بخشندگی و لطف خداوند در خطبه غدیر
بخشندگی و لطف خداوند در خطبه غدیر به فراز «مُتَفَضِّلٌ عَلىٰ جَمِيعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلىٰ جَمِيعِ مَنْ أَنْشَأَهُ؛ بر همه کسانی که آفریده فضل ورزیده و بر همه کسانی که پدید آورده احسان کرده است» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این فراز، خداوند را نسبت به همه آفریدگان دارای فضل و احسان معرفی میکند.
«متفضّل» به بخشش فراتر از استحقاق و «متطوّل» به احسان و نعمتبخشی گسترده خداوند اشاره دارد. این فراز همچنین بر بینیازی خداوند از آفرینش دلالت میکند؛ زیرا خلقت موجودات برای رفع نیازی در خداوند نیست، بلکه جلوهای از جود، حکمت و فضل اوست.[۱]
معنای متفضّل
«متفضّل» اسم فاعل از «تفضّل» و برگرفته از ریشه «فضل» است. «فضل» در اصل به افزونی و چیزی بیش از اندازه لازم گفته میشود. در کاربرد اخلاقی و دینی، تفضّل به بخششی اشاره دارد که فراتر از استحقاق دریافتکننده است.
متفضّل بودن خداوند به این معناست که:
- نعمتهای او تنها در برابر استحقاق پیشین بندگان نیست؛
- اصل وجود آفریدگان عطایی الهی است؛
- توانایی، عقل، هدایت و روزی از فضل او سرچشمه میگیرند؛
- پاداش اعمال نیک نیز میتواند بیش از مقدار عمل باشد؛
- خداوند در بخشش خود نیازمند عوض یا منفعت نیست.
انسان پیش از آنکه آفریده شود، استحقاقی نسبت به وجود و نعمت نداشته است. ازاینرو، اصل آفرینش نخستین جلوه تفضّل الهی بهشمار میرود.
معنای متطوّل
«متطوّل» اسم فاعل از «تطوّل» است. تعبیر «تطوّل علیه» در زبان عربی بهمعنای فضل، احسان و بخشش گسترده نسبت به دیگری بهکار میرود.این واژه گاه به «منّت نهادن» ترجمه شده است. «منّت» در این کاربرد بهمعنای اعطای نعمتی بزرگ و ارزشمند است، نه یادآوری آزاردهنده نعمت یا تحقیر دریافتکننده.
بنابراین، ترجمههای مناسب برای «متطوّل» عبارتاند از:
- احسانکننده؛
- بخشنده نعمتهای فراوان؛
- صاحب فضل گسترده؛
- نعمتبخش
تفاوت تفضّل و تطوّل
«تفضّل» و «تطوّل» هر دو بر بخشش و احسان دلالت دارند و مرز معنایی آنها در همه متون کاملاً ثابت نیست. بااینحال، میتوان تفاوت تأکیدی آنها را چنین بیان کرد:
| واژه | معنای اصلی | تأکید |
|---|---|---|
| تفضّل | بخشش فراتر از استحقاق | عطایی که بر بخشنده الزامآور نیست |
| تطوّل | احسان و نعمتبخشی گسترده | بزرگی و فراوانی نعمت |
در این فراز، کنارهمآمدن این دو واژه بر گستردگی و فراوانی احسان خداوند تأکید میکند، نه اینکه لزوماً دو نوع کاملاً جدا از بخشش الهی را بیان کند.[۲]در نتیجه، هر دو تعبیر بر احسان الهی دلالت دارند، اما برخی شارحان برای هر یک جهت معنایی جداگانهای در نظر گرفتهاند.[۳]
معنای بَرَأَهُ
«بَرَأَهُ» از ریشه «برأ» و بهمعنای او را آفرید و پدید آورد است. همین ریشه در صفت الهی «باریء» دیده میشود.
قرآن میفرماید:
هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنیٰ؛ اوست خداوند؛ آفریننده، پدیدآورنده و صورتبخش؛ نامهای نیکو از آن اوست.
(حشر:۲۴)
در نهجالبلاغه نیز از زبان امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: وَ الَّذی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ «سوگند به کسی که دانه را شکافت و جاندار را آفرید.»[۴] در این عبارت، «برأ» درباره آفرینش جاندار بهکار رفته است. بااینحال، نباید کاربرد این ریشه را در همه متون تنها به جانداران محدود دانست.
معنای أَنْشَأَهُ
«أَنْشَأَهُ» از ریشه «نشأ» و بهمعنای پدید آورد، ایجاد کرد، رشد داد یا به مرحلهای تازه از آفرینش رساند است.
قرآن میفرماید:
هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ؛ او به شما آگاهتر است، از هنگامی که شما را از زمین پدید آورد.
(نجم:۳۲) در آفرینش انسان نیز آمده است:
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ؛ سپس او را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس پربرکت است خداوند که بهترین آفرینندگان است.
(مؤمنون:۱۴)
«انشاء» میتواند علاوه بر اصل ایجاد، بر پدیدآمدن و انتقال موجود به مرحله یا صورت تازهای نیز دلالت داشته باشد.
