پرش به محتوا

محمد بن عبدالواحد مقدسی (ابوعبدالله، ضیاءالدین)

از ویکی غدیر
ضیاءالدین مقدسی
اطلاعات فردی
نام کاملضیاءالدین ابوعبدالله محمد بن عبدالواحد بن احمد بن عبدالرحمن بن اسماعیل بن منصور سعدی مقدسی
سرشناسیمحدث، فقیه حنبلی و مورخ
تولد۶ جمادی‌الثانی ۵۶۹ هجری قمری - جبل قاسیون، دمشق
وفات۱۷ جمادی‌الثانی ۶۴۳ هجری قمری - دمشق
محل دفندمشق
خویشان سرشناسعبدالغنی مقدسی (استاد و هم‌خاندان)
اطلاعات علمی
استادانابوالمعالی بن صابر، فضل بن بانیاسی، عمر بن حَیویه، یحیی ثقفی، احمد بن علی موازینی و دیگران
شاگردانابن نقطه، ابن نجار، سیف‌الدین بن مجد، زکی‌الدین برزالی، عمر بن حاجب و دیگران
تحصیلاتحدیث، فقه حنبلی، تاریخ
مذهبحنبلی
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، فقه، تاریخ، تألیف
علت شهرتسفرهای علمی گسترده، تألیفات متعدد در زمینه حدیث و فضائل

ضیاءالدین ابوعبدالله محمد بن عبدالواحد بن احمد بن عبدالرحمن بن اسماعیل بن منصور سعدی مقدسی، محدث، فقیه حنبلی و مورخ نامدار سده ششم و هفتم هجری. نسب وی به خاندان سعدی می‌رسد که از خاندان‌های علمی و مبارز در برابر صلیبیان بودند.

زندگی نامه[۱]

او در روز ششم جمادی‌الثانی سال ۵۶۹ هجری قمری در منطقه جبل قاسیون دمشق دیده به جهان گشود. خانواده‌اش از دیرباز به علم و جهاد علیه صلیبیون شهره بودند و در همان منطقه سکونت داشتند.

از اوان کودکی به فراگیری علوم دینی روی آورد و در هفت سالگی از ابوالمعالی بن صابر و دیگر محدثان دمشق حدیث شنید. پدرش که خود از اهل علم بود، برای وی از حسن بن علی بن شیرویه بغدادی اجازه روایت دریافت کرد. این امر زمینه‌ساز ورود زودهنگام او به عرصه حدیث و علوم نقلی گردید.

در ادامه مسیر علمی، ضیاءالدین به ملازمت عبدالغنی مقدسی (متوفای ۶۰۰ق) که از محدثان و مشایخ برجسته عصر خویش به شمار می‌آمد، درآمد. او با راهنمایی‌های این استاد، به آموختن علوم از دانشمندان زمان خود پرداخت و مسیر ترقی را پیمود.

ضیاءالدین مقدسی برای تکمیل دانش و استماع حدیث، سفرهای متعددی به مراکز علمی جهان اسلام انجام داد:

وی به شهرهای قدس، مصر (قاهره)، بغداد، همدان و اصفهان سفر کرد و از محدثان این دیار بهره برد. سپس به دمشق بازگشت و تا سال ۶۰۵ق در آنجا اقامت گزید.

در سال ۶۰۵ هجری قمری بار دیگر عازم سفری طولانی شد و از شهرهای حلب، حران، موصل، اصفهان، همدان، نیشابور و هرات دیدن کرد. در این سفرها با محدثان و علمای بسیاری دیدار کرد و احادیث فراوانی را استماع نمود. سرانجام بار دیگر به دمشق مراجعت کرد.

ذهبى و سيوطى[۲]: او را توثيق كرده و به خصوص در علم حدیث و دقت در آن ستوده ‏اند. زكى برزالى، ابن‏ نجّار، شرف ابن‏ نابلسى و شاگردش عمر بن حاجب او و كتاب‏ هايش را بسيار ستوده ‏اند.

اساتید

ضیاءالدین مقدسی در طول سفرهای علمی خود از جمع کثیری از محدثان و علمای نامدار بهره برد که برخی از آنان عبارتند از:

  • ابوالمعالی بن صابر
  • فضل بن بانیاسی
  • عمر بن حَیویه
  • یحیی ثقفی
  • احمد بن علی موازینی
  • محمد بن حمزة بن ابی‌صقر
  • ابن صدقه حرانی
  • عبدالرحمن بن علی خَرَقی
  • بوصیری
  • فاطمه بنت سعدالله
  • ابوروح عبدالمعز بن محمد
  • حافظ سَلَفی
  • احمد بن علی ناعم
  • ابن شاتیل
  • ابن برّی نحوی
  • و دیگران.

شاگردان

جمعی از محدثان و علمای برجسته از محضر وی بهره بردند و از او روایت کرده‌اند، از جمله:

  • ابن نقطه
  • ابن نجار
  • سیف‌الدین بن مجد
  • زکی‌الدین برزالی
  • عمر بن حاجب
  • و دیگران.

وفات

ضیاءالدین مقدسی سرانجام در روز هفدهم جمادی‌الثانی سال ۶۴۳ هجری قمری در شهر دمشق درگذشت.

تألیفات

وی تألیفات ارزشمندی در زمینه‌های حدیث، فضائل، تاریخ و عقاید از خود به جای گذاشته است که برخی از مهم‌ترین آنان عبارتند از:

  • «الاحادیث المختارة»
  • «فضائل الشام»
  • «صفة الجنة»
  • «سیرة المقادسة»
  • «دلائل النبوة»
  • «النهی عن سبّ الاصحاب»
  • «الایمان و معالم الاسلام»
  • «کرامات مشایخ الارض المقدسة»
  • «الحکایات المنثورة»
  • «فضائل بیت‌المقدس»
  • «الفتح المبین فی المشیخة البلدانیة»

روايت حديث غدير[۳]

يكى از علما و بزرگان اهل ‏سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن عبدالواحد بن احمد مَقدِسى، ابوعبدالله، ضياءالدين (ت ۵۶۹ -  م ۶۴۳ ق) است. سَمهودى در «جواهر العقدين» و نيز سیوطی در «الجامع الصغير» حديث غدير را با اشاره به ماجراى غدير از كتاب «المختارة» مَقدِسى نقل كرده ‏اند. كتابى كه تعهّد كرده تنها احاديث صحيح را در آن بياورد.[۴]

پانویس

  1. مقدمه کتاب الفتح المبين في المشيخة البلدانية للإمام الحافظ ضياء الدين محمد بن عبدالواحد المقدسي الحنبلي
  2. تذكرة الحفّاظ: ج ۴ ص ۱۹۰. العِبَر فى خبر من غَبَر: حوادث سال ۶۴۳ . طبقات الحفّاظ: ص ۴۹۴.
  3. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۷۱.
  4. جواهر العقدين (مخطوط). الجامع الصغير: ج ۲ ص ۱۸۱.