پرش به محتوا

سلمة بن فضل انصاری

از ویکی غدیر
سلمة بن فضل انصاری
اطلاعات فردی
نام کاملسَلَمة بن الفضل الأبرش الأنصاری، أبو عبدالله الأزرق الرازی
سرشناسیقاضی ری، راوی حدیث، ناقل مغازی و سیره ابن اسحاق
وفاتحدود ۱۹۱ق، ری
نحوه درگذشتکهنسالی حدود ۱۱۰ سالی
محل دفنری
اطلاعات علمی
استادانابراهیم بن طهمان، ابراهیم بن محمد بن ابی‌یحیی، اسحاق بن راشد الجزری و دیگران
شاگردانیحیی بن معین، محمد بن حمید الرازی، عثمان بن محمد بن ابی شیبة و گروهی از محدثان ری و بغداد
مذهباهل‌سنت
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتروایت حدیث، نقل مغازی و سیره، قضاوت در ری
علت شهرتراوی «المبتدأ» و «المغازی» ابن اسحاق

سَلَمة بن الفضل الأبرش الأنصاری، معروف به ابو عبدالله الأزرَق الرازی، از راویان حدیث و فقیهان ساکن ری در سده دوم هجری و عهده‌دار منصب قضاوت در این شهر بود. او به‌عنوان مولای انصار معرفی شده و در کنار فعالیت قضایی، به روایت و تدریس حدیث نیز مشغول بوده است.

جایگاه راوی

سلمة بن فضل ابرش انصاری را منتسب به بنی‌کنده[۱] و از موایان انصار گفته‌اند.[۲] کنیه‌اش «ابوعبدالله» و قاضی شهر ری بود.[۳] وی از محدثین طبقة نهم می‌باشد.[۴]

گزارش‌های رجالی نشان می‌دهد که سلمه بن فضل از طیفی گسترده از مشایخ عصر خود روایت کرده است؛ از جمله ابراهیم بن طهمان، ابراهیم بن محمد بن ابی‌یحیی اسلمی، اسحاق بن راشد جزری، اسماعیل بن مسلم مکی، أیمن بن نابل مکی، جراح بن ضحاک کندی، حجاج بن أرطاة، زکریا بن سلام عتبی، زُهَیر بن معاویة الجعفی (ابوخَیثَمه)، سفیان ثوری، سلیمان بن قرم، عبدالله بن زیاد بن سمعان، عَزرَة بن ثابت، عمرو بن ابی‌قیس رازی، عمران بن وهب طائی، مبارک بن مجاهد خراسانی (ابوالأزهر)، محمد بن اسحاق بن یسار – صاحب سیره و مغازی – و نیز ابو جعفر رازی و ابو حمزه سکری. این تنوع مشایخ، به‌ویژه ارتباط نزدیک او با ابن اسحاق، جایگاه وی را در انتقال روایات سیره و مغازی پررنگ می‌سازد.[۵]

در سلسله سند بسیاری از روایات، نام شاگردان شاخص او به چشم می‌خورد؛ از جمله ابراهیم بن مصعب مروزی (مقیم بغداد)، حسن بن عمر بن شقیق جرمی، حسین بن عیسی بن میسره رازی، عبدالله بن عمر بن أبان کوفی، عبدالله بن محمد مسندی، کاتبش عبدالرحمان بن سلمه رازی، عثمان بن محمد بن ابی شیبة، علی بن بحر بن بری، علی بن هاشم بن مرزوق رازی، عمار بن حسن نسائی، عمرو بن رافع قزوینی، محمد بن امیه ساوی، محمد بن حسن بن الأجلح، محمد بن حمید رازی، محمد بن عمرو زنیج، محمد بن عیسی دامغانی، مقاتل بن محمد رازی، هشام بن عبیدالله رازی، وثیمة بن موسی مصری، یحیی بن معین، ابو خالد یزید بن مبارک فَسَوی و یوسف بن موسی قطان. نقل این گروه از او سبب شده روایاتش در منابع مختلف – از جمله سنن ابو داود، ترمذی و ابن ماجه – راه یابد.[۶]

دیدگاه رجالیان درباره سلمه بن فضل متفاوت و در مواردی متعارض است؛ امری که جایگاه او را در حدّ «صدوقٍ یُکتب حدیثه و لا یحتجّ به» تثبیت می‌کند.

