پرش به محتوا

علی بن عبیدالله بن نصر زاغونی (ابوالحسن، ابن زاغونی)

از ویکی غدیر
علی بن عبیدالله بن نصر زاغونی
اطلاعات فردی
نام کاملابوالحسن علی بن عبیدالله بن نصر بن سری زاغونی
سرشناسیفقیه، محدث، متکلم، مورخ و واعظ حنبلی
تولد۴۵۵ هجری قمری، منطقه زاغون در اطراف بغداد
وفاتمحرم ۵۲۷ هجری قمری، بغداد
محل دفنبغداد
خویشان سرشناسبرادرش ابوبکر (از راویان حدیث)
اطلاعات علمی
استادانابوعلی یعقوب برزبانی (فقه)، ابومحمد صریفینی، ابوالحسین بن نقوّز، ابوالغنائم ابن مأمون (حدیث)
شاگردانابن جوزی (مشهورترین شاگرد)، برادرش ابوبکر زاغونی، سِلَفی، ابن ناصر
تحصیلاتتحصیل فقه، حدیث، کلام، تاریخ و ادبیات در بغداد
مذهبحنبلی (با گرایش‌های کلامی)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتفقه، حدیث، تاریخ‌نگاری، وعظ و خطابه، کلام
علت شهرتشیخ الحنابله زمان خود، صاحب آراء فقهی شاذ، استاد ابن جوزی، تألیف ذیل بر تاریخ ابن همدانی

ابوالحسن علی بن عبیدالله بن نصر زاغونی (۴۵۵-۵۲۷ قمری)، فقیه، محدث، متکلم و مورخ برجسته حنبلی در بغداد بود که به دلیل تسلط بر علوم مختلف از حدیث و فقه تا ادبیات و تاریخ شهرت داشت. وی با دارا‌بودن آراء فقهی شاذ و گرایش‌های کلامی نزدیک به معتزله، گاه مورد اتهام بدعت‌گذاری قرار می‌گرفت، اما وثاقت او در نقل حدیث مورد تأیید بود. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «ذیل تاریخ ابن همدانی» اشاره کرد و شاگرد نامدارش، ابن‌جوزی، از وی به عنوان استاد فقه و حدیث خود یاد کرده‌است.

زندگینامه

ابوالحسن علی بن عبیدالله بن نصر بن سری، مشهور به ابن زاغونی، محدث، متکلم، واعظ، مورخ و فقیه حنبلی مذهب در سده پنجم و ششم هجری بود. وی در سال ۴۵۵ قمری متولد شد و در محرم ۵۲۷ قمری درگذشت.[۱] شهرت او به «زاغونی» منسوب به روستایی از توابع بغداد با همین نام است.[۲]

وی از محضر استادان و محدثان بسیاری بهره برد، از جمله: ابومحمد صریفینی، ابوالحسین بن نقوّز، ابوالغنائم ابن مأمون، ابوالقاسم ابن بُسری، ابومحمد هروی و ابومحمد ابن هزارمرد.[۳] فقه را نزد ابوعلی یعقوب برزبانی (درگذشته ۴۸۶ ق) آموخت و در این علم به جایگاه بلندی رسید تا جایی که ذهبی او را «شیخ الحنابلة» عصرش خوانده است.[۴]

جایگاه علمی

ابن زاغونی از نظر رجال‌شناسان، ثقه و دارای سماع صحیح بود.[۵] با این حال، در فقه دارای برخی آراء شاذ بود که ابن رجب به آنها اشاره کرده است.[۶] همچنین به دلیل برخی عقاید کلامی که از افکار معتزله نشأت می‌گرفت، به بدعت‌گذاری متهم شد.[۷]ابن‏ جوزى و ذهبى[۸]: او را توثيق كرده و ستوده ‏اند.

