پرش به محتوا

امام صادق علیه السلام

از ویکی غدیر
امام صادق علیه‌السلام
نامجعفر بن محمد
نسبجعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم
کنیهابوعبدالله (و به قولی ابوعیسی، ابوموسی و ابواسماعیل)
لقبالصادق، الصابر، الفاضل، الطاهر
زادروزسال ۸۳ هجری (به قولی ۸۰) - روز جمعه یا دوشنبه - ۱۷ ربیع‌الاول (به قولی اول رجب)
زادگاهمدینه منوره
شهادتسال ۱۴۸ هجری - روز دوشنبه - شوال (به قولی نیمه رجب)
قاتلمنصور دوانیقی (با زهر)
محل دفنقبرستان بقیع، مدینه (کنار قبر پدرش امام باقر، جدش امام سجاد و عمویش امام حسن علیهم السلام)
طول عمر۶۵ سال (به قولی ۶۸ سال)
والدینپدر: امام محمد باقر علیه‌السلام، مادر: ام‌فروه (فاطمه) بنت قاسم بن محمد بن ابی‌بکر
همسرانحمیده (مادر امام کاظم علیه‌السلام)، فاطمه بنت حسین بن علی بن حسین (مادر اسماعیل، عبدالله و ام‌فروه) و چند کنیز (امهات اولاد)
فرزنداناسماعیل، عبدالله (افطح)، امام موسی کاظم علیه‌السلام، اسحاق، محمد، عباس، علی، اسماء، فاطمه، ام‌فروه
پس ازامام محمد باقر علیه‌السلام
پیش ازامام موسی کاظم علیه‌السلام
مدت امامت۳۴ سال (۱۱۴ تا ۱۴۸ هجری)
نقشامام ششم شیعیان
حوادثنهضت علمی و تشکیل حوزه مدینه، مناظرات با خوارج و معتزله و ملحدان، انتقال خلافت از اموی به عباسی
مخالفانهشام بن عبدالملک، ولید بن یزید، مروان بن محمد حمار، سفاح، منصور دوانیقی
یاران برجستهزراره بن اعین، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، ابان بن عثمان، هشام بن حکم، هشام بن سالم، حماد بن عیسی، جمیل بن دراج، برید بن معاویه، مفضل بن عمر، مؤمن الطاق، ابوبصیر، حمران بن اعین، سدیر صیرفی، جابر بن یزید جعفی و دیگران
حاکمان هم‌عصرهشام بن عبدالملک (تا ۱۲۵ ق)، ولید بن یزید (۱۲۵-۱۲۶ ق)، یزید بن ولید (۱۲۶ ق)، ابراهیم بن ولید (۱۲۶-۱۲۷ ق)، مروان بن محمد حمار (۱۲۷-۱۳۲ ق)، سفاح (۱۳۲-۱۳۶ ق)، منصور دوانیقی (۱۳۶-۱۵۸ ق)
آثار مرتبطالصحیفة (ادعیه)، کتاب توحید المفضل، کتاب اهلیلجه، مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، رساله به اصحاب، الأصول الأربعمائة (به روایت شاگردان)، رساله به نجاشی، رساله در شرایع دین و ده‌ها رساله دیگر

امام جعفر بن محمد بن علی بن الحسین علیه السلام، مشهور به «الصادق»، ششمین پیشوای شیعیان و پنجمین امام از نسل امام حسین علیه السلام است. ایشان در سال ۸۳ هجری قمری (و به قولی ۸۰ هجری) در مدینه منوره دیده به جهان گشودند و در سال ۱۴۸ هجری قمری به دستور منصور دوانیقی، خلیفه عباسی، با زهر مسموم شده و به شهادت رسیدند. دوران امامت ایشان سی و چهار سال (از سال ۱۱۴ تا ۱۴۸ هجری) به طول انجامید که همزمان با اواخر حکومت بنی‌امیه و اوایل حکومت بنی‌عباس بود.

امام صادق علیه السلام در تاریخ اسلام جایگاهی بی‌نظیر دارند. ایشان با بهره‌گیری از فضای نسبتاً باز سیاسی که در پی فروپاشی بنی‌امیه و استقرار بنی‌عباس پدید آمده بود، بزرگ‌ترین جنبش علمی و فرهنگی را در میان اهلبیت علیهم السلام پدید آوردند. شیخ مفید در الإرشاد درباره ایشان می‌نویسد: صادق، جعفر بن محمد بن علی بن حسین علیه السلام، از میان برادرانش جانشین پدرش محمد بن علی و وصی او و برپادارنده امامت پس از او بود و بر همگان با فضیلت برتری یافت.

لقب «الصادق» به دلیل صدق و راستی در گفتار و کردار ایشان بر آن حضرت نهاده شد. شهرت علمی امام صادق علیه السلام به حدی است که نه تنها شیعیان، بلکه بسیاری از علمای اهل سنت نیز از محضر ایشان بهره برده و به عظمت علمی و معنوی ایشان اعتراف کرده‌اند. مذهب فقهی معروف به «مذهب جعفری» که امروز مذهب رسمی شیعیان اثنی‌عشری است، بر اساس آموزه‌ها و روایات فقهی و اصولی ایشان بنیان نهاده شده است.

دوران حیات پربرکت امام صادق علیه السلام مقارن با تحولات بزرگی در جهان اسلام بود: پایان حکومت امویان، ظهور جنبش عباسیان، استقرار خلافت عباسی و آغاز شکل‌گیری مذاهب فقهی و کلامی مختلف. در چنین فضایی، امام صادق علیه السلام توانستند با تربیت بیش از چهار هزار شاگرد، علوم و معارف اصیل اسلامی را از تحریف و نابودی نجات دهند و مکتبی پویا و جامع را به آیندگان منتقل کنند. ایشان در واقع، مؤسس دانشگاه بزرگ اسلامی در مدینه بودند که نه تنها شیعیان، بلکه بسیاری از فقها و محدثان مشهور اهل سنت نیز از آن بهره بردند.

زندگی نامه

ولادت

امام جعفر صادق علیه السلام در سال ۸۳ هجری قمری (و به قولی ۸۰ هجری) در شهر مدینه منوره دیده به جهان گشودند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۱]: «وَ كَانَ مَوْلِدُهُ علیه السلام بِالْمَدِينَةِ سَنَةَ ثَلَاثٍ وَ ثَمَانِينَ مِنَ الْهِجْرَةِ»؛ ولادت آن حضرت در مدینه سال ۸۳ هجری بود. علامه طبرسی در إعلام الوری نیز با اندکی تفاوت می‌نویسد[۲]: «ولد عليه السلام بالمدينة لثلاث عشرة ليلة بقيت من شهر ربيع الأول سنة ثلاث و ثمانين من الهجرة»؛ امام علیه السلام در مدینه، سیزده شب مانده از ماه ربیع‌الاول سال ۸۳ هجری متولد شد.

علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة اختلاف اقوال را چنین جمع‌بندی کرده است[۳]: «ولد بالمدينة يوم الجمعة أو الاثنين عند طلوع الفجر 17 ربيع الأول و قيل غرة رجب سنة 80 من الهجرة عام الجحاف، و قال المفيد و الكليني و الشهيد سنة 83»؛ در مدینه متولد شد روز جمعه یا دوشنبه هنگام طلوع فجر، ۱۷ ربیع‌الاول و گفته شده اول رجب سال ۸۰ هجری (سال جحاف)، و مفید و کلینی و شهید (اول) سال ۸۳ را ذکر کرده‌اند.) مشهورترین قول، سال ۸۳ هجری است.

مادر بزرگوار امام

مادر گرامی امام صادق علیه السلام، بانویی بزرگوار به نام «ام فروه» (یا ام القاسم) دختر قاسم بن محمد بن ابی‌بکر بود. ایشان از زنان با فضیلت و پارسای زمان خود به شمار می‌رفتند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۴]: «وَ أُمُّهُ أُمُّ فَرْوَةَ بِنْتُ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ»؛ مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی‌بکر است.

سید محسن امین در أعیان الشیعة می‌نویسد[۵]: «أم فروة و قيل أم القاسم و اسمها قريبة أو فاطمة بنت القاسم بن محمد بن أبي بكر و أمها أسماء بنت عبد الرحمن بن أبي بكر و هذا معنى قول الصادق علیه السلام ان أبا بكر ولدني مرتين»؛ یعنی ام فروه و گفته شده ام القاسم و نامش قریبه یا فاطمه دختر قاسم بن محمد بن ابی‌بکر است و مادرش اسماء دختر عبدالرحمن بن ابی‌بکر است و این معنای سخن امام صادق علیه السلام است که فرمود: «ابوبکر دو بار مرا به دنیا آورد».

