ گويند كه اصل اين مفاهيم كلى براى كدام اتحاد و يكپارچگى جامعه است. حتى اگر فرصت بيشترى پيدا كنند راه خود را يگانه طريق حق معرفى مى‏كنند و به هيچ كس ديگرى اجازه ارائه راهش نمى‏ دهند.
اين سوء استفاده غاصبين است كه پس از قرار دادن مردم در مسيرى نادرست، متخلف از آن را تفرقه انداز معرفى مى‏ كنند. آنان به مردم نمى‏ گويند كه اصل اين مفاهيم كلى براى كدام اتحاد و يكپارچگى جامعه است. حتى اگر فرصت بيشترى پيدا كنند راه خود را يگانه طريق حق معرفى مى‏كنند و به هيچ كس ديگرى اجازه ارائه راهش نمى‏ دهند.


===== '''نكته ششم: تحريف روايات اكثريت''' =====
===== نكته ششم: تحريف روايات اكثريت =====
در برخى از روايات مربوط به اكثريت دست تحريف مشهود است. مسئله تحريف كه بدون شک با حيله و مكر ادبى و گنجاندن اهداف شوم با زياد يا كم كردن متون روايات صورت مى‏ گيرد، از ابزارى است كه غاصبين را به صورت ميان بُر و با زحمتى كمتر از جعل حديث به مقصد مى‏ رساند.
در برخى از روايات مربوط به اكثريت دست تحريف مشهود است. مسئله تحريف كه بدون شک با حيله و مكر ادبى و گنجاندن اهداف شوم با زياد يا كم كردن متون روايات صورت مى‏ گيرد، از ابزارى است كه غاصبين را به صورت ميان بُر و با زحمتى كمتر از جعل حديث به مقصد مى‏ رساند.


خط ۱۸۵: خط ۱۸۵:
اينها چند نمونه بود كه با دستكارى روايات آن را به اهداف مورد نظر خود نزديک كرده ‏اند، و نمونه ‏هاى آن بسيار است.
اينها چند نمونه بود كه با دستكارى روايات آن را به اهداف مورد نظر خود نزديک كرده ‏اند، و نمونه ‏هاى آن بسيار است.


===== '''نكته هفتم: تضادِّ روايات اكثريت با روايات ديگر''' =====
===== نكته هفتم: تضادِّ روايات اكثريت با روايات ديگر =====
در منابع راويان همين روايات اكثريت، احاديث ديگرى ديده مى‏ شود كه كاملاً با آنها متضاد است. نمونه معروف آن [[روایت]] «اخْتِلافُ امَّتى رَحْمَةٌ»<ref>كنز العمال: ج ۱ ص ۱۳۶. الجامع الصغير: ج ۱ ص ۱۳.</ref> است كه با اسناد متعدد در كتب [[اهل‏ سنت]] نقل شده است.
در منابع راويان همين روايات اكثريت، احاديث ديگرى ديده مى‏ شود كه كاملاً با آنها متضاد است. نمونه معروف آن [[روایت]] «اخْتِلافُ امَّتى رَحْمَةٌ»<ref>كنز العمال: ج ۱ ص ۱۳۶. الجامع الصغير: ج ۱ ص ۱۳.</ref> است كه با اسناد متعدد در كتب [[اهل‏ سنت]] نقل شده است.


خط ۲۰۰: خط ۲۰۰:
زَعَمْتُمْ انَّ الاخْتِلافَ رَحْمَةٌ! هَيْهاتَ! ابى كِتابَ اللَّه ذلِكَ عَلَيْكُمْ، يَقُولُ اللَّه تَبارَكَ وَ تَعالى »وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ«؛ وَ اخْبَرَنا بِاخْتِلافِهِمْ فَقالَ: »لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ« اىْ لِلرَّحْمَةِ، وَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ وَ شيعَتُهُمْ <ref>بحار الانوار: ج ۲۸ ص ۲۲۳.</ref>:
زَعَمْتُمْ انَّ الاخْتِلافَ رَحْمَةٌ! هَيْهاتَ! ابى كِتابَ اللَّه ذلِكَ عَلَيْكُمْ، يَقُولُ اللَّه تَبارَكَ وَ تَعالى »وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ«؛ وَ اخْبَرَنا بِاخْتِلافِهِمْ فَقالَ: »لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ« اىْ لِلرَّحْمَةِ، وَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ وَ شيعَتُهُمْ <ref>بحار الانوار: ج ۲۸ ص ۲۲۳.</ref>:


شما گمان كرده ‏ايد كه اختلاف رحمت است! هرگز! كتاب خدا اين مطلب شما را رد مى‏ كند، آنجا كه خداى تبارک و تعالى مى‏ فرمايد: «مانند كسانى نباشيد كه تفرقه پيدا كردند و اختلاف نمودند بعد از آنكه براهين روشن برايشان آمد. آنان كسانى ‏اند كه برايشان عذاب دردناكى است» . همچنين از اختلاف آنان خبر داده و فرموده: «همچنان در اختلافند مگر كسانى كه پروردگارت آنان را مورد رحمت قرار دهد، و براى همين آنان را خلق كرده است» ، يعنى براى رحمت، و آنان كه براى رحمت خلق شده ‏اند آل محمد و شيعيان ايشان ‏اند.
شما گمان كرده ‏ايد كه اختلاف رحمت است! هرگز! كتاب خدا اين مطلب شما را رد مى‏ كند، آنجا كه خداى تبارک و تعالى مى‏ فرمايد: «مانند كسانى نباشيد كه تفرقه پيدا كردند و اختلاف نمودند بعد از آنكه براهين روشن برايشان آمد. آنان كسانى ‏اند كه برايشان عذاب دردناكى است» . همچنين از اختلاف آنان خبر داده و فرموده: «همچنان در اختلافند مگر كسانى كه پروردگارت آنان را مورد رحمت قرار دهد، و براى همين آنان را خلق كرده است»، يعنى براى رحمت، و آنان كه براى رحمت خلق شده ‏اند آل محمد و شيعيان ايشان ‏اند.


