پرش به محتوا

بخشندگی و لطف خداوند در خطبه غدیر

از ویکی غدیر
بخشندگی و لطف خداوند
بخشندگی، فضل و احسان خداوند
فضل و احسان فراگیر خداوند نسبت به آفریدگان
مشخصات فراز
بخشبخش آغازین خطبه غدیر؛ حمد و توصیف صفات الهی
موضوعتفضّل، تطوّل، بخشندگی و لطف خداوند در آفرینش
مفاهیمفضل، تفضّل، تطوّل، احسان، لطف، جود، نعمت و بی‌نیازی خداوند
منابع و پیوندها
آیاتآل‌عمران: ۱۶۴؛ نحل: ۱۸؛ مؤمنون: ۱۴؛ نجم: ۳۲؛ فاطر: ۱۵؛ حشر: ۲۴
روایاتکلام امیرالمؤمنین علیه السلام درباره بی‌نیازی خداوند از اطاعت آفریدگان

بخشندگی و لطف خداوند در خطبه غدیر به فراز «مُتَفَضِّلٌ عَلَى جَمِيعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلَى جَمِيعِ مَنْ أَنْشَأَهُ» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. در این فراز، خداوند نسبت به همه آفریدگان دارای فضل و احسان معرفی شده است.

صورت بدون اعراب این فراز «متفضل على جميع من برأه، متطول على جميع من أنشأه» است. در شرح این عبارت، «متفضّل» به برخورداری آفریدگان از فضل و بخشش الهی و «متطوّل» به تفضّل، احسان و نعمت‌بخشی خداوند نسبت به مخلوقات تفسیر شده است. همچنین برخی شارحان از این فراز برای توضیح بی‌نیازی خداوند از آفرینش و اینکه خلقت ناشی از نیاز الهی نیست، استفاده کرده‌اند.[۱]

معنای فراز

معنای متفضّل

«متفضّل» اسم فاعل از «تفضّل» و برگرفته از ریشه «فضل» است. «فضل» در اصل به افزونی و چیزی بیش از اندازه لازم گفته می‌شود. در کاربرد اخلاقی و دینی، تفضّل به بخششی اشاره دارد که فراتر از استحقاق دریافت‌کننده است.

متفضّل بودن خداوند به این معناست که:

  • نعمت‌های او تنها در برابر استحقاق پیشین بندگان نیست؛
  • اصل وجود آفریدگان عطایی الهی است؛
  • توانایی، عقل، هدایت و روزی از فضل او سرچشمه می‌گیرند؛
  • پاداش اعمال نیک نیز می‌تواند بیش از مقدار عمل باشد؛
  • خداوند در بخشش خود نیازمند عوض یا منفعت نیست.

انسان پیش از آنکه آفریده شود، استحقاقی نسبت به وجود و نعمت نداشته است. ازاین‌رو، اصل آفرینش نخستین جلوه تفضّل الهی به‌شمار می‌رود.

معنای متطوّل

«متطوّل» اسم فاعل از «تطوّل» است. تعبیر «تطوّل علیه» در زبان عربی به‌معنای فضل، احسان و بخشش گسترده نسبت به دیگری به‌کار می‌رود. این واژه گاه به «منّت نهادن» ترجمه شده است. «منّت» در این کاربرد به‌معنای اعطای نعمتی بزرگ و ارزشمند است، نه یادآوری آزاردهنده نعمت یا تحقیر دریافت‌کننده.

بنابراین، ترجمه‌های مناسب برای «متطوّل» عبارت‌اند از:

  • احسان‌کننده؛
  • بخشنده نعمت‌های فراوان؛
  • صاحب فضل گسترده؛
  • نعمت‌بخش

تفاوت تفضّل و تطوّل

«تفضّل» و «تطوّل» هر دو بر بخشش و احسان دلالت دارند و مرز معنایی آنها در همه متون کاملاً ثابت نیست. بااین‌حال، می‌توان تفاوت تأکیدی آنها را چنین بیان کرد:

واژه معنای اصلی تأکید
تفضّل بخشش فراتر از استحقاق عطایی که بر بخشنده الزام‌آور نیست
تطوّل احسان و نعمت‌بخشی گسترده بزرگی و فراوانی نعمت

در این فراز، کنارهم‌آمدن این دو واژه بر گستردگی و فراوانی احسان خداوند تأکید می‌کند، نه اینکه لزوماً دو نوع کاملاً جدا از بخشش الهی را بیان کند.[۲]در نتیجه، هر دو تعبیر بر احسان الهی دلالت دارند، اما برخی شارحان برای هر یک جهت معنایی جداگانه‌ای در نظر گرفته‌اند.[۳]

معنای بَرَأَهُ

«بَرَأَهُ» از ریشه «برأ» و به‌معنای او را آفرید و پدید آورد است. همین ریشه در صفت الهی «باریء» دیده می‌شود.