تفاوت برء و انشاء
در فراز خطبه، «تفضّل» با «برأ» و «تطوّل» با «أنشأ» همراه شده است:
مُتَفَضِّلٌ عَلیٰ جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلیٰ جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ برخی شارحان میان این دو واژه تفاوتهایی مطرح کردهاند:
- «برء» بیشتر بر پدیدآوردن آفریده با ساختار و ویژگی متناسب دلالت دارد؛
- «انشاء» میتواند ایجاد، رشد و انتقال آفریده به مرحلهای تازه را دربر گیرد.[۵]
بااینحال، این دو واژه در بسیاری از کاربردها حوزه معنایی نزدیک و همپوشان دارند. بنابراین، نباید برای آنها در همه متون مرزی کاملاً ثابت یا مراحلی جداگانه و زمانی در آفرینش فرض کرد. تکرار دو تعبیر نزدیک در خطبه میتواند برای تأکید ادبی بر فراگیری فضل و احسان خداوند باشد.[۶]
خالق، باریء، منشئ و مصوّر
در شرح فراز، میان برخی واژههای مرتبط با آفرینش تمایز مفهومی مطرح شده است:
| واژه | دلالت |
|---|---|
| خالق | اصل آفرینش و تقدیر موجودات |
| باریء | پدیدآوردن آفریدگان با ساختار متناسب |
| منشئ | ایجاد، پرورش یا انتقال موجود به مرحلهای تازه |
| مصوّر | صورتبخشی و شکلدادن به آفریدگان |
| موجد | پدیدآورنده موجود |
این تقسیمبندی، تبیینی برای تفاوت تأکیدی واژههاست و به این معنا نیست که آنها در همه متون مرز معنایی کاملاً ثابت و یکسانی دارند.
بینیازی خداوند از آفرینش
آفرینش موجودات ناشی از نیاز خداوند، رفع تنهایی یا بهدستآوردن منفعت نیست؛ زیرا خداوند غنی بالذات است. آفرینش، جلوهای از جود، فضل و حکمت الهی است. در تعریف «جود» نیز سودرساندن به دیگری بدون انتظار عوض و منفعت ذکر شده است.[۷]
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید:
فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالىٰ خَلَقَ الْخَلْقَ حينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ؛ لِأَنَّهُ لا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصاهُ، وَ لا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ أَطاعَهُ؛ خداوند سبحان، آفریدگان را در حالی آفرید که از اطاعت آنان بینیاز و از نافرمانی آنان در امان بود؛ زیرا نافرمانی کسی که از او سرپیچی کند به او زیانی نمیرساند و اطاعت فرمانبردار برای او سودی ندارد.[۸]
قرآن نیز انسانها را نیازمند و خداوند را بینیاز معرفی میکند:
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ؛ ای مردم، شما به خداوند نیازمندید و خداوند همان بینیاز ستوده است.
(فاطر:۱۵)
خداوند از آفرینش، عبادت و اطاعت بندگان سودی دریافت نمیکند و نافرمانی آنان نیز نقص یا زیانی در ذات او پدید نمیآورد.
هدف آفرینش
بینیازی خداوند به این معنا نیست که آفرینش بیهدف یا بدون حکمت است. در الهیات اسلامی، میان «داشتن هدف حکیمانه» و «نیازمندی به نتیجه» تفاوت وجود دارد. افعال خداوند حکیمانهاند، اما سود آفرینش به مخلوقات بازمیگردد، نه به خداوند.
بر این اساس:
- خداوند برای رفع تنهایی نیافریده است؛
- آفرینش چیزی به کمال خداوند نمیافزاید؛
- خداوند از عبادت بندگان سود نمیبرد؛
- آثار و منافع آفرینش به مخلوقات بازمیگردد؛
- موجودات بهوسیله آفرینش و هدایت میتوانند به کمال متناسب با خود برسند؛
- آفرینش جلوهای از قدرت، علم، حکمت و فضل خداوند است.
شمارشناپذیری نعمتهای خداوند
قرآن نعمتهای الهی را فراتر از شمارش کامل انسان معرفی میکند:
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها؛ اگر نعمت خداوند را بشمارید، نمیتوانید آن را بهشمار آورید.
(نحل:۱۸)
این آیه با مضمون تفضّل و تطوّل الهی هماهنگ است؛ زیرا انسان تنها بخشی از نعمتهای جاری در وجود و زندگی خود را میشناسد. اصل آفرینش، اعضای بدن، عقل، طبیعت و امکانات زندگی از جمله این نعمتها هستند و بسیاری از آنها پیش از درخواست یا حتی آگاهی انسان در اختیار او قرار گرفتهاند.
تفضّل و عدالت خداوند
تفضّل خداوند با عدالت او تفاوت دارد، اما با آن تعارضی ندارد:
- عدل به این معناست که خداوند به کسی ستم نمیکند و حق هیچکس را پایمال نمیسازد؛
- فضل به این معناست که خداوند بیش از استحقاق بنده به او عطا میکند.