===== '''نكته هشتم: معناى جماعة المسلمين''' =====
===== نكته هشتم: معناى جماعة المسلمين =====
معناى «جَماعَةُ الْمُسْلِمينَ» از نقاطى است كه غاصبين از ابهام آن سوء استفاده بسيار نموده ‏اند. ابهام اين كلمه از آنجاست كه دو كلمه اين تركيب -  يعنى [[جماعت]] و [[مسلمانان|مسلمین]] -  مورد تجزيه و تحليل قرار نگرفته است.
معناى «جَماعَةُ الْمُسْلِمينَ» از نقاطى است كه غاصبين از ابهام آن سوء استفاده بسيار نموده ‏اند. ابهام اين كلمه از آنجاست كه دو كلمه اين تركيب -  يعنى [[جماعت]] و [[مسلمانان|مسلمین]] -  مورد تجزيه و تحليل قرار نگرفته است.


خط ۲۱۳: خط ۲۱۳:
قالَ رَسُولُ اللَّه‏ صلى الله عليه وآله: مَنْ فارَقَ جَماعَةَ الْمُسْلِمينَ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الاسْلامِ مِنْ عُنُقِهِ. قيلَ: يا رَسُولَ اللَّه، وَ ما جَماعَةُ الْمُسْلِمينَ؟ قالَ: جَماعَةُ اهْلِ الْحَقِّ وَ انْ قَلُّوا <ref>بحار الانوار: ج ۲۷ ص ۶۷ ح ۱.</ref>:
قالَ رَسُولُ اللَّه‏ صلى الله عليه وآله: مَنْ فارَقَ جَماعَةَ الْمُسْلِمينَ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الاسْلامِ مِنْ عُنُقِهِ. قيلَ: يا رَسُولَ اللَّه، وَ ما جَماعَةُ الْمُسْلِمينَ؟ قالَ: جَماعَةُ اهْلِ الْحَقِّ وَ انْ قَلُّوا <ref>بحار الانوار: ج ۲۷ ص ۶۷ ح ۱.</ref>:


پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: هر كس از [[جماعت]] مسلمانان جدا شود قلاده [[اسلام]] را از گردن خويش بيرون آورده است. پرسيدند: يا رسول اللَّه، جماعت مسلمانان كدام است؟ فرمود: جماعت اهل حق، اگر چه كم باشند!
پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: هر كس از جماعت مسلمانان جدا شود قلاده [[اسلام]] را از گردن خويش بيرون آورده است. پرسيدند: يا رسول اللَّه، جماعت مسلمانان كدام است؟ فرمود: جماعت اهل حق، اگر چه كم باشند!


در روايتى ديگر حضرت در پاسخ همين سؤال فرمود: مَنْ كانَ عَلَى الْحَقِّ وَ انْ كانُوا عَشَرَةً <ref>معانى الاخبار: ص ۱۵۴ ح ۲.</ref>: كسانى كه در راه حق باشند اگرچه ده نفر باشند.
در روايتى ديگر حضرت در پاسخ همين سؤال فرمود: مَنْ كانَ عَلَى الْحَقِّ وَ انْ كانُوا عَشَرَةً <ref>معانى الاخبار: ص ۱۵۴ ح ۲.</ref>: كسانى كه در راه حق باشند اگرچه ده نفر باشند.
خط ۲۱۹: خط ۲۱۹:
و در حديثى ديگر فرمود: انَّ الْقَليلَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ كَثيرٌ <ref>بحار الانوار: ج ۲ ص ۲۶۶ ح ۲۶.</ref>: تعداد كم از مؤمنين بسيار است، و به عبارت ديگر: اقليت مؤمنين اكثريتند.
و در حديثى ديگر فرمود: انَّ الْقَليلَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ كَثيرٌ <ref>بحار الانوار: ج ۲ ص ۲۶۶ ح ۲۶.</ref>: تعداد كم از مؤمنين بسيار است، و به عبارت ديگر: اقليت مؤمنين اكثريتند.


همين سؤال از اميرالمؤمنين‏ عليه السلام نيز پرسيده شد و آن حضرت در پاسخ رسماً مسئله اقليت و اكثريت را مطرح كرد و فرمود: الْجَماعَةُ وَ اللَّه مُجامَعَةُ اهْلِ الْحَقِّ وَ انْ قَلُّوا، وَ الْفُرْقَةُ مُجامَعَةُ اهْلِ الْباطِلِ وَ انْ كَثُرُوا <ref>كتاب سليم: ص ۴۸۴.</ref> : به خدا قسم اجتماع و اتحاد همبستگى اهل حق است اگر چه اقليت باشند، و تفرقه همبستگى اهل باطل است اگر چه اكثريت باشند!
همين سؤال از اميرالمؤمنين‏ عليه السلام نيز پرسيده شد و آن حضرت در پاسخ رسماً مسئله اقليت و اكثريت را مطرح كرد و فرمود:
 
الْجَماعَةُ وَ اللَّه مُجامَعَةُ اهْلِ الْحَقِّ وَ انْ قَلُّوا، وَ الْفُرْقَةُ مُجامَعَةُ اهْلِ الْباطِلِ وَ انْ كَثُرُوا <ref>كتاب سليم: ص ۴۸۴.</ref> : به خدا قسم اجتماع و اتحاد همبستگى اهل حق است اگر چه اقليت باشند، و تفرقه همبستگى اهل باطل است اگر چه اكثريت باشند!