قرآن می‌فرماید: هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنیٰ؛ اوست خداوند؛ آفریننده، پدیدآورنده و صورت‌بخش؛ نام‌های نیکو از آن اوست.(حشر:۲۴)

در نهج‌البلاغه نیز از زبان امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: وَ الَّذی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ «سوگند به کسی که دانه را شکافت و جاندار را آفرید.»[۴] در این عبارت، «برأ» درباره آفرینش جاندار به‌کار رفته است. بااین‌حال، نباید کاربرد این ریشه را در همه متون تنها به جانداران محدود دانست.

معنای أَنْشَأَهُ

«أَنْشَأَهُ» از ریشه «نشأ» و به‌معنای پدید آورد، ایجاد کرد، رشد داد یا به مرحله‌ای تازه از آفرینش رساند است.

قرآن می‌فرماید: هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ؛ او به شما آگاه‌تر است، از هنگامی که شما را از زمین پدید آورد.(نجم:۳۲) در آفرینش انسان نیز آمده است: ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ؛ سپس او را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس پربرکت است خداوند که بهترین آفرینندگان است.(مؤمنون:۱۴)

«انشاء» می‌تواند علاوه بر اصل ایجاد، بر پدیدآمدن و انتقال موجود به مرحله یا صورت تازه‌ای نیز دلالت داشته باشد.

تفاوت برء و انشاء

در فراز خطبه، «تفضّل» با «برأ» و «تطوّل» با «أنشأ» همراه شده است:

مُتَفَضِّلٌ عَلیٰ جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلیٰ جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ برخی شارحان میان این دو واژه تفاوت‌هایی مطرح کرده‌اند:

  • «برء» بیشتر بر پدیدآوردن آفریده با ساختار و ویژگی متناسب دلالت دارد؛
  • «انشاء» می‌تواند ایجاد، رشد و انتقال آفریده به مرحله‌ای تازه را دربر گیرد.[۵]

بااین‌حال، این دو واژه در بسیاری از کاربردها حوزه معنایی نزدیک و هم‌پوشان دارند. بنابراین، نباید برای آنها در همه متون مرزی کاملاً ثابت یا مراحلی جداگانه و زمانی در آفرینش فرض کرد. تکرار دو تعبیر نزدیک در خطبه می‌تواند برای تأکید ادبی بر فراگیری فضل و احسان خداوند باشد.[۶]

بی‌نیازی خداوند از آفرینش

یکی از مباحثی که شارحان ذیل این فراز مطرح کرده‌اند، نسبت میان آفرینش و بی‌نیازی خداوند است. در این تفسیر، آفرینش موجودات ناشی از نیاز خداوند، رفع تنهایی یا به‌دست‌آوردن منفعت دانسته نمی‌شود؛ زیرا خداوند غنی بالذات معرفی شده است. آفرینش، بر اساس این دیدگاه، ناشی از جود، فضل و احسان الهی است. در موسوعة کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، «جود» به فایده‌رساندن به دیگری بدون انتظار عوض و منفعت تفسیر شده است.[۷]

در نهج‌البلاغه نیز از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است:

: فَإِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِیَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أطَاعَهُ مِنْهُمْ فَقَسَمَ بَیْنَهُمْ مَعَایِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْیَا مَوَاضِعَهُمْ؛ خداوند سبحان، جهانیان را آفرید حال که بی‌نیاز بود از طاعتشان و در امان بود از نافرمانیشان. چه از نافرمانی آنکه او را عصیان کند بدو زیانی نرسد و طاعت آن کس که فرمانش را برد بدو سودی ندهد. سپس روزی آنان را میانشان تقسیم کرد و بداد و هر یک را در جایی که در خور اوست نهاد.[۸]

خالق، باریء، منشئ و مصوّر

در شرح این فراز، میان واژه‌هایی مانند «خالق»، «باریء»، «منشئ»، «موجد» و «مصوّر» نیز تمایز مفهومی مطرح شده است. بر اساس یکی از تبیین‌های شارحان:

  • «خالق» از جهت اصل آفرینش و تقدیر موجودات به‌کار می‌رود.
  • «باریء» بر پدیدآوردن آفریدگان و تمایز انواع آنها دلالت دارد.
  • «منشئ» به ایجاد و پرورش موجود اشاره می‌کند.
  • «مصوّر» ناظر به صورت‌بخشی و شکل‌دادن به آفریدگان است.
  • «موجد» بر بیرون‌آوردن موجود از عدم به وجود دلالت دارد.

