اتمام حجت با آیه اکمال

«خطبه غدیر» به عنوان آخرین اتمام حجت الهی، با نزول آیه «اکمال دین» همزمان شد که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را کمال اسلام اعلام کرد و کافران را از تخریب دین ناامید ساخت. این ابلاغ، از نظر زمانی نهایی‌ترین حجت خداست، زیرا با معرفی امامان معصوم علیهم السلام، تضمین علمی و عملی احکام تا قیامت فراهم شد؛ از نظر درجه، با برنامه‌ریزی بی‌سابقه (اجتماع ۱۲۰ هزار نفری، منبر خاص، بیعت لسانی و سه‌روزه، و عذاب حارث فهری) عظمت یافت. سرّ عظمت آن، نصب امامانی هم‌سنگ پیامبر صلی الله علیه وآله است که نیازهای بشر را تا پایان تاریخ برآورده می‌کنند؛ امامان علیهم السلام با استناد به این آیه، خود را وارثان کمال و تمام دین می‌دانند و هر انکار را رد کتاب خدا قلمداد می‌کنند.

آیه ۳ مائده[۱]

از جمله مهم‌ترین و مشهورترین آیات غدیر که در اثناء خطبه غدیر بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد این آیه است:  الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ، الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً : «امروز کافران از تخریب دین شما ناامید شدند. دیگر از آنان نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم».

آنچه در ذیل این آیه در مورد مسئله اتمام حجت الهی با غدیر و در روز غدیر و با نزول آیه اکمال قابل ذکر است اینکه:

نگاه به مسئله ابلاغ ولایت در غدیر به عنوان آخرین اتمام حجت الهی غیر از مسئله آخرین فریضه بودن آن است. در این نگاه پیگیر این مسئله هستیم که خداوند تبارک و تعالی به گونه‌های مختلف گفتاری و عملی بر مردم اتمام حجت فرموده است، و ابلاغ ولایت در غدیر - چون کمال دین است - هم از نظر زمانی و هم از نظر اهمیت، در آخرین درجه اتمام حجت الهی است.

بیشتر بخوانید: "آیه اکمال و شبهات ابن کثیر"

در اینجا سه نکته باید تبیین شود: آخرین اتمام حجت از نظر زمانی، آخرین درجه اتمام حجت، سرّ عظمت آخرین اتمام حجت.

آخرین اتمام حجت از نظر زمانی

با در نظر گرفتن اینکه نزول فرامین و احکام الهی مثل نماز و روزه مستقیماً یک اتمام حجت نیست بلکه ابلاغ حکم است، مسئله ولایت از گونه اتمام حجت است؛ زیرا با اعتقاد به ولایت هم آینده علمی و هم عملی امت تضمین شده است و این تضمین کلی شامل دانستن امور بسیاری از احکام الهی و نیز اجرای عملی آنهاست؛ لذا می‌توان گفت: آخرین باری که خداوند بر مردم اتمام حجت فرموده همین ابلاغ ولایت در غدیر بوده که با وجود آن نیازی به اتمام حجت دیگری نیست.

آخرین درجه اتمام حجت

برای رسیدن به این نتیجه که اعلان ولایت در آخرین درجه عظمت برگزار شده، با نگاهی به مراسم غدیر می‌توان دریافت که آن برنامه‌ریزی پر ماجرا برای یک اتمام حجت عادی نیست. در تاریخ شش هزار ساله انبیاء علیهم السلام تا آن روز هیچ پیامبری در مجلسی با صد و بیست هزار مستمع که همه او را ببینند و صدایش را بشنوند سخنرانی نکرده است.

از سوی دیگر برنامه‌ریزی این خطابه در بیابان و ساختن آن منبر استثنایی و سپس ایستادن پیامبر و علی علیهما السلام بر فراز آن منبر و یک ساعت تمام به حالت ایستاده سخنرانی نمودن، شکل بی‌سابقه ای در طول عمر پیامبر صلی الله علیه و آله است.

بیشتر بخوانید: "سخنرانی غدیر"

همچنین بلند کردن امیرالمؤمنین علیه السلام با دو دست که پاهای حضرت تا محاذی زانوان پیامبر صلی الله علیه و آله قرار بگیرد و در آن حال «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» گفتن، و از فراز منبر جملاتی را به عنوان بیعت لسانی مطرح کردن و تکرار مردم بعد از آن حضرت، همه اینها برخوردهای تازه با منبر و سخنرانی بود که مردم برای اولین بار تجربه می‌کردند. بیانات بسیار مفصل در همه جوانبِ «ولایت» در طول یک ساعت، به حدی که هیچ نقطه ابهامی درباره آن باقی نماند، نیز گونه ای منحصر به فرد در خطابه‌های پیامبر صلی الله علیه و آله است.

