فهرست راویان حدیث غدیر از تابعین
راویان حدیث غدیر از تابعین
پس از بیان راویان حدیث غدیر از صحابه، در اینجا راویان حدیث غدیر از تابعین - که ۸۸ نفر هستند - را همراه با کتاب یا کتبی که حدیث غدیر را از آن تابعی نقل کردهاند میآوریم:
- ابوراشد حبرانی (درگذشت: قرن اول قمری): حموینی در فرائد السمطین حدیث غدیر را از ابوراشد حبرانی و او از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده است.[۱] ابنحجر عسقلانی او را توثیق کرده است.[۲]
- ابوسلمة بن عبدالرحمن بن عوف زهری مدنی (درگذشت: ۹۴ق): ابنمغازلی در مناقب[۳] و ابنبطریق در عمده[۴] حدیث غدیر را از ابوسلمة بن عبدالرحمن و او از جابر بن عبدالله انصاری نقل کردهاند. ابنحجر عسقلانی وی را ثقه برشمرده است.[۵]
- ابوسلیمان (ابوسلمان) مؤذّن (درگذشت: قرن اول قمری): او از جمله راویان احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در رحبه کوفه به حدیث غدیر است.[۶] در برخی منابع وی توثیق شده است.[۷]
- ابوصالح سمان (ذکوان) مدنی (درگذشت: ۱۰۱ق): او از راویان نزول آیه تبلیغ در غدیر دانسته شده است.[۸] ذهبی او را توثیق کرده است.[۹]
- ابوعنفوانه مازنی: ابناثیر در اسد الغابة حدیث غدیر را از ابوعنفوانه نقل کرده است.[۱۰]
- ابوعبدالرحیم کندی: او از جمله راویان احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در رحبه کوفه به حدیث غدیر دانسته شده است.[۱۱]
- ابوالقاسم اصبغ بن نباته تمیمی کوفی: در ابناثیر در اسد الغابة ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در رحبه کوفه به حدیث غدیر را از اصبغ بن نباته نقل کرده است.[۱۲] عجلی اصبغ بن نباته را توثیق کرده است.[۱۳]
- ابولیلی کندی: احمد بن حنبل در کتاب المناقب حدیث غدیر را از ابولیلی کندی نقل کرده است.[۱۴] مؤلف کتاب «التقریب»:[۱۵] وی را توثیق کرده است.
ایاس بن نذیر
ایاس بن نذیر از جمله افرادی است که ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در رحبه کوفه به حدیث غدیر را نقل کرده است. عجلی و ابن معین و ابن حبّان: وی را توثیق کرده و ستودهاند.
جمیل بن عماره
ابن جریر طبری در «کتاب غدیر خم» و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» حدیث غدیر را از جمیل بن عماره و او از عمر بن خطاب نقل کردهاند.[۱۶]
حارثة بن نصر
حارثة بن نصر از جمله افرادی است که ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در رحبه کوفه به حدیث غدیر را نقل کرده است.
حبیب بن ابی ثابت اسدی کوفی (م ۱۱۷ یا ۱۱۸ یا ۱۱۹ ق)
نسایی در «الخصائص» و حاکم در «المستدرک» و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» و احمد بن حنبل در مسند خود حدیث غدیر را از حبیب بن ابی ثابت و او از زید بن ارقم نقل کردهاند.[۱۷]
ذهبی و ابن حجر:[۱۸] او را توثیق کردهاند.
حرث بن مالک
گنجی در «کفایة الطالب» حدیث غدیر را از حرث بن مالک و او از سعد بن ابی وقاص نقل کرده است.[۱۹]
حسن بصری
سلیم در «کتاب سلیم بن قیس الهلالی» حدیث غدیر را از وی نقل کرده است.[۲۰]
حسن بن حسن بن علی علیه السلام
بیهقی در «الاعتقاد» و نیز در کتاب «منتخب تاریخ دمشق» حدیث غدیر را از وی نقل کردهاند.[۲۱]
حسین بن مالک بن حویرث
احمد بن حنبل در «المناقب» و ابن عقده در کتاب «الموالاة» حدیث غدیر را از حسین بن مالک بن حویرث و او از پدرش روایت کردهاند.
همچنین در مدارک زیر حدیث غدیر را از او نقل کردهاند:
هیثمی در «مجمع الزوائد»، طبرانی، جلال الدین سیوطی در «تاریخ الخلفاء»، بدخشانی در «مفتاح النجا» و «نزل الابرار»، محمد صدر عالم در «معارج العلی»، وصابی شافعی در «الاکتفاء»، ابونعیم در «فضائل الصحابة».[۲۲]
حکم بن عیینه (عتیبه) کوفی کندی (م ۱۱۴ یا ۱۱۵ ق)
در «حلیة الاولیاء» حدیث غدیر را از او نقل کرده است.[۲۳] ذهبی:[۲۴] او را توثیق کرده است.
حمید بن عماره خزرجی انصاری
حافظ هیثمی در «مجمع الزوائد» و سیوطی در «تاریخ الخلفاء» و بدخشانی در «مفتاح النجا» و «نزل الابرار» حدیث غدیر را از حمید بن عماره و او از پدرش نقل کرده است.[۲۵]
حمید بن ابی حمید بصری، ابوعبیده، حمید طویل (م ۱۴۳ ق)
حمید بن ابی حمید حدیث غدیر را در ماجرای تهنیت نقل کرده است. ذهبی:[۲۶] وی را توثیق کرده است.
خیثمة بن عبدالرحمن جعفی کوفی (م ۸۰ ق)
حاکم در «المستدرک» خدیث غدیر را از وی و او از سعد بن ابی وقاص نقل کرده است.[۲۷] ابن حجر:[۲۸] ابن معین و نسائی و عجلی او را توثیق کردهاند.
ربیعه جرشی (م ۶۰ یا ۶۱ یا ۷۴ ق)
عبداللَّه بن احمد بن حنبل در «العمدة» حدیث غدیر را از ربیعه و او از سعد بن ابی وقاص نقل کرده است.[۲۹] کتاب «التقریب»:[۳۰] او فقیهی است که دارقطنی و دیگران توثیقش کردهاند.
