پرش به محتوا

عضدالدین ایجی

از ویکی غدیر
عضدالدین ایجی
اطلاعات فردی
نام کاملعبدالرحمن بن رکن‌الدین احمد بن عبدالغفار ایجی
سرشناسیمتکلم، فقیه، ادیب، قاضی
تولد۷۰۱ یا ۷۰۸ قمری، ایج، فارس
وفات۷۵۶ قمری، کرمان
نحوه درگذشتدرگذشت در زندان قلعه دریمیان کرمان
محل دفنکرمان
اطلاعات علمی
استادانشیخ زین‌الدین هنکی، فخرالدین ابومکارم جاربردی
شاگردانسعدالدین تفتازانی، شمس‌الدین کرمانی، سیف‌الدین ابهری
مذهبشافعی (کلام اشعری)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتکلام، فقه، اصول فقه، فلسفه، ادبیات عربی، بلاغت
علت شهرتتألیف کتاب «المواقف» در کلام و پرورش شاگردان نامدار

عبدالرحمن بن احمد ایجی (۷۰۱–۷۵۶ قمری)، مشهور به قاضی عضدالدین، از شخصیت‌های علمی و دینی قرن هشتم هجری به‌شمار می‌رود. وی با برخورداری از دانشی گسترده در حوزه‌های کلام، فقه، اصول، ادبیات عربی و فلسفه، در دوره حکومت آل‌مظفر در شیراز به منصب قضاوت اشتغال داشت. ایجی با خلق آثاری ماندگار به‌ویژه در علم کلام، و نیز پرورش شاگردانی همچون سعدالدین تفتازانی، تأثیری عمیق بر سیر اندیشه اسلامی نهاد.

زندگینامه[۱]

عضدالدین ایجی در روستای «ایج» از توابع اصطهبان فارس زاده شد. تاریخ دقیق تولد وی مورد اختلاف است (۷۰۱ یا ۷۰۸ ق). دوران پختگی و فعالیت او مقارن با حکومت آل‌مظفر بر فارس بود و در شیراز به مقام قضاوت رسید. نقش سیاسی و فرهنگی وی زمانی آشکار شد که به سفارت از سوی شیخ ابواسحاق اینجو نزد امیر مبارزالدین محمد مظفر رفت تا او را از حمله به شیراز بازدارد. امیر مظفر که تحت تأثیر مقام علمی او قرار گرفت، از ایجی خواست تا کتاب «المفصل» زمخشری را به فرزندش، شاه شجاع، بیاموزد. این واقعه، نشان‌دهنده نفوذ و احترام علمی ایجی نزد حاکمان زمان است. با این حال، سرانجام به دلایل نامشخص (که احتمالاً مرتبط با تعصبات مذهبی یا منازعات سیاسی بوده) توسط والی کرمان زندانی شد و در ۷۵۶ ق در قلعه دریمیان کرمان درگذشت.

اساتید و شاگردان

ایجی در محضر استادانی چون شیخ زین‌الدین هنکی و فخرالدین ابومکارم جاربردی دانش اندوخت. اما شهرت او بیشتر مرهون شاگردانی است که پرورش داد و خود از اعتبار علمی او بهره بردند. نام‌دارترین آن‌ها سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی است که شرح مفصلی بر کتاب کلامی مهم ایجی، «المواقف»، نوشت و بدین ترتیب گفتمان کلامی متأخر اسلامی را شکل داد. از دیگر شاگردان برجسته وی می‌توان به شمس‌الدین کرمانی و سیف‌الدین ابهری اشاره کرد که هر یک از علمای تأثیرگذار دوره خود بودند. حافظ شیرازی، شاعر همعصر ایجی، در شعری او را در زمره مفاخر پنجگانه علم و ادب فارس ستوده که گواهی بر جایگاه ادبی و اجتماعی وی است.

آثار

ایجی نویسنده‌ای پرکار بود و آثاری به زبان عربی در رشته‌های گوناگون از خود به جای گذاشت. مهم‌ترین دستاورد او، کتاب «المواقف فی علم الکلام» است که به درخواست غیاث‌الدین محمد، وزیر، تألیف شد. این اثر، که به‌عنوان یکی از جامع‌ترین و منظم‌ترین متون کلام اشعری متأخر شناخته می‌شود، بارها مورد شرح و حاشیه‌نویسی قرار گرفت؛ مشهورترین شرح آن از میرشریف جرجانی است. از دیگر تألیفات مهم وی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • «العقاید العضدیه» (در علم کلام)
  • «شرح مختصر الاصول» ابن حاجب (در اصول فقه)
  • «الفوائد الغیاثیه» (خلاصه‌ای از بخش معانی و بیان «مفتاح العلوم» سکاکی)
  • «المدخل فی علم المعانی والبیان والبدیع» (در علوم بلاغت)
  • «الرساله العضدیه» (در علم وضع)
  • «تحقیق التفسیر فی تکثیر التنویر» (در حوزه تفسیر)

این آثار، وسعت دانش ایجی را از الهیات و فلسفه گرفته تا ادبیات و اصول فقه نشان می‌دهد.

با وجود آنکه ایجی در مذهب شافعی و گرایش کلامی اشعری شناخته می‌شود، گزارش‌ها حاکی از تعصب شدید او نسبت به دیگر فرق، به‌ویژه امامیه، و نیز مشرب صوفیانه‌اش است. این دوگانگی (تعلق به کلام نظام‌مند از یک سو، و گرایش عرفانی از سوی دیگر) در شخصیت و اندیشه بسیاری از علمای آن دوره قابل مشاهده است. کار او به سختی رسید و توسط والی کرمان زندانی شد و در زندان قلعیه دریمیان کرمان درگذشت.

روايت حديث غدير[۲] 

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده عبدالرحمن بن احمد بن عبدالغفّار ايجى شيرازى شافعى، عضدالدين (ت ۷۰۰ -  م ۷۵۳ يا ۷۵۶ ق) است. ايجى حديث غدير را در مبحث امامت كتابش «المواقف» آورده و پيرامون آن سخن گفته است. ابن‏ حجر عسقلانی و سُبكى و اِسنَوى[۳]: او را توثيق كرده و در علم معقول و كلام و فقه و اصول و ادبيات ستوده ‏اند. وى شاگرد بَيضاوى بوده است.

تشکیک در معنای مولی

ایجی در کتاب مواقف خود در اینکه مولی به معنای صاحب اختیار باشد تشکیک می‌کند: «حتی اگر بپذیریم که این حدیث صحیح نیز باشد، اکثر راویان، مقدمه حدیث یعنی جمله «الست اولی بکم من انفسکم» را نقل نکرده‌اند؛ پس امکان ندارد به آن تمسک کنیم و بگوییم که مولی به معنای اولی است، بلکه مولی به‌معنای ناصر است به دلیل آخر حدیث که فرمود: هرکس من مولای اویم پس علی مولای اوست».[۴]

پانویس

  1. نصیری، محمدرضا، اثر آفرینان، ج۱، ص۳۲۱
  2. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۷۹.
  3. الدرر الكامنة: ج ۲ ص ۴۲۹. طبقات الشافعية (سبكى): ج ۱۰ ص ۴۶. طبقات الشافعية (اسنوى): ج ۲ ص ۸۵۷ . همچنين ر.ک: البدر الطالع (شوكانى): ج ۱ ص ۳۲۶.
  4. شرح المواقف: ج۸، ص۳۶۱.