بدین ترتیب، امام صادق علیه السلام از ناحیه مادر به خاندان ابوبکر نیز مرتبط می‌شوند. این ارتباط نسبی، در فضای سیاسی آن روزگار، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

نام، کنیه و القاب

نام مبارک امام ششم، «جعفر» بود. کنیه مشهور ایشان «ابو عبدالله» است. سید محسن امین می‌نویسد[۶]: «كنيته أبو عبد الله و هي المعروفة المشهورة و قال محمد بن طلحة و قيل أبو إسماعيل و في مناقب ابن شهرآشوب يكني أبا عبد الله و إسماعيل أبا إسماعيل و الخاص أبو موسى»؛ کنیه ایشان ابوعبدالله است و این معروف و مشهور است، و محمد بن طلحه گفته و گفته شده ابوعیسی و در مناقب ابن شهرآشوب آمده که کنیه‌اش ابوعبدالله و (برای فرزندش) اسماعیل، ابوعیسی و خواص (او را) ابوموسی می‌خواندند.

لقب‌های مشهور آن حضرت عبارت است از: «الصادق»، «الصابر»، «الفاضل» و «الطاهر». لقب «الصادق» به دلیل صدق و راستی در گفتار و کردار بر ایشان نهاده شد. ابن خلكان در وفیات الأعیان می‌نویسد[۷]: «و لقّب بالصادق لصدقه في مقالته»؛ به صادق ملقب شد به خاطر صدقش در گفتارش.

ویژگی‌های ظاهری و خلقی

درباره سیمای ظاهری امام صادق علیه السلام، منابع روایی و تاریخی توصیفات دقیقی ارائه داده‌اند. سید محسن امین در أعیان الشیعة به نقل از ابن شهرآشوب می‌نویسد[۸]: «كان الصادق علیه السلام ربع القامة أزهر الوجه حالك الشعر جعدا أشم الأنف أنزع رقيق البشرة على خده خال أسود و على جسده حبلان»؛ امام صادق علیه السلام اندامش چهارشانه (متوسط)، چهره‌اش سفید و درخشان، موهایش بسیار سیاه و مجعد، بینی‌اش کشیده و زیبا، پوستش نازک، بر گونه خود خال سیاهی داشت و بر بدنش دو رگه (یا دو خال) بود.

درباره اخلاق و سیره عملی امام صادق علیه السلام، ابونعیم در حلية الأولياء می‌نویسد[۹]: «و منهم الامام الناطق ذو الزمام السابق أبو عبد الله جعفر بن محمد الصادق أقبل على العبادة و الخضوع و آثر العزلة و الخشوع و نهى عن الرئاسة و الجموع»؛ از جمله امام گویا و پیشتازِ صاحب زمام، ابو عبدالله جعفر بن محمد صادق است که روی به عبادت و خضوع آورد و عزلت و خشوع را برگزید و از ریاست‌طلبی و جمع‌گرایی نهی کرد.

مالک بن انس، پیشوای مذهب مالکی، درباره امام صادق علیه السلام می‌گوید[۱۰]: «ما رأت عيني أفضل من جعفر بن محمد فضلا و علما و ورعا و كان لا يخلو من احدى ثلاث خصال إما صائما و أما قائما و إما ذاكرا و كان من عظماء العباد و أكابر الزهاد الذين يخشون ربهم و كان كثير الحديث طيب المجالسة كثير الفوائد»؛ چشم من هیچ کس را با فضیلت‌تر و عالم‌تر و پرهیزکارتر از جعفر بن محمد ندید. هیچ‌گاه از یکی از سه خصلت خالی نبود: یا روزه‌دار بود یا قیام‌کننده (به نماز) یا ذاکر (یادکننده خدا). او از عبادت‌کنندگان بزرگ و زاهدان برجسته‌ای بود که از پروردگار خود می‌ترسیدند، بسیار حدیث‌گو، خوش‌مجلس و پرنفع بود.

دوران حیات با پدر و جد بزرگوار

امام صادق علیه السلام در دوران حیات خود، توفیق همراهی با پدر بزرگوارشان امام باقر علیه السلام و جد بزرگوارشان امام سجاد علیه السلام را داشتند. طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد[۱۱]: «أقام فيها مع جدّه و أبيه اثني عشرة سنة، و مع أبيه بعد جدّه تسع عشرة سنة»؛ در مدینه با جدش و پدرش دوازده سال و با پدرش بعد از جدش نوزده سال زندگی کرد.

شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۱۲]: «وَ كَانَتْ إِمَامَتُهُ علیه السلام أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَةً»؛ امامت او سی و چهار سال بود. بر اساس این محاسبه، امام صادق علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارشان در سال ۱۱۴ هجری، به مدت سی و چهار سال عهده‌دار امامت و رهبری معنوی جامعه شیعه شدند.

امام صادق علیه السلام از همان کودکی تحت تربیت مستقیم پدر بزرگوارشان قرار گرفتند و علوم و معارف الهی را از ایشان فرا گرفتند. ابن شهر آشوب در المناقب می‌نویسد که امام صادق علیه السلام از پدر خود و اجداد طاهرین خود علوم فراوانی را آموخت و سپس به نشر آن پرداخت.

امامت

امام جعفر صادق علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام باقر علیه السلام در سال ۱۱۴ هجری قمری، عهده‌دار امامت و رهبری معنوی جامعه شیعه شدند. مدت امامت ایشان سی و چهار سال (۱۱۴ تا ۱۴۸ هجری) بود.

شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۱۳]: «وَ مَضَى ع فِي شَوَّالٍ مِنْ سَنَةِ ثَمَانٍ وَ أَرْبَعِينَ وَ مِائَةٍ وَ لَهُ خَمْسٌ وَ سِتُّونَ سَنَةً» یعنی امام در شوال سال ۱۴۸ هجری از دنیا رفت و سنش ۶۵ سال بود. همچنین درباره مدت امامت ایشان می‌نویسد: «وَ كَانَتْ إِمَامَتُهُ ع أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَةً»؛ امامت او سی و چهار سال بود.

حاکمان معاصر امام

دوران امامت امام صادق علیه السلام همزمان با پنج خلیفه آخر بنی‌امیه و دو خلیفه اول بنی‌عباس بود. طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد[۱۴]: «وَ كَانَ فِي أَيَّامِ إِمَامَتِهِ بَقِيَّةُ مُلْكِ هِشَامِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ، وَ مُلْكِ الْوَلِيدِ بْنِ يَزِيدَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ، وَ مُلْكِ يَزِيدَ بْنِ الْوَلِيدِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ الْمُلَقَّبِ بِالنَّاقِصِ، وَ مُلْكِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْوَلِيدِ، وَ مُلْكِ مَرْوَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحِمَارِ، ثُمَّ صَارَتِ الْمُسَوِّدَةُ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ مَعَ أَبِي مُسْلِمٍ سَنَةَ اثْنَيْنِ وَ ثَلَاثِينَ وَ مِائَةٍ، فَمَلَكَ أَبُو الْعَبَّاسِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ابْنِ عَبَّاسٍ الْمُلَقَّبُ بِالسَّفَّاحِ أَرْبَعَ سِنِينَ وَ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ، ثُمَّ مَلَكَ أَخُوهُ أَبُو جَعْفَرٍ عَبْدُ اللَّهِ الْمُلَقَّبُ بِالْمَنْصُورِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ سَنَةً وَ إِحْدَى عَشَرَ شَهْراً»؛ در روزگار امامت او باقی‌مانده پادشاهی هشام بن عبدالملک، و پادشاهی ولید بن یزید بن عبدالملک، و پادشاهی یزید بن ولید بن عبدالملک که به ناقص ملقب بود، و پادشاهی ابراهیم بن ولید، و پادشاهی مروان بن محمد حمار، سپس سپاه سیاه‌پوش از اهل خراسان با ابومسلم در سال ۱۳۲ هجری ظهور کردند، پس ابوالعباس عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس که به سفاح ملقب بود، چهار سال و هشت ماه پادشاهی کرد، سپس برادرش ابو جعفر عبدالله که به منصور ملقب بود، بیست و یک سال و یازده ماه پادشاهی کرد.

بر اساس این گزارش، حاکمان هم‌عصر امام صادق علیه السلام عبارت بودند از:

دوره اموی:

  1. هشام بن عبدالملک (۱۰۵-۱۲۵ هجری)
  2. ولید بن یزید بن عبدالملک (۱۲۵-۱۲۶ هجری)
  3. یزید بن ولید بن عبدالملک (۱۲۶ هجری)
  4. ابراهیم بن ولید (۱۲۶-۱۲۷ هجری)
  5. مروان بن محمد حمار (۱۲۷-۱۳۲ هجری)

دوره عباسی:

  1. ابوالعباس سفاح (۱۳۲-۱۳۶ هجری)
  2. ابو جعفر منصور (۱۳۶-۱۵۸ هجری) - ده سال از پادشاهی او در زمان حیات امام بود.

امام صادق علیه السلام در سال ۱۴۸ هجری در زمان پادشاهی منصور دوانیقی به شهادت رسیدند.