ریاح بن حارث نخعی کوفی، ابوالمثنی
ریاح بن حارث حدیث غدیر را در ماجرای رکبان نقل کرده است.
شهاب الدین در «تشنیف الآذان» حدیث غدیر را از وی نقل کرده است. ابن حجر:[۳۱] مورد وثوق تابعین بوده و عجلی و ابن حبان نیز او را توثیق کردهاند.
زاذان بن عمر کندی کوفی، ابوعمرو بزار (بزاز) (م ۸۲ ق)
زاذان بن عمر ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را نقل کرده است. ذهبی و ابن حجر:[۳۲] او را توثیق کردهاند.
زر بن حبیش اسدی، ابومریم (م ۸۱ یا ۸۲ یا ۸۳ ق)
وی ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه و نیز ماجرای رکبان را نقل کرده است. ذهبی و ابن حجر و ابونعیم:[۳۳] وی را توثیق کردهاند.
زیاد بن ابی زیاد
زیاد بن ابی زیاد ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را نقل کرده است. هیثمی و ابن حجر:[۳۴] او را توثیق کردهاند.
زید بن علی
شیخ صدوق در «الامالی» و «معانی الاخبار» و علامه مجلسی در «بحارالانوار» حدیث غدیر را از وی نقل کردهاند.[۳۵]
زید بن یثیع همدانی کوفی
زید بن یثیع ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را نقل کرده است. ابن حجر:[۳۶] وی را توثیق کرده است.
سالم بن عبداللَّه بن عمر بن خطاب قرشی عدوی مدنی (م ۱۰۶ ق)
بخاری در تاریخ خود و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» و ابن جریر در «کتاب غدیر خم» حدیث غدیر را از سالم بن عبداللَّه نقل کردهاند.[۳۷] ذهبی و ابن حجر:[۳۸] او را توثیق کرده و بسیار ستودهاند.
سعید بن جبیر اسدی کوفی
ابن کثیر در تاریخش حدیث غدیر را از سعید بن جبیر و او از ابنعباس نقل کرده است.[۳۹] ذهبی و خزرجی و ابن حجر:[۴۰] او را توثیق کردهاند.
سعید بن ابی حُدّان (ذی حدّان) کوفی
سعید بن ابی حُدّان ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را نقل کرده است. ابن حجر:[۴۱] ابن حبان او را توثیق کرده است.
سعید بن مسیب قرشی مخزومی، داماد ابوهریره (م ۹۴ ق)
ابن عقده در کتاب «الموالاة» و ابومحمد عاصمی در «زین الفتی» و گنجی شافعی در «کفایة الطالب» حدیث غدیر را از سعید بن مسیب و او از سعد بن ابی وقاص نقل کردهاند.[۴۲]
ذهبی و ابن مدنی و ابونعیم:[۴۳] احمد بن حنبل و دیگران او را توثیق کردهاند.
سعید بن وهب همدانی کوفی (م ۷۶ ق)
بسیاری از پیشوایان ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را از سعید بن وهب نقل کرده است. ابن معین:[۴۴] او را توثیق کرده است.
سلمة بن کهیل حضرمی کوفی، ابویحیی (م ۱۲۱ ق)
دولابی در «الکنی و الاسماء» و ترمذی در صحیح خود و حاکم در «المستدرک» و ابن عبدالبرّ در «الاستیعاب» و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» حدیث غدیر را از سلمة بن کهیل نقل کردهاند.[۴۵]
احمد و عجلی:[۴۶] او را توثیق نمودهاند.
سلیم بن قیس هلالی، ابوصادق (م ۹۰ ق)
سلیم بن قیس در مواضع متعدد از کتابش حدیث غدیر را روایت نموده است. سلیم از جمله کسانی است که به او و کتابش - که هماکنون هم موجود و در دسترس است - در نزد شیعی و سنی استدلال میشود.
سلیمان بن مهران اعمش، ابومحمد (م ۱۴۷ یا ۱۴۸ ق)
نسایی در «الخصائص» و خوارزمی در «المناقب» و احمد بن حنبل در مسند خود ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه و نیز نزول آیه تبلیغ در غدیر را از سلیمان بن مهران نقل کرده است.[۴۷] ذهبی و دیگران:[۴۸] او را توثیق کرده و اینکه از شدت راستی و درستی او را مصحف مینامند.
سهم بن حصین اسدی
ابن عقده در کتاب «الموالاة» حدیث غدیر را از سهم بن حصین اسدی نقل کرده است.
شریط بن انس بن مالک اشجعی
ابن عساکر در «تاریخ مدینة دمشق» حدیث غدیر را از وی نقل کرده است.[۴۹]
شهر بن جوشب
شهر بن جوشب نزول آیه اکمال در غدیر و نیز حدیث تهنیت در غدیر و حدیث روزه غدیر را نقل کرده است.
ضحاک بن مزاحم هلالی، ابوالقاسم (م ۱۰۵ ق)
حموینی در «فرائد السمطین» حدیث غدیر را از ضحاک بن مزاحم و او از ابنعباس روایت کرده است.[۵۰] احمد و ابن معین و ابوزرعه: او را توثیق کردهاند.
طاووس بن کیسان یمانی جندی (م ۱۰۶ ق)
ابونعیم در «حلیة الاولیاء» و احمد بن حنبل در «الفضائل» و صنعانی در «المصنّف» حدیث غدیر را از طاووس بن کیسان نقل کرده است.[۵۱] ابونعیم:[۵۲] او را توثیق کرده است.
طلحة بن مصرف ایامی (یمامی) کوفی (م ۱۱۲ ق، یا بعد آن)
طلحة بن مصرف ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را نقل کرده است. ابن حجر: وی را توثیق کرده است.
عامر بن سعد بن ابی وقاص مدنی (م ۱۰۴ ق)
عامر بن سعد از راویان حدیث غدیر است. ابن حجر:[۵۳] وی را توثیق کرده و از طبقه سوم تابعین معرفی کرده است.
