عدم امکان مشاهده خداوند در خطبه غدیر
عدم امکان مشاهده خداوند در خطبه غدیر به فراز «يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَ الْعُيُونُ لا تَراهُ؛ هر دیدهای را میبیند، درحالیکه دیدگان او را نمیبینند» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این عبارت، از یک سو احاطه علمی خداوند بر همه دیدگان و دیدنیها و از سوی دیگر، ناتوانی چشمها از مشاهده ذات خداوند را بیان میکند.
بر اساس دیدگاه امامیه، خداوند جسم، صورتپذیر، محدود به مکان و قرارگرفته در جهت نیست؛ ازاینرو، رؤیت او با چشم سر، نه در دنیا و نه در آخرت، امکانپذیر نیست. بااینحال، در روایات از نوعی شناخت و شهود قلبی سخن گفته شده است که با رؤیت حسی و مشاهده صورت یا جسم تفاوت دارد.[۱]
فراز خطبه غدیر
در بخش آغازین خطبه غدیر آمده است: يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَ الْعُيُونُ لا تَراهُ؛ هر دیدهای را میبیند، درحالیکه دیدگان او را نمیبینند.
این فراز دو گزاره مرتبط را در بر دارد:
- خداوند به همه دیدگان و آنچه دیده میشود آگاهی دارد؛
- هیچ دیدهای نمیتواند ذات خداوند را مشاهده کند.
این دو گزاره با آیه «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ» هماهنگاند؛ زیرا علم و احاطه خداوند را اثبات و احاطه دیدگان بر او را نفی میکنند.
معنای واژگان فراز
یلحظ
«یَلْحَظُ» فعل مضارع از «لَحَظَ» و بهمعنای نگاهکردن و دیدن است. «لَحْظ» در اصل میتواند به نگاهکردن با گوشه چشم اشاره داشته باشد؛ اما در فراز خطبه، مقصود نگاه جسمانی خداوند نیست.
خداوند دارای چشم، عضو و ابزار جسمانی نیست؛ بنابراین، نسبتدادن دیدن به خداوند، بیانگر علم و احاطه کامل او به دیدنیهاست. همانگونه که شنوایی خداوند به نیاز او به گوش و ابزار مادی وابسته نیست، بینایی او نیز به چشم و فرایند جسمانی نیاز ندارد.
عیون
«عُیون» جمع «عَین» و در این عبارت بهمعنای چشمها و دیدگان است. مقصود از «العیون لا تراه» آن است که ابزار حسی و بینایی مادی نمیتواند بر ذات نامحدود خداوند احاطه پیدا کند.
دیدن خداوند بهمعنای احاطه علمی
در توصیف صفات خداوند، نباید «دیدن» را به معنای فرایند جسمانیِ مشاهده دانست. انسان برای دیدن به چشم، نور، فاصله و قرارگرفتن شیء در برابر خود نیاز دارد؛ اما خداوند از جسم، عضو، ابزار و نیاز منزّه است.
بر این اساس، معنای دیدن خداوند عبارت است از:
- آگاهی کامل او به همه دیدنیها؛
- احاطه او بر همه دیدگان؛
- پنهاننبودن هیچ موجود یا رخدادی از علم او؛
- بینیازی علم او از ابزار و فرایند مادی.
این معنا با فراز دیگری از آغاز خطبه غدیر هماهنگ است: وَ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ؛ درحالیکه در جایگاه خویش است، از نظر علم بر همهچیز احاطه دارد.
بنابراین، «یلحظ کل عین» بیانگر علم و احاطه خداوند بر دیدگان است، نه اثبات چشم یا مشاهده جسمانی برای او.[۲]
دلایل نفی رؤیت حسی خداوند
جسمنبودن خداوند
رؤیت حسی در شرایط معمول به اموری مانند جهت، فاصله، صورت، رنگ، نور و قرارگرفتن شیء در حوزه دید وابسته است. اگر خداوند با چشم دیده شود، لازمه آن قرارگرفتن او در برابر بیننده، محدودبودن در جهت یا برخورداری از صورت قابل مشاهده خواهد بود.
از دیدگاه امامیه، خداوند جسم نیست، در مکان قرار ندارد، محدود به جهت نیست و صورت و اندازه ندارد؛ ازاینرو، موضوع رؤیت حسی واقع نمیشود.