مى‏ بينيم كه نه تنها اتحاد مسلمين و امت اسلامى بايد بر سر حق باشد، بلكه اتحاد اهل باطل در كلام حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام عين تفرقه و به معناى از هم پاشيدگى حق است.
مى‏ بينيم كه نه تنها اتحاد مسلمين و امت اسلامى بايد بر سر حق باشد، بلكه اتحاد اهل باطل در كلام حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام عين تفرقه و به معناى از هم پاشيدگى حق است.


همين مطلب را در حديث ديگرى روشن‏تر فرموده ‏اند: الْجَماعَةُ اهْلُ الْحَقِّ وَ انْ كانُوا قَليلاً، وَ الْفُرْقَةُ اهْلُ الْباطِلِ وَ انْ كانُوا كَثيراً <ref>بحار الانوار: ج ۲ ص ۲۶۶ ح ۲۳.</ref> : جماعت اهل حقند اگر چه اقليت باشند، و تفرقه اهل باطلند اگرچه اكثريت باشند.
همين مطلب را در حديث ديگرى روشن‏تر فرموده ‏اند: الْجَماعَةُ اهْلُ الْحَقِّ وَ انْ كانُوا قَليلاً، وَ الْفُرْقَةُ اهْلُ الْباطِلِ وَ انْ كانُوا كَثيراً <ref>بحار الانوار: ج ۲ ص ۲۶۶ ح ۲۳.</ref> :
 
جماعت اهل حقند اگر چه اقليت باشند، و تفرقه اهل باطلند اگرچه اكثريت باشند.


با توجه به اين هشت نكته‏ اى كه در ريشه‏ يابى سوء استفاده مخالفين شيعه از مسئله اكثريت ذكر شد، از يک سو ريشه ‏هاى جعل و [[تحريف]] و تغيير در الفاظ و معانى اين احاديث روشن شد، و از سوى ديگر علل دست يازيدن به چنين سوء استفاده ‏هايى از اين مسئله معلوم گرديد.
با توجه به اين هشت نكته‏ اى كه در ريشه‏ يابى سوء استفاده مخالفين شيعه از مسئله اكثريت ذكر شد، از يک سو ريشه ‏هاى جعل و [[تحريف]] و تغيير در الفاظ و معانى اين احاديث روشن شد، و از سوى ديگر علل دست يازيدن به چنين سوء استفاده ‏هايى از اين مسئله معلوم گرديد.
براى توضيح بيشتر مراجعه شود به عنوان: [[قرآن]] /  آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» .


== مقابله با غدير با جعل حديث <ref>غدير در قرآن: ج ۱ ص ۲۴۴. ژرفاى غدير: ص ۱۸۲  - ۱۸۰ ، ۱۷۷ ، ۱۷۴ ، ۱۷۳. واقعه قرآنى غدير: ص ۲۱۰.</ref> ==
== مقابله با غدير با جعل حديث <ref>غدير در قرآن: ج ۱ ص ۲۴۴. ژرفاى غدير: ص ۱۸۲  - ۱۸۰ ، ۱۷۷ ، ۱۷۴ ، ۱۷۳. واقعه قرآنى غدير: ص ۲۱۰.</ref> ==
[[منافقین]] و دشمنان غدير در موارد متعدد با حربه «جعل حديث» به جنگ غدير و ولايت و [[امامت]] رفته ‏اند. رابطه جعل [[حدیث]] و غدير را در چند مرحله مى‏ توان بيان كرد:
[[منافقین]] و دشمنان غدير در موارد متعدد با حربه «جعل حديث» به جنگ غدير و ولايت و [[امامت]] رفته ‏اند. رابطه جعل [[حدیث]] و غدير را در چند مرحله مى‏ توان بيان كرد:


=== '''۱-  در سفر حجةالوداع''' ===
=== در سفر حجةالوداع ===
از جمله آياتى كه در سفر [[حجةالوداع]] و پيش از اتمام مراسم حج در مورد [[صحیفه ملعونه اول]] و اِخبار خداوند از آن بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد اين آيه بود:
از جمله آياتى كه در سفر [[حجةالوداع]] و پيش از اتمام مراسم حج در مورد [[صحیفه ملعونه اول]] و اِخبار خداوند از آن بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد اين آيه بود:
 
«وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»<ref>زخرف /  ۳۸  - ۳۶.</ref>: «و چنين كسانى آنان را از راه راست مانع مى‏ شوند و گمان مى‏ كنند كه [[هدایت]] يافته ‏اند».


«وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»<ref>زخرف /  ۳۸  - ۳۶.</ref>: «و چنين كسانى آنان را از راه راست مانع مى‏ شوند و گمان مى‏ كنند كه [[هدایت]] يافته ‏اند» .
اين آيه اصحاب صحيفه و اهل سقيفه را مى‏ گويد كه در برابر صراط مستقيم خداوند راهى را اختراع كردند، و سعى كردند ديگران را به اين باور برسانند كه راهى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از طرف خدا به عنوان ولايت امامان دوازده گانه ‏عليهم السلام آورده صحيح نيست! و اگر واقعاً راه هدايت را مى‏ خواهيد به آنچه ما ساخته و بافته ‏ايم عمل كنيد!


