ایثار امیر المومنین علیه السلام
ایثار امیرالمؤمنین علیه السلام از فضایل آن حضرت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در خطبه غدیر به آن اشاره کرده است. فراز «وَهُوَ الَّذِي فَدى رَسُولَهُ بِنَفْسِهِ» بیانگر جانفشانی امیرالمؤمنین علیه السلام برای حفظ جان رسول خدا صلی الله علیه وآله است.[۱] از برجستهترین جلوههای این فداکاری، خوابیدن آن حضرت در بستر پیامبر صلی الله علیه وآله در شب هجرت، مشهور به «لیلة المبیت»، و دفاع از ایشان در جنگهاست.
متن فراز و ترجمه
وَهُوَ الَّذِي فَدى رَسُولَهُ بِنَفْسِهِ. «او همان کسی است که جان خود را فدای رسول خدا کرد.»[۲]
معنای فداکردن
حسن مصطفوی در توضیح مادّهٔ «فدی» مینویسد:
أَنَّ الْأَصْلَ الْوَاحِدَ فِي الْمَادَّةِ: جَعْلُ شَيْءٍ عِوَضًا عَنْ شَيْءٍ أَوْ أَمْرٍ يُلْزَمُ عَلَيْهِ، سَوَاءٌ كَانَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مَالًا أَوْ مَوْضُوعًا خَارِجِيًّا. وَهَذَا كَفِدَاءِ مَالٍ أَوْ شَخْصٍ عَنْ أَسِيرٍ فِي إِطْلَاقِهِ، وَفِدَاءِ مَالٍ فِي تَطْلِيقِ الزَّوْجَةِ، وَإِعْطَاءِ مَالٍ لِرَفْعِ عُقُوبَةٍ وَتَخْلِيصِ النَّفْسِ عَنْهَا. وَالْفِدْيَةُ فِي قِبَالِ تَرْكِ وَاجِبٍ أَوْ كَفَّارَةٍ.
اصل معنای این مادّه، قرار دادن چیزی در عوض چیز دیگر یا امری لازم است؛ خواه آن دو، مال باشند یا موضوعی خارجی. از نمونههای آن، پرداخت مال یا جایگزین شدن شخصی برای آزادی اسیر، پرداخت مال در جدایی زن از شوهر، و پرداخت مال برای رفع کیفر و رهایی از آن است. فدیه همچنین در برابر ترک واجب یا بهعنوان کفّاره به کار میرود.[۳]
بر این اساس، فداکردن جان در این فراز به معنای پذیرفتن خطر برای حفظ جان رسول خدا صلی الله علیه وآله است.
فداکاری در دفاع از رسول خدا
دفاع از پیامبر در جنگ احد
در جنگ احد، امیرالمؤمنین علیه السلام در دفاع از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و مقابله با مهاجمان، جراحتهای فراوانی برداشت. شیخ مفید در گزارشی از این واقعه نقل میکند که پیامبر صلی الله علیه وآله به آن حضرت فرمود: آیا میشنوی که از آسمان تو را میستایند؟ فرشتهای به نام رضوان میگوید:
لَا سَيْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ وَلَا فَتَى إِلَّا عَلِيٌّ.«شمشیری جز ذوالفقار و جوانمردی جز علی نیست.»
در ادامهٔ این گزارش، امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید که از شادمانی گریست و خداوند را بر این نعمت سپاس گفت.[۴]
در آغاز جنگ، مسلمانان بر دشمن غلبه یافتند؛ اما ترک جایگاه از سوی گروهی از نگهبانان و اشتغال آنان به گردآوری غنیمت، زمینهٔ حملهٔ نیروهای دشمن از پشت جبهه را فراهم کرد. خالد بن ولید با نیروهای خود از همین مسیر حمله کرد و پراکندگی در سپاه مسلمانان پدید آمد. در این وضعیت، پیامبر صلی الله علیه وآله مجروح شد و خبر کشتهشدن ایشان نیز انتشار یافت. امیرالمؤمنین علیه السلام از کسانی بود که به دفاع از آن حضرت ادامه داد.[۵]
جراحتها و تحمل رنج
در گزارشی که در «بحار الأنوار» آمده، از هشتاد جراحت امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ احد یاد شده است. برای درمان این زخمها، فتیلههایی در مواضع جراحت قرار میدادند. دو تن از زنانی که به درمان مجروحان میپرداختند، نگرانی خود را با پیامبر صلی الله علیه وآله در میان گذاشتند و گفتند:
قَدْ خَشِينَا عَلَيْهِ مِمَّا تَدْخُلُ الْفَتَائِلُ فِي مَوْضِعِ الْجِرَاحَاتِ مِنْ مَوْضِعٍ إِلَى مَوْضِعٍ وَكِتْمَانُهُ مَا يَجِدُ مِنَ الْأَلَمِ.«از گستردگی جراحتهایی که فتیلهها از موضعی به موضع دیگر در آنها قرار میگیرد و از پنهانکردن دردی که احساس میکند، بر او بیمناک شدهایم.»