عایشه بنت سعد (م ۱۱۷ ق)
نسایی در «الخصائص» و حموینی در «فرائد السمطین» و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» حدیث غدیر را از عایشه بنت سعد نقل کردهاند.[۵۴] ابن حجر:[۵۵] وی را توثیق کرده است.
عبدالحمید بن منذر بن جارود عبدی
عبدالحمید بن منذر ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را از ابی الطفیل نقل کرده است. نسائی و ابن حجر:[۵۶] او را توثیق کردهاند.
عبدخیر بن یزید همدانی کوفی مخضرمی، ابوعماره
عبدخیر بن یزید ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را نقل کرده است. ابن معین و عجلی و ابن حجر:[۵۷] او را توثیق کرده و از بزرگان تابعین بهشمار آوردهاند.
عبدالرحمن بن ابی لیلی (م ۸۲ یا ۸۳ یا ۸۴ ق)
خوارزمی در «المناقب» ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را از عبدالرحمن بن ابی لیلی نقل کرده است.
همچنین ابونعیم در «حلیة الاولیاء» حدیث غدیر را از او نقل کرده است.[۵۸] در کتب شیعه نیز سلیم در «کتاب سلیم بن قیس الهلالی» حدیث غدیر را از او نقل کرده است.
ذهبی و ابن حجر:[۵۹] وی را توثیق کرده و و از تابعین بزرگ میدانند.
عبدالرحمن بن سابط (عبدالرحمن بن عبدالله بن سابط) جمحی مکی (م ۱۱۸ ق)
نسایی در «الخصائص» و ابن ماجه در سنن و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» حدیث غدیر را از عبدالرحمن بن سابط نقل کردهاند.[۶۰]
ابن حجر:[۶۱] او را توثیق کرده و او را از طبقه متوسط تابعین بهشمار آورده است.
عبدالله بن اسعد بن زراره
سجستانی در کتاب «الولایة» و خطیب بغدادی در «موضح اوهام الجمع و التفریق» حدیث غدیر را از عبدالله بن اسعد روایت کردهاند.[۶۲]
در کتب شیعه نیز سید بن طاووس در «الیقین» حدیث غدیر را از وی نقل کرده است.[۶۳]
عبدالله بن زیاد اسدی کوفی، ابومریم
عبداللَّه بن زیاد از راویان حدیث غدیر است. ابن حبان و خزرجی و ابن حجر:[۶۴] او را توثیق کردهاند.
عبدالله بن شریک عامری کوفی
از جمله راویان حدیث غدیر عبداللَّه بن شریک عامری کوفی است. احمد و ابن معین و ابن حجر و ذهبی و دیگران:[۶۵] او را توثیق کردهاند.
عبدالله بن محمد بن عقیل هاشمی مدنی، ابومحمد (م بعد از ۱۴۰ ق)
حموینی در «فرائد السمطین» و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» حدیث غدیر را از عبداللَّه بن محمد نقل کردهاند. همچنین وی ماجرای احتجاج مرد عراقی با جابر در مورد حدیث را نقل کرده است.[۶۶]
ابن حجر و ترمذی و احمد و اسحاق و حمیدی:[۶۷] او را توثیق کردهاند.
عبدالله بن یعلی بن مره
ابن حجر در «الاصابة» ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را از عبداللَّه بن یعلی نقل کرده است.[۶۸]
عدی بن ثابت انصاری کوفی خطمی (م ۱۱۶ ق)
احمد بن حنبل در مسند و ابن ماجه در سنن خود و خوارزمی در «المناقب» و گنجی در «کفایة الطالب» و در «مشکاة المصابیح» و میبدی در «شرح دیوان امیرالمؤمنین علیه السلام» و حموینی در «فرائد السمطین» و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» و عاصمی در «زین الفتی»، همگی حدیث غدیر را از عدی بن ثابت نقل کردهاند.[۶۹] احمد و عجلی و نسائی و ذهبی:[۷۰] او را توثیق کردهاند.
عطیة بن جناده عوفی کوفی، ابوالحسن (م ۱۱۱ ق)
احمد بن حنبل در مسند خود و در «مشکاة المصابیح» و ابن جوزی در «تذکرة الخواص» و متقی هندی در «کنز العمال» حدیث غدیر را از عطیة بن جناده نقل کردهاند.[۷۱]
سبط بن جوزی و هیثمی و ابن معین و یافعی:[۷۲] او را توثیق کردهاند.
علی بن زید بن جدعان بصری (م ۱۲۹ یا ۱۳۱ ق)
افراد و کتبی که ذیلاً آورده میشود حدیث غدیر و داستان تهنیت در غدیر را از علی بن زید و او از براء بن عازب و انس روایت کردهاند؛ بعضی به سند خود تا او و بعضی به نقل از کتب مصدر:
مسند احمد بن حنبل، سنن ابن ماجه، نسائی در «الخصائص»، خطیب در «تاریخ بغداد»، طبری در تفسیر، «تهذیب الکمال فی اسماء الرجال»، ثعلبی در «الکشف و البیان»، ابن عبدالبر در «الاستیعاب»، محب الدین طبری در «الریاض النضرة»، خوارزمی در «المناقب»، ابن صبّاغ مالکی در «الفصول المهمة»، محب الدین طبری در «ذخائر العقبی»، حافظ گنجی شافعی در «کفایة الطالب»، فخر رازی در تفسیر، نیشابوری در تفسیر، جمال الدین زرندی در «نظم درر السمطین»، «الجامع الصغیر»، «مشکات المصابیح»، میبدی در «شرح دیوان امیرالمؤمنین علیه السلام»، «فرائد السمطین»، «کنز العمال»، «سنن ابن ابی شیبه»، ابن کثیر در «البدایة و النهایة»، حافظ ابومحمد عاصمی در «زین الفتی»، «نزل الابرار»، مقریزی در «الخطط»، «مناقب الثلاثة»، «روح المعانی»، تفسیر «المنار»، جزری در «اسنی المطالب».[۷۳] ابن ابی شیبه و ترمذی و ذهبی: او را توثیق کرده و ستودهاند.