دلایل امامت

ادله عقلی و نقلی

امامت امام صادق علیه السلام با دلایل عقلی و نقلی متعددی اثبات می‌شود. علامه طبرسی در إعلام الوری به وجوب عصمت و بطلان ادعای دیگر مدعیان اشاره کرده و می‌نویسد[۱۵]: «أما طريقة الاعتبار فمثل ما تقدّم ذكره في إمامة آبائه عليهم السلام، فانّا إذا اعتبرنا إمامة من اختلف في إمامته في عصره عليه السلام وجدنا الامّة بين أقوال: قائل يقول: لا إمام في الوقت، و قوله يبطل بما دلّ على وجوب الإمامة في كلّ عصر. و قائل يقول: بإمامة من لا يقطع على عصمته، و قوله يبطل بما دلّ على وجوب العصمة للامام. و من ادّعى العصمة و لم يقل بالنّص من متأخّري الزيدية فقوله يبطل بما دلّلنا عليه من أنّ العصمة لا يمكن أن تعلم إلّا بالنص أو المعجز. و من اعتبر الحياة- من الكيسانيّة- فقوله يبطل بما علمانه من موت من ادّعي حياته، و أيضا فإنّ هذه الفرقة قد انقرضت و خلا الزمان من القائلين بقولها و انعقد الإجماع على خلافها. فإذا بطلت هذه الأقوال ثبتت إمامته عليه السلام، و إلّا أدّى إلى خروج الحقّ عن أقوال الامّة»؛ اما راه استدلال عقلی مانند آنچه پیش از این در امامت پدرانش علیه السلام ذکر شد، زیرا اگر امامت کسانی را که در امامت آنان در زمان او اختلاف شده است بررسی کنیم، امت را میان اقوالی می‌یابیم: گروهی می‌گویند: در این زمان امامی نیست، و گفتارشان با دلیل وجوب امامت در هر عصری باطل می‌شود. و گروهی به امامت کسی که عصمت او قطعی نیست قائلند، و گفتارشان با دلیل وجوب عصمت برای امام باطل می‌شود. و کسی که از متأخران زیدیه ادعای عصمت کند ولی به نص قائل نباشد، گفتارش با آنچه دلیل آوردیم که عصمت جز با نص یا معجز شناخته نمی‌شود باطل می‌گردد. و کسانی که از کیسانیه به حیات (محمد بن حنفیه) اعتقاد دارند، گفتارشان با آنچه از مرگ کسی که ادعای حیاتش شده می‌دانند باطل است، و همچنین این فرقه منقرض شده و زمان از قائلان به گفتارشان خالی گشته و اجماع بر خلاف آن منعقد شده است. پس چون این اقوال باطل شد، امامت او ثابت می‌گردد، وگرنه به خروج حق از میان اقوال امت می‌انجامد.

نصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

از مهم‌ترین نصوص بر امامت امام صادق علیه السلام، حدیث لوح و همچنین وصایت پدر بزرگوارشان است. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۱۶]: «وَ وَصَّى إِلَيْهِ أَبُوهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَصِيَّةً ظَاهِرَةً وَ نَصَّ عَلَيْهِ بِالْإِمَامَةِ نَصّاً جَلِيّاً»؛یعنی پدرش ابو جعفر علیه السلام به او وصیت آشکار کرد و بر امامت او نص صریح نمود.

شیخ کلینی در الکافی به نقل از هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود[۱۷]: «لَمَّا حَضَرَتْ أَبِيَ الْوَفَاةُ قَالَ يَا جَعْفَرُ أُوصِيكَ بِأَصْحَابِي خَيْراً»؛ چون پدرم را مرگ فرا رسید، فرمود: ای جعفر! تو را به خوبی با اصحابم سفارش می‌کنم.

همچنین در روایت دیگر از هشام بن سالم از جابر بن یزید جعفی از امام باقر علیه السلام نقل شده است که درباره قائم (امام) پس از خود سؤال شد، آن حضرت دست بر شانه امام صادق علیه السلام نهاد و فرمود[۱۸]: «هَذَا وَ اللَّهِ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ»؛ این به خدا قیام‌کننده (امام) آل محمد است.

حدیث لوح

از دیگر نصوص آسمانی بر امامت امام صادق علیه السلام، حدیث لوح است که در منابع معتبر روایت شده است. بر اساس این حدیث، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم لوحی از بهشت به امیرالمؤمنین علیه السلام و سپس به امامان بعدی سپردند که در آن نام تمامی امامان دوازده‌گانه ثبت شده بود. در این لوح، نام امام صادق علیه السلام نیز به عنوان ششمین امام ذکر شده است.

نهضت علمی و فرهنگی

دوران امامت امام صادق علیه السلام، عصر طلایی نشر علوم و معارف اسلامی به شمار می‌رود. ایشان در فضای نسبتاً باز سیاسی که پس از فروپاشی بنی‌امیه و پیش از استحکام کامل بنی‌عباس پدید آمده بود، توانستند بزرگ‌ترین جنبش علمی را در تاریخ اهلبیت علیهم السلام پدید آورند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۱۹]: «وَ نَقَلَ النَّاسُ عَنْهُ مِنَ الْعُلُومِ مَا سَارَتْ بِهِ الرُّكْبَانُ وَ انْتَشَرَ ذِكْرُهُ فِي الْبُلْدَانِ وَ لَمْ يُنْقَلْ عَنْ أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ الْعُلَمَاءِ مَا نُقِلَ عَنْهُ»؛ مردم از او علوم بسیاری را نقل کردند که کاروان‌ها آن را با خود بردند و یادش در شهرها پراکنده شد و از هیچ یک از دانشمندان اهلبیت آنچه از او نقل شد، نقل نگردید.

سید محسن امین در أعیان الشیعة ویژگی‌های علمی این دوره را چنین شرح می‌دهد[۲۰]: «و من مميزات هذا العصر انتشار العلوم الإسلامية فيه من التفسير و الفقه و الحديث و علم الكلام و الجدل و الأنساب و اللغة و الشعر و الأدب و الكتابة و التاريخ و النجوم و غيرها»؛ از ویژگی‌های این عصر، گسترش علوم اسلامی در آن است از تفسیر و فقه و حدیث و علم کلام و جدل و انساب و زبان و شعر و ادب و نویسندگی و تاریخ و ستاره‌شناسی و غیر آنها.

موقعیت علمی امام

شهرت علمی امام صادق علیه السلام نه تنها در حجاز، بلکه در عراق، شام، خراسان و دیگر نقاط جهان اسلام فراگیر شده بود.

  • مالک بن انس، پیشوای مذهب مالکی، درباره ایشان می‌گوید[۲۱]: «ما رأت عيني أو ما رأت عين و لا سمعت أذن و لا خطر على قلب بشر أفضل من جعفر بن محمد فضلا و علما و عبادة و ورعا»؛ یعنی چشمانم، یا چشمان هیچ‌کس، و گوش هیچ‌کس، و قلب هیچ بشری به خاطر نیاورده که بهتر از جعفر بن محمد از نظر فضل و علم و عبادت و پرهیزکاری دیده باشد.
  • ابوحنیفه، پیشوای مذهب حنفی، نیز در پاسخ به سؤال از فقیه‌ترین کسی که دیده است، گفت[۲۲]: «ما رأيت أفقه من جعفر بن محمد»؛ فقیه‌تر از جعفر بن محمد ندیدم. ابن
  • ابی‌لیلی (قاضی کوفه) نیز می‌گوید[۲۳]: «ما كنت تاركا قولا قلته أو قضاء قضيته لقول أحد ألا رجلا واحدا هو جعفر بن محمد»؛ هیچ‌گاه گفتار یا حکم خود را به خاطر گفتار هیچ‌کس رها نمی‌کردم مگر به خاطر یک مرد که او جعفر بن محمد است.

امام صادق علیه السلام نیز همچون جد بزرگوارشان امیرالمؤمنین علیه السلام، مردم را به پرسش از علوم فرا می‌خواندند. نقل شده است که می‌فرمود: «سلوني قبل أن تفقدوني فإنه لا يحدثكم أحد بعدي بمثل حديثي»؛ از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست دهید، زیرا پس از من هیچ‌کس همانند حدیث من برای شما نقل نخواهد کرد.[۲۴]

  • ذهبی در میزان الاعتدال می‌نویسد[۲۵]: «جعفر بن محمد بن علي بن الحسين الهاشمي أبو عبد اللّه أحد الأئمة الأعلام برّ صادق كبير الشأن»؛ جعفر بن محمد بن علی بن حسین هاشمی، ابو عبدالله، یکی از امامان بزرگوار و نیکوکار صادق و با عظمت است.
  • نووی در تهذیب الأسماء و اللغات می‌نویسد[۲۶]: «اتفقوا على إمامته و جلالته و سيادته»؛ همگی بر امامت و جلالت و سیادت او اتفاق دارند.
  • ابن خلكان در وفیات الأعیان می‌نویسد[۲۷]: «أحد الأئمة الاثنى عشر على مذهب الاماميّة، و كان من سادات أهل البيت، و لقّب بالصادق لصدقه في مقالته، و فضله أشهر من أن يذكر»؛ او یکی از دوازده امام بر مذهب امامیه است و از سادات اهلبیت بود و به صادق به خاطر صدق در گفتارش ملقب شد و فضلش مشهورتر از آن است که گفته شود.
  • شعرانی در لواقح الأنوار می‌نویسد: «و كان سلام اللّه عليه اذا احتاج الى شي‏ء قال: يا ربّاه أنا أحتاج الى كذا، فما يستتمّ دعاؤه إلّا و ذلك الشي‏ء بجنبه موضوع»؛ هرگاه به چیزی نیاز داشت می‌فرمود: پروردگارا! من به چنین چیزی نیاز دارم. دعایش تمام نمی‌شد مگر اینکه آن چیز در کنارش نهاده می‌شد.ویژگی‌های مکتب علمی امام

توازن بین عقل و نقل

یکی از ویژگی‌های برجسته مکتب علمی امام صادق علیه السلام، توازن بین عقل و نقل بود. ایشان در کنار تأکید بر احادیث و سنت نبوی، به عقل و استدلال عقلی نیز اهمیت می‌دادند و از اصحاب خود می‌خواستند که با استفاده از عقل، مسائل را درک کنند. این رویکرد، زمینه‌ساز شکل‌گیری علم کلام و فلسفه اسلامی در میان شیعیان شد.