در همین مجموعه، گزارشی نیز از باقیماندن آثار هزار جراحت بر بدن آن حضرت هنگام وفات نقل شده است.[۶]
ایثار در لیلة المبیت
لیلة المبیت شبی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله برای هجرت از مکه خارج شد و امیرالمؤمنین علیه السلام در بستر ایشان خوابید. این واقعه از روشنترین مصادیق جانفشانی آن حضرت برای حفظ جان رسول خدا صلی الله علیه وآله است.
خوابیدن امیرالمؤمنین علیه السلام در بستر پیامبر در کتابهای تاریخی، روایی و تفسیری گزارش شده است.[۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳][۲۴]
تصمیم قریش برای کشتن پیامبر
بر پایهٔ گزارش ابن شهرآشوب، سران قریش در دارالندوه گرد آمدند تا دربارهٔ مقابله با پیامبر صلی الله علیه وآله تصمیم بگیرند. در این گزارش، از حضور شیطان به صورت پیرمردی نجدی نیز یاد شده است. پیشنهاد نهایی این بود که افرادی از قبایل مختلف، همزمان به پیامبر حمله کنند تا مسئولیت خون ایشان میان قبایل تقسیم شود و بنیهاشم نتوانند با همهٔ آنان مقابله کنند.[۲۵]
پس از آگاهشدن پیامبر صلی الله علیه وآله از این نقشه، آن حضرت مأمور به خروج از مکه شد و از امیرالمؤمنین علیه السلام خواست در بستر ایشان بخوابد.
پذیرش فداکاری و سجدهٔ شکر
در گزارش این واقعه آمده است که امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: اگر در بستر شما بخوابم، شما به سلامت خواهید ماند؟ پیامبر صلی الله علیه وآله پاسخ مثبت داد. آن حضرت با شنیدن این پاسخ، شادمان شد و سجدهٔ شکر به جا آورد. در این نقل، از این سجده بهعنوان نخستین سجدهٔ شکر در اسلام یاد شده است.[۲۶]
امیرالمؤمنین علیه السلام در گفتاری دربارهٔ این مأموریت میفرماید:
وَأَمَرَنِي أَنْ أَضْطَجِعَ فِي مَضْجَعِهِ وَأَقِيَهُ بِنَفْسِي، فَأَسْرَعْتُ إِلَى ذَلِكَ مُطِيعًا لَهُ، مَسْرُورًا لِنَفْسِي بِأَنْ أُقْتَلَ دُونَهُ.«به من فرمان داد که در خوابگاهش بخوابم و با جان خود از او محافظت کنم. پس با اطاعت از او و شادمانی از اینکه در راه او کشته شوم، به این کار شتافتم.»[۲۷][۲۸]
بدین ترتیب، امیرالمؤمنین علیه السلام در بستر پیامبر صلی الله علیه وآله خوابید و آن حضرت از مکه خارج شد، به غار ثور رفت و سپس راه مدینه را در پیش گرفت.
پیوستن به پیامبر پس از هجرت
پس از خروج پیامبر صلی الله علیه وآله، امیرالمؤمنین علیه السلام چند روز در مکه ماند و سپس به مدینه رفت. در گزارشهای هجرت، از همراهی اعضایی از خاندان پیامبر، از جمله حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و فاطمه بنت اسد سلام الله علیها، با آن حضرت یاد شده است. جزئیات همراهان و ترتیب حرکت در نقلهای تاریخی یکسان نیست.[۲۹][۳۰]
آیهٔ فداکاری
در روایاتی، نزول آیهٔ ۲۰۷ سورهٔ بقره به فداکاری امیرالمؤمنین علیه السلام در لیلة المبیت ارتباط داده شده است:[۳۱]
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ.