عمارة بن جوین عبدی، ابوهارون (م ۱۳۴ ق)
افراد و کتبی که ذیلاً آورده میشود حدیث غدیر و نزول آیه اکمال در غدیر و نیز ماجرای تهنیت در غدیر را از عمارة بن جوین روایت کردهاند:
ابن ماجه در سنن خود، نطنزی در «الخصائص العلویة»، نیشابوری در تفسیر خود، حموینی در «فرائد السمطین»، خوارزمی در «المناقب»، ابن صباغ مالکی در «الفصول المهمة»، و هیثمی در «مجمع الزوائد»، طبرانی در «المعجم الاوسط»، ابن کثیر در تفسیرش و نیز در «البدایة و النهایة»، سیوطی در «جمع الجوامع» و «تاریخ الخلفاء» و «الدرّ المنثور»، بدخشانی در «نزل الابرار»، آلوسی در «روح المعانی»، «تفسیر المنار»، جزری در «اسنی المطالب».[۷۴]
عمر بن عبدالعزیز، خلیفه اموی (م ۱۰۱ ق)
عمر بن عبدالعزیز در ماجرایی به حدیث غدیر استدلال کرده است.
عمر بن عبدالغفار
عمر بن عبدالغفار ماجرای سوگند دادن جوانی بر ابی هریره در مورد حدیث غدیر را نقل کرده است.
عمر بن علی علیه السلام
ابن کثیر در «البدایة و النهایة» و متقی هندی در «کنز العمال» و حاکم در «المستدرک» و طبرانی در «المعجم الکبیر» و ضیاء مقدسی و محاملی در «الامالی» حدیث غدیر را از عمر بن علی علیه السلام نقل کردهاند.[۷۵] ابن حجر:[۷۶] او را توثیق کرده است.
عمرو بن جعدة بن هبیره
ابن عقده حدیث غدیر را همراه با حدیث ثقلین از عمرو بن جعده روایت کرده است.
همچنین سمهودی شافعی در «جواهر العقدین» به نقل کتاب «ینابیع المودة»، و نیز شیخ احمد بن فضل بن محمد باکثیر مکی شافعی در «وسیلة المآل» حدیث غدیر را از طریق ابن عقده از امّ سلمه روایت کردهاند.[۷۷]
عمرو بن مره کوفی همدانی، ابوعبداللَّه، ذومرة (م ۱۱۶ ق)
ذهبی در «میزان الاعتدال» و حموینی در «فرائد السمطین» حدیث غدیر را از عمرو بن مره نقل کردهاند.
همچنین او یکی از راویان ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه است، که بسیاری این ماجرا از او نقل کردهاند.[۷۸] ابن حجر و عجلی و ذهبی:[۷۹] او را توثیق کردهاند.
عمرو بن عبداللَّه سبیعی همدانی، ابواسحاق (م ۱۲۷ ق یا بعد از آن)
عمرو بن عبدالله یکی از راویان ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه و داستان تهنیت است، که بسیاری این ماجرا را از او نقل کردهاند.
همچنین احمد بن حنبل در مسند خود و عاصمی در «زین الفتی» و حموینی در «فرائد السمطین» و محب الدین طبری در «الریاض النضرة» و ذهبی در «تلخیص» و «میزان الاعتدال» و ابن صباغ مالکی در «الفصول المهمة»، همگی حدیث غدیر را از عمرو بن عبدالله نقل کردهاند.[۸۰] ذهبی و ابن حجر:[۸۱] او را توثیق کرده و ستودهاند.
عمرو بن میمون (میمونه) اودی، ابوعبداللَّه (م ۷۴ ق یا بعد از آن)
عمرو بن میمون از راویان حدیث غدیر و نیز ماجرای احتجاج ابنعباس به حدیث غدیر است. نسائی در «الخصائص» ماجرایی مفصل از ابنعباس نقل کرده که در آن ابنعباس حدیث غدیر را نقل کرده است.
همچنین این ماجرا را در مدارک زیر نقل کردهاند:
احمد در مسند خود، حاکم در «المستدرک»، خوارزمی در «المناقب»، حافظ بیهقی، محب الدین طبری «الریاض»، «ذخائر العقبی»، حموینی در «فرائد السمطین»، ابن کثیر شامی در «البدایة و النهایة»، هیثمی در «مجمع الزوائد»، گنجی در «الکفایة»، ابن عساکر در «الاربعین الطوال»، ابن حجر در «الاصابة».[۸۲] ذهبی و ابن حجر:[۸۳] او را توثیق کردهاند.
عمیرة (عمرو) بن سعد همدانی کوفی
عمیرة بن سعد از راویان ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه است، که طُرق بسیاری به او منتهی میشود. همچنین متقی هندی در «کنز العمال» و سیوطی در «الدرّ المنثور» حدیث غدیر را از عمیرة بن سعد روایت کردهاند.[۸۴] ابن حبّان و ابن حجر: او را توثیق کرده است.[۸۵]
عمیرة بنت سعد بن مالک مدنی، خواهر سهل و مادر رفاعة بن مبشر
عمیرة بنت سعد از راویان ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه است.
عیسی بن طلحة بن عبیدالله تمیمی مدنی، ابومحمد
عاصمی در «زین الفتی» و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» حدیث غدیر را از عیسی بن طلحة بن عبیدالله تمیمی نقل کرده است.[۸۶] ابن معین و خزرجی: او را توثیق کردهاند.[۸۷]
فطر بن خلیفه مخزومی حناط، ابوبکر، آزاد شده بنی مخزوم (م ۱۵۰ یا ۱۵۳ ق)
ابن عقده در کتاب «الموالاة» و نسایی «الخصائص» حدیث غدیر و نیز ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه را از فطر بن خلیفه نقل کردهاند، که طُرق بسیاری به او منتهی میشود.[۸۸] احمد و ابن معین و عجلی و ابن سعد: او را توثیق کردهاند.
