پرش به محتوا

ابوحاتم رازی

از ویکی غدیر
ابوحاتم رازی
اطلاعات فردی
نام کاملاحمد بن حمدان بن احمد (ابوحاتم رازی، ملقب به «منعم» و منسوب به «ورسنان»، «لیثی» و «کلابی»)
سرشناسیمتفکر، مصنف و داعی بزرگ اسماعیلی ایران در سدهٔ چهارم هجری
وفات۳۲۲ هجری قمری
نحوه درگذشتپس از خشم مرداویج در ۳۲۱ق و کشتار اسماعیلیان، به ناچار پنهان شد و سرانجام در ۳۲۲ق درگذشت (گزارش کشته شدن او از سوی اسفراینی، تأیید نشده است)
اطلاعات علمی
شاگردانابویعقوب سجستانی (اسحاق بن احمد سجزی) – اگرچه او را همکار و نه شاگرد مستقیم دانسته‌اند؛ همچنین محمد بن احمد نسفی (همکار و دوست).
مذهباسماعیلی
اطلاعات فرهنگی
علت شهرتتألیف آثار مهمی چون «الزینة فی الکلمات الاسلامیة العربیة»، «اعلام النبوة»

ابوحاتم رازی، احمد بن حمدان بن احمد (د ۳۲۲ق)، از متفکران، مصنفان و داعیان اسماعیلی ایران در سدهٔ چهارم هجری است. او با تکیه بر دانش گسترده در لغت، شعر، حدیث و فلسفه، نقش محوری در ساماندهی دعوت اسماعیلی در نواحی مرکزی و شمالی ایران ایفا کرد و با تألیفات خویش، تأثیر بر جریان فکری اسماعیلیه بر جای نهاد.

زندگی‌نامه

ابوحاتم در منابع با نسبت‌های گوناگونی یاد شده است. ابن حجر عسقلانی او را «لیثی» خوانده[۱] و قاضی عبدالجبار همدانی او را «کلابی» نامیده است[۲]؛ اما وجه این نسبت‌ها روشن نیست.[۳] ابن ندیم[۴] و کاشانی[۵] او را «ابوحاتم بن عبدان رازی ورسنانی» خوانده‌اند و ورسنان به گفتهٔ یاقوت حموی از قرای سمرقند بوده است.[۶] خواجه نظام‌الملک نیز او را از «پشاپویه»، جایی نزدیک ری، دانسته است.[۷] همچنین گویا او به «منعم» نیز شهرت داشته است.[۸]

دربارهٔ ایرانی بودن ابوحاتم اختلاف نظر وجود دارد. حسین همدانی با استناد به اسم و لقب عربی او و نیز کلام مبهم اسفراینی[۹] که وی را از اهل مغرب دانسته، او را عرب شمرده است.[۱۰] اما قراین دیگر، ایرانی بودن او را تقویت می‌کند. خود ابوحاتم اعتراف ضمنی دارد که با زبان فارسی پرورش یافته و سرشته شده است و اطلاعاتی از زبان فارسی و طرز تلفظ ایرانیان ارائه داده که مؤید این معناست.[۱۱] افزون بر این، کسی که مسئولیت دعوت اسماعیلی را در نواحی مختلف ایران بر عهده داشته و موفقیت‌های شایانی کسب کرده است، قاعدتاً باید ایرانی بوده باشد.

از زندگی ابوحاتم پیش از پیوستن به دعوت اسماعیلی آگاهی چندانی نداریم. احتمال دارد او در مدرسهٔ دعات یمن تعلیم دیده و از آنجا به ری گسیل شده باشد.[۱۲] وی داعی جزیرهٔ ری بود.[۱۳] عارف تامر می‌گوید که ابوحاتم به بغداد رفت و آنجا را مرکز اقامت خود قرار داد، اما زمان آن را ذکر نمی‌کند.[۱۴]

مقام علمی او چنان بود که مأمورین اصلاح خطاها و برقراری سازش میان معتقدات جوامع مختلف اسماعیلی در ایران به او واگذار شد.[۱۵] اسماعیلیان برای او شأنی والا قائل بودند و حمیدالدین کرمانی او را از جمله کسانی می‌خواند که به «سداد طریقه» معروفند.[۱۶]