«و از مردم کسی است که جان خود را برای بهدستآوردن خشنودی خدا میفروشد، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.»[۳۲]
این آیه، ایثار جان در راه رضای خدا را بیان میکند. در گزارشهای مربوط به لیلة المبیت، اقدام امیرالمؤمنین علیه السلام از مصادیق این ایثار معرفی شده است.
مباهات خداوند به فرشتگان
حسکانی از ابوسعید خدری نقل میکند که در شب خوابیدن امیرالمؤمنین علیه السلام در بستر پیامبر، خداوند به جبرئیل و میکائیل فرمود که میان آنان برادری برقرار کرده و عمر یکی را طولانیتر از دیگری قرار داده است؛ کدامیک حاضر است دیگری را بر خود مقدم بدارد؟ در این گزارش، هر دو فرشته زندگی را برای خود برگزیدند.
سپس خداوند، فداکاری امیرالمؤمنین علیه السلام را به آنان یادآوری کرد و فرمود که میان او و پیامبر صلی الله علیه وآله برادری برقرار شده و او برای حفظ جان پیامبر در بستر ایشان خوابیده است. آن دو مأمور شدند فرود آیند و از امیرالمؤمنین علیه السلام محافظت کنند. جبرئیل بالای سر و میکائیل پایین پای آن حضرت قرار گرفتند و جبرئیل گفت:
بَخٍ بَخٍ، مَنْ مِثْلُكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ؟ يُبَاهِي اللَّهُ بِكَ الْمَلَائِكَةَ.«آفرین، آفرین! چه کسی مانند توست، ای پسر ابوطالب؟ خداوند به تو بر فرشتگان مباهات میکند.»[۳۳]
این روایت از مأموریت فرشتگان برای محافظت از آن حضرت سخن میگوید؛ اما چگونگی این محافظت را توضیح نمیدهد.
آزار امیرالمؤمنین در لیلة المبیت
در برخی گزارشها آمده است که پیامبر صلی الله علیه وآله از امیرالمؤمنین علیه السلام خواست در بستر ایشان بخوابد و پوشش آن حضرت را بر خود بگیرد تا خروج پیامبر از دید مهاجمان پنهان بماند.
در نقلهایی از این واقعه، از پرتاب سنگ به سوی بستر و آزار امیرالمؤمنین علیه السلام یاد شده است. هنگامی که مهاجمان نزدیک شدند و دریافتند کسی که در بستر خوابیده، علی علیه السلام است، خشمگین شدند و او را آزار دادند.[۳۴][۳۵]
طبری نیز گزارش کرده است که پس از آشکارشدن حضور امیرالمؤمنین علیه السلام در بستر پیامبر، مهاجمان بر او فریاد زدند، او را زدند و به مسجدالحرام بردند؛ مدتی در آنجا نگاهش داشتند و سپس رهایش کردند.[۳۶][۳۷][۳۸]
در نقل دیگری از سخن امیرالمؤمنین علیه السلام، آن حضرت از برخاستن در برابر مهاجمان و دفاع از خود با شمشیر سخن میگوید.[۳۹][۴۰] این گزارشها، جزئیات واقعه را به صورتهای متفاوت نقل کردهاند.
اشعار منسوب به امیرالمؤمنین
در منابع، ابیاتی دربارهٔ خوابیدن در بستر پیامبر و حضور ایشان در غار، به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده شده است. نقل زیر بر اساس «بحار الأنوار» تنظیم شده است:
| وَقَيْتُ بِنَفْسِي خَيْرَ مَنْ وَطِئَ الْحَصَى | وَمَنْ طَافَ بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ وَبِالْحِجْرِ | |
| مُحَمَّدًا لَمَّا خَافَ أَنْ يَمْكُرُوا بِهِ | فَوَقَّاهُ رَبِّي ذُو الْجَلَالِ مِنَ الْمَكْرِ | |
| وَبِتُّ أُرَاعِيهِمْ مَتَى يَنْشُرُونَنِي | وَقَدْ وَطَّنْتُ نَفْسِي عَلَى الْقَتْلِ وَالْأَسْرِ | |
| وَبَاتَ رَسُولُ اللَّهِ فِي الْغَارِ آمِنًا | هُنَاكَ وَفِي حِفْظِ الْإِلَهِ وَفِي سِتْرِ |
ترجمهٔ :
- با جان خود، بهترین کسی را که بر زمین گام نهاده و خانهٔ کهن و حجر را طواف کرده است، محافظت کردم.