این تقسیم‌بندی، تبیین برخی شارحان از تفاوت کاربرد این الفاظ است و به این معنا نیست که این واژه‌ها در همه متون و کاربردها دارای مرز معنایی کاملاً یکسان و ثابت باشند.

شمارش‌ناپذیری نعمت‌های خداوند

قرآن نعمت‌های الهی را فراتر از شمارش کامل انسان معرفی کرده است: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها؛ اگر نعمت خداوند را بشمارید، نمی‌توانید آن را به‌شمار آورید.(نحل:۱۸) این آیه با مضمون تفضّل و تطوّل الهی هماهنگ است؛ زیرا انسان تنها بخشی از نعمت‌هایی را که در وجود و زندگی او جریان دارند، می‌شناسد. بسیاری از نعمت‌ها پیش از درخواست یا حتی آگاهی انسان در اختیار او قرار گرفته‌اند. اصل آفرینش، اعضای بدن، عقل، طبیعت و امکانات زندگی از جمله این نعمت‌ها هستند.

بی‌نیازی خداوند از آفریدگان

فضل و احسان خداوند برای رفع نیاز او نیست. قرآن انسان‌ها را نیازمند و خداوند را بی‌نیاز معرفی می‌کند: یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ؛ ای مردم، شما به خداوند نیازمندید و خداوند همان بی‌نیاز ستوده است.(فاطر:۱۵) خداوند از آفرینش، عبادت و اطاعت بندگان سودی دریافت نمی‌کند و نافرمانی آنان نیز نقص و زیانی در ذات او پدید نمی‌آورد.

از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است: فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالیٰ خَلَقَ الْخَلْقَ حینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ؛ لِأَنَّهُ لا تَضُرُّهُ مَعْصِیَةُ مَنْ عَصاهُ، وَ لا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ أَطاعَهُ «خداوند سبحان آفریدگان را در حالی آفرید که از اطاعت آنان بی‌نیاز و از نافرمانی آنان در امان بود؛ زیرا نافرمانی گناهکار به او زیانی نمی‌رساند و اطاعت فرمان‌بردار سودی برای او ندارد.»[۹]

هدف آفرینش و بی‌نیازی خداوند

بی‌نیازی خداوند به این معنا نیست که آفرینش بی‌هدف یا بدون حکمت است. در الهیات اسلامی، میان «داشتن هدف حکیمانه» و «نیازمندی به نتیجه» تفاوت وجود دارد. افعال خداوند حکیمانه‌اند، اما سود آفرینش به مخلوقات بازمی‌گردد، نه به خداوند. موجودات با آفرینش، هدایت و اختیار می‌توانند به کمال متناسب با خود برسند.

بنابراین:

  • خداوند برای برطرف‌کردن تنهایی نیافریده است؛
  • آفرینش چیزی به کمال خداوند نمی‌افزاید؛
  • خداوند از عبادت بندگان سود نمی‌برد؛
  • حکمت و آثار آفرینش به مخلوقات بازمی‌گردند؛
  • آفرینش جلوه‌ای از قدرت، علم، حکمت و فضل خداوند است.

تفضّل و عدالت خداوند

تفضّل خداوند با عدالت او تفاوت دارد، اما با آن تعارض ندارد:

  • عدل به این معناست که خداوند به کسی ستم نمی‌کند و حق هیچ‌کس را پایمال نمی‌سازد؛
  • فضل به این معناست که خداوند بیش از استحقاق بنده به او عطا می‌کند.

مجازات عادلانه بر اساس استحقاق، در قلمرو عدل قرار می‌گیرد؛ اما بخشش، آمرزش و چندبرابرکردن پاداش، از جلوه‌های فضل الهی‌اند. فضل به‌معنای بی‌ضابطه‌بودن افعال خداوند نیست؛ بلکه بخشش او نیز بر علم، حکمت و رحمت استوار است.

فضل عام و فضل ویژه

می‌توان فضل الهی را از نظر متعلق آن به دو حوزه کلی تقسیم کرد:

فضل عمومی

فضل عمومی شامل نعمت‌هایی است که اصل آفرینش و زندگی موجودات را دربر می‌گیرد؛ مانند وجود، روزی، امکانات طبیعی و توانایی‌های بنیادی.