مراسم سه روزه بیعت آن هم به صورت یک نفری که هر کدام ابتدا در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله بایستند و با او بیعت کنند و سپس در برابر علی علیه السلام بایستند و «السَّلامُ عَلَيْكَ يا اميرَالْمُؤْمِنينَ» بگویند و دست بیعت دهند، عظیم‌ترین و منظم‌ترین برنامه بیعت در طول تاریخ به حساب می‌آید.

بیشتر بخوانید: "بیعت"

به قدری آن برنامه‌ریزی عجیب و غیرمنتظره و فوق‌العاده بود که در روایات به صراحت آمده است که خبر آن روز به عنوان «یوم الولایة» به سرعت در مناطق مختلف منتشر شد و در شهرها شایع گردید و به گوش همگان رسید. حتی عده ای از غیر مسلمانان هم در غدیر حضور یافتند، و خبر آن تا اقصی نقاط جهان در آن روز یعنی ایران و روم و چین رسید.[۲]چنین برنامه مفصل با محتوای قوی در آخر عمر پیامبر صلی الله علیه و آله به معنای سنگ تمام در اتمام حجت و اقدام به آن در اعلا درجه بود، چنان‌که امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

ما عَلِمْتُ انَّ رَسُولَ اللَّه صلی الله علیه و آله تَرَکَ یَوْمَ الْغَدیرِ لاحَدٍ حُجَّةً وَ لا لِقائِلٍ مَقالاً: پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر برای احدی عذری و برای کسی سخنی باقی نگذاشت.[۳]

مسئله حارث فهری که به نمایندگی از منکرین ولایت رو در روی خدا ایستاد و گفت: «خدایا، عذابت را خریدارم ولی امر ولایت تو را نمی‌پذیرم»، و پاسخ فوری خداوند که با عذاب آسمانی او را هلاک کرد و همه آن منظره را دیدند، به خوبی فرمایش امام رضا علیه السلام را به ما می‌فهماند که فرمود: «مَثَلُ الْمُؤْمِنينَ فى قَبُولِهِمْ وِلاءَ اميرِالْمُؤْمِنينَ عليه السلام فى يَوْمِ غَديرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلائِكَةِ فى سُجُودِهِمْ لِآدَمَ عليه السلام، وَ مَثَلُ مَنْ ابى وِلايَةَ اميرِالْمُؤْمِنينَ عليه السلام فى يَوْمِ الْغَديرِ مَثَلُ ابْليسَ، وَ فى هذَا الْيَوْمَ انْزِلَتْ هذِهِ الْآيَةِ:  الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ… : مَثَل مؤمنین در قبول ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر خم مَثَل ملائکه در سجودشان مقابل حضرت آدم علیه السلام است، و مَثَل کسانی که در روز غدیر از قبول ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام سر باز زدند مثل ابلیس است؛ و در این روز این آیه نازل شده است:  الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ… .[۴]

بیشتر بخوانید: "حارث بن نعمان فهری"

یعنی در روز غدیر چنان حجت تمام شد و چنان این اتمام حجت همه‌جانبه بود که هر کس سر تعظیم فرود آورد با علم و آگاهی بود، و هر کس از پذیرش آن سر برتافت از روی علم و آگاهی بود، همچون شیطان که با علم و آگاهی از فرمان خدا سر برتافت و تا ابد رانده درگاه پروردگار گشت.

بیشتر بخوانید: "اتمام‌حجت‌های قرآنی غدیر"

امام باقر علیه السلام در بیان کامل شدن دین به این نکته اشاره می‌فرماید که هیچ جاهلی بعد از آن باقی نماند و همه آگاهانه عمل می‌کردند و می‌کنند: «قَدْ قُبِضَ رَسُولُ الله صلى الله عليه و آله وَ قَدْ اكْمَلَ الدّينَ وَ بَيَّنَ لَكُمْ سَبيلَ الْمَخْرَجِ، فَلَمْ يَتْرُكْ لِجاهِلٍ حُجَّةً. فَمَنْ جَهِلَ اوْ تَجاهَلَ اوْ انْكَرَ اوْ نَسِىَ اوْ تَناسى فَعَلَى الله حِسابُهُ»: پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت در حالی که دین را کامل کرده بود و راه نجات را برای شما روشن فرموده بود، و برای هیچ جاهلی حجتی باقی نگذاشته بود.