- محمد را، آن هنگام که بیم مکر دشمنان میرفت؛ و پروردگار صاحب جلال، او را از مکر آنان نگاه داشت.
- شب را با مراقبت از دشمنان گذراندم و خود را برای کشتهشدن یا اسارت آماده کرده بودم.
- رسول خدا شب را در غار، آسوده و در پناه و پوشش الهی، به سر برد.
این اشعار با تفاوتهایی در الفاظ یا تعداد ابیات، در منابع دیگر نیز نقل شده است.[۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶]
مضمون این ابیات، آمادگی برای تحمل خطر، کشتهشدن و اسارت بهمنظور محافظت از جان پیامبر صلی الله علیه وآله است.[۴۷][۴۸]
تعبیر «جعلت فداک» در جنگ خندق
در گزارشی که ابن طاووس از کتاب «الأوائل» ابوهلال عسکری نقل کرده، امیرالمؤمنین علیه السلام نخستین کسی معرفی شده است که تعبیر «جُعِلْتُ فِدَاكَ» را به کار برد.
بر اساس این گزارش، هنگامی که عمرو بن عبدود در جنگ خندق مسلمانان را به مبارزه فراخواند و کسی پاسخ نداد، امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد:
جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَتَأْذَنُ لِي؟
فدایت شوم، ای رسول خدا! آیا به من اجازه میدهی؟
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: او عمرو بن عبدود است. آن حضرت پاسخ داد:
وَأَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
و من علی بن ابیطالب هستم.
سپس به میدان رفت و عمرو را کشت. در پایان این نقل آمده است که مردم این تعبیر را از آن حضرت آموختند.[۴۹][۵۰]
جایگاه ایثار در شرح فراز
فداکاری امیرالمؤمنین علیه السلام در لیلة المبیت، به حفظ جان پیامبر صلی الله علیه وآله و ادامهٔ دعوت اسلامی کمک کرد. از این منظر، اهمیت آن تنها به پذیرش خطر شخصی محدود نمیشود، بلکه با استمرار رسالت و هجرت پیامبر نیز ارتباط دارد.
در شرح این فراز، بر اخلاص، شجاعت و آمادگی آن حضرت برای جانفشانی تأکید شده است.[۵۱] مقایسهٔ قطعی ثواب این عمل با تمام عبادتهای جن و انس، نیازمند دلیلی مستقل است و از عبارت این فراز بهتنهایی به دست نمیآید.
روایت پاداش لیلة المبیت و شفاعت
در کتاب تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام، روایتی از پیامبر صلی الله علیه وآله دربارهٔ پاداش فداکاری امیرالمؤمنین علیه السلام در لیلة المبیت و شفاعت نقل شده است.[۵۲] محتوای این روایت، محبت به امیرالمؤمنین علیه السلام، نیکی به مؤمنان و جبران حقوق مردم را در کنار یکدیگر بیان میکند.
سفارش به محبت و یاری مؤمنان
در آغاز روایت، پیامبر صلی الله علیه وآله بندگان خدا را به خدمت و یاری کسی سفارش میکند که خداوند او را گرامی داشته و برگزیده است؛ همچنین به دوستی با دوستان امیرالمؤمنین علیه السلام و دشمنی با دشمنان او سفارش میفرماید.
سپس از شخصی سخن گفته میشود که در قیامت با گناهانی بسیار سنگین حاضر میشود؛ چنانکه حاضران، او را گرفتار هلاکت میپندارند. به او خطاب میشود که آیا در برابر این گناهان، کارهای نیکی دارد؟ او پاسخ میدهد که نمیداند.
به فرمان خداوند، آن شخص در میان اهل محشر نام و محل زندگی خود را اعلام میکند و از کسانی که در دنیا به آنان نیکی کرده است، یاری میخواهد.
