عفان بن مسلم صفار انصاری (ابوعثمان)
ابوعثمان عفان بن مسلم بن عبدالله بصری (۳۴-۲۲۰ هجری قمری)، از حافظان و محدثان برجسته نیمه دوم قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری است. او در بصره پرورش یافت و سپس در بغداد سکنا گزید و به عنوان یکی از ارکان نقل حدیث و از «بقایای اعلام» دوران خود شناخته شد. شهرت او نه تنها به دلیل دقت و اتقان در روایت، بلکه به سبب پایداری در محنت خلق قرآن و زهد و وارستگی است.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | عفان بن مسلم بن عبدالله الأنصاری، ابوعثمان البصری |
| سرشناسی | حافظ، محدث و امام حدیث عراق |
| تولد | ۱۳۴ قمری، بصره |
| وفات | ۲۲۰ قمری (به روایتی)، بغداد |
| محل دفن | بغداد |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | شعبة بن الحجاج، همام بن یحیی، هشام دستوائی، حماد بن زید، حماد بن سلمة |
| شاگردان | احمد بن حنبل، یحیی بن معین، علی بن مدینی، اسحاق بن راهویه، بخاری (به واسطه) |
| تحصیلات | تحصیل حدیث در بصره |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث |
| علت شهرت | اتقان و دقت در روایت |
زندگینامه[۱]
وی در سال ۳۴ هجری قمری در بصره به دنیا آمد. او موالی قبیله بنینجار (موالی عزرة بن ثابت انصاری) بود.
استادان
از نسل بزرگترین مشایخ بصره بهره برد، از جمله: شعبة بن الحجاج، همام بن یحیی، هشام دستوائی، حماد بن زید، حماد بن سلمة، وهیب بن خالد و سلیمان بن مغیره.
پس از کسب علم در بصره، به بغداد کوچید و در آنجا حلقه درسش مرجع طالبان علم شد.
جایگاه علمی
او از محدثانی است که روایاتش در کتب ششگانه حدیثی (صحاح سته) « البته با واسطه » آمده است. بسیاری همچون احمد بن حنبل، یحیی بن معین، علی بن مدینی، اسحاق بن راهویه، بخاری (به صورت غیرمستقیم) و ابوحاتم رازی از او حدیث شنیدند و نقل کردهاند.
- نظرات اهل علم:
- ابوحاتم رازی: «ثقة، إمام... متقن متین».
- احمد بن حنبل: «عفان و حبان و بهز؛ اینان محتاطترین افرادند». همچنین وی را ضابطتر از عبدالرحمن بن مهدی در اسامی راویان دانسته است.
- یحیی بن معین: او را یکی از پنج «اصحاب حدیث» برجسته (در کنار مالک، ابن جریج، ثوری و شعبه) خواند و گفت: «عفان از ابونعیم در روایت از حماد بن سلمة ثابتتر است».
- عجلی: «ثقه، ثابت و صاحب سنت».
- ذهبى و سيوطى[۲]: او از بزرگان و سرشناسان بوده و در صحاح شش گانه از او حديث نقل شده است.
او به ضبط بالا، دقت در الفاظ تحمل حدیث (مانند تمایز بین «أنبأنا»، «أخبرنا»، «سمعت») و عرضه حدیث بر استادان شهرت داشت. حتی یحیی بن سعیـد قطان — با آن عظمت — گاه حدیثش را بر عفان عرضه میکرد و گفته است: «کسی در مخالفت با من در حدیث بر من سختتر از عفان نیست».
هنگامی که مأمون عباسی (۲۱۸ ق) سیاست «محنت» (اجبار به گفتن مخلوق بودن قرآن) را آغاز کرد، عفان نخستین کسی بود که در بغداد احضار و مورد آزمایش قرار گرفت. حاکم بغداد، اسحاق بن ابراهیم، به او اعلام کرد که اگر قول به مخلوق بودن قرآن را نپذیرد، مقرری ماهیانهاش (پانصد درهم) قطع خواهد شد. عفان در پاسخ، سوره «قل هو الله أحد» را خواند و هنگامی که پرسیدند: «آیا این [قرآن] مخلوق است؟» آیۀ «وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ» (رزق شما در آسمان است) را تلاوت کرد و از پذیرش عقیده دولتی سرباز زد. این ایستادگی، تحسین احمد بن حنبل و یحیی بن معین را برانگیخت.
زندگی بسیار سادهای داشت. گاه برای پاسخ به یک استفتا (مسأله شرعی) مسیر طولانی را پیاده میپیمود و به سادگی قناعت میکرد. داستان خوردن نان و ناطف (شیره خرما) در حضور قاضی معاذ بن معاذ و نیز خوردن سویق جو در منزل دوستش عمرو بن علی، از زهد او حکایت دارد.
با قطع مقرری دولتی پس از محنت، فردی ناشناس هر ماه کیسهای حاوی هزار درهم برای او میآورد و میگفت: «خدا تو را ثابت بدارد، همانگونه که دین را ثابت داشت».
برخی انتقادات به او وارد شده است:
- سلیمان بن حرب (با آنکه خود از ثقات است) گفته است عفان نمیتوانست حدیثی را به طور کامل از شعبة بن الحجاج ضبط کند.
- ابن عدی نیز با ذکر او در کتاب «الکامل»، اشاره کرده که برخی مراسیل (احادیث بدون ذکر صحابی) را مسند و برخی موقوفات (قول صحابی) را مرفوع (منسوب به پیامبر) نقل کرده است.
- ابن مدینی نیز گفته بود: «قول عفان و ابونعیم در جرح (تردید در راوی) را نمیپذیرم، زیرا آنها درباره هر کس سخن میگویند [و سختگیرند]». این سخن در واقع نشاندهنده تشدید و احتیاط فوقالعاده او در نقد راویان است، نه ضعفش. در مقابل، اکثریت قاطع علمای رجال، وثاقت و اتقان او را ستودهاند و این انتقادات را در برابر انبوه توثیقها ناچیز شمردهاند.
۵. وفات
درباره سال وفات او اختلاف است. قول مشهور و صحیحتر، سال ۲۲۰ هجری قمری است. برخی منابع نیز سال ۲۱۹ ق را ذکر کردهاند. نقل شده که در آخر عمر دچار کمی فراموشی شد، اما این امر در دوران کهولت و بیماری رخ داد و به اعتبار حدیثی او — که در طول حیاتش ثابت بود — خدشهای وارد نمیکند. او در حدود ۸۵ یا ۸۶ سالگی در بغداد درگذشت.
روايت حديث غدير[۳]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده عفّان بن مسلم صفّار، ابوعثمان، استاد بخارى (م ۲۲۰ ق) است. در مسند احمد بن حنبل حديث غدير را با اشاره به ماجراى غدير از عفّان نقل كرده است.[۴]
پانویس
- ↑ الذهبي - شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي ج 10 ص 242
- ↑ الكاشف: ج ۲ ص ۲۷۰. طبقات الحفّاظ: ص ۱۶۳. همچنين ر.ک: تذكرة الحفّاظ: ج ۱ ص ۳۷۹. تاريخ بغداد: ج ۱۲ ص ۲۶۹. خلاصه تذهيب الكمال: ص ۲۲۷. العِبَر فى خبر من غَبَر: ج ۱ ص ۳۸۰.
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۱۹.
- ↑ مسند احمد: ج ۴ ص ۳۷۲. مناقب على بن ابى طالب عليه السلام (مخطوط).