نفی احاطه دیدگان
قرآن میفرماید:
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ؛ دیدگان او را درنمییابند، ولی او دیدگان را درمییابد و او باریکبین و آگاه است.
(انعام:۱۰۳)
این آیه از یک سو ادراک خداوند با دیدگان را نفی و از سوی دیگر، احاطه او بر همه دیدگان را اثبات میکند. ساختار آیه با فراز «یلحظ کل عین والعیون لا تراه» در خطبه غدیر هماهنگی روشنی دارد.[۳]
درخواست حضرت موسی علیه السلام
قرآن درباره درخواست موسی علیه السلام میفرماید:
وَ لَمَّا جاءَ مُوسىٰ لِميقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِني أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَراني؛ هنگامی که موسی به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا، خود را به من بنمای تا به تو بنگرم. فرمود: هرگز مرا نخواهی دید.
(اعراف:۱۴۳)
در ادامه آیه، تجلی خداوند بر کوه سبب متلاشیشدن آن و بیهوششدن حضرت موسی علیه السلام میشود. متکلمان امامیه این آیه را از دلایل نفی رؤیت حسی خداوند دانستهاند.
واژه «لَنْ» در این آیه نفی رؤیت را با تأکید بیان میکند؛ اما دلالت مستقل آن بر نفی ابدی، میان ادیبان و مفسران محل گفتوگوست. ازاینرو، استدلال امامیه تنها بر این واژه استوار نیست، بلکه آیه در کنار دلایل عقلی، آیه «لا تدرکه الابصار» و روایات تنزیهی بررسی میشود.
احاطه خداوند بر همهچیز
قرآن میفرماید:
أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحيطٌ؛ آگاه باشید که او بر همهچیز احاطه دارد.
(فصلت:۵۴)
خداوند بر موجودات احاطه دارد و چیزی بر او احاطه پیدا نمیکند. رؤیت حسی به معنای دربرگرفتن ذات خداوند با میدان دید و ابزار مادی نیست و هیچ بینندهای نمیتواند بر ذات نامحدود او احاطه پیدا کند.
نفی رؤیت در دنیا و آخرت
بر اساس اعتقاد امامیه، خداوند نه در دنیا و نه در آخرت با چشم سر دیده نمیشود؛ زیرا دلایل نفی جسمانیت، جهت، مکان و صورت به جهان دنیا اختصاص ندارند.
در برخی دعاها نیز خداوند چنین خوانده شده است: يا مَنْ يَرىٰ وَ لا يُرىٰ؛ ای کسی که میبیند و دیده نمیشود![۴] این تعبیر همان تقابل موجود در فراز خطبه غدیر را بیان میکند: خداوند همهچیز را میبیند، اما خود در قلمرو مشاهده حسی قرار نمیگیرد.
رؤیت قلبی خداوند
نفی رؤیت حسی بهمعنای نفی هرگونه شناخت، یقین یا شهود قلبی نیست. در روایات اهلبیت علیهم السلام از شناختی سخن گفته شده است که با «حقیقت ایمان» تحقق مییابد، نه با چشم و تصویر ذهنی.
شخصی از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: «آیا پروردگارت را هنگام عبادت دیدهای؟» آن حضرت فرمود: وَيْلَكَ، ما كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ؛ وای بر تو! من پروردگاری را که ندیده باشم عبادت نمیکنم.
هنگامی که از چگونگی این دیدن پرسید، فرمود: لا تُدْرِكُهُ الْعُيُونُ بِمُشاهَدَةِ الْعِيانِ، وَ لكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الْإيمانِ؛ چشمها او را با مشاهده آشکار درک نمیکنند، بلکه قلبها او را با حقیقتهای ایمان درمییابند.[۵]
مقصود از رؤیت قلبی، مشاهده صورت یا تصویر خداوند در ذهن نیست؛ بلکه معرفت یقینی به وجود و صفات او از راه عقل، ایمان و مشاهده نشانههای آفرینش است.
| نوع رؤیت | معنا | حکم در دیدگاه امامیه |
|---|---|---|
| رؤیت حسی | مشاهده با چشم و ابزار مادی | درباره خداوند ناممکن است |
| تصور خیالی | ساختن صورت، شکل یا تصویر ذهنی برای خداوند | نادرست و ناسازگار با تنزیه است |
| رؤیت قلبی | معرفت یقینی و ادراک ایمانی | ممکن و مورد تأیید روایات است |
دیدگاههای کلامی درباره رؤیت خداوند
مسئله رؤیت خداوند از مباحث اختلافی کلام اسلامی است:
- امامیه و معتزله رؤیت حسی خداوند را در دنیا و آخرت ناممکن میدانند و بر تنزیه خداوند از جسم، جهت و مکان تأکید میکنند.