اين آيه اصحاب صحيفه و اهل سقيفه را مى‏ گويد كه در برابر صراط مستقيم خداوند راهى را اختراع كردند، و سعى كردند ديگران را به اين باور برسانند كه راهى كه پيامبرصلى الله عليه وآله از طرف خدا به عنوان ولايت امامان دوازده گانه ‏عليهم السلام آورده صحيح نيست! و اگر واقعاً راه هدايت را مى‏ خواهيد به آنچه ما ساخته و بافته ‏ايم عمل كنيد!
براى به ثمر رساندن اين باور رواياتى جعل كردند و بهانه‏ هايى از قبيل قتل بزرگان قريش به دست حضرت امیر عليه السلام و سنّ او و تعصبات عربى در نپذيرفتن خلافت و نبوت در يک خاندان را پيش كشيدند. معناى اين اقدامات همان است كه خداوند مى‏ فرمايد:


براى به ثمر رساندن اين باور رواياتى جعل كردند و بهانه‏ هايى از قبيل قتل بزرگان قريش به دست حضرت امیر عليه السلام و سنّ او و تعصبات عربى در نپذيرفتن خلافت و نبوت در يک خاندان را پيش كشيدند. معناى اين اقدامات همان است كه خداوند مى‏ فرمايد: «آنان بر سر راه مستقيم مانع ايجاد مى‏ كنند و نزد خود گمان مى‏ كنند كه فكر درست نزد آنان است» .
«آنان بر سر راه مستقيم مانع ايجاد مى‏ كنند و نزد خود گمان مى‏ كنند كه فكر درست نزد آنان است».


=== '''۲-  در صحيفه ملعونه دوم''' ===
=== در صحيفه ملعونه دوم ===
در متن صحيفه ملعونه دوم كه در واقع اساسنامه مفصلِ سقيفه بود، تمام اهداف از پيش تعيين شده به صراحت بيان شده است. در حقيقت بايد گفت: اين صحيفه براى يک روز و يک ماه و يک سال تدوين نشده، بلكه راهكارهاى لازم را به پيروان سقيفه در برابر امامت غديرى تا روز قيامت داده و آنان را متوجه اهداف دقيق بنيانگذاران اين راه نموده است.
در متن صحيفه ملعونه دوم كه در واقع اساسنامه مفصلِ سقيفه بود، تمام اهداف از پيش تعيين شده به صراحت بيان شده است. در حقيقت بايد گفت: اين صحيفه براى يک روز و يک ماه و يک سال تدوين نشده، بلكه راهكارهاى لازم را به پيروان سقيفه در برابر امامت غديرى تا روز قيامت داده و آنان را متوجه اهداف دقيق بنيانگذاران اين راه نموده است.


براى روشن شدن سوء استفاده ‏هاى منافقين در اين صحيفه، كافى است در جهت‏ گيرى‏ هايى كه در فرازهاى صحيفه آمده دقت شود. يكى از اين اهداف شوم جعل دو حديث به نام پيامبرصلى الله عليه وآله بود، كه يكى از آنها حديث جعلى «نحن معاشر الأنبياء لانورِّث...» و حديث «أصحابى كالنجوم ...» است.
براى روشن شدن سوء استفاده ‏هاى منافقين در اين صحيفه، كافى است در جهت‏ گيرى‏ هايى كه در فرازهاى صحيفه آمده دقت شود. يكى از اين اهداف شوم جعل دو حديث به نام پيامبر صلى الله عليه و آله بود، كه يكى از آنها حديث جعلى «نحن معاشر الأنبياء لانورِّث...» و حديث «أصحابى كالنجوم ...» است.


در حالى كه سقيفه براى ايجاد شبهه در [[خلافت]] [[معصومین علیهم السلام|اهل‏ بیت‏ علیهم السلام]] موروثى بودن آن را مطرح مى ‏كند، از كار خود غافل است كه از همان اول ابوبكر وصيتنامه خود را به نام عمر نوشت و رسماً ارثيه [[خلافت]] را به او بخشيد و حتى ديگران را از اين ارث محروم ساخت.
در حالى كه سقيفه براى ايجاد شبهه در [[خلافت]] [[معصومین علیهم السلام|اهل‏ بیت‏ علیهم السلام]] موروثى بودن آن را مطرح مى ‏كند، از كار خود غافل است كه از همان اول ابوبكر وصيتنامه خود را به نام عمر نوشت و رسماً ارثيه [[خلافت]] را به او بخشيد و حتى ديگران را از اين ارث محروم ساخت.
خط ۲۵۰: خط ۲۵۴:
بعد از عمر خلافت رسماً شكل موروثى گرفت و در طول خلفاى بنى‏ اميه و بنى‏ العباس و عثمانيان به عنوان روشى مسلَّم، هر نالايقى به عنوان اينكه فرزند خلیفه قبل است، به خلافت دست يافت و چه آسيب‏ هايى كه [[اسلام]] از بى‏ لياقتى آنان ديد.
بعد از عمر خلافت رسماً شكل موروثى گرفت و در طول خلفاى بنى‏ اميه و بنى‏ العباس و عثمانيان به عنوان روشى مسلَّم، هر نالايقى به عنوان اينكه فرزند خلیفه قبل است، به خلافت دست يافت و چه آسيب‏ هايى كه [[اسلام]] از بى‏ لياقتى آنان ديد.


گذشته از اين مى ‏بينيم همان حديث جعلى كه هنگام غصب فدک در برابر حضرت فاطمه ‏عليها السلام مطرح كردند و گفتند: «پيامبران ارث نمى‏ گذارند» ، در صحيفه پيش ‏بينى نمودند و به خيال خود غصب خلافت را مستند به حديثى از مبلِّغ اعظم غدير كردند.
گذشته از اين مى ‏بينيم همان حديث جعلى كه هنگام غصب فدک در برابر حضرت فاطمه ‏عليها السلام مطرح كردند و گفتند: «پيامبران ارث نمى‏ گذارند»، در صحيفه پيش ‏بينى نمودند و به خيال خود غصب خلافت را مستند به حديثى از مبلِّغ اعظم غدير كردند.