او علاوه بر فقه و حدیث، در قرائات قرآن، نحو و لغت نیز آگاهی داشت و از ذوق ادبی و خطابه برخوردار بود. ابن تغری بردی او را شاعر و ابن جوزی او را خطیب دانسته‌اند.[۹]

وی شاگردان بسیاری پرورش داد که مشهورترین آن‌ها ابوالفرج ابن جوزی بود. ابن جوزی خود تصریح کرده که فقه و حدیث را نزد او فراگرفته است.[۱۰] از دیگر شاگردان او می‌توان به برادرش ابوبکر ابن زاغونی، سِلَفی، ابن ناصر، ابن عساکر و ابوموسی مدینی اشاره کرد.[۱۱]

تألیفات

آثار ابن زاغونی در علوم مختلف پراکنده بوده که مهم‌ترین اثر باقی‌مانده از او، ذیل بر تاریخ ابن همدانی است. ابن همدانی خود ذیلی بر تاریخ ثابت بن سنان بن قره (درگذشته ۳۶۵ ق) نوشته بود و ابن زاغونی این ذیل را تا سال ۵۲۷ ق (سال وفات خود) ادامه داده است.[۱۲] حاجی خلیفه این اثر را با عنوان «ذیل تاریخ ثابت بن قرة الصابی» ثبت کرده است.[۱۳] گفته شده بخشی از این کتاب در کتابخانه برلین موجود است.[۱۴] همچنین نسخه‌ای از کتاب «التلخیص فی الفرائض» او نیز در برلین نگهداری می‌شود.

آثار بسیاری نیز به وی منسوب شده[۱۵] که از آن جمله است:

  • الاقناع
  • الایضاح (در اصول دین)
  • الخلاف الکبیر
  • غُرَرُ البیان (در اصول فقه)
  • دیوان خطب
  • الفتاوی الرحبیة
  • مجالس فی الوعظ
  • مقالة فی الحرف و الصوت
  • الواضح

روايت حديث غدير[۱۶]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن عبيدالله بن نصر، ابوبكر، ابن‏ زاغونى (ت ۴۶۸ -  م ۵۲۷ ق) است. حموينى در «فرائد السمطين» حديث غدير را از ابن ‏زاغونى نقل كرده است.[۱۷]

پانویس

  1. ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج۵، ص۲۵۰
  2. ابن اثیر، اللباب فی تهذيب الأنساب، ج۲، ص۵۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۹۰۷-۹۰۸
  3. ابن جوزی، المنتظم، ج۱۰، ص۳۲؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۹، ص۶۰۶؛ ابن رجب، الذیل علی طبقات الحنابلة، ج۱، ص۲۱۷
  4. ذهبی، دول الإسلام، ج۱، ص۲۷۱
  5. ذهبی، میزان الاعتدال، ج۳، ص۱۴۴؛ ابن رجب، الذیل علی طبقات الحنابلة، ج۱، ص۲۱۸
  6. ابن رجب، الذیل علی طبقات الحنابلة، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰
  7. ذهبی، میزان الاعتدال، ج۳، ص۱۴۴؛ ذهبی، المغنی فی الضعفاء، ج۲، ص۴۵۱
  8. المنتظم: حوادث سال ۵۵۲ . العِبَر فى خبر من غَبَر: حوادث سال ۵۵۲ .
  9. ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج۵، ص۲۵۰؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۱۰، ص۳۲
  10. ابن جوزی، المنتظم، ج۱۰، ص۳۲
  11. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۹، ص۶۰۶
  12. ابن قفطی، تاریخ الحکماء، ص۱۰۹-۱۱۱؛ ابن رجب، الذیل علی طبقات الحنابلة، ج۱، ص۲۱۸
  13. حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج۱، ص۲۹۰
  14. جواد، حاشیه بر تلخیص مجمع الآداب، ج۱، ص۵۳۴
  15. ابن رجب، الذیل علی طبقات الحنابلة، ج۱، ص۲۱۷-۲۱۸؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۹، ص۶۰۷
  16. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۷۰.
  17. فرائد السمطين: ج ۱ ص ۶۲ .