- بسیاری از متکلمان اهلسنت، بهویژه اشاعره با استناد به برخی آیات و روایات، رؤیت خداوند در آخرت را میپذیرند؛ ولی تصریح میکنند که این رؤیت بدون چگونگی، احاطه، تشبیه و جسمانیت است.
بنابراین، اختلاف تنها بر سر اصل دیدن نیست، بلکه درباره حقیقت «رؤیت» و لوازم آن نیز بحث شده است. در بیان دیدگاه مذاهب باید از نسبتدادن جسمانیت به همه قائلان رؤیت خودداری کرد؛ زیرا بسیاری از آنان رؤیت را میپذیرند، اما جسم، جهت و مکان را از خداوند نفی میکنند.
روایات رؤیت در منابع اهلسنت
در صحیح بخاری و صحیح مسلم روایاتی درباره رؤیت خداوند در آخرت نقل شده است. در یکی از این گزارشها آمده است که میان اهل بهشت و رؤیت پروردگارشان جز «ردای کبریایی» مانعی نیست.[۶]
متکلمان اهلسنت اینگونه روایات را از دلایل امکان رؤیت در آخرت دانستهاند. در مقابل، متکلمان امامیه آنها را با دلایل عقلی و آیات تنزیهی ناسازگار دانسته یا برای آنها تفسیرهایی مانند مشاهده آثار قدرت، شهود قلبی و ظهور معرفت کاملتر ارائه کردهاند.
دلالتهای فراز
فراز «یلحظ کل عین والعیون لا تراه» چند آموزه توحیدی را در بر دارد:
- علم خداوند همه دیدگان و دیدنیها را فرا گرفته است؛
- دیدن خداوند به ابزار و عضو جسمانی نیاز ندارد؛
- ذات خداوند در جهت، مکان و صورت قرار نمیگیرد؛
- چشمهای مادی نمیتوانند ذات خداوند را مشاهده کنند؛
- نفی رؤیت حسی بهمعنای نفی معرفت خداوند نیست؛
- شناخت قلبی خداوند از راه عقل، ایمان و نشانههای آفرینش امکانپذیر است؛
- صفات خداوند باید بدون تشبیه او به آفریدگان فهمیده شوند.
ارتباط با فراز پیشین خطبه
در فراز پیشین، خداوند نسبت به همه آفریدگان «متفضّل» و «متطوّل» معرفی شده است و در فراز حاضر، علم و احاطه او بر دیدگان و ناتوانی دیدگان از مشاهده ذات او بیان میشود.
این ترتیب نشان میدهد که خداوند در عین نزدیکی، لطف و احسان به آفریدگان، مانند آنان نیست و در محدوده ادراک حسی قرار نمیگیرد. بخشندگی خداوند نباید به حضور جسمانی یا شباهت او به مخلوقات تفسیر شود.
ارتباط با خطبه غدیر
موضوع مستقیم این فراز، توحید و تنزیه خداوند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش از ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، خداوند را موجودی نامحدود، آگاه و منزّه از مشاهده حسی معرفی میکند.
این مقدمه نشان میدهد فرمان ولایت از سوی خداوندی صادر شده است که علم او همه دیدگان و موجودات را فرا گرفته و ذاتش از ویژگیهای جسمانی و محدودیتهای آفریدگان منزّه است.
جستارهای وابسته
• بخشندگی و لطف خداوند در خطبه غدیر • احاطه علمی خداوند در خطبه غدیر • خداوند منزه از مثل و مانند در خطبه غدیر • اوصاف خداوند در سوره توحید • خطبه غدیر
پانویس
منابع
- الإقبال بالأعمال الحسنة؛ علی بن موسی بن طاووس، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش.
- الکافی؛ محمد بن یعقوب کلینی، تحقیق علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- شرح خطابه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
- صحیح البخاری؛ محمد بن اسماعیل بخاری، تحقیق محمد زهیر بن ناصر الناصر، بیروت: دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
- صحیح مسلم؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بیتا.