سابقهٔ دعوت اسماعیلی در ایالت جبال به مردی به نام خلف می‌رسد که عبدالله میمون قداح وی را مأمور دعوت در ناحیهٔ ری، قم، کاشان و آبه کرد. پس از او پسرش احمد و سپس غیاث عهده‌دار شدند. غیاث پس از چندی همراه ابوحاتم به دعوت پرداخت، اما چون وعدهٔ ظهور قریب‌الوقوع مهدی را در زمانی معین داده و چنین نشد، مردم از او برگشتند. سپس کار بر عهدهٔ ابوجعفر از خاندان خلف قرار گرفت، اما ابوحاتم توانست ریاست اسماعیلیان را از آن خود کند (حدود ۳۰۰ق) و با زبردستی امر تبلیغ را به پیش برد.[۱۷]

آراء و اندیشه‌ها

ابوحاتم از صاحبنظران در موضوع امامت بود و دربارهٔ مبدأ ستر و ظهور توجیهات جدیدی ارائه داد.[۱۸] او همچون دیگر اسماعیلیان، قائل به مذهب تعلیم بود و تنها مصدر معرفت حقیقی را امام می‌دانست. در «اعلام النبوة» با مهارت لزوم وجود امام و هادی الهی را برای بشر ثابت کرده است.

از آراء جالب توجه او، نظریه‌اش در باب مراتب صدور عالم از ذات باری است. وی با استناد به حدیثی که به امام صادق علیه‌السلام نسبت می‌دهد، می‌گوید: نخستین خلق خدا «توهّم» است؛ سپس «حروف» و آنگاه «همهٔ چیزهایی که با حروف وصف می‌شوند».[۱۹] در کتاب «الاصلاح» نیز به نظم نوافلاطونی برای مراتب جهان قائل شده است: نخستین موجود «عقل» است و از عقل، «نفس» صادر می‌شود. عقل و نفس «عالم لطیف» را می‌سازند و سپس «عالم کثیف» یا عالم مادی می‌آید.[۲۰]

نکتهٔ مهم دیگر، تقدم قدر بر قضا در اندیشهٔ اوست. وی در دو باب از «الزینة» از تقدم قدر بر قضا سخن گفته و دلیل آورده که قدر همان تقدیر است و قضا تفصیل، و تفصیل بعد از تقدیر صورت می‌پذیرد.[۲۱]

آثار

از مهم‌ترین آثار ابوحاتم عبارت‌اند از:

  • الزینة فی الکلمات الاسلامیة العربیة
  • اعلام النبوة
  • الاصلاح
  • الجامع
  • الرجعة

عدم نقل حدیث غدیر[۲۲]

فخر رازی در ردّ حدیث غدیر به عدم نقل آن توسط ابوحاتم رازی استدلال کرده، و اینکه چون او حدیث غدیر را نقل نکرده پس از اعتبار ساقط است. مرحوم میر حامد حسین چهار پاسخ برای این اشکال او گفته است.

پانویس

  1. لسان المیزان، ج ۱، ص ۱۶۴
  2. تثبیت دلائل النبوة، ص ۱۶۵
  3. همدانی، حسین، مقدمهٔ الزینة، ج ۱، ص ۲۶ و حاشیه
  4. الفهرست، ص ۱۸۸–۱۸۹
  5. زبدة التواریخ، ص ۲۲
  6. معجم البلدان، ج ۴، ص ۹۲۱
  7. سیاستنامه، ص ۲۵۵
  8. کاشانی، همان‌جا؛ قزوینی رازی، النقض، ص ۳۱۲
  9. التبصیر فی الدین، ص ۱۲۴–۱۲۵
  10. مقدمهٔ الزینة، ج ۱، ص ۲۶
  11. الزینة، ج ۱، ص ۶۴–۶۵
  12. غالب، اعلام الاسماعیلیة، ص ۹۷، حاشیهٔ ۱
  13. کرمانی، الاقوال الذهبیة، ص ۲
  14. مقدمه بر الریاض، ص ۸
  15. ایوانف، «ادبیات اسماعیلیه»، ص ۲۵
  16. راحة العقل، ص ۱۰۹
  17. نظام‌الملک، سیاستنامه، ص ۲۵۲–۲۵۵؛ نیز ابن ندیم، الفهرست، ص ۱۸۸؛ استرن، «اولین ظهور اسماعیلیه در ایران»، ص ۵۷
  18. حسن، عبیدالله المهدی، ص ۲۴۳، ۲۴۷؛ غالب، اعلام الاسماعیلیة، ص ۹۷
  19. الزینة، ج ۱، ص ۶۶–۶۸
  20. ایوانف، «مطالعاتی در باب اسماعیلیه»، ص ۱۴۱–۱۴۲؛ ایرانیکا، ج ۱، ص ۳۱۵
  21. الزینة، ج ۲، ص ۱۳۵–۱۴۱؛ نیز کرمانی، الریاض، ص ۱۵۳
  22. چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص۸۶، ۸۷.