بعدها در گير و دار سقيفه و فدک معلوم شد كه حتى احدى از دار و دسته خودشان هم حاضر به شهادت درباره صحت چنين حديثى نيست، و تنها مدعى آن ابوبكر و عمر و عايشه هستند. اوس بن حدثان نيز كه يكى از توطئه‏ گران قتل پيامبرصلى الله عليه وآله بود به نفع آنان شهادت داد.
بعدها در گير و دار سقيفه و فدک معلوم شد كه حتى احدى از دار و دسته خودشان هم حاضر به شهادت درباره صحت چنين حديثى نيست، و تنها مدعى آن ابوبكر و عمر و عايشه هستند. اوس بن حدثان نيز كه يكى از توطئه‏ گران قتل پيامبر صلى الله عليه و آله بود به نفع آنان شهادت داد.


آنجا بود كه اميرالمؤمنين‏ عليه السلام فرمود: «آيا يک نفر از اصحاب پيامبرصلى الله عليه وآله پيدا نمى‏ شود كه درباره اين [[حدیث]] به نفع شما شهادت دهد كه يک عرب بيابانى به نام اوس بن حدثان كه با بول خود تطهير مى ‏كند بايد شاهد شما باشد»؟!<ref>كتاب سليم: ص ۲۴۲ ح ۴. بحار الانوار: ج ۳۰ ص ۳۱۷.</ref>
آنجا بود كه اميرالمؤمنين‏ عليه السلام فرمود: «آيا يک نفر از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله پيدا نمى‏ شود كه درباره اين [[حدیث]] به نفع شما شهادت دهد كه يک عرب بيابانى به نام اوس بن حدثان كه با بول خود تطهير مى ‏كند بايد شاهد شما باشد»؟!<ref>كتاب سليم: ص ۲۴۲ ح ۴. بحار الانوار: ج ۳۰ ص ۳۱۷.</ref>


باز هم عبارت صحيفه را بنگريد:
باز هم عبارت صحيفه را بنگريد:


اگر كسى ادعا كند كه خلافت پيامبر موروثى است و او اين امر را براى كسى به ارث گذارده سخن باطلى گفته است؛ زيرا پيامبر فرموده است: ما پيامبران ارث نمى ‏گذاريم و هر چه از ما بر جاى مى ‏ماند صدقه است.
اگر كسى ادعا كند كه خلافت پيامبر موروثى است و او اين امر را براى كسى به ارث گذارده سخن باطلى گفته است؛ زيرا پيامبر فرموده است:
 
ما پيامبران ارث نمى ‏گذاريم و هر چه از ما بر جاى مى ‏ماند صدقه است.


حديث جعلى ديگر كه در طول تاريخ ياران سقيفه بدان تمسک كرده‏ اند، قبل از شهادت پيامبرصلى الله عليه وآله در كارگاه سقيفه ساخته مى‏ شود كه «به هر يک از اصحاب من اقتدا كنيد هدايت يافته ‏ايد» . جالب اين است كه در مقابل مستند صريح و محكمى مانند غدير، به چنين احاديث جعلى تمسک شود.
حديث جعلى ديگر كه در طول تاريخ ياران سقيفه بدان تمسک كرده‏ اند، قبل از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله در كارگاه سقيفه ساخته مى‏ شود كه «به هر يک از اصحاب من اقتدا كنيد هدايت يافته ‏ايد» . جالب اين است كه در مقابل مستند صريح و محكمى مانند غدير، به چنين احاديث جعلى تمسک شود.


سخن اصلى پيامبرصلى الله عليه وآله در طول عمر خود و به خصوص در غدير، انحصار امامان دوازده ‏گانه است و اينكه اين انحصار به خاطر لايق نبودن هيچ شخص ديگرى بجز آنان است، چرا كه مقام امامت مانند نبوت است و بايد قداست آن را داشته باشد و مجرد يک رياست نيست كه هر بى سر و پايى بتواند آن را در دست بگيرد.
سخن اصلى پيامبرصلى الله عليه وآله در طول عمر خود و به خصوص در غدير، انحصار امامان دوازده ‏گانه است و اينكه اين انحصار به خاطر لايق نبودن هيچ شخص ديگرى بجز آنان است، چرا كه مقام امامت مانند نبوت است و بايد قداست آن را داشته باشد و مجرد يک رياست نيست كه هر بى سر و پايى بتواند آن را در دست بگيرد.
خط ۲۷۰: خط ۲۷۶:
و اما توضيح اين چهار حديث جعلى در صحيفه ملعونه دوم از اين قرار است:
و اما توضيح اين چهار حديث جعلى در صحيفه ملعونه دوم از اين قرار است:


==== '''اول: «نحن معاشر الأنبياء لا نورِّث»''' ====
==== اول: «نحن معاشر الأنبياء لا نورِّث» ====
در حالى كه سقيفه براى ايجاد شبهه در خلافت اهل‏ بيت‏ عليهم السلام موروثى بودن آن را مطرح مى‏ كند، از كار خود غافل است كه از همان اول ابوبكر وصيتنامه خود را به نام عمر نوشت و رسماً ارثيه خلافت را به او بخشيد و حتى ديگران را از اين ارث محروم ساخت.
در حالى كه سقيفه براى ايجاد شبهه در خلافت اهل‏ بيت‏ عليهم السلام موروثى بودن آن را مطرح مى‏ كند، از كار خود غافل است كه از همان اول ابوبكر وصيتنامه خود را به نام عمر نوشت و رسماً ارثيه خلافت را به او بخشيد و حتى ديگران را از اين ارث محروم ساخت.


