عُمارة بن جُوَین عبدی (درگذشت: ۱۳۴ق) یکی از تابعینی برشمرده شده که حدیث غدیر را از صحابه نقل کرده است. به‌گفته عبدالحسین امینی، او حدیث غدیر و نزول آیه اکمال در غدیر و نیز ماجرای تهنیت در غدیر را روایت کرده است.

عمارة بن جوین عبدی
اطلاعات فردی
نام کاملابوهارون عمارة بن جوین أبو عبدی بصری
سرشناسیاز تابعین
وفات۱۳۴ق
اطلاعات علمی
مذهبگرایش به تشیع
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث
علت شهرتنقل حدیث غدیر

عمارة بن جوین به گرایش‌های شیعی و غلو در تشیع و نقل احادیث در مذمت عثمان بن عفان مشهور بود و به همین سبب توسط بسیاری از علمای رجال اهل سنت ضعیف و متروک‌الحدیث شمرده شده است؛ با این حال، برخی محدثان بزرگ مانند حماد بن زید و سفیان ثوری از او روایت نقل کرده‌اند.

جایگاه: راوی حدیث غدیر

عمارة بن جوین عبدی یکی از تابعینی برشمرده شده که حدیث غدیر را از صحابه نقل کرده است.[۱] به‌گفته عبدالحسین امینی، او حدیث غدیر و نزول آیه اکمال در غدیر و نیز ماجرای تهنیت در غدیر را روایت کرده است.[۲]

میرحامدحسین هندی در عبقات الانوار حدیث او را چنین نقل کرده است: «ابي‌هارون العبدى، عن عدى بن ثابت، عن البراء بن عازب قال: نزلنا مع رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم عند غدير خم، فبعث مناديا ينادي، فلما اجتمعنا، قال: أ لست اولى بكم من آبائكم؟ قلنا: بلى يا رسول اللَّه، قال: أ لست، أ لست؟، قلنا: بلى يا رسول اللَّه، قال: من كنت مولاه، فان عليا بعدى مولاه، اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه، فقال عمر بن الخطاب: هنيئا لك يا ابن أبى طالب، اصبحت اليوم ولي كل مؤمن؛ ابوهارون عبدی از عدی بن ثابت، از براء بن عازب روایت کرده که گفت: ما همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله در کنار غدیر خم فرود آمدیم. پیامبر منادیی را فرستاد تا مردم را فراخواند. وقتی همه جمع شدند، فرمود: آیا من نسبت به شما از پدرانتان سزاوارتر نیستم؟ گفتیم: بله، ای رسول خدا. دوباره فرمود: آیا من سزاوارتر نیستم؟ آیا من سزاوارتر نیستم؟ گفتیم: بله، ای رسول خدا. سپس فرمود: هر که من مولای او هستم، پس علی پس از من مولای اوست. خدایا! دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که با او دشمنی کند. در این هنگام عمر بن خطاب گفت: گوارا باد بر تو ای پسر ابوطالب! امروز مولای هر مؤمنی شدی».[۳]

شخصیت و وثاقت

به‌نقل از منابع، ابوهارون عمارة بن جوین عبدی بصری (درگذشت: ۱۳۴ق) از راویان حدیث تابعی قرن دوم هجری بود که در بصره می‌زیسته است. او از عبدالله بن عمر بن خطاب و ابوسعید خدری روایت نقل می‌کرد و بسیاری از محدثان مشهور مانند جعفر بن سلیمان ضبعی، حماد بن زید، حماد بن سلمه، سفیان ثوری، شریک بن عبدالله و عبدالوهاب ثقفی از او روایت نقل کرده‌اند.[۴] او از راویان ترمذی، ابن‌ماجه و بخاری است. برخی از دانشمندان اهل سنّت به‌سبب تشیّع و نقل مطاعن دشمنان شیعه (مانند اینکه وی از ابوسعید روایت کرده است: عثمان در حالی که به خدا کافر بود، درون گورش شد) بر وی خرده گرفته‌اند.[۵]