قبیصة بن ذویب
قبیصة بن ذویب از راویان حدیث غدیر است. ذهبی و ابن حبان:[۸۹] او را توثیق کردهاند.
قیس ثقفی مدائنی، ابومریم
احمد بن حنبل در مسند خود و نسائی و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» حدیث غدیر را از قیس ثقفی نقل کردهاند.[۹۰] نسائی:[۹۱] او را توثیق کرده است.
محمد بن عمر بن علی علیه السلام (م حدود ۱۰۰ یا ۱۳۰ ق)
طحاوی در «مشکل الآثار» و ابن کثیر در «البدایة و النهایة» و ابونعیم در «حلیة الاولیاء» حدیث غدیر را از محمد بن عمر بن علی علیه السلام نقل کردهاند.[۹۲] ابن حبّان و ابن حجر: او را توثیق کردهاند.
مسلم بن صُبیح همدانی کوفی عطار، ابوالضحی
ابن جریر در «حدیث الولایة» و سیوطی در «تاریخ الخلفاء» حدیث غدیر را از مسلم بن صبیح نقل کردهاند.[۹۳] ابن معین و ابوزرعه و ابن حجر و خزرجی:[۹۴] او را توثیق کردهاند.
مسلم ملائی
در «الکنی و الاسماء» و نیز ابن حجر در «الاصابة» و ابن عقده در کتاب «الموالاة» و قندوزی در «ینابیع المودة» حدیث غدیر را از مسلم ملائی نقل کردهاند.[۹۵]
مصعب بن سعد بن ابی وقاص زهری مدنی، ابوزراره (م ۱۰۳ ق)
مصعب بن سعد از راویان حدیث غدیر است. ابن حجر:[۹۶] مصعب را توثیق کرده است.
مطلب بن عبداللَّه قرشی مخزومی مدنی
طبرانی و نیز سیوطی در «احیاء العلوم» حدیث غدیر را از مطلب بن عبداللَّه نقل کردهاند. ابوزرعه و دارقطنی: او را توثیق کردهاند.
مطر وراق
مطر وراق از راویان حدیث غدیر و نیز نزول آیه اکمال در غدیر و ماجرای تهنیت است.
معروف بن خربوذ (خربود)
معروف بن خربوذ یا خربود از راویان حدیث غدیر است. ابن حبان: او را توثیق کرده است.
منصور بن ربعی
منصور بن ربعی ماجرای نزول آیه «سأل سائل» را نقل کرده است.
مهاجر بن مسمار زهری مدنی
ابن جریر و نیز شمس الدین ذهبی در «البدایة و النهایة» و نسائی در «الخصائص» حدیث غدیر را از مهاجر بن مسمار زهری مدنی نقل کردهاند.[۹۷] ابن حبان: او را توثیق کرده است.
موسی بن اکتل (اکیل) بن عمیر نمیری
ابن عقده در «حدیث الولایة» و ابن حجر در «الاصابة» حدیث غدیر را از موسی بن اکتل نقل کردهاند.[۹۸]
میمون بصری، ابوعبداللَّه، آزاد کرده عبدالرحمن بن سمره
احمد بن حنبل در مسند خود و نسائی در «الخصائص» و ذهبی در «میزان الاعتدال» و ابن عبدالبرّ در «الاستیعاب» حدیث غدیر را از میمون بصری نقل کردهاند.[۹۹]
ابن حبّان و ابن حجر:[۱۰۰] او را توثیق کردهاند.
نذیر ضبی کوفی
نذیر ضبی ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در روز جمل به حدیث غدیر را نقل کرده است.
هانی بن هانی همدانی کوفی
هانی بن هانی از راویان ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه است. ابن حجر و نسائی:[۱۰۱] او را توثیق کرده است.
یحیی بن سلیم فزاری واسطی، ابوبلج
نسائی در «الخصائص» و احمد بن حنبل در مسند خود و هیثمی در «مجمع الزوائد» حدیث غدیر را از یحیی بن سلیم نقل کردهاند.[۱۰۲] ابن معین و نسائی و دارقطنی و هیثمی:[۱۰۳] او را توثیق کردهاند.
یحیی بن جعدة بن هبیره مخزومی
وی از جمله راویان حدیث غدیر است. ابن حجر:[۱۰۴] او را توثیق کرده است.
یزید بن ابی زیاد کوفی (م ۱۳۶ ق)
یزید بن ابی زیاد از راویان ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه است.
یزید بن حیّان تیمی کوفی عاصمی
مسلم در صحیح خود و سیوطی در «تاریخ الخلفاء» و عاصمی در «زین الفتی» حدیث غدیر را از یزید بن حیّان نقل کردهاند.[۱۰۵] عاصمی و نسائی و خزرجی و ابن حجر:[۱۰۶] او را توثیق کردهاند.
یزید بن عبدالرحمن بن اودی کوفی، ابوداود
یزید بن عبدالرحمن ماجرای احتجاج جوانی بر ابوهریره با حدیث غدیر را نقل کرده است. همچنین ابویعلی و ابن جریر و نیز ابن کثیر در «البدایة و النهایة» حدیث غدیر را از او نقل کردهاند.[۱۰۷]
خزرجی و ابن حبّان:[۱۰۸] یزید بن عبدالرحمن را توثیق کردهاند.
یسار ثقفی، ابونجیح (م ۱۰۹ ق)
احمد بن حنبل در مسند خود و نیز در کتاب «العمدة» حدیث غدیر را از یسار ثقفی نقل کرده است.[۱۰۹] خزرجی و ابن معین: او را توثیق کردهاند.[۱۱۰]
پانویس
- ↑ الغدیر، ج۱، ص۱۴۵.
- ↑ تقریب التهذیب، ص۶۳۹.
- ↑ مناقب الامام علی بن أبیطالب علیه السلام، ص۷۶.
- ↑ عمدة عیون، ص۱۰۷.
- ↑ تقریب التهذیب، ص۶۳۹.
- ↑ شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۷۴.