نفی قیاس و استحسان

امام صادق علیه السلام با قیاس و استحسان در فقه به شدت مخالف بودند و معتقد بودند که احکام شرعی باید از طریق نص (قرآن و سنت) و اصول معتبر استنباط شود. مناظره ایشان با ابوحنیفه در این زمینه، مشهور است.

اهتمام به فقه و احکام شرعی

امام صادق علیه السلام به تبیین احکام شرعی و فقه اسلامی توجه ویژه‌ای داشتند. ایشان احکام عبادی، معاملاتی، حقوقی، کیفری و سایر ابواب فقه را به صورت کامل و دقیق برای شاگردان خود تبیین کردند. به همین دلیل، مذهب فقهی شیعه به نام «مذهب جعفری» شهرت یافته است.

تربیت شاگردان متخصص

امام صادق علیه السلام شاگردان خود را بر اساس تخصص‌های علمی تربیت می‌کردند. برخی در فقه تخصص داشتند (مانند زرارة و محمد بن مسلم)، برخی در کلام (مانند هشام بن حکم و مؤمن طاق)، برخی در تفسیر (مانند ابان بن تغلب و ابوجارود) و برخی در ادب و زبان (مانند ابان بن تغلب و معاذ بن مسلم هراء). این تنوع تخصصی، نشان‌دهنده جامعیت مکتب علمی امام است.

امام جعفر صادق علیه السلام با بهره‌گیری از فضای نسبتاً باز سیاسی در اواخر دوره اموی و اوایل دوره عباسی، بزرگ‌ترین جنبش علمی و فرهنگی را در تاریخ اهلبیت علیهم السلام پدید آوردند. ایشان با تربیت بیش از چهار هزار شاگرد، تأسیس حوزه علمیه مدینه، تدوین علوم اسلامی (فقه، تفسیر، حدیث، کلام، اخلاق و...) و تربیت شاگردانی که هر یک از بزرگان علم و دانش در زمان خود شدند، زمینه‌ساز شکوفایی بی‌نظیر علوم اسلامی شدند.

از مهم‌ترین دستاوردهای علمی و فرهنگی امام صادق علیه السلام می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تأسیس دانشگاه اسلامی مدینه با تربیت هزاران شاگرد از مناطق مختلف جهان اسلام
  2. تدوین فقه جعفری بر اساس اصول معتبر و نفی قیاس و استحسان
  3. ارائه تفسیر صحیح از قرآن و مبارزه با اسرائیلیات و تحریفات
  4. نشر احادیث نبوی و تعلیم درایت و فهم حدیث به شاگردان
  5. مناظرات علمی با اندیشمندان ادیان و فرقه‌های مختلف (خوارج، معتزله، مرجئه، زیدیه، ملحدان و...)
  6. تدوین علم کلام و اثبات مبانی اعتقادی شیعه (توحید، نبوت، امامت، معاد و...)
  7. تربیت شاگردان متخصص در زمینه‌های مختلف علمی
  8. گسترش علوم عقلی و فلسفه اسلامی در میان شیعیان

به حق، امام جعفر صادق علیه السلام همان «الصادق»ی است که با صدق در گفتار و کردار، حقایق اسلام ناب را برای جهانیان آشکار ساخت و با بنیان‌گذاری دانشگاهی عظیم در مدینه، راهی نوین در تاریخ علوم اسلامی گشود که تا به امروز، نورافشانی آن در سراسر جهان اسلام ادامه دارد.

راویان

امام صادق علیه السلام شاگردان و راویان بسیاری را تربیت کردند که هر یک از آنان در گسترش معارف اهلبیت علیهم السلام نقش بسزایی ایفا نمودند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۲۸]: «فَإِنَّ أَصْحَابَ الْحَدِيثِ قَدْ جَمَعُوا أَسْمَاءَ الرُّوَاةِ عَنْهُ مِنَ الثِّقَاتِ عَلَى اخْتِلَافِهِمْ فِي الْآرَاءِ وَ الْمَقَالاتِ فَكَانُوا أَرْبَعَةَ آلَافِ رَجُلٍ»؛ همانا اصحاب حدیث، اسامی راویان از او از میان ثقات را با وجود اختلافشان در آراء و مذاهب، جمع کرده‌اند که چهار هزار مرد بودند.

سید محسن امین در أعیان الشیعة به نقل از النجاشی و دیگر منابع، اسامی بسیاری از راویان و شاگردان امام را برشمرده است. از جمله آنان:

  • از اصحاب خاص و ثقات: زرارة بن أعین، محمد بن مسلم طائفی، برید بن معاویه عجلی، ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار، حمران بن أعین، ابان بن تغلب، ابان بن عثمان، جمیل بن دراج، حماد بن عیسی، حماد بن عثمان، هشام بن سالم، هشام بن حکم، مؤمن الطاق، جابر بن یزید جعفی، ابوعمرو بن العلاء، عبدالله بن سنان، عمرو بن دینار، سدیر صیرفی و دیگران.
  • از علمای اهل سنت که از ایشان روایت کرده‌اند: مالک بن انس، ابوحنیفه، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، یحیی بن سعید انصاری، ابن جریح، شعبه بن حجاج، ایوب سجستانی (سختیانی)، محمد بن اسحاق (صاحب مغازی) و بسیاری دیگر.

النووی در تهذیب الأسماء و اللغات می‌نویسد[۲۹]: «روى عنه محمّد بن إسحاق، و يحيى الأنصاري، و مالك، و السفيانان، و ابن جريح، و شعبة، و يحيى القطّان، و آخرون، و اتفقوا على إمامته و جلالته و سيادته»؛ از او روایت کرده‌اند: محمد بن اسحاق، و یحیی انصاری، و مالک، و دو سفیان (ثوری و ابن عیینه)، و ابن جریح، و شعبه، و یحیی قطّان، و دیگران، و همگی بر امامت و جلالت و بزرگی او اتفاق دارند.

عدد چهار هزار راوی که از امام صادق علیه السلام حدیث نقل کرده‌اند، در تاریخ اسلام کم‌نظیر است. شیخ مفید در الإرشاد این عدد را با تعجب و تأکید ذکر کرده است. سید محسن امین در أعیان الشیعة می‌نویسد[۳۰]: «تضافر النقل بان الذين رووا عن أبي عبد الله جعفر بن محمد الصادق علیه السلام من مشهوري أهل العلم أربعة آلاف إنسان»؛ نقل متواتر است که کسانی که از ابو عبدالله جعفر بن محمد صادق علیه السلام از مشاهیر اهل علم روایت کرده‌اند، چهار هزار نفر هستند.

محقق حلّی در المعتبر می‌نویسد[۳۱]: «روى عنه ما يقارب أربعة آلاف رجل و برز بتعليمه من الفقهاء الأفاضل جم غفير»؛ نزدیک به چهار هزار مرد از او روایت کرده‌اند و با تعلیم خود از فقهای برجسته، جمعیت بسیاری را پرورش داد.

شهید اول در الذکری می‌نویسد: «دون من رجاله المعروفين أربعة آلاف رجل من أهل العراق و الحجاز و خراسان و الشام»؛ علاوه بر (این تعداد) از راویان معروف او چهار هزار مرد از مردم عراق و حجاز و خراسان و شام هستند.

ابن عُقده زیدی (از محدثان بزرگ) کتابی در رجال و اسامی راویان امام صادق علیه السلام تألیف کرد که در آن نام چهار هزار راوی و آثارشان را گردآورد. ابن غضائری بر کتاب او استدراکاتی افزود و راویان بیشتری را ذکر کرد.[۳۲]

آثار

تفسیر قرآن

امام صادق علیه السلام بخش مهمی را به بیان مباحث تفسیری اختصاص داده بودند. ایشان شاگردان بسیاری را در این زمینه تربیت کردند. از جمله شاگردان برجسته ایشان در تفسیر، محمد بن مسلم، زرارة بن أعین، ابان بن تغلب و ابوجارود زیاد بن منذر بودند.