فضل ویژه

فضل ویژه شامل نعمت‌هایی مانند هدایت، ایمان، توفیق، آمرزش و پاداش افزون است. قرآن بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را منّتی بزرگ بر مؤمنان معرفی می‌کند: لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ؛ به‌یقین خداوند بر مؤمنان نعمت بزرگی ارزانی داشت، هنگامی که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت.(آل‌عمران:۱۶۴) «منّت» در این آیه به‌معنای اعطای نعمتی بزرگ است، نه منت‌گذاری نکوهیده‌ای که با آزار و تحقیر همراه باشد.

منّت الهی

واژه «منّت» در زبان فارسی غالباً بار منفی دارد؛ اما در کاربرد قرآنی همیشه نکوهیده نیست. منّت می‌تواند دو معنا داشته باشد:

  1. اعطای نعمت بزرگ: مانند منّت خداوند در فرستادن پیامبرصلی الله علیه وآله؛
  1. یادآوری تحقیرآمیز بخشش: که درباره انسان‌ها رفتاری نکوهیده است.

تطوّل الهی به معنای نخست نزدیک است؛ یعنی خداوند نعمت‌های بزرگ و گسترده‌ای به بندگان می‌بخشد. این مفهوم نباید به رفتار آزاردهنده انسان در یادآوری بخشش تشبیه شود.

فضل خداوند و عمل انسان

اعمال نیک انسان با اراده و انتخاب او انجام می‌شوند، اما اصل وجود، قدرت، فرصت و هدایت لازم برای عمل نیز از نعمت‌های خداوند است. ازاین‌رو، پاداش الهی تنها یک مبادله مادی میان دو طرف مستقل نیست. خداوند امکانات طاعت را عطا می‌کند و سپس برای عمل اختیاری بنده پاداش در نظر می‌گیرد. این تحلیل مسئولیت انسان را نفی نمی‌کند؛ زیرا انسان با اختیار خود از امکاناتی که خداوند در اختیارش قرار داده استفاده می‌کند و در برابر انتخابش مسئول است.

ارتباط با فراز پیشین

این فراز پس از وصف خداوند به «سبّوح»، «قدّوس» و «پروردگار فرشتگان و روح» آمده است: سُبّوحٌ قُدّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلیٰ جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلیٰ جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ «منزّه و پاک و پروردگار فرشتگان و روح است؛ بر همه کسانی که آفریده فضل ورزیده و بر همه کسانی که پدید آورده احسان کرده است.»

در این ترتیب:

  • «سبّوح و قدّوس» بر تنزیه و پاکی خداوند دلالت دارند؛
  • «ربّ الملائکة والروح» ربوبیت او را بیان می‌کند؛
  • «متفضّل و متطوّل» چگونگی رابطه فضل‌آمیز او با آفریدگان را نشان می‌دهند.

بنابراین، خداوند در عین بی‌نیازی و برتری، نسبت به آفریدگان دارای فضل و احسان است.

ارتباط با خطبه غدیر

موضوع مستقیم این فراز، فضل، احسان و بی‌نیازی خداوند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در مقدمه خطبه، خداوند را آفریننده‌ای معرفی می‌کند که اصل وجود و نعمت‌های آفریدگان از بخشش اوست. با توجه به ساختار کلی خطبه، هدایت، رسالت و ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز از نعمت‌های الهی برای هدایت انسان دانسته می‌شوند. بااین‌حال، عبارت «متفضّل علی جمیع من برأه» معنایی عام دارد و نباید آن را تنها به یک نعمت خاص محدود کرد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. شرح خطبه غدیر، ص۱۶۸.
  2. نقوی، شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم، ص۹۷–۱۰۰.
  3. شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۹۷–۱۰۰.
  4. شریف رضی، نهج‌البلاغه، خطبه شقشقیه، خطبه ۳.
  5. شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۹۷–۱۰۰.
  6. شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۹۲۸.
  7. موسوعة کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۱، ص۶۰۱.
  8. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۴، ص۲۲۴.
  9. شریف رضی، نهج‌البلاغه، خطبه متقین؛ شماره خطبه در نسخه‌های مختلف متفاوت است.

منابع

  • شرح خطبه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
  • شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
  • موسوعة کشاف إصطلاحات الفنون و العلوم؛ محمداعلی بن علی تهانوی، تحقیق: علی فرید دحروج و رفیق عجم، بیروت: مکتبة لبنان ناشرون، ۱۹۹۶م.
  • نهج البلاغه؛ محمد بن حسین شریف رضی، تحقیق: عزیزالله عطاردی، تهران: بنیاد نهج البلاغه، ۱۴۱۳ق.