بنابراین هر کس ناآگاه باشد یا خود را به ناآگاهی بزند یا انکار نماید یا فراموش کند یا خود را به فراموشی بزند، حسابش با خدا خواهد بود.[۵]

سِرِّ عظمتِ آخرین اتمام حجت

با اذعان به عظمت و شکوه بی نظیر اتمام حجت در غدیر، باید دید اسرار عظمت آن چیست و کدام مشکل کلیدی در غدیر از میان برداشته شده و قفل آن مشکل با کدام کلید باز شده است. تمام اسرار این اتمام حجت بزرگ در غدیر را می‌توان چنین خلاصه کرد:

  • معرفی امامانی که در مقام علم و عصمت و سایر شئون همانند پیامبرند و قادر به برآوردن همه نیازهای بشرند و تا آخرین روز دنیا چنین خواهند بود. این به معنای حضور شخص پیامبر صلی الله علیه و آله در میان تمام نسل‌های آینده بشریت است. آیا مردم می‌توانند بالاتر از این از خدا درخواستی داشته باشند؟! اگر فرض کنیم که پیامبر صلی الله علیه و آله تا آخرین روز دنیا زنده می‌ماند و هر روز جلوه ای از انوار معارف دینش را بیان می‌کرد، آیا باز هم برای کسی عذری باقی می‌ماند؟ اینک دوازده امام علیهم السلام به ترتیب در جای او قرار گرفته‌اند و دارای همه شئون او هستند، به گونه ای که گویا خود او حاضر است. این عظیم‌ترین فرض اتمام حجت است که در غدیر با معرفی امامان تحقق پذیرفته است، و از همین دیدگاه است که اسلام در غدیر حقیقتاً کامل شده و در این باره از هیچ‌کس عذری پذیرفته نیست.

امام رضا علیه السلام این نکته را با صراحت تمام چنین بیان می‌فرماید:

«انَّ اللَّه لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ حَتّى اكْمَلَ لَهُ الدّينَ …. وَ انْزَلَ فى حَجَّةِ الْوِداعِ - وَ هِىَ فى آخِرِ عُمْرِهِ»:  الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً . «وَ امْرُ الامامَةِ مِنْ تَمامِ الدّينِ. وَ لَمْ يَمْضِ صلى الله عليه و آله حَتّى بَيَّنَ لِأُمَّتِهِ مَعالِمَ دينِهِمْ وَ اوْضَحَ لَهُمْ سَبيلَهُمْ وَ تَرَكَهُمْ عَلى قَصْدِ سَبيلِ الْحَقِّ. فَمَنْ زَعَمَ انَّ اللَّه لَمْ يَكْمُلْ دينَهُ فَقَدْ رَدَّ كِتابَ اللَّه، وَ مَنْ رَدَّ كِتابَ اللَّه فَهُوَ كافِرٌ بِهِ»:

خداوند پیامبرش را قبض روح نکرد تا آنگاه که دینش را کامل فرمود …. و در حجةالوداع - که در آخر عمر حضرت بود - این آیه را نازل کرد: «امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم»؛ مسئله امامت از کمال دین است. و پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا نرفت تا آنکه معارف دین را برای امتش بیان کرد و راه را برایشان واضح نمود و آنان را برای پیمودن راه حق آماده کرد و رفت. پس هر کس گمان کند که خداوند دینش را کامل نکرده کتاب خدا را ردّ کرده، و هر کس کتاب الله را ردّ کند به خداوند کافر شده است.[۶]

امام صادق علیه السلام نیز تصریح می‌فرماید که آنچه از خدا و رسول رسیده پاسخگوی تمام نیازهای بنی آدم است، و برای این مطلب به اتمام حجت خدا با آیه اکمال استناد می‌فرماید: «ما مِنْ شَىْءٍ يَحْتاجُ الَيْهِ وُلْدُ آدَمَ الاّ وَ قَدْ خَرَجَتْ فيهِ السُّنَّةُ مِنَ اللَّه وَ مِنْ رَسُولِهِ وَ لَوْ لا ذلِكَ مَا احْتَجَّ. فَقالَ: بِمَا احْتَجَّ؟ فَقالَ ابُو عَبْدِاللَّه عليه السلام: قَوْلُهُ» الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً . «فَلَوْ لَمْ يَكْمُلْ سُنَنَهُ وَ فَرائِضَهُ وَ ما يَحْتاجُ الَيْهِ النّاسُ، بِمَا احْتَجَّ بِهِ؟!»