امام صادق علیه السلام در تفسیر قرآن، علاوه بر بیان معانی آیات، به بیان مصادیق و تطبیق آن بر اهلبیت علیهم السلام نیز می‌پرداختند. از جمله سخنان معروف ایشان در این زمینه، تفسیر آیه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»[۳۳] است که فرمودند: «نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ»؛ یعنی ما اهل ذکر هستیم.[۳۴]

حدیث و سنت نبوی

امام صادق علیه السلام به نشر احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم توجه ویژه‌ای داشتند. ایشان همواره تأکید می‌فرمودند که احادیث ایشان، سلسله‌وار به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌رسد. شیخ مفید در الإرشاد به نقل از امام صادق علیه السلام می‌نویسد[۳۵]: «حَدِيثِي حَدِيثُ أَبِي وَ حَدِيثُ أَبِي حَدِيثُ جَدِّي وَ حَدِيثُ جَدِّي حَدِيثُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ حَدِيثُ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله»؛ حدیث من حدیث پدرم است و حدیث پدرم حدیث جدم است و حدیث جدم حدیث علی بن ابی‌طالب امیرالمؤمنین است و حدیث علی امیرالمؤمنین حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.

ابان بن تغلب، از شاگردان برجسته امام، سی هزار حدیث از ایشان نقل کرده است.[۳۶] همچنین الحسن بن علی الوشاء می‌گوید[۳۷]: «أدركت في هذا المسجد- يعني مسجد الكوفة- تسعمائة شيخ كل يقول حدثني جعفر بن محمد»؛ در این مسجد (مسجد کوفه) نهصد پیرمرد را درک کردم که هر یک می‌گفت: جعفر بن محمد برای من حدیث کرد.

علم کلام و مناظرات

در زمان امام صادق علیه السلام، با توجه به فضای باز سیاسی، فرقه‌ها و مذاهب مختلف کلامی ظهور کردند. گروه‌هایی مانند خوارج، مرجئه، معتزله، کیسانیه و غالیان در ترویج عقاید خود تلاش می‌کردند. امام صادق علیه السلام در این شرایط، با استدلال‌های محکم و منطقی به رد عقاید باطل و تبیین عقاید صحیح پرداختند.

از جمله مباحث کلامی مهم امام صادق علیه السلام می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • اثبات وجود خدا و رد عقاید مادی‌گرایان و دهری‌ها
  • اثبات صفات الهی و توحید
  • اثبات نبوت و امامت
  • رد جبر و تفویض و اثبات امر بین الامرین
  • اثبات عصمت انبیا و ائمه علیهم السلام

مناظره با ابوشاکر دیصانی (منکر خدا): در کتاب توحید المفضل و دیگر منابع، مناظره طولانی امام صادق علیه السلام با ابوشاکر دیصانی (از منکران وجود خدا) نقل شده است که در آن، امام با استدلال‌های عقلی و فلسفی، وجود خالق یکتا را اثبات می‌کنند و به تمام شبهات او پاسخ می‌دهند.

مناظره با ابن ابی‌العوجاء: از دیگر مناظرات معروف امام، مناظره با ابن ابی‌العوجاء (از ملحدان و منکران دین) است که در آن، امام با دلایل عقلی و نقلی، حقانیت دین اسلام و نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اثبات کردند.

مناظره با ابوحنیفه در باب قیاس: یکی از مناظرات مهم فقهی امام، مناظره با ابوحنیفه در مورد حجیت قیاس در استنباط احکام شرعی است. امام با دلایل محکم، بطلان قیاس و ضرورت رجوع به نص و سنت را اثبات کردند.

مناظره با عالم شامی: شیخ مفید در الإرشاد مناظره‌ای طولانی و جالب را بین امام صادق علیه السلام و عالمی از اهل شام (که برای مناظره با اصحاب امام آمده بود) نقل کرده است. در این مناظره، ابتدا شاگردان امام (حمران بن أعین، محمد بن نعمان أحول، هشام بن سالم، قیس ماصر و هشام بن حکم) با او مناظره کردند و سپس خود امام وارد بحث شد و با خبر دادن از جزئیات سفر و مسیر آن مرد شامی، او را به حقانیت خود معترف ساخت.[۳۸]

در پایان این مناظره، آن مرد شامی گفت: «أَسْلَمْتُ لِلَّهِ السَّاعَةَ»؛ یعنی همین الآن برای خدا اسلام آوردم. امام فرمود: «بَلْ آمَنْتَ بِاللَّهِ السَّاعَةَ إِنَّ الْإِسْلَامَ قَبْلَ الْإِيمَانِ»؛ بلکه الآن به خدا ایمان آوردی، زیرا اسلام پیش از ایمان است.

احتجاج بر صوفیه

یکی از احتجاجات مهم امام صادق علیه السلام، گفتگو با گروهی ازصوفیان زمان خود است که مردم را به ترک دنیا و دست‌کشیدن از اموال و تجارت و کسب روزی دعوت می‌کردند. امام در این گفتگو، با استناد به آیات قرآن و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و صحابه، به رد این طرز تفکر پرداخت و اعتدال و میانه‌روی را در زندگی توصیه کرد.

سید محسن امین در أعیان الشیعة بخش گسترده‌ای از این احتجاج را نقل کرده است. امام در این گفتگو می‌فرماید[۳۹]: «أخبروني أيها النفر أ لكم علم بناسخ القرآن من منسوخه و محكمه من متشابهه... أما ما ذكرتم من أخبار الله إيانا في كتابه عن القوم الذين أخبر عنهم بحسن فعالهم فقد كان مباحا جائزا و لم يكونوا نهوا عنه... و أخبروني لو كان الناس كلهم كما تريدون زهادا لا حاجة لهم في متاع غيرهم فعلى من كان يتصدق... و أخبروني أنتم أعلم أم سليمان ابن داود ع حيث سال الله ملكا لا ينبغي لأحد من بعده فأعطاه الله ذلك... و داود قبله في ملكه و شدة سلطانه ثم يوسف النبي حيث قال لملك مصر اجعلني على خزائن الأرض... فتأدبوا أيها النفر بآداب الله للمؤمنين و اقتصروا على أمر الله و نهيه»؛ یعنی به من خبر دهید ای گروه! آیا شما از ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه قرآن علم دارید؟... اما آنچه از اخبار خدا در کتابش درباره گروهی که از نیکویی کردارشان خبر داده، مباح و جایز بوده و از آن نهی نشده‌اند... و به من خبر دهید اگر همه مردم آنگونه که شما می‌خواهید زاهد باشند و نیاز به متاع دیگران نداشته باشند، پس چه کسی صدقه می‌دهد؟... و به من خبر دهید آیا شما داناترید یا سلیمان بن داود علیه السلام که از خدا پادشاهی خواست که پس از او برای هیچ کس شایسته نباشد و خدا آن را به او داد... و داوود پیش از او در پادشاهی و قدرت سلطنتش، و یوسف پیامبر که به پادشاه مصر گفت: مرا بر خزانه‌های زمین بگمار... پس ای گروه! به آداب خدا برای مؤمنان تأدب کنید و به امر و نهی خدا بسنده کنید.

کتاب توحید المفضل و اهلیلجه

از مهم‌ترین آثار علمی منسوب به امام صادق علیه السلام، کتاب «توحید المفضل» و «اهلیلجه» است که توسط مفضل بن عمر جعفری (از شاگردان برجسته امام) روایت شده است. این دو کتاب، در اثبات وجود خدا و حکمت آفرینش، از شاهکارهای ادبیات کلامی شیعه به شمار می‌روند.

سید بن طاووس در کشف المحجة می‌نویسد: «انظر كتاب المفضل بن عمر الذي أملاه عليه الصادق علیه السلام فيما خلق الله جل جلاله من الآثار. و انظر كتاب الاهليلجة و ما فيه من الاعتبار»؛ یعنی بنگر به کتاب مفضل بن عمر که امام صادق علیه السلام بر او املاء کرد درباره آنچه خداوند از آثار آفریده است، و بنگر به کتاب اهلیلجه و آنچه در آن از عبرت‌هاست.

کتاب مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة

کتاب «مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة» نیز از آثار منسوب به امام صادق علیه السلام است که در زمینه اخلاق و عرفان و سلوک به سوی خداوند نوشته شده است. اگرچه درباره انتساب این کتاب به امام، بین عالمان اختلاف نظر وجود دارد، اما بسیاری از بزرگان مانند شهید ثانی، سید بن طاووس و ملامحسن فیض کاشانی به آن اعتماد کرده‌اند. علامه سید محسن امین می‌نویسد[۴۰]: «و عن الكفعمي في مجموع الغرائب أنه قال و من كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة قال الصادق علیه السلام و نقل منه أشياء كثيرة بلفظ قال الصادق علیه السلام»؛ یعنی کفعمی در مجموع الغرائب گفته که از کتاب مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، امام صادق علیه السلام فرموده و مطالب بسیاری با لفظ «قال الصادق علیه السلام» از آن نقل کرده است.

الأصول الأربعمائة

از مهم‌ترین میراث حدیثی برجای‌مانده از اصحاب امام صادق علیه السلام، «الأصول الأربعمائة» (چهارصد اصل) است. این اصول، مجموعه‌هایی از احادیث بودند که شاگردان امام به صورت کتاب‌های کوچک گردآوری کردند. بسیاری از این اصول، مستقیماً از امام صادق و پدر بزرگوارشان امام باقر علیهما السلام روایت شده‌اند. این اصول بعدها به عنوان منابع اصلی کتب اربعه حدیثی شیعه (الکافی، من لا یحضره الفقیه، التهذیب و الاستبصار) مورد استفاده قرار گرفتند.