- ↑ تقریب التهذیب، ص۶۴۵.
- ↑ الغدیر، ج۱، ص۱۴۶.
- ↑ تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۶۹.
- ↑ اسد الغابة، ج۱، ص۳۶۴.
- ↑ الغدیر، ج۱، ص۳۴۳.
- ↑ اسد الغابة، ج۳، ص۳۶۶.
- ↑ تاریخ الثقات، ص۷۱.
- ↑ فضائل أميرالمؤمنين علی بن أبیطالب عليه السلام، ص۲۲۲.
- ↑ التقریب: ص ۴۳۵.
- ↑ البدایة و النهایة: ج ۵ ص ۲۱۳.
- ↑ الخصائص: ص ۱۵. المستدرک (حاکم): ج ۳ ص ۱۰۹. البدایة و النهایة: ج ۵ ص ۲۰۸. مسند احمد بن حنبل: ج ۱ ص ۱۱۸.
- ↑ تذکرة الحفاظ: ج ۱ ص ۱۰۳. تهذیب التهذیب: ج ۱ ص ۱۷۸.
- ↑ کفایة الطالب: ص ۱۵۱.
- ↑ کتاب سلیم بن قیس الهلالی: ص ۱۱۱.
- ↑ الاعتقاد (بیهقی): ص ۱۸۲. منتخب تاریخ دمشق: ج ۴ ص ۱۶۱.
- ↑ مجمع الزوائد (هیثمی): ج ۹ ص ۱۰۸. تاریخ الخلفاء (سیوطی): ص ۱۱۴. نزل الابرار: ص ۲۰.
- ↑ حلیة الاولیاء: ج ۴ ص ۳۵۶،۲۳.
- ↑ تذکرة الحفاظ (ذهبی): ج ۱ ص ۱۰۴.
- ↑ مجمع الزوائد (هیثمی): ج ۹ ص ۱۰۷. تاریخ الخلفاء (سیوطی): ص ۶۵.
- ↑ تذکرة الحفاظ: ج ۱ ص ۱۳۶.
- ↑ المستدرک: ج ۳ ص ۱۱۶.
- ↑ التهذیب: ج ۳ ص ۱۷۹.
- ↑ العمدة: ص ۴۸.
- ↑ التقریب: ص ۱۲۳.
- ↑ التقریب. تهذیب التهذیب: ج ۳ ص ۲۹۹.
- ↑ میزان الاعتدال. تهذیب التهذیب: ج ۳ ص ۳۰۳.
- ↑ تذکرة الحفاظ: ج ۱ ص ۴۰. تهذیب التهذیب: ج ۳ ص ۳۳۲. التقریب. حلیة الاولیاء: ج ۴ ص ۱۸۱–۱۹۱.
- ↑ مجمع الزوائد. التقریب.
- ↑ الامالی (صدوق): ص ۱۰۷ ح ۳. معانی الاخبار: ص ۶۶ ح ۳. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۲۲۳ ح ۹۸.
- ↑ التقریب: ص ۱۳۶.
- ↑ تاریخ بخاری: ج ۱ ص ۳۷۵ قسم اول. البدایة و النهایة (ابن کثیر): ج ۵ ص ۲۱۳.
- ↑ تذکرة الحفاظ: ج ۱ ص ۷۷. التقریب.
- ↑ تاریخ ابن کثیر: ج ۷ ص ۳۴۸.
- ↑ تذکرة الحفاظ: ج ۱ ص ۶۵. خلاصة تهذیب الکمال (خزرجی): ص ۱۱۶. التقریب: ص ۱۳۳. تهذیب التهذیب: ج ۴ ص ۱۳.
- ↑ تهذیب التهذیب.
- ↑ کفایة الطالب: ص ۱۶.
- ↑ تذکرة الحفاظ: ج ۱ ص ۴۷. حلیة الاولیاء: ج ۲ ص ۱۶۱.
- ↑ خلاصة تهذیب الکمال: ص ۱۲۲.
- ↑ الکنی و الاسماء (دولابی): ج ۲ ص ۸۸. صحیح ترمذی: ج ۲ ص ۲۹۸. المستدرک (حاکم): ج ۳ ص ۱۰۹. الاستیعاب: ج ۷ ص ۳۴۸. البدایة و النهایة: ج ۷ ص ۳۴۸.
- ↑ خلاصة التهذیب: ص ۱۳۶. التقریب: ص ۱۵۴.
- ↑ الخصائص (نسایی): ص ۱۵. المناقب (خوارزمی): ص ۹۳. مسند احمد بن حنبل: ج ۱ ص ۱۱۸.
- ↑ تذکرة الحفاظ (ذهبی): ج ۱ ص ۱۳۸.
- ↑ ترجمة الامام علی بن ابی طالب علیه السلام من تاریخ مدینة دمشق: ج ۲ ص ۷۲.
- ↑ فرائد السمطین (حموینی): باب دهم.
- ↑ حلیة الاولیاء (ابونعیم) ۲۳/۴. الفضائل (احمد بن حنبل): ص ۸۷ ح ۱۲۹. المصنّف (صنعانی): ج ۱۱ ص ۲۲۵ ح ۲۰۳۸۸.
- ↑ حلیة الاولیاء (ابونعیم): ج ۴ ص ۲۰–۲۳.
- ↑ التقریب (ابن حجر): ص ۱۸۵.
- ↑ الخصائص (نسایی): ص ۳. البدایة و النهایة (ابن کثیر): ج ۵ ص ۲۱۲.
- ↑ التقریب (ابن حجر): ص ۴۷۳.
- ↑ التقریب (ابن حجر): ص ۲۲۴.
- ↑ خلاصة تهذیب الکمال: ص ۲۶۹. التقریب (ابن حجر): ص ۲۲۵.
- ↑ المناقب (خوارزمی): ص ۳۵. حلیة الاولیاء: ج ۴ ص ۳۵۶.
- ↑ میزان الاعتدال: ج ۲ ص ۱۱۵. تذکرة الحفاظ. التقریب (ابن حجر).