بعد از عمر خلافت رسماً شكل موروثى گرفت و در طول خلفاى بنى‏ اميه و بنى ‏العباس و عثمانيان به عنوان روشى مسلَّم، هر نالايقى به عنوان اينكه فرزند خليفه قبل است، به خلافت دست يافت و چه آسيب ‏هايى كه اسلام از بى‏ لياقتى آنان ديد.
بعد از عمر خلافت رسماً شكل موروثى گرفت و در طول خلفاى بنى‏ اميه و بنى ‏العباس و عثمانيان به عنوان روشى مسلَّم، هر نالايقى به عنوان اينكه فرزند خليفه قبل است، به خلافت دست يافت و چه آسيب ‏هايى كه اسلام از بى‏ لياقتى آنان ديد.


گذشته از اين مى‏ بينيم همان حديث جعلى كه هنگام غصب فدک در برابر حضرت فاطمه ‏عليها السلام مطرح كردند و گفتند: «پيامبران ارث نمى‏ گذارند» ، در صحيفه ملعونه دوم - كه پس از غدير در مدينه و در خانه ابوبكر توسط رؤساى منافقين نوشته شدپيش‏ بينى نمودند و به خيال خود غصب خلافت را مستند به حديثى از مبلِّغ اعظم غدير كردند.
گذشته از اين مى‏ بينيم همان حديث جعلى كه هنگام غصب فدک در برابر حضرت فاطمه ‏عليها السلام مطرح كردند و گفتند: «پيامبران ارث نمى‏ گذارند»، در صحيفه ملعونه دوم - كه پس از غدير در مدينه و در خانه ابوبكر توسط رؤساى منافقين نوشته شدپيش‏ بينى نمودند و به خيال خود غصب خلافت را مستند به حديثى از مبلِّغ اعظم غدير كردند.


بعدها در گير و دار سقيفه و فدک معلوم شد كه حتى احدى از دار و دسته خودشان هم حاضر به شهادت درباره صحت چنين حديثى نيست، و تنها مدعى آن ابوبكر و عمر و عايشه هستند. اوس بن حدثان نيز كه يكى از توطئه ‏گران قتل پيامبرصلى الله عليه وآله بود به نفع آنان شهادت داد.
بعدها در گير و دار سقيفه و فدک معلوم شد كه حتى احدى از دار و دسته خودشان هم حاضر به شهادت درباره صحت چنين حديثى نيست، و تنها مدعى آن ابوبكر و عمر و عايشه هستند. اوس بن حدثان نيز كه يكى از توطئه ‏گران قتل پيامبر صلى الله عليه و آله بود به نفع آنان شهادت داد.


آنجا بود كه اميرالمؤمنين‏ عليه السلام فرمود: «آيا يک نفر از اصحاب پيامبرصلى الله عليه وآله پيدا نمى‏ شود كه درباره اين حديث به نفع شما شهادت دهد كه يک عرب بيابانى به نام اوس بن حدثان كه با بول خود تطهير مى‏كند بايد شاهد شما باشد» ؟! <ref>كتاب سليم: ص ۲۴۲ ح ۴. بحار الانوار: ج ۳۰ ص ۳۱۷.</ref>باز هم عبارت صحيفه را بنگريد:
آنجا بود كه اميرالمؤمنين‏ عليه السلام فرمود: «آيا يک نفر از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله پيدا نمى‏ شود كه درباره اين حديث به نفع شما شهادت دهد كه يک عرب بيابانى به نام اوس بن حدثان كه با بول خود تطهير مى‏كند بايد شاهد شما باشد» ؟!<ref>كتاب سليم: ص ۲۴۲ ح ۴. بحار الانوار: ج ۳۰ ص ۳۱۷.</ref> باز هم عبارت صحيفه را بنگريد:


اگر كسى ادعا كند كه خلافت پيامبر موروثى است و او اين امر را براى كسى به ارث گذارده سخن باطلى گفته است؛ زيرا پيامبر فرموده است: «ما پيامبران ارث نمى‏ گذاريم و هر چه از ما بر جاى مى‏ ماند صدقه است» .
اگر كسى ادعا كند كه خلافت پيامبر موروثى است و او اين امر را براى كسى به ارث گذارده سخن باطلى گفته است؛ زيرا پيامبر فرموده است: «ما پيامبران ارث نمى‏ گذاريم و هر چه از ما بر جاى مى‏ ماند صدقه است» .


==== '''دوم: «اصحابى كالنجوم ...»''' ====
==== دوم: «اصحابى كالنجوم ...» ====
حديث جعلى ديگرى كه در طول تاريخ ياران سقيفه بدان تمسک كرده ‏اند، قبل از شهادت پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله در كارگاه سقيفه و خط فكرى ضد اهل ‏بيت عصمت و طهارت‏ عليهم السلام ساخته مى‏ شود كه «به هر يک از اصحاب من اقتدا كنيد هدايت يافته ‏ايد» . جالب اين است كه در مقابل مستند صريح و محكمى مانند غدير، به چنين احاديث جعلى تمسک شود.
حديث جعلى ديگرى كه در طول تاريخ ياران سقيفه بدان تمسک كرده ‏اند، قبل از شهادت پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه و آله در كارگاه سقيفه و خط فكرى ضد اهل ‏بيت عصمت و طهارت‏ عليهم السلام ساخته مى‏ شود كه «به هر يک از اصحاب من اقتدا كنيد هدايت يافته ‏ايد». جالب اين است كه در مقابل مستند صريح و محكمى مانند غدير، به چنين احاديث جعلى تمسک شود.