مجازات متناسب با استحقاق در قلمرو عدل قرار میگیرد؛ اما بخشش، آمرزش و چندبرابرکردن پاداش از جلوههای فضل الهی است. فضل بهمعنای بیضابطهبودن افعال خداوند نیست؛ بلکه بخشش او نیز بر علم، حکمت و رحمت استوار است.
فضل عمومی و ویژه
میتوان فضل الهی را از نظر متعلق آن در دو حوزه بررسی کرد:
فضل عمومی
فضل عمومی شامل نعمتهایی است که اصل آفرینش و زندگی موجودات را در بر میگیرد؛ مانند وجود، روزی، امکانات طبیعی و تواناییهای بنیادی.
فضل ویژه
فضل ویژه شامل نعمتهایی مانند هدایت، ایمان، توفیق، آمرزش و پاداش افزون است. قرآن بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را منّتی بزرگ بر مؤمنان معرفی میکند:
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ؛ بهیقین خداوند بر مؤمنان نعمت بزرگی ارزانی داشت، هنگامی که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت.
(آلعمران:۱۶۴)
«منّت» در این آیه بهمعنای اعطای نعمتی بزرگ است، نه منتگذاری نکوهیدهای که با آزار و تحقیر همراه باشد.
معنای منّت الهی
واژه «منّت» در زبان فارسی غالباً بار منفی دارد؛ اما در کاربرد قرآنی همیشه نکوهیده نیست و میتواند دو معنا داشته باشد:
- اعطای نعمتی بزرگ: مانند منّت خداوند در فرستادن پیامبر صلی الله علیه و آله؛
- یادآوری تحقیرآمیز بخشش: که درباره انسانها رفتاری نکوهیده است.
تطوّل الهی به معنای نخست نزدیک است؛ یعنی خداوند نعمتهای بزرگ و گستردهای به بندگان میبخشد و این مفهوم نباید با رفتار آزاردهنده انسان در یادآوری بخشش یکسان دانسته شود.
فضل خداوند و عمل انسان
اعمال نیک انسان با اراده و انتخاب او انجام میشوند؛ اما اصل وجود، قدرت، فرصت و هدایت لازم برای عمل نیز از نعمتهای خداوند است. ازاینرو، پاداش الهی صرفاً مبادلهای میان دو طرف مستقل نیست. خداوند امکانات طاعت را عطا میکند و سپس برای عمل اختیاری بنده پاداش قرار میدهد.
این تحلیل مسئولیت انسان را نفی نمیکند؛ زیرا انسان با اختیار خود از امکاناتی که خداوند در اختیارش گذاشته است استفاده میکند و در برابر انتخاب خود مسئول است.
ارتباط با فراز پیشین
این فراز پس از وصف خداوند به «سبّوح»، «قدّوس» و «پروردگار فرشتگان و روح» آمده است:
- «سبّوح و قدّوس» بر تنزیه و پاکی خداوند دلالت دارند؛
- «ربّ الملائکة والروح» ربوبیت او را بیان میکند؛
- «متفضّل و متطوّل» رابطه فضلآمیز او با آفریدگان را نشان میدهند.
بنابراین، خداوند در عین بینیازی و برتری مطلق، نسبت به همه آفریدگان دارای فضل و احسان است.
ارتباط با خطبه غدیر
موضوع مستقیم این فراز، فضل، احسان و بینیازی خداوند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مقدمه خطبه، خداوند را آفرینندهای معرفی میکند که اصل وجود و نعمتهای آفریدگان از بخشش اوست.
با توجه به ساختار کلی خطبه، هدایت، رسالت و ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز از نعمتهای الهی برای هدایت انسان بهشمار میروند؛ بااینحال، عبارت «متفضّل علی جمیع من برأه» معنایی عام دارد و نباید آن را تنها به یک نعمت خاص محدود کرد.
جستارهای وابسته
• خطبه غدیر • قدّوس و سبّوح و پروردگار فرشتگان و روح در خطبه غدیر
پانویس
- ↑ شرح خطابه غدیر، ج۱، ص۱۶۸.
- ↑ نقوی، شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم، ص۹۷–۱۰۰.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۹۷–۱۰۰.
- ↑ شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه شقشقیه، خطبه ۳.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۹۷–۱۰۰.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۹۲۸.
- ↑ موسوعة کشّاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج۱، ص۶۰۱.
- ↑ نهجالبلاغه، ص۲۲۴.
منابع
- شرح خطابه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
- موسوعة کشّاف اصطلاحات الفنون والعلوم؛ محمداعلی بن علی تهانوی، تحقیق علی فرید دحروج و رفیق عجم، بیروت: مکتبة لبنان ناشرون، ۱۹۹۶م.
- نهجالبلاغه؛ محمد بن حسین شریف رضی، تحقیق عزیزالله عطاردی، تهران: بنیاد نهجالبلاغه، ۱۴۱۳ق.