- ↑ الخصائص (نسایی): ص ۴. سنن ابنماجه: ج ۱ ص ۳۰. البدایة و النهایة: ج ۷ ص ۳۴۰.
- ↑ التقریب (ابن حجر).
- ↑ الیقین فی امرة المؤمنین: ص ۲۷. موضح اوهام الجمع و التفریق: ج ۱ ص ۱۸۵ ح ۱۱۰.
- ↑ الیقین فی امرة المؤمنین: ص ۲۷.
- ↑ الخلاصة (خزرجی): ص ۱۶۸. التقریب (ابن حجر): ص ۱۳۰.
- ↑ التقریب (ابن حجر): ص ۲۰۲. میزان الاعتدال (ذهبی): ج ۲ ص ۴۶.
- ↑ البدایة و النهایة: ج ۵ ص ۲۱۳،۲۰۹. کفایة الطالب: ص ۱۶. فرائد السمطین: سمط ۱ باب ۹.
- ↑ الخلاصة (خزرجی). التقریب.
- ↑ الاصابة: ج ۲ ص ۲۵۷.
- ↑ مسند احمد: ج ۴ ص ۲۸۱. سنن ابنماجه: ج ۱ ص ۲۹،۲۸. المناقب (خوارزمی): ص ۹۴. کفایة الطالب (گنجی): ص ۱۴. مشکاة المصابیح: ص ۵۵۷. البدایة و النهایة: ج ۵ ص ۲۰۹ و ج ۷ ص ۳۴۹.
- ↑ میزان الاعتدال: ج ۲ ص ۱۹۳.
- ↑ مسند احمد: ج ۴ ص ۳۶۸. مشکاة المصابیح: ص ۵۵۷. تذکرة الخواص: ص ۱۸. کنز العمال: ج ۶ ص ۳۹۰.
- ↑ تذکرة الخواص (سبط بن جوزی): ص ۲۵. محمع الزوائد (هیثمی): ج ۹ ص ۱۰۹. مرآة الجنان (یافعی): ج ۱ ص ۲۴۲.
- ↑ مسند احمد بن حنبل: ج ۴ ص ۲۸۱. سنن ابن ماجه: ج ۲ ص ۲۹ ۲۸. الخصائص (نسائی): ص ۱۶. تاریخ بغداد: ج ۷ ص ۳۷۷ و ج ۱۴ ص ۲۳۶. تفسیر طبری: ج ۳ ص ۴۲۷. الاستیعاب (ابن عبدالبر): ج ۲ ص ۴۷۳. الریاض النضرة (محب الدین طبری): ج ۲ ص ۱۶۹. المناقب (خوارزمی): ص ۹۴. الفصول المهمة (ابن صباغ مالکی): ص ۲۵. ذخائر العقبی (محب الدین طبری): ص ۶۷. کفایة الطالب (گنجی شافعی): ص ۱۴. تفسیر فخر رازی: ج ۳ ص ۶۳۶. تفسیر نیشابوری: ج ۶ ص ۱۹۴. الجامع الصغیر: ج ۱ ص ۵۵۵. مشکات المصابیح: ص ۵۵۷. کنز العمال: ج ۶ ص ۳۹۷ ۱۵۲. البدایة و النهایه (ابن کثیر): ج ۵ ص ۲۰۹ و ج ۷ ص ۳۴۹. نزل الابرار: ص ۲۱ ۱۹. الخطط (مقریزی): ج ۲ ص ۲۲۲. روح المعانی: ج ۲ ص ۳۵۰. المنار: ج ۶ ص ۴۶۴. اسنی المطالب: ص ۳.
- ↑ تفسیر نیشابوری: ج ۶ ص ۱۹۴. المناقب (خوارزمی): ص ۸۰. الفصول المهمة (ابن صباغ مالکی): ص ۲۷. مجمع الزوائد (هیثمی): ج ۹ ص ۱۰۸. تفسیر ابن کثیر: ج ۲ ص ۱۴. البدایة و النهایة: ج ۷ ص ۳۵۰،۳۴۹. تاریخ الخلفاء (سیوطی): ص ۱۱۴. الدرّ المنثور: ج ۲ ص ۲۹۸،۲۵۹. کنز العمال: ج ۶ ص ۳۹۰. نزل الابرار: ص ۲۰. روح المعانی (آلوسی): ج ۲ ص ۳۴۹. تفسیر المنار: ج ۶ ص ۴۶۳. اسنی المطالب (جزری): ص ۳.
- ↑ مسند احمد: ج ۱ ص ۱۵۲. البدایة و النهایة (ابن کثیر): ج ۲ ص ۳۴۸. مجمع الزوائد (هیثمی): ج ۹ ص ۱۰۷. تاریخ الخلفاء (سیوطی): ص ۱۱۴. تهذیب التهذیب (ابن حجر): ج ۷ ص ۳۳۷. نزل الابرار (بدخشانی): ص ۲۰. مشکل الآثار (طحاوی): ج ۲ ص ۳۰۷. البدایة و النهایة (ابن کثیر): ج ۵ ص ۲۱۱. کنز العمال (متقی هندی): ج ۶ ص ۴۰۶،۳۹۹،۳۹۷،۱۵۴. میزان الاعتدال (ذهبی): ج ۲ ص ۳۰۳. حلیة الاولیاء: ج ۹ ص ۶۴.
- ↑ التقریب: ص ۲۸۱.
- ↑ ینابیع المودة: ص ۴۰.
- ↑ مسند احمد: ج ۱ ص ۱۵۲. البدایة و النهایة (ابن کثیر): ج ۲ ص ۳۴۸. مجمع الزوائد (هیثمی): ج ۹ ص ۱۰۷. تاریخ الخلفاء (سیوطی): ص ۱۱۴. تهذیب التهذیب (ابن حجر): ج ۷ ص ۳۳۷. نزل الابرار (بدخشانی): ص ۲۰. مشکل الآثار (طحاوی): ج ۲ ص ۳۰۷. البدایة و النهایة (ابن کثیر): ج ۵ ص ۲۱۱. کنز العمال (متقی هندی): ج ۶ ص ۴۰۶،۳۹۹،۳۹۷،۱۵۴. میزان الاعتدال (ذهبی): ج ۲ ص ۳۰۳. حلیة الاولیاء: ج ۹ ص ۶۴.
