پرش به محتوا

علی بن حسن عبدی (ابوعبدالرحمن)

از ویکی غدیر
علیّ بن حسن بن دینار عبدی
اطلاعات فردی
نام کاملعلی بن الحسن بن شقیق بن دینار بن مشعب العبدی، أبو عبدالرحمن المروزی
سرشناسیمحدث، حافظ و عالم خراسانی در سده‌های دوم و سوم هجری
تولدحدود ۱۳۷ هجری قمری
وفات۲۱۵ هجری قمری
محل دفنمرو (خراسان)
خویشان سرشناسپدرش الحسن بن شقیق، پسرش محمد بن علی بن شقیق (از راویان)
اطلاعات علمی
استادانعبدالله بن مبارک، حسین بن واقد المروزی، خارجة بن مصعب و…
شاگردانمحمد البخاری، أحمد بن حنبل، یحیی بن معین، محمد بن إسماعیل البخاری و…
تحصیلاتتحصیل حدیث در خراسان
مذهباهل سنت
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتروایت حدیث، علم الرجال
علت شهرتاحتیاط شدید در نقل حدیث، تبحر در روایات ابن مبارک، وثاقت

علی بن حسن بن شقیق المروزی، (حدود ۱۳۷–۲۱۵ هـ. ق) از محدثان برجسته و مورد اعتماد نیمه دوم سده دوم و آغاز سده سوم هجری در خراسان بود. ارتباط نزدیک با عبدالله بن مبارک و تسلط بر روایات او، از مهم‌ترین ویژگی‌های علمی‌اش محسوب می‌شود. اگرچه در مقطعی متهم به گرایش ارجاء شد، اما توثیق اکثر ائمه و نیز روایت بزرگان حدیث از او، حاکی از پذیرش نهایی و اعتبار او در نزد علمای سلف است. احتیاط شدیدش در نقل حدیث، که گاه به افراط می‌گرایید، از نکات شاخص شخصیت علمی اوست.

جایگاه راوی[۱]

ابوعبدالرحمن، علی بن حسن بن شقیق بن دینار بن مشعب العبدی، معروف به ابن شقیق المروزی.[۲] خاندان او اصالتاً اهل بصره بودند، اما نیایش «شقیق» از بصره به خراسان مهاجرت کرد و وی در مرو سکونت گزید. او از موالی (آزادشدگان) قبیله بنی عبدالقیس بود. در تاریخ تولد و وفات او اختلاف نظر وجود دارد:

  • تولد: قول مشهور و منسوب به خودش یا نزدیکان، تولد در شب قتل ابومسلم خراسانی در مدائن، یعنی سال ۱۳۷ هجری قمری است. برخی نیز سال ۱۳۶ ه‍.ق را ذکر کرده‌اند.
  • وفات: بیشتر منابع وفات او را در سال ۲۱۵ هجری قمری دانسته‌اند. اما اقوال دیگری مانند سال ۲۱۱ یا ۲۱۲ ه‍.ق نیز نقل شده است. اگر تولد ۱۳۷ ه‍.ق را بپذیریم، در زمان وفات حدود ۷۸ سال داشته است.

وی برای فراگیری حدیث، از محضر استادان و مشایخ برجسته‌ای در خراسان و دیگر مناطق بهره برد که از جمله آنان می‌توان به این افراد اشاره کرد:

  • عبدالله بن مبارک (مهمترین استادش)
  • حسین بن واقد المروزی
  • خارجة بن مصعب
  • عبدالوارث بن سعید
  • ابراهیم بن طهمان
  • ابوحمزه سکری
  • ابوالمنیب عتکی

راویان از وی (شاگردان) جمع کثیری از محدثان نامدار از او روایت کرده‌اند که این موضوع، نشان‌دهنده اعتبار و شهرت او در عصر خویش است. از جمله:

  • احمد بن حنبل
  • یحیی بن معین
  • بخاری (که به صورت مستقیم از او حدیث شنیده و دو حدیث در صحیح خود آورده است)
  • ابوبکر بن ابی شیبه
  • ابوحاتم رازی
  • ابن ابی الدنیا
  • عباس الدوری
  • روح بن الفرج
  • و پسرش محمد بن علی بن شقیق که حلقه واسط روایت بسیاری از محدثان پس از او بود.

نظر علمای جرح و تعدیل درباره وی عموماً مثبت است، اما نکاتی نیز درباره او مطرح شده است:

  • یحیی بن معین او را به عنوان برترین عالم خراسانی که به نزدشان آمده، ستوده و بر دانش گسترده‌اش به روایات ابن مبارک تأکید کرده است. ابن حبان نیز او را در شمار ثقات آورده است. ابوحاتم رازی او را بر علی بن حسین بن واقد ترجیح داده است.
  • ظاهراً وی در مقطعی متهم به گرایش به عقیده «ارجاء» (یکی از فرق کلامی اولیه) شد، اما گزارش شده که از این عقیده بازگشت. احمد بن حنبل با اشاره به همین موضوع، گفته است: «اشکالی نداشت (لَیْسَ به بأس)...».
  • داستان مشهوری که ابوعمار حسین بن حریث نقل کرده، نشان‌دهنده احتیاط و وسواس شدید او در نقل حدیث است. به گفته وی، ابن شقیق تمام کتاب «الصلاة» را که از ابوحمزه سکری شنیده بود، به دلیل مشتبه شدن یک حدیث در میان آنها (به سبب نهیق یک الاغ!)، رها کرد و نقل ننمود. این عمل، هرچند ممکن است نشان‌دهنده حساسیت بالا باشد، اما از دیدگاه برخی، می‌تواند حاکی از نوعی اضطراب یا مشکل در ضبط باشد.
  • عباس بن مصعب او را عالمی جامع و از حافظه‌دارترین افراد نسبت به کتب و روایات ابن مبارک دانسته است.

روایت حدیث غدیر[۳]

یکی از علما و بزرگان اهل سنت که حدیث غدیر را نقل کرده علی بن حسن بن دینار عبدی، ابوعبدالرحمن (م ۲۱۵ ق) است. نام او در سند روایت ابن اثیر جَزَری و ابن حجر عسقلانی از حدیث غدیر آمده است.[۴] احمد و ابن حِبّان و ابن حجر و سیوطی:[۵] او را توثیق کرده‌اند. وی از مشایخ بخاری و احمد بن حنبل و دیگران است. محمد (پسرش)، احمد بن حنبل و بخاری از او روایت کرده‌اند.

پانویس

  1. الغدیر، ج ۱، ص ۱۴۵
  2. تهذیب التهذیب. ج۷، ص ۲۹۸.
  3. چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۲۳۲.
  4. اسد الغابة: ج ۳ ص ۳۰۷. الإصابة: ج ۴ ص ۸۰.
  5. الثقات. تهذیب التهذیب: ج ۷ ص ۲۹۷. تقریب التهذیب: ج ۲ ص ۳۴. تذکرة الحفّاظ: ج ۱ ص ۳۷۰. الکاشف: ج ۲ ص ۲۸۱. طبقات الحفّاظ: ص ۱۵۸.