یاری امیرالمؤمنین و برادران ایمانی
بر اساس ادامهٔ روایت، امیرالمؤمنین علیه السلام نخستین کسی است که به او پاسخ میدهد و همراه گروهی به یاری او میآید. کسانی که با آن حضرت آمدهاند، خود را برادران ایمانی آن شخص معرفی میکنند و میگویند که او در دنیا به آنان نیکی میکرد، آنان را گرامی میداشت و با وجود احسان و بخشش، فروتن بود.
آنان اعلام میکنند که پاداش طاعتهای خود را به او میبخشند. هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام از آنان میپرسد خود چگونه وارد بهشت خواهند شد، به رحمت الهی و محبت آن حضرت امیدوارند.
جبران حقوق مردم
در روایت، میان گناهان مربوط به حق خدا و ستم و بدهکاری نسبت به بندگان تفاوت گذاشته میشود. پس از بیان بخشایش گناهان مربوط به حق خدا، تأکید میشود که حقوق مردم باید رسیدگی و جبران شود.
امیرالمؤمنین علیه السلام، به اذن خداوند، جبران حقوق صاحبان حق را میپذیرد و از آنان میخواهد پاداشی را که در برابر حق خود میطلبند، بیان کنند. آنان میگویند:
يَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ، تَجْعَلُ لَنَا بِإِزَاءِ ظُلَامَاتِنَا قِبَلَهُ ثَوَابَ نَفَسٍ مِنْ أَنْفَاسِكَ لَيْلَةَ بَيْتُوتَتِكَ عَلَى فِرَاشِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ.«ای برادر رسول خدا! در برابر حقوقی که نزد او داریم، پاداش یک نفس از نفسهای خود را در شبی که بر بستر محمد، رسول خدا، خوابیدی به ما عطا کن.»
آن حضرت این درخواست را میپذیرد.
بیان پاداش فداکاری
در ادامهٔ روایت، مقامها و قصرهای بهشتی به صاحبان حق نشان داده میشود. آنان از فراوانی این پاداش شگفتزده میشوند و میپرسند آیا برای دیگر مؤمنان، پیامبران، صدّیقان، شهیدان و صالحان نیز چیزی از بهشت باقی مانده است؟
به آنان پاسخ داده میشود که آنچه دیدهاند، پاداش یک نفس از نفسهای امیرالمؤمنین علیه السلام در آن شب است. سپس از افزودهشدن پاداشی بسیار گسترده به آن حضرت سخن گفته میشود.
در پایان، پیامبر صلی الله علیه وآله این آیه را یادآوری میکند:
أَذَٰلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ.
«آیا این پذیرایی بهتر است یا درخت زقّوم؟»[۵۳]
این روایت در مجموعههای روایی و تفسیری دیگر نیز نقل شده است.[۵۴][۵۵][۵۶][۵۷][۵۸][۵۹]
هجرت، شجاعت و یاری رسالت
ارتباط موضوعی با آیهٔ هجرت
هجرت، تحمل آزار و جهاد در راه خدا در آیهٔ ۱۹۵ سورهٔ آل عمران مورد ستایش قرار گرفته است:
فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ.
«پس کسانی که هجرت کردند، از خانههای خود رانده شدند، در راه من آزار دیدند، جنگیدند و کشته شدند، گناهانشان را میزدایم و آنان را به باغهایی وارد میکنم که از زیر آنها نهرها جاری است؛ پاداشی از جانب خدا، و پاداش نیکو نزد خداست.»[۶۰]
مضمون این آیه با هجرت و تحمل رنج در راه خدا ارتباط دارد. نسبتدادن نزول اختصاصی آن به واقعهٔ لیلة المبیت، نیازمند گزارش تفسیری مستقل است.
شجاعت و توانایی رهبری
تحمل خطر و رنج برای دفاع از پیامبر صلی الله علیه وآله، از جلوههای شجاعت امیرالمؤمنین علیه السلام است. در شرح این فضیلت میتوان به اهمیت دانش و توانایی در رهبری نیز توجه کرد. قرآن در داستان انتخاب طالوت میفرماید:
وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ.
«و او را در دانش و توانایی جسمی فزونی بخشیده است.»[۶۱]
این آیه دربارهٔ طالوت است و در این بحث، بهعنوان شاهدی بر اهمیت علم و توانایی در رهبری مطرح میشود.