سید محسن امین می‌نویسد[۴۱]: «دون من أجوبة مسائله في الفقه و غيره كتب جمة و أخذت عنه مهمات علم أصول الفقه و كتب من أجوبة مسائله أربعمائة مصنف لأربعمائة مصنف تعرف بالأصول الأربعمائة بالتفسير»؛علاوه بر پاسخ‌های مسائلش در فقه و غیر آن، کتاب‌های بسیاری نوشته شد و از او مهم‌ترین مباحث علم اصول فقه گرفته شد و از پاسخ‌های مسائلش چهارصد کتاب تألیف شد برای چهارصد مؤلف که به «الأصول الأربعمائة» معروف است.

جفر و جامعه

از دیگر میراث‌های علمی امام صادق علیه السلام، کتاب‌های «جفر» و «جامعه» است. امام در پاسخ به سؤال از این کتاب‌ها فرمود[۴۲]: «إِنَّ عِنْدَنَا الْجَفْرَ الْأَحْمَرَ وَ الْجَفْرَ الْأَبْيَضَ وَ مُصْحَفَ فَاطِمَةَ علیها السلام وَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَامِعَةَ فِيهَا جَمِيعُ مَا يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ»؛ همانا نزد ما جفر سرخ و جفر سفید و مصحف فاطمه علیها السلام است و نزد ما جامعه است که در آن تمام آنچه مردم به آن نیاز دارند، وجود دارد.

ایشان در تفسیر این کتاب‌ها فرمود: «أَمَّا الْجَفْرُ الْأَحْمَرُ فَوِعَاءٌ فِيهِ سِلَاحُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ لَنْ يَظْهَرَ حَتَّى يَقُومَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ أَمَّا الْجَفْرُ الْأَبْيَضُ فَوِعَاءٌ فِيهِ تَوْرَاةُ مُوسَى وَ إِنْجِيلُ عِيسَى وَ زَبُورُ دَاوُدَ وَ كُتُبُ اللَّهِ الْأُولَى وَ أَمَّا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ سلام الله علیها فَفِيهِ مَا يَكُونُ مِنْ حَادِثٍ وَ أَسْمَاءُ كُلِّ مَنْ يَمْلِكُ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ وَ أَمَّا الْجَامِعَةُ فَهِيَ كِتَابٌ طُولُهُ سَبْعُونَ ذِرَاعاً إِمْلَاءُ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ فَلْقِ فِيهِ وَ خَطُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام بِيَدِهِ فِيهِ وَ اللَّهِ جَمِيعُ مَا يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛ اما جفر سرخ، ظرفی است که اسلحه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آن است و تا قیام قائم ما اهلبیت ظاهر نخواهد شد. و اما جفر سفید، ظرفی است که تورات موسی و انجیل عیسی و زبور داود و کتب الهی نخستین در آن است. و اما مصحف فاطمه علیها السلام، در آن است آنچه از رویدادها خواهد بود و نام هر کس که تا برپایی قیامت حکومت خواهد کرد. و اما جامعه، کتابی است به درازای هفتاد ذراع که از دهان (و گفته‌های) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم املاء شده و به خط علی بن ابی‌طالب علیه السلام با دست خود او نوشته شده است. به خدا سوگند که تمام آنچه مردم تا روز قیامت به آن نیاز دارند در آن است.

تعداد مصنفات

سید محسن امین در أعیان الشیعة فهرست مفصلی از آثار و مصنفات منسوب به امام صادق علیه السلام ارائه کرده است که شامل رساله‌های متعدد در فقه، کلام، تفسیر، اخلاق و... می‌شود. از جمله آنان[۴۳]:

  • رساله به نجاشی (والی اهواز) معروف به رساله عبدالله بن نجاشی
  • رساله در شرایع دین (منقول از خصال صدوق)
  • کتاب توحید المفضل
  • کتاب اهلیلجه
  • کتاب مصباح الشریعة
  • رساله به اصحاب (در روضة الکافی)
  • رساله به اصحاب الرأی و القیاس
  • رساله در غنائم و وجوب خمس
  • وصیت به عبدالله بن جندب
  • وصیت به محمد بن نعمان أحول

اخلاق و سیره عملی امام

زهد و عبادت

امام صادق علیه السلام در عین شکوفایی علمی و تربیت هزاران شاگرد، به عبادت و زهد نیز شهرت داشتند. مالک بن انس می‌گوید[۴۴]: «كان لا يخلو من احدى ثلاث خصال إما صائما و أما قائما و إما ذاكرا»؛ یعنی هیچ‌گاه از یکی از سه خصلت خالی نبود: یا روزه‌دار بود یا قیام‌کننده به نماز یا ذاکر خدا.

ابونعیم در حلیة الأولیاء نقل می‌کند که امام صادق علیه السلام شب‌ها را به عبادت می‌گذراند و گاهی تمام شب را به نماز و دعا و مناجات مشغول بود. همچنین نقل شده که ایشان در ماه رمضان تمام شب را به عبادت مشغول بودند و فقط اندکی برای تجدید وضو و نماز می‌خوابیدند.

بخشش و دستگیری از نیازمندان

امام صادق علیه السلام در بخشش و دستگیری از فقرا و نیازمندان بسیار سخاوتمند بودند. نقل شده است که ایشان شب‌ها کیسه‌ای از نان و گوشت و درهم بر دوش می‌گرفتند و به در خانه نیازمندان می‌رفتند و به آنان می‌بخشیدند و کسی آنان را نمی‌شناخت. «كان إذا صلى العشاء و ذهب من الليل شطره أخذ جرابا فيه خبز و لحم و دراهم فحمله على عنقه ثم ذهب به إلى أهل الحاجة من أهل المدينة فقسمه فيهم و لا يعرفونه»[۴۵]؛ یعنی چون نماز عشاء را می‌خواند و نیمی از شب می‌گذشت، کیسه‌ای از نان و گوشت و درهم برمی‌داشت و بر گردن می‌نهاد و به در خانه نیازمندان مدینه می‌رفت و میان آنان تقسیم می‌کرد و آنان او را نمی‌شناختند.

حلم و بردباری

امام صادق علیه السلام در برابر ناملایمات و بدرفتاری مردم، بسیار بردبار و حلیم بودند. نقل شده است که فردی از اهل شام به ایشان دشنام داد و امام با بردباری و بزرگواری پاسخ او را دادند و او را به راه راست هدایت کردند.

زیبایی‌

امام صادق علیه السلام بر خلاف برخی زاهدان صوفی که لباس خشن می‌پوشیدند، به زیبایی و آراستگی ظاهر اهمیت می‌دادند. ایشان می‌فرمودند[۴۶]: «إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَى عَبْدِهِ»؛ خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و دوست دارد که اثر نعمت خود را بر بنده‌اش ببیند.

سفیان ثوری بر امام صادق علیه السلام وارد شد و لباس سفید و نرم ایشان را دید و اعتراض کرد. امام در پاسخ او فرمود[۴۷]: «اسمع مني و ما أقول لك فإنه خير لك عاجلا و آجلا إن أنت مت على السنة و لم تمت على بدعة أخبرك ان رسول الله صلی الله علیه وآله كان في زمان مقفر جدب فاما إذا أقبلت الدنيا فأحق الناس بها أبرارها لا فجارها و مؤمنوها لا منافقوها و مسلموها لا كفارها»؛ از من بشنو و آنچه به تو می‌گویم حفظ کن که برای تو در دنیا و آخرت بهتر است، اگر بر سنت بمیری و بر بدعت نمیری. به تو خبر می‌دهم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در زمانی خشک و بی‌آب و علف بود. اما هنگامی که دنیا روی آورد، سزاوارترین مردم به آن نیکانند نه بدکاران، و مؤمنانند نه منافقان، و مسلمانانند نه کافران.

تواضع و فروتنی

با وجود مقام والای علمی و معنوی، امام صادق علیه السلام بسیار فروتن و متواضع بودند. ابونعیم در حلیة الأولیاء نقل می‌کند که ایشان با فقرا و ضعفا هم‌نشین می‌شدند و به عیادت بیماران می‌رفتند و در تشییع جنازه‌ها شرکت می‌کردند.