- ↑ تهذیب التهذیب. تذکره: ج ۱ ص ۱۰۸.
- ↑ مسند احمد: ج ۱ ص ۱۱۸ و ج ۴ ص ۳۷۲،۳۶۸. فرائد السمطین: باب ۵۸. الریاض النضرة (محب الدین طبری): ج ۲ ص ۱۶۹. تلخیص (ذهبی): ج ۳ ص ۴۳۳. میزان الاعتدال: ج ۳ ص ۲۲۴. الفصول المهمة: ص ۲۴.
- ↑ تذکره (ذهبی): ج ۱ ص ۱۰۱.
- ↑ الخصائص (نسائی): ص ۷۰. مسند احمد: ج ۱ ص ۳۳۱. المستدرک (حاکم): ج ۳ ص ۱۳۲. المناقب (خوارزمی): ص ۷۵. ریاض (محب الدین طبری): ج ۲ ص ۲۰۳. البدایة و النهایة (ابن کثیر): ج ۷ ص ۳۳۷. مجمع الزوائد (هیثمی): ج ۹ ص ۱۰۸. الکفایه (گنجی): ص ۱۱۵. الاصابة (ابن حجر): ج ۲ ص ۵۰۹.
- ↑ التذکرة (ذهبی): ج ۱ ص ۵۶. التقریب (ابن حجر): ص ۲۸۸.
- ↑ کنز العمال (متقی هندی). الدرّ المنثور: ج ۲ ص ۴۰۳.
- ↑ التقریب: ص ۲۹۱.
- ↑ البدایة و النهایة: ج ۷ ص ۳۴۹.
- ↑ خلاصة تهذیب الکمال (خزرجی): ص ۲۵۷.
- ↑ الخصائص (نسایی): ص ۱۷.
- ↑ تذکرة الحفّاظ (ذهبی): ج ۱ ص ۵۲. خلاصة تهذیب الکمال: ص ۲۶۸.
- ↑ مسند احمد بن حنبل: ج ۱ ص ۱۵۲. البدایة و النهایة (ابن کثیر): ج ۲ ص ۳۴۸.
- ↑ خلاصة تهذیب الکمال (خزرجی): ص ۳۹۵.
- ↑ مشکل الآثار (طحاوی): ج ۲ ص ۳۰۷. البدایة و النهایة (ابن کثیر): ج ۵ ص ۲۱۱. حلیة الاولیاء (ابونعیم): ج ۹ ص ۶۴.
- ↑ تاریخ الخلفاء (سیوطی): ص ۳۹۰.
- ↑ خلاصة التهذیب: ص ۳۲۱. التقریب: ص ۴۲۲.
- ↑ الکنی و الاسماء: ج ۲ ص ۸۸. الاصابة: ج ۱ ص ۳۷۲. ینابیع المودة: ص ۳۴.
- ↑ التقریب: ص ۳۳۴.
- ↑ البدایة و النهایة: ج ۵ ص ۲۱۲. الخصائص (نسائی): ص ۱۸،۳.
- ↑ الاصابة: ج ۲ ص ۲۵۵.
- ↑ احمد بن حنبل: ج ۴ ص ۳۷۲. الخصائص (نسائی): ص ۱۶. میزان الاعتدال: ج ۳ ص ۲۲۴. الاستیعاب (ابن عبدالبرّ): ج ۵ ص ۲۰۹.
- ↑ مجمع الزوائد: ج ۹ ص ۱۱۱. القول المسدد (ابن حجر): ص ۱۷.
- ↑ التقریب (ابن حجر).
- ↑ الخصائص (نسائی): ص ۷. مسند احمد: ج ۱ ص ۳۳۱. مجمع الزوائد: ج ۹ ص ۱۰۸.
- ↑ خلاصة تهذیب الکمال (خزرجی): ص ۳۸۳. مجمع الزوائد (هیثمی): ج ۹ ص ۱۰۹.
- ↑ التقریب: ص ۳۸۹.
- ↑ صحیح مسلم: ج ۲ ص ۳۲۵. تاریخ الخلفاء: ص ۱۰۲.
- ↑ زین الفتی (عاصمی). خلاصة تهذیب الکمال (خزرجی): ص ۳۷۰. التقریب (ابن حجر).
- ↑ البدایة و النهایة: ج ۵ ص ۲۱۴.
- ↑ خلاصة تهذیب الکمال (خزرجی): ص ۳۷۲.
- ↑ العمدة: ص ۴۸.
- ↑ خلاصة تهذیب الکمال (خزرجی): ص ۳۸۴.
منابع
- تذکرة الحفاظ؛ شمسالدین محمد بن أحمد ذهبی، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
- تقریب التهذیب؛ احمد بن علی بن محمد (ابنحجر عسقلانی)، تحقیق: محمد عوامة، سوریه: دار الرشید، ۱۴۰۶ق.
- شرح نهجالبلاغة؛ عبدالحمید بن هبة الله (ابن ابیالحدید معتزلی)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، بیتا.
- تاریخ الثقات؛ احمد بن عبدالله عجلی، تحقیق: عبدالمعطی قلعجی، بیروت: بینا، ۱۴۰۵ق.
- عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار؛ یحیی بن حسن أسدی ربعی حلی (حافظ ابن بطریق)، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۷ق.
- الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.
- فرائد السمطین؛ ابراهیم بن محمد حموی جوینی، تحقیق: محمدباقر محمودی، بیروت: مؤسسة المحمودی، ۱۳۹۸ق.
- مناقب الإمام علی بن أبیطالب علیه السلام؛ علی بن محمد بن شافعی (ابنمغازلی)، تحقیق: محمدباقر بهبودی، بیروت: دار الأضواء، ۱۴۲۴ق.