یاری امیرالمؤمنین و حضرت خدیجه
در مقدمهٔ کتاب «مناقب خدیجة الکبری» عبارت زیر به پیامبر صلی الله علیه وآله نسبت داده شده است:
مَا قَامَ الْإِسْلَامُ إِلَّا بِسَيْفِ عَلِيٍّ وَأَمْوَالِ خَدِيجَةَ.«اسلام برپا نشد مگر با شمشیر علی و اموال خدیجه.»[۶۲]
این عبارت به نقش مجاهدت امیرالمؤمنین علیه السلام و حمایت مالی حضرت خدیجه سلام الله علیها در یاری رسالت اشاره دارد. ارجاع یادشده، محل نقل این عبارت است و برای بررسی سند آن باید به مأخذ روایی اصلی مراجعه کرد.
جستارهای وابسته
• خطبه غدیر • اولین مؤمن • امیرالمومنین همراه پیامبر
پانویس
- ↑ طبرسی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، خطبهٔ غدیر.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، خطبهٔ غدیر، فراز معرفی فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام.
- ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۹، ص ۴۰، مادّهٔ «فدی».
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۱، ص ۸۷.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۱، گزارش جنگ احد.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۰، ص ۱۱۵.
- ↑ ابن اثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج ۴، ص ۲۵.
- ↑ المستجاد من کتاب الإرشاد، ص ۱۰.
- ↑ غزالی، إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص ۲۵۸.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۳۹.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۲، ص ۱۳۸.
- ↑ گنجی شافعی، کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب، ص ۲۳۹.
- ↑ حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج ۱، ص ۱۲۳، ح ۱۳۳.
- ↑ شبلنجی، نور الأبصار فی مناقب آل بیت النبی المختار، ص ۶۸.
- ↑ ابن صبّاغ مالکی، الفصول المهمة فی معرفة الأئمة، ص ۳۱.
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص ۳۵.
- ↑ دیاربکری، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس نفیس، ج ۱، صص ۳۲۵–۳۲۶.
- ↑ مفید، مسار الشیعة، ص ۴۸.
- ↑ طوسی، الأمالی، ج ۲، صص ۸۲–۸۳.
- ↑ طوسی، مصباح المتهجد، ص ۵۵۳.
- ↑ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۲۰۷.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۹، صص ۳۹ و ۶۴.
- ↑ مظفر، دلائل الصدق لنهج الحق، ج ۲، صص ۸۰–۸۲.
- ↑ امینی، الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب، ج ۲، ص ۱۸۷.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ۱، ص ۱۸۷.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ۱، ص ۱۸۷.
- ↑ صدوق، الخصال، گزارش هفت آزمون امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۹، ص ۴۶، ح ۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، گزارش هجرت پیامبر و پیوستن امیرالمؤمنین علیه السلام به ایشان.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ۱، گزارش هجرت.
- ↑ حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج ۱، ص ۱۲۳، ح ۱۳۳ و روایات پس از آن.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۰۷.
- ↑ حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج ۱، ص ۱۲۳، ح ۱۳۳.
- ↑ طوسی، الأمالی، ترجمهٔ حسنزاده، ج ۲، ص ۱۳۹.
- ↑ حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج ۱، صص ۱۲۳–۱۳۱.
- ↑ طبری، تاریخ الرسل والملوک، ج ۲، ص ۳۷۴.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۱، ص ۵۱۶.
- ↑ دیاربکری، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس نفیس، ج ۱، ص ۳۲۵.
- ↑ صدوق، الخصال، گزارش هفت آزمون امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۹، ص ۴۶، ح ۷.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۹، ص ۶۳؛ در مصراع پایانی، عبارت دعایی پس از نام رسول خدا برای نمایش شعر در متن جدا شده است.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ۲، ص ۶۰.
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص ۴۱.
- ↑ حلبی، إنسان العیون فی سیرة الأمین المأمون، ج ۲، ص ۲۷.
- ↑ ابن صبّاغ مالکی، الفصول المهمة فی معرفة الأئمة، ص ۴۸.
- ↑ قندوزی، ینابیع المودة لذوی القربی، ص ۹۲.