معجزات

خبر از مرگ داود بن علی

شیخ مفید در الإرشاد نقل کرده است که داود بن علی بن عبدالله بن عباس (عموی منصور و از دشمنان امام)، مولی و خادم امام صادق علیه السلام به نام «معلی بن خنیس» را به قتل رساند و اموال او را گرفت. امام صادق علیه السلام نزد داود رفت و فرمود[۴۸]: «قَتَلْتَ مَوْلَايَ وَ أَخَذْتَ مَالِي أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الرَّجُلَ يَنَامُ عَلَى الثَّكَلِ وَ لَا يَنَامُ عَلَى الْحَرَبِ أَمَا وَ اللَّهِ لَأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَيْكَ»؛ یعنی مولی و خادم مرا کشتی و مالم را گرفتی! آیا ندانستی که انسان بر مصیبت می‌خوابد ولی بر دشمنی نمی‌خوابد؟ به خدا سوگند بر تو خدا را دعا خواهم کرد. داود به استهزا گفت: آیا ما را به دعایت تهدید می‌کنی؟ امام به خانه بازگشت و تمام شب را به نماز و دعا مشغول بود. سحرگاه شنیده شد که در مناجات خود می‌گوید: «يَا ذَا الْقُوَّةِ الْقَوِيَّةِ وَ يَا ذَا الْمِحَالِ الشَّدِيدِ وَ يَا ذَا الْعِزَّةِ الَّتِي كُلُّ خَلْقِكَ لَهَا ذَلِيلٌ اكْفِنِي هَذَا الطَّاغِيَةَ وَ انْتَقِمْ لِي مِنْهُ»؛ ای صاحب قدرت نیرومند، و ای صاحب مکر شدید، و ای صاحب عزتی که همه خلقت در برابرش خوارند، مرا از این ستمگر کفایت کن و از او برای من انتقام بگیر.) ساعتی نگذشت که فریادها برخاست که داود بن علی همین ساعت مرد.

خبر از مرگ

در إعلام الوری از علی بن حکم از عروه بن موسی جعفی نقل شده است که امام صادق علیه السلام روزی در حالی که ما گفتگو می‌کردیم فرمود[۴۹]: «السَّاعَةَ انْفَقَأَتْ عَيْنُ هِشَامٍ فِي قَبْرِهِ»؛ یعنی همین ساعت چشم هشام در قبرش ترکید. گفتیم: کی مرد؟ فرمود: «روز سوم». راوی می‌گوید: مرگ او را حساب کردیم و پرسیدیم، چنین بود.

در إعلام الوری از شهاب بن عبدربه نقل شده است که امام صادق علیه السلام به او فرمود[۵۰]: «كَيْفَ أَنْتَ إِذَا نَعَانِي إِلَيْكَ مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ»؛ چگونه خواهی بود هنگامی که محمد بن سلیمان (والی مدینه) خبر مرگ مرا به تو بدهد؟ شهاب می‌گوید: به خدا نمی‌دانستم محمد بن سلیمان کیست و نمی‌شناختمش. سپس اموالم زیاد شد و تجارتم در کوفه و بصره گسترش یافت. روزی در بصره نزد محمد بن سلیمان (که والی بصره بود) بودم که نامه‌ای به من داد و گفت: ای شهاب! خداوند به تو و ما در فقدان امامت جعفر بن محمد اجر دهد. پس آن سخن را به یاد آوردم و بغض گلویم را گرفت. بیرون رفتم و به خانه آمدم و بر امام صادق علیه السلام گریه کردم.

علم به نهان و اسرار

از جمله سخنان معروف امام صادق علیه السلام درباره علم غیب و دانش ویژه اهلبیت، این جمله است[۵۱]: «عِلْمُنَا غَابِرٌ وَ مَزْبُورٌ وَ نَكْتٌ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ»؛ علم ما (به آینده) غابر است، و (به گذشته) مزبور است، و نکته‌ای در دل‌ها، و نقرهای در گوش‌هاست. سپس در تفسیر آن فرمود: «أَمَّا الْغَابِرُ فَالْعِلْمُ بِمَا يَكُونُ وَ أَمَّا الْمَزْبُورُ فَالْعِلْمُ بِمَا كَانَ وَ أَمَّا النَّكْتُ فِي الْقُلُوبِ فَهُوَ الْإِلْهَامُ وَ النَّقْرُ فِي الْأَسْمَاعِ حَدِيثُ الْمَلَائِكَةِ نَسْمَعُ كَلَامَهُمْ وَ لَا نَرَى أَشْخَاصَهُمْ»؛ اما غابر، علم به آنچه خواهد بود است؛ و اما مزبور، علم به آنچه گذشته است؛ و اما نکته در دل‌ها، الهام است؛ و نقر در گوش‌ها، سخن فرشتگان است که صدای آنان را می‌شنویم ولی اشخاصشان را نمی‌بینیم.

اولاد و فرزندان امام

امام صادق علیه السلام دارای ده فرزند (چهار پسر و سه دختر، به قولی هفت پسر و سه دختر) بودند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۵۲]: «وَ كَانَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَشْرَةُ أَوْلَادٍ إِسْمَاعِيلُ وَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أُمُّ فَرْوَةَ أُمُّهُمْ فَاطِمَةُ بِنْتُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام. وَ مُوسَى وَ إِسْحَاقُ وَ مُحَمَّدٌ لِأُمِّ وَلَدٍ وَ الْعَبَّاسُ وَ عَلِيٌّ وَ أَسْمَاءُ وَ فَاطِمَةُ لِأُمَّهَاتِ أَوْلَادٍ شَتَّى»؛ ابو عبدالله علیه السلام ده فرزند داشت: اسماعیل و عبدالله و ام فروه که مادرشان فاطمه دختر حسین بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب علیه السلام است. و موسی و اسحاق و محمد از کنیز (ام ولد) هستند و عباس و علی و اسماء و فاطمه از کنیزان مختلفی هستند.

از میان فرزندان امام صادق علیه السلام:

اسماعیل بن جعفر (بزرگترین فرزند) در زمان حیات پدر از دنیا رفت. گروهی از شیعیان بر این اعتقاد بودند که او امام بعدی است و پس از وفاتش، یا به زنده بودن او معتقد شدند (که بعدها به فرقه اسماعیلیه معروف شدند) یا به امامت فرزندش محمد بن اسماعیل معتقد شدند.[۵۳]

عبدالله بن جعفر (مشهور به افطح) پس از پدر ادعای امامت کرد و گروهی به نام فطحیه از او پیروی کردند، اما به دلیل نقص جسمی (پهن بودن پاها) و عدم برخورداری از علم کامل، ادعایش باطل بود و بیشتر پیروانش به برادرش امام کاظم علیه السلام بازگشتند.[۵۴]

موسی بن جعفر (امام کاظم علیه السلام) جانشین و وصی امام صادق علیه السلام و هفتمین پیشوای شیعیان است. ایشان از نظر علمی، عبادی و اخلاقی، برترین فرزندان امام بودند و شیعیان بر امامت ایشان اجماع کردند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۵۵]: «وَ كَانَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ علیه السلام أَجَلَّ وُلْدِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَدْراً وَ أَعْظَمَهُمْ مَحَلّاً وَ أَبْعَدَهُمْ فِي النَّاسِ صِيتاً وَ لَمْ يُرَ فِي زَمَانِهِ أَسْخَى مِنْهُ وَ لَا أَكْرَمَ نَفْساً وَ عِشْرَةً وَ كَانَ أَعْبَدَ أَهْلِ زَمَانِهِ وَ أَوْرَعَهُمْ وَ أَجَلَّهُمْ وَ أَفْقَهَهُمْ»؛ موسی بن جعفر علیه السلام از میان فرزندان ابو عبدالله علیه السلام بزرگ‌ترین قدر و والاترین مقام و دورترین آوازه در میان مردم را داشت و در زمان خود بخشنده‌تر و بزرگوارتر از او دیده نشد و عابدترین و پرهیزکارترین و بزرگوارترین و فقیه‌ترین مردم زمان خود بود.

شهادت و مدفن

امام جعفر صادق علیه السلام در سال ۱۴۸ هجری قمری در مدینه منوره به دستور منصور دوانیقی (خلیفه عباسی) مسموم شده و به شهادت رسیدند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۵۶]: «وَ مَضَى علیه السلام فِي شَوَّالٍ مِنْ سَنَةِ ثَمَانٍ وَ أَرْبَعِينَ وَ مِائَةٍ وَ لَهُ خَمْسٌ وَ سِتُّونَ سَنَةً»؛ امام در شوال سال ۱۴۸ هجری از دنیا رفت و سنش ۶۵ سال بود.

شیخ صدوق در الاعتقادات تصریح کرده است که امام صادق علیه السلام به دستور منصور دوانیقی و بر اثر مسمومیت به شهادت رسیده است.[۵۷] ابن شهرآشوب در المناقب و محمد بن جریر طبری در دلائل الامامة نیز همین نظر را مطرح کرده‌اند.[۵۸]

شیخ مفید در الإرشاد به صراحت از شهادت ایشان سخن نمی‌گوید، اما این سکوت را برخی از محققان حمل بر تقیه کرده‌اند، زیرا در آن زمان، گفتن اینکه امام به دست خلیفه مسموم شده، بسیار خطرناک بود.[۵۹]

پیکر مطهر امام صادق علیه السلام در قبرستان بقیع در کنار قبر پدر بزرگوارشان امام باقر علیه السلام، جد بزرگوارشان امام سجاد علیه السلام و عموی بزرگوارشان امام حسن مجتبی علیه السلام به خاک سپرده شد. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد[۶۰]: «وَ دُفِنَ بِالْبَقِيعِ مَعَ أَبِيهِ وَ جَدِّهِ وَ عَمِّهِ الْحَسَنِ علیه السلام»؛ یعنی در بقيع با پدر و جد و عمویش حسن علیه السلام دفن شد.