  • تضعیف‌ها و انتقادات:[۷]
    • بخاری، با اشاره به وجود «مناکر» در روایات وی، او را تضعیف کرده و به نقل از علی بن مدینی آورده است که «از ری خارج نشدیم مگر این‌که حدیث او را کنار گذاشتیم»، که نشان‌گر بی‌اعتمادی جدی برخی از ناقدان برجسته به نقل اوست.[۸]
    • ابو زرعه رازی، به نقل سعید بن عمرو برذعی، سلمه را فردی با «سوء رأی» و «ظلم» توصیف کرده و با اشاره به زبان او، کنایه از وجود نوعی دروغ‌گویی یا بی‌دقتی در نقل دارد.
    • نسائی او را «ضعیف» شمرده و در نتیجه، روایات وی را در سطح احتجاج نمی‌پذیرد.
    • ابوحاتم رازی با تعبیر «محلّه الصدق، فی حدیثه إنکار» جایگاه میانه‌ای برای او قائل شده است؛ به این معنا که در اصل، او را راستگو می‌داند اما در حدیثش نکات منکر و محل اشکال وجود دارد. او تصریح می‌کند که حدیثش نوشته می‌شود، ولی برای استناد نهایی (حجیت) کفایت نمی‌کند. ابن حبان نیز، در عین ذکر او در الثقات، بر خطا و مخالفت‌های روایی او تأکید کرده است.
  • مدایح و توثیق‌ها:
    • در مقابل، گزارش‌هایی از یحیی بن معین نقل شده که بر وثاقت سلمه تأکید دارد؛ از جمله تعبیر «ثقة، کنا نکتب عنه، کان کیّساً» و نیز این‌که کتاب مغازی او را «أتمّ» و برترین اثر در این موضوع دانسته‌اند.[۹]
    • در قولی دیگر، یحیی بن معین – به نقل عباس دوری – او را «لا بأس به» دانسته، هرچند به تشیع او اشاره کرده است؛ نکته‌ای که در قضاوت‌های رجالی متأخر، گاه به عنوان عامل تضعیف مطرح شده است.[۱۰]
    • از جریر بن عبدالحمید نقل شده که در حوزهٔ نقل از ابن اسحاق، در فاصله بغداد تا خراسان، کسی از سلمه بن فضل «أثبت» و استوارتر نیست.[۱۱]
    • محمد بن سعد، او را «ثقة صدوق» و «صاحب مغازی محمد بن اسحاق» معرفی کرده و به زهد و خشوع او در نماز اشاره کرده است.
    • ابو احمد بن عدی نیز با وجود اشاره به غرائب و افرادات در روایات سلمه، تأکید می‌کند که هیچ‌یک از احادیث او از حدّ انکار شدید فراتر نرفته و مجموع روایاتش «متقارب» و قابل تحمل است.[۱۲]

این تنوع آراء، نشان می‌دهد که سلمه بن فضل در نگاه رجال‌پژوهان، در مرز میان قبول و رد قرار دارد: از یک سو، صدق و مهارت حافظه و جایگاه ویژه‌اش در نقل از ابن اسحاق، و از سوی دیگر، وجود مناکیر، غرائب و اتهام به تشیع و ضعف رأی، سبب شده است که او در طبقهٔ «یُکتب حدیثه و لا یحتجّ به» طبقه‌بندی شود.

روایت ابوحاتم از سلمه بن فضل درباره دیدارش با حجاج بن أرطاة، نمونه‌ای روشن از قدرت حافظه اوست: سلمه پنج حدیث را تنها با یک بار سماع، بی‌کم و کاست بازگفت و سپس مجموعه‌ای بزرگ‌تر را نیز یک‌باره از حفظ تکرار کرد؛ تا آنجا که حجاج او را به «جراب» (کیسه‌ای که کلیدش نیز همراه اوست) تشبیه کرد که زود پر و خالی می‌شود. این حکایت، ضمن تأیید حافظه قوی سلمه، توضیح می‌دهد که چگونه توانسته «المغازی» و «المبتدأ» ابن اسحاق را به‌صورت گسترده منتقل کند؛ نقشی که برخی پژوهشگران معاصر در بازسازی متن سیرهٔ ابن اسحاق از طریق طبری و دیگر منابع، بر آن تکیه کرده‌اند.

در باب تاریخ وفات او نیز اختلاف دیده می‌شود: بخاری وفات سلمه بن فضل را پس از سال ۱۹۰ هجری دانسته، در حالی که محمد بن سعد سن ۱۱۰ سالگی را برای او ثبت کرده و تصریح نموده که وی در ری درگذشت. با توجه به اقوال مختلف، زمان وفات او در حدود ۱۹۰ تا ۱۹۱ق ذکر می‌شود.

روایات سلمه بن فضل در منابع حدیثی اهل سنت، به‌ویژه در سنن ابو داود، ترمذی و ابن ماجه، عمدتاً در حوزه تفسیر و مغازی نقل شده است. جایگاه نهایی او در نقد حدیث، اگرچه در حدّ راوی «حجّت» نیست، اما نقش وی در انتقال سنت سیره‌نگاری ابن اسحاق و نیز در تاریخ حدیث و مغازی، از نظر تاریخ‌پژوهان و محققان معاصر قابل چشم‌پوشی نیست.

در سند خطبه غدیر[۱۳]

یکی از افرادی که در سند خطبه غدیر در کتاب «الاقبال» سید ابن طاووس - که به حذیفة بن یمان منتهی می‌شود - نامشان آمده سلمة بن فضل انصاری است.[۱۴]

برای توضیح بیشتر مراجعه شود به عنوان: سند خطبه غدیر.

پانویس

  1. الثقات، ج۸، ص۲۸۷.
  2. التاریخ الکبیر، ج۴، ص۸۴
  3. تهذیب الکمال، ج۱۱، ص۳۰۵
  4. تقریب التهذیب، ج۱، ص۳۷۸
  5. تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، ج ۱۱ ص ۳۰۶
  6. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۵۰
  7. کتاب الضعفاء و المتروکین، ص۱۸۴
  8. بخاری، الضعفاء الصغیر، ص۵۷
  9. الجرح و التعدیل، ج۴، ص۱۶۹
  10. تاریخ ابن معین، ج۲، ص۲۸۰
  11. تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، ج ۱۱ ص ۳۰۶
  12. تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، ج ۱۱ ص ۳۰۶
  13. اسرار غدیر: ص ۱۰۹.
  14. دانشنامه غدیر، ج ۱۱، ص ۴۲۰.