چیزی نیست که فرزندان آدم بدان نیاز داشته باشند مگر آنکه درباره آن دستوری از خدا و رسول صادر شده است، و اگر چنین نبود خداوند اتمام حجت نمی‌کرد. راوی پرسید: خداوند به چه چیزی اتمام حجت فرموده؟ امام صادق علیه السلام فرمود: کلام خدا  الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ … . اگر سنت‌ها و فرائض و آنچه مردم بدان نیاز دارند را کامل نکرده، پس با چه چیزی اتمام حجت فرموده؟[۷]

شکی نیست که امام صادق علیه السلام منظوری از بیان همه احکام الهی دارد، و گرنه در ظاهر همه می‌دانیم که بسیاری از مسائل دین در فرصت کوتاه عمر پیامبر صلی الله علیه و آله ناگفته ماند. البته همه احکام و معارف الهی در قرآن نهفته است، ولی تا استخراج کننده مطمئن آن نباشد گویا به مردم نرسیده است. آری با نصب امامانی که این معارف را با سینه ای متصل به اقیانوس بیکران علم الهی بیان می‌کنند گویا در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله همه معارف و احکام به مردم ابلاغ شده است.

این رمز الهی بودن دین شیعه است که آنچه را از پیامبر صلی الله علیه و آله حدیث نداشته باشند به درگاه دوازده امام معصوم علیهم السلام پناه می‌برند و پاسخی مطمئن دریافت می‌کنند، ولی غیر شیعه دست به دامان قیاس و استحسان می‌شوند، چرا که با نپذیرفتن امامان راه دیگری ندارند و دری به سوی فرامین الهی نمی‌یابند.

امام باقر علیه السلام در دمشق وقتی خلیفه اموی را مفتضح کرد و نمونه ای از کامل عیار بودن مقام امامت را به او نشان داد، با استناد به آیه اکمال چنین فرمود: «انّا نَحْنُ نَتَوارَثُ الْكَمالَ وَ التَّمامَ اللَّذَيْنِ انْزَلَهُمَا اللَّه عَلى نَبِيِّهِ فى قَوْلِهِ» «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ، «وَ الارْضُ لا تَخْلُو مِمَّنْ يَكْمُلُ هذِهِ الامُورَ الَّتى يَقْصُرُ غَيْرُنا عَنْها»:

مائیم کسانی که کمال و تمام را به ارث می‌بریم، همان که خداوند آنها را بر پیامبرش نازل کرد؛ آنجا که می‌فرماید: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ…»، و زمین خالی نمی‌ماند از کسی که چنین اموری در او کامل باشد، که دیگران از رسیدن به آن کمال عاجزند.[۸]

پانویس

  1. غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۱۵۱، ۱۸۷–۱۹۰.
  2. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۳۶ و ج ۳۹ ص ۳۳۶ و ج ۴۱ ص ۲۲۸. عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۶۸.
  3. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۱۵ ح ۴۷۶.
  4. الاقبال: ج ۲ ص ۲۶۳.
  5. بحار الانوار: ج ۲۲ ص ۵۳۷ ح ۳۹.
  6. بحار الانوار: ج ۳۵ ص ۱۲۱. الاحتجاج: ج ۲ ص ۲۲۶. الایضاح (ابن شاذان): ص ۵۹. معانی الاخبار: ص ۹۶. وسائل الشیعة: ج ۲۸ ص ۳۵۳. کمال الدین: ص ۶۷۶. الکافی: ج ۱ ص ۱۹۸. عیون الاخبار: ج ۲ ص ۱۹۶. آمالی الصدوق: ص ۷۷۴ ح ۱.
  7. بصائر الدرجات: ص ۵۳۸ ح ۵۰. مختصر البصائر: ص ۶۶.
  8. بحار الانوار: ج ۶۹ ص ۱۸۳. مستدرک الوسائل: ج ۱۴ ص ۷۹. دلائل الإمامة: ص ۲۳۵. نوادر المعجزات: ص ۱۳۰.