گفته شده که عمارة بن جوین در میان شیعیان بصره به‌عنوان فردی با گرایش‌های قوی به تشیع شناخته می‌شد و همین امر باعث شد تا برخی از علمای اهل سنت، او را متهم به غلو در تشیع کنند. با این حال، روایات او توسط برخی محدثان بزرگ مانند حماد بن زید و عبدالوهاب ثقفی نیز نقل شده است. با وجود انتقادات شدید درباره اعتبار روایاتش، او یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار در تاریخ حدیث و تشیع قرن دوم هجری محسوب شده است.[۶]

وثاقت

یوسف بن عبدالرحمن مزی، رجالی اهل سنت و صاحب کتاب تهذیب الکمال، نظرات محدثان و رجالیان مختلف را درباره عمارة بن جوین عبدی چنین نقل کرده است:

  • علی بن مدینی از یحیی بن سعید قطان نقل می‌کند که شعبه او را تضعیف کرده و ابن‌عون تا زمان مرگش از او روایت نقل می‌کرده است.
  • بخاری می‌گوید: یحیی بن سعید قطان او را متروک نهاده است.
  • عبدالله پسر احمد بن حنبل از پدرش نقل می‌کند که او را به چیزی نباید گرفت.
  • عباس الدوری از یحیی بن معین نقل می‌کند که عماره بن جوین صحیفه‌ای داشت که آن را «صحیفه الوصی» می‌نامید و نزد اهل سنت به او اعتماد نمی‌شد.
  • ابو زرعه و ابوحاتم هر دو او را «ضعیف الحدیث» دانسته‌اند و ابوحاتم او را ضعیف‌تر از بشر بن حرب می‌داند.
  • نسائی می‌گوید: احادیث او متروک است و در جای دیگر می‌گوید: «ثقه نیست و احادیثش نگاشته نمی‌شود».
  • شعیب بن حرب از شعبه نقل می‌کند: «دوست دارم گردنم زده شود تا اینکه بگویم: حدیث کرد مرا ابوهارون».
  • خالد بن خداش از حماد بن زید نقل می‌کند: ابوهارون عبدی کذاب است؛ صبح یک چیز می‌گوید و عصر چیز دیگر.
  • جوزجانی درباره او می‌گوید که کذابی افترازننده است.
  • حاکم ابواحمد می‌گوید: متروک الحدیث است.
  • دارقطنی می‌گوید: «متلون، خارجی و شیعی است و فقط روایت‌هایی که ثوری از او نقل کرده، قابل ملاحظه است.
  • ابن‌حبان: از ابوسعید چیزهایی نقل می‌کرد که از او نبود؛ نوشتن حدیثش فقط برای تعجب جایز است.[۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. الغدیر، ج۱، ص۱۵۸؛ چکیده عبقات الانوار، ص۱۷۴.
  2. الغدیر، ج۱، ص۱۵۸.
  3. عبقات الأنوار، ج۷، ص۹۲.
  4. تهذیب الکمال، ج۲۱، ص۲۳۲–۲۳۶.
  5. خلاصه عبقات الانوار: حدیث تشبیه، ص۴۴۶.
  6. تاریخ الإسلام، ج۸، ص۳۴۶؛ تاریخ الإسلام، ج۸، ص۵۰۱.
  7. تهذیب الکمال، ج۲۱، ص۲۳۲–۲۳۶.

منابع

  • تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام؛ محمد بن احمد ذهبی، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۹ق.
  • تهذیب الکمال فی أسماء الرجال؛ یوسف بن عبدالرحمن مزی، تحقیق: بشار عواد معروف، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۶ق.
  • چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، به‌کوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
  • خلاصه عبقات الانوار: حدیث تشبیه؛ میرحامدحسین هندی، ترجمه: مرتضی نادری، تهران: مؤسسه نبأ، ۱۳۸۶ش.
  • دانشنامه غدیر؛ محمدرضا شریفی، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۸ش.
  • عبقات الأنوار فی امامة الأئمة الأطهار؛ میرحامدحسین بن محمدقلی کنتوری هندی، تحقیق: غلامرضا مولانا بروجردی، قم: غلامرضا مولانا بروجردی، ۱۴۰۴ق.
  • الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.