سخن اصلى پيامبرصلى الله عليه وآله در طول عمر خود و به خصوص در غدير، انحصار امامان دوازده ‏گانه است و اينكه اين انحصار به خاطر لايق نبودن هيچ شخص ديگرى بجز آنان است، چرا كه مقام [[امامت]] مانند [[نبوّت]] است و بايد قداست آن را داشته باشد و مجرد يک رياست نيست كه هر بى سر و پايى بتواند آن را در دست بگيرد.
سخن اصلى پيامبرصلى الله عليه وآله در طول عمر خود و به خصوص در غدير، انحصار امامان دوازده ‏گانه است و اينكه اين انحصار به خاطر لايق نبودن هيچ شخص ديگرى بجز آنان است، چرا كه مقام [[امامت]] مانند [[نبوّت]] است و بايد قداست آن را داشته باشد و مجرد يک رياست نيست كه هر بى سر و پايى بتواند آن را در دست بگيرد.
خط ۲۹۳: خط ۲۹۹:


==== سوم و چهارم: دو حديث جعلى ديگر ====
==== سوم و چهارم: دو حديث جعلى ديگر ====
باز مى‏ بينيم از جعل و تحريف فرمايشات پيامبرصلى الله عليه وآله ابا نداشته‏ اند و به آن حضرت نسبت داده‏ اند كه «امت من هيچگاه بر گمراهى متفق نخواهند شد» ، در حالى كه حتى به اقرار اهل سقيفه بارها و بارها امت بر باطل متفق شده ‏اند، تا آنجا كه يزيد را پذيرفته ‏اند و امام حسين عزيزعليه السلام را سر بريده‏ اند!
باز مى‏ بينيم از جعل و تحريف فرمايشات پيامبر صلى الله عليه و آله ابا نداشته‏ اند و به آن حضرت نسبت داده‏ اند كه «امت من هيچگاه بر گمراهى متفق نخواهند شد»، در حالى كه حتى به اقرار اهل سقيفه بارها و بارها امت بر باطل متفق شده ‏اند، تا آنجا كه يزيد را پذيرفته ‏اند و امام حسين عزيزعليه السلام را سر بريده‏ اند!


آيا اين اتحاد مردم بر حق بوده است؟ آيا ما هم بايد چشم و گوش بسته پيرو چنين اتحادى شويم؟! اين هدف شوم در متن صحيفه چنين عنوان شده است:
آيا اين اتحاد مردم بر حق بوده است؟ آيا ما هم بايد چشم و گوش بسته پيرو چنين اتحادى شويم؟! اين هدف شوم در متن صحيفه چنين عنوان شده است:
خط ۳۰۱: خط ۳۰۷:
بين مسلمين كسى اختلاف نمى‏ اندازد مگر اينكه تكروى مى‏ كند و دشمن آنهاست و به دشمن مسلمانان كمک مى‏ كند. خدا و رسولش خون او را مباح و قتل وى را حلال كرده ‏اند.
بين مسلمين كسى اختلاف نمى‏ اندازد مگر اينكه تكروى مى‏ كند و دشمن آنهاست و به دشمن مسلمانان كمک مى‏ كند. خدا و رسولش خون او را مباح و قتل وى را حلال كرده ‏اند.


با توجه به اين تحليل ‏ها معلوم شد كه چگونه برنامه‏ هاى غصب خلافت در محرم سال يازدهم هجرى به فاصله كمتر از دو ماه از شهادت پيامبرصلى الله عليه وآله آماده شد. در فاصله باقيمانده، امضاكنندگان صحيفه به شدت سرگرم زيرسازى جامعه و آماده كردن فكرى مردم بر عليه اميرالمؤمنين‏ عليه السلام بودند، تا در موقعيت لازم بتوان خانه حضرت زهراعليها السلام را آتش زد و با تازيانه به دختر پيامبرصلى الله عليه وآله حمله كرد!!
با توجه به اين تحليل ‏ها معلوم شد كه چگونه برنامه‏ هاى غصب خلافت در محرم سال يازدهم هجرى به فاصله كمتر از دو ماه از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله آماده شد. در فاصله باقيمانده، امضاكنندگان صحيفه به شدت سرگرم زيرسازى جامعه و آماده كردن فكرى مردم بر عليه اميرالمؤمنين‏ عليه السلام بودند، تا در موقعيت لازم بتوان خانه حضرت زهرا عليها السلام را آتش زد و با تازيانه به دختر پيامبر صلى الله عليه و آله حمله كرد!!


راستى چگونه مى‏ توان عده ‏اى را آماده كرد كه با يک فرمان بر بيت وحى هجوم آورند و حضرت محسن ‏عليه السلام را با غلاف شمشير بكشند، و طناب بر گردن صاحب غدير بيندازند!!
راستى چگونه مى‏ توان عده ‏اى را آماده كرد كه با يک فرمان بر بيت وحى هجوم آورند و حضرت محسن ‏عليه السلام را با غلاف شمشير بكشند، و طناب بر گردن صاحب غدير بيندازند!!
خط ۳۰۷: خط ۳۱۳:
براى توضيح بيشتر مراجعه شود به عنوان: صحیفه ملعونه دوم.
براى توضيح بيشتر مراجعه شود به عنوان: صحیفه ملعونه دوم.


=== '''۳-  در غصب خلافت و بيعت اجبارى اميرالمؤمنين‏ عليه السلام با ابوبكر''' ===
=== در غصب خلافت و بيعت اجبارى اميرالمؤمنين‏ عليه السلام با ابوبكر ===
جعل حديث بار ديگر در غصب خلافت، و نيز چند روز پس از ماجراى سقيفه و غصب خلافت اتفاق افتاد. زمانى كه مأموران سقيفه با در دست داشتن مدركى به نام صحيفه، صاحب غدير را كشان كشان براى بيعت اجبارى با ابوبكر به مسجد آوردند. آنان در حالى كه شمشيرها را بالاى سر او گرفته بودند دستور مى‏ دادند كه هر چه زودتر با غاصب حق او بيعت كند!!
جعل حديث بار ديگر در غصب خلافت، و نيز چند روز پس از ماجراى سقيفه و غصب خلافت اتفاق افتاد. زمانى كه مأموران سقيفه با در دست داشتن مدركى به نام صحيفه، صاحب غدير را كشان كشان براى بيعت اجبارى با ابوبكر به مسجد آوردند. آنان در حالى كه شمشيرها را بالاى سر او گرفته بودند دستور مى‏ دادند كه هر چه زودتر با غاصب حق او بيعت كند!!