- ↑ محمدی ریشهری، دانشنامهٔ امیرالمؤمنین علیه السلام بر پایهٔ قرآن، حدیث و تاریخ، ج ۱، ص ۲۵۷.
- ↑ نقوی، شرح و تفسیر خطبهٔ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم، صص ۱۶۸–۱۷۰.
- ↑ ابن طاووس، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج ۱، ص ۶۰، به نقل از الأوائل ابوهلال عسکری.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۹، ص ۱.
- ↑ نقوی، شرح و تفسیر خطبهٔ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم، صص ۱۶۸–۱۷۰.
- ↑ التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام، صص ۱۲۷–۱۲۹.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ صافات، آیهٔ ۶۲.
- ↑ مستنبط، القطرة من بحار مناقب النبی والعترة، ج ۱، ص ۳۰۵.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۸، ص ۵۹، ح ۸۲.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج ۶۵، ص ۱۰۷، ح ۶۸.
- ↑ شرفالدین حسینی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ج ۱، ص ۹۰، ح ۷۸.
- ↑ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۶۴، ح ۱.
- ↑ بحرانی، حلیة الأبرار فی أحوال محمد وآله الأطهار، ج ۲، ص ۱۵۴، ح ۱.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۹۵.
- ↑ قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۴۷.
- ↑ مناقب خدیجة الکبری، مقدمه، ص ۳.
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
- التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ حسن مصطفوی.
- الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد؛ محمد بن محمد، شیخ مفید، تحقیق مؤسسهٔ آلالبیت علیهم السلام.
- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ محمدباقر مجلسی.
- أسد الغابة فی معرفة الصحابة؛ علی بن محمد، ابن اثیر.
- المستجاد من کتاب الإرشاد.
- إحیاء علوم الدین؛ محمد بن محمد غزالی.
- تاریخ الیعقوبی؛ احمد بن ابییعقوب یعقوبی.
- السیرة النبویة؛ عبدالملک بن هشام.
- کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب؛ محمد بن یوسف گنجی شافعی.
- شواهد التنزیل لقواعد التفضیل؛ عبیدالله بن عبدالله حسکانی، تحقیق محمدباقر محمودی.
- نور الأبصار فی مناقب آل بیت النبی المختار؛ مؤمن بن حسن شبلنجی.
- الفصول المهمة فی معرفة الأئمة؛ علی بن محمد، ابن صبّاغ مالکی.
- تذکرة الخواص؛ یوسف بن قزاوغلی، سبط ابن جوزی.
- تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس نفیس؛ حسین بن محمد دیاربکری.
- مسار الشیعة؛ محمد بن محمد، شیخ مفید.
- الأمالی؛ محمد بن حسن، شیخ طوسی.
- مصباح المتهجد؛ محمد بن حسن، شیخ طوسی.
- البرهان فی تفسیر القرآن؛ سید هاشم بحرانی.
- دلائل الصدق لنهج الحق؛ محمدحسن مظفر.
- الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب؛ عبدالحسین امینی.
- مناقب آل أبی طالب؛ محمد بن علی، ابن شهرآشوب.
- إنسان العیون فی سیرة الأمین المأمون؛ علی بن ابراهیم حلبی.
- ینابیع المودة لذوی القربی؛ سلیمان بن ابراهیم قندوزی.
- دانشنامهٔ امیرالمؤمنین علیه السلام بر پایهٔ قرآن، حدیث و تاریخ؛ محمد محمدی ریشهری، با همکاری سید محمود طباطبایینژاد و سید محمدکاظم طباطبایی.
- شرح و تفسیر خطبهٔ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی.
- الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف؛ علی بن موسی، سید ابن طاووس.
- التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام؛ منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام.
- القطرة من بحار مناقب النبی والعترة؛ سید احمد مستنبط.
- تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة؛ سید شرفالدین علی حسینی استرآبادی.
- حلیة الأبرار فی أحوال محمد وآله الأطهار؛ سید هاشم بحرانی.
- مناقب خدیجة الکبری.
- تاریخ الرسل والملوک؛ محمد بن جریر طبری.
- الکامل فی التاریخ؛ علی بن محمد، ابن اثیر.
- الخصال؛ محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق.