طبرسی در إعلام الوری نیز می‌نویسد[۶۱]: «توفّي الصادق عليه السلام بعد عشر سنين من ملكه، و دفن بالبقيع مع أبيه و جدّه و عمّه الحسن عليهم السلام»؛ یعنی امام صادق علیه السلام پس از ده سال از پادشاهی او (منصور) درگذشت و در بقيع با پدر و جد و عمویش حسن علیهم السلام دفن شد.

ابن خلكان در وفیات الأعیان در مدح قبر امام صادق علیه السلام می‌نویسد[۶۲]: «فللّه درّه من قبر ما أكرمه و أشرفه»؛ یعنی خداوند این قبر را گرامی دارد که چه گرامی و ارجمند است.

امام صادق علیه السلام و غدیرخم

يكى از شاخص ‏هاى زندگى معصومين‏ عليهم السلام تبليغ غدير به شكل‏ هاى مختلف است. از جمله تبليغ غدير توسط امام صادق‏ عليه السلام است.

بیشتر بخوانید: "امام صادق علیه السلام و تبلیغ غدیر"

امام صادق‏ عليه السلام داستان غدير خم را بيان كردند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز غدير فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ أللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ...و اصحاب آن حضرت ولايت را به او تبريک گفتند ... . سپس امام جعفر صادق‏ عليه السلام درباره آيه يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا،[۶۳] يعنى: «آنان نعمت خدا را می شناسند، سپس [از روی کبر و لجاجت] آن را انکار می کنند و بیشترشان کافرند.» فرمود: در روز غدير آن را مى‏ شناسند و در روز سقيفه انكار مى‏ كنند.

بیشتر بخوانید: "احتجاج امام صادق علیه السلام با غدیر"

حدیث امام صادق علیه السلام درباره فضیلت غدیر: که مرحوم شیخ طوسی در تهذیب الاحکام و سید بن طاووس در اقبال آن را نقل کرده است که روز غدیر در آسمانها به «عهد معهود» شهرت دارد و عبادت در آن معادل صد حج و عمره مقبول پاداش میگیرد. روزه آن کفاره ۶۰ سال گناه و انفاق در آن هزاربرابری ثواب دارد، زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام، احسان به مؤمنان و شادمانی جمعی از سفارشات ویژه این روز است.

بیشتر بخوانید: "خطبه امام صادق علیه السلام در غدیر"

پانویس

  1. الإرشاد، المفید، ج2، ص179
  2. إعلام الورى، الطبرسي، ج1، ص514
  3. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص659
  4. الإرشاد، المفید، ج2، ص180
  5. أعيان الشيعة، ج1، ص659
  6. أعيان الشيعة، ج1، ص659
  7. وفیات الأعیان، ابن خلكان، ج1، ص327
  8. أعيان الشيعة، ج1، ص660
  9. حلية الأولياء، ابونعیم، ج3، ص192
  10. أعيان الشيعة، ج1، ص660
  11. إعلام الورى، ج1، ص514
  12. الإرشاد، المفید، ج2، ص180
  13. الإرشاد، المفید، ج2، ص180
  14. إعلام الورى، ج1، ص514
  15. إعلام الورى، ج1، ص516
  16. الإرشاد، المفید، ج2، ص181-182
  17. الکافی، کلینی، ج1، ص244
  18. الکافی، ج1، ص244
  19. الإرشاد، ج2، ص179
  20. أعيان الشيعة، ج1، ص664
  21. أعيان الشيعة، ج1، ص664
  22. أعيان الشيعة، ج1، ص664
  23. أعيان الشيعة، ج1، ص664
  24. أعيان الشيعة، ج1، ص664
  25. میزان الاعتدال، الذهبی، ج1، ص192
  26. تهذیب الأسماء و اللغات، ج1، ص149-150
  27. وفیات الأعیان، ج1، ص327
  28. الإرشاد، ج2، ص179
  29. تهذیب الأسماء و اللغات، النووی، ج1، ص149-150
  30. أعيان الشيعة، ج1، ص666
  31. أعيان الشيعة، ج1، ص666
  32. أعيان الشيعة، ج1، ص666-667
  33. نحل، 43
  34. الإرشاد، ج2، ص162
  35. الإرشاد، ج2، ص186
  36. أعيان الشيعة، ج1، ص661
  37. أعيان الشيعة، ج1، ص666
  38. الإرشاد، ج2، ص193-199
  39. أعيان الشيعة، ج1، ص661-662
  40. أعيان الشيعة، ج1، ص668
  41. أعيان الشيعة، ج1، ص668
  42. الإرشاد، ج2، ص186
  43. أعيان الشيعة، ج1، ص668-669
  44. أعيان الشيعة، ج1، ص660
  45. أعيان الشيعة، ج1، ص660
  46. أعيان الشيعة، ج1، ص660
  47. أعيان الشيعة، ج1، ص660
  48. الإرشاد، ج2، ص184-185
  49. إعلام الورى، ج1، ص522
  50. إعلام الورى، ج1، ص522-523
  51. الإرشاد، ج2، ص186
  52. الإرشاد، ج2، ص209
  53. الإرشاد، ج2، ص209-210
  54. الإرشاد، ج2، ص210-211
  55. الإرشاد، ج2، ص214
  56. الإرشاد، ج2، ص180
  57. الاعتقادات، شیخ صدوق، ص98
  58. مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج4، ص280؛ دلائل الامامة، محمد بن جریر طبری، ص246
  59. الصحیح من سیرة النبی الأعظم، سید جعفر مرتضی عاملی، ج33، ص185-191
  60. الإرشاد، ج2، ص180
  61. إعلام الورى، ج1، ص514-515
  62. وفیات الأعیان، ج1، ص327
  63. نحل/ ۸۳.

منابع

  • الإرشاد، شیخ مفید (محمد بن محمد بن نعمان)، انتشارات کنگره شیخ مفید، قم، 1413 هجری قمری
  • إعلام الورى بأعلام الهدى، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات آل البیت، قم، 1417 هجری قمری
  • أعيان الشيعة، سید محسن امین عاملی، دار التعارف، بیروت، 1403 هجری قمری
  • بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1403 هجری قمری
  • الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407 هجری قمری
  • حلیة الأولیاء، ابونعیم اصفهانی، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1405 هجری قمری
  • وفیات الأعیان، ابن خلكان (شمس الدین احمد بن محمد)، دار صادر، بیروت، 1397 هجری قمری
  • میزان الاعتدال، شمس الدین ذهبی، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1416 هجری قمری
  • تهذیب الأسماء و اللغات، محی الدین نووی، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1410 هجری قمری
  • مناقب آل أبی طالب، ابن شهرآشوب (محمد بن علی)، انتشارات علامه، قم، 1379 هجری قمری
  • دلائل الإمامة، محمد بن جریر طبری (صغیر)، مؤسسة البعثة، قم، 1413 هجری قمری
  • نور الأبصار، مؤمن بن حسن شبلنجی، دار الکتب العلمیة، بیروت، 1429 هجری قمری
  • الصواعق المحرقة، ابن حجر هیتمی، دار الرسالة، بیروت، 1418 هجری قمری
  • مطالب السئول فی مناقب آل الرسول، ابن طلحة شافعی، دار المعرفة، بیروت، بی تا
  • الفصول المهمة فی معرفة الأئمة، ابن صباغ مالکی، دار الهدی، قم، 1422 هجری قمری
  • کشف الغمة فی معرفة الأئمة، علی بن عیسی اربلی، بنی هاشمی، تبریز، 1381 هجری قمری
  • الاعتقادات، شیخ صدوق (محمد بن علی بن بابویه)، انتشارات کنگره شیخ صدوق، قم، 1413 هجری قمری
  • الإمام الصادق علیه السلام، محمد مهدی مظفر، انتشارات جامعة النجف الدینیة، نجف، 1383 هجری قمری
  • الصحیح من سیرة النبی الأعظم، سید جعفر مرتضی عاملی، دار السیرة، بیروت، 1426 هجری قمری
  • جامع الرواة، محمد بن علی اردبیلی، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1403 هجری قمری
  • رجال النجاشی، احمد بن علی نجاشی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1416 هجری قمری
  • رجال الکشی (اختیار معرفة الرجال)، شیخ طوسی، انتشارات دانشگاه مشهد، مشهد، 1409 هجری قمری
  • معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خویی، دار الزهراء، بیروت، 1413 هجری قمری
  • تنقیح المقال فی علم الرجال، علامه مامقانی، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، 1431 هجری قمری
  • منتهی المقال فی أحوال الرجال، شیخ محمد بن اسماعیل مازندرانی، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1416 هجری قمری
  • وسائل الشیعة، حر عاملی (محمد بن حسن)، مؤسسة آل البیت، قم، 1412 هجری قمری
  • روضة الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1388 هجری قمری
  • الخرائج و الجرائح، قطب راوندی (سعید بن هبة الله)، انتشارات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، قم، 1409 هجری قمری
  • مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة (منسوب به امام صادق علیه السلام)، انتشارات اعلمی، بیروت، 1405 هجری قمری