در غصب خلافت كه آينه غدير در حال شكستن بود، اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در زير شمشيرهاى منافقين -  كه حضرت را كشان كشان به مسجد مى ‏بردند -  ايام غدير را يادآور شد، كه آيا در آن روز با آن جمعيت بى‏ شمار خلافت براى من تعيين نشد؟
در غصب خلافت كه آينه غدير در حال شكستن بود، اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در زير شمشيرهاى منافقين -  كه حضرت را كشان كشان به مسجد مى ‏بردند -  ايام غدير را يادآور شد، كه آيا در آن روز با آن جمعيت بى‏ شمار خلافت براى من تعيين نشد؟


غاصبين خلافت پاسخ اين لحظه حساس را پيش ‏بينى كرده بودند، چرا كه هم رو در روى پيامبرصلى الله عليه وآله آن را گفتند و هم هنگام [[بیعت]] غدير آن را بر زبان آوردند، و هم در متن صحيفه ملعونه دوم آن را ثبت كردند. اين بود كه [[ابوبکر بن ابی قحافه|ابوبکر]] بلافاصله گفت: آرى، پيامبر آن مطالب را درباره خلافت تو گفته ولى آن را نسخ كرده و گفته: اِنَّ اللَّهَ لا يَجْمَعُ لَنَا النُّبُوَّةَ وَ الْخِلافَةَ: خداوند نبوت و خلافت را براى ما جمع نمى ‏كند!
غاصبين خلافت پاسخ اين لحظه حساس را پيش ‏بينى كرده بودند، چرا كه هم رو در روى پيامبر صلى الله عليه و آله آن را گفتند و هم هنگام [[بیعت]] غدير آن را بر زبان آوردند، و هم در متن صحيفه ملعونه دوم آن را ثبت كردند. اين بود كه [[ابوبکر بن ابی قحافه|ابوبکر]] بلافاصله گفت: آرى، پيامبر آن مطالب را درباره خلافت تو گفته ولى آن را نسخ كرده و گفته:
 
اِنَّ اللَّهَ لا يَجْمَعُ لَنَا النُّبُوَّةَ وَ الْخِلافَةَ: خداوند نبوت و خلافت را براى ما جمع نمى ‏كند!


مى‏ بينيم غدير قابل انكار نبود، كه عنوان منسوخ شدن غدير را با يک روايت جعلى -  كه به پيامبرصلى الله عليه وآله نسبت دادند -  به ميان آوردند.
مى‏ بينيم غدير قابل انكار نبود، كه عنوان منسوخ شدن غدير را با يک روايت جعلى -  كه به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت دادند -  به ميان آوردند.


صاحب غدير از ابوبكر پرسيد كه آيا درباره اين حديث شاهدى هم دارد كه از پيامبرصلى الله عليه وآله شنيده باشد؟ از ميان آن همه جمعيت فوراً چهار نفر براى شهادت برخاستند: عمر، ابوعبيده، معاذ بن جبل و سالم مولى ابى‏ حذيفه! مردم بى‏خبر از نقشه‏ هاى پنهان با مسئله ‏اى جديد رو به رو شده بودند كه قدرت فكر كردن و نفى و اثبات را از آنان گرفته بود.
صاحب غدير از ابوبكر پرسيد كه آيا درباره اين حديث شاهدى هم دارد كه از پيامبرصلى الله عليه وآله شنيده باشد؟ از ميان آن همه جمعيت فوراً چهار نفر براى شهادت برخاستند: عمر، ابوعبيده، معاذ بن جبل و سالم مولى ابى‏ حذيفه! مردم بى‏خبر از نقشه‏ هاى پنهان با مسئله ‏اى جديد رو به رو شده بودند كه قدرت فكر كردن و نفى و اثبات را از آنان گرفته بود.


خداوند در آن فتنه سياه، توسط حجت عظماى خود حضرت امیر عليه السلام اتمام حجت نمود. در حالى كه شمشيرها بالاى سر حضرت امیر ‏عليه السلام براى بيعت اجبارى آماده فرود بود، و همه مى ‏ديدند و مى ‏شنيدند حضرت فرمود: وفا كرديد به صحيفه ملعونه خود كه در كعبه بر سر آن هم پيمان شديد، كه اگر خدا محمد را بكشد و يا بميرد اين خلافت را از ما اهل‏ بيت ‏عليهم السلام بگيريد ... . <ref>بحار الانوار: ج ۲۸ ص ۲۷۵ ، ۲۷۴ ، ۱۲۶ ، ۱۲۵.</ref>  
خداوند در آن فتنه سياه، توسط حجت عظماى خود حضرت امیر عليه السلام اتمام حجت نمود. در حالى كه شمشيرها بالاى سر حضرت امیر ‏عليه السلام براى بيعت اجبارى آماده فرود بود، و همه مى ‏ديدند و مى ‏شنيدند حضرت فرمود: وفا كرديد به صحيفه ملعونه خود كه در كعبه بر سر آن هم پيمان شديد، كه اگر خدا محمد را بكشد و يا بميرد اين خلافت را از ما اهل‏ بيت ‏عليهم السلام بگيريد... .<ref>بحار الانوار: ج ۲۸ ص ۲۷۵،۲۷۴،۱۲۶،۱۲۵.</ref>
 
براى موارد بيشتر در مورد «جعل حديث» مراجعه شود به عنوان: [[غصب خلافت]].
 
== پانویس ==
== پانویس ==