پرش به محتوا

محمود بن لُبید

از ویکی غدیر
محمود بن لبید
اطلاعات فردی
نام کاملمحمود بن لبید بن عقبة بن رافع بن امرئ القیس بن زید بن عبدالأشهل، ابو نعیم انصاری اوسی اشهلی مدنی
سرشناسیراوی حدیث، تابعی (یا صحابی خُردسال)، از طبقه دوم تابعین
تولدسال‌های پایانی حیات پیامبر اسلام در مدینه
وفاتسال ۹۶ یا ۹۷ قمری در مدینه
محل دفنمدینه
خویشان سرشناسپدر: لبید بن عقبة (صحابی)؛ مادر: ام منظور بنت محمود بن مسلمة انصاری
اطلاعات علمی
استادانعمر بن خطاب، عثمان بن عفان، جابر بن عبدالله انصاری، رافع بن خدیج، ابو سعید خدری، شداد بن اوس، قتادة بن نعمان
شاگردانبُکیر بن عبدالله بن اشج، محمد بن ابراهیم تیمی، عاصم بن عمر بن قتاده، زهری، جعفر بن عبدالله بن حکم، صالح بن ابراهیم
مذهبتابعی اهل سنت
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتنقل حدیث

محمود بن لبید، از راویان طبقه دوم تابعین و از چهره‌های مورد وثوق در جرح و تعدیل است.[۱] وی در مدینه زاده شد و در صحابی یا تابعی بودن او اختلاف نظر وجود دارد.[۲]

جایگاه رجالی

محمود بن لبید بن عقبة بن رافع بن امرئ القیس بن زید بن عبدالأشهل، ابو نعیم انصاری اوسی اشهلی مدنی است.[۳] مادرش «ام منظور بنت محمود بن مسلمة انصاری» نام داشت.[۴] خاندان وی از انصار و از تیرۀ «بنی عبدالأشهل» قبیلۀ اوس بودند که در مدینه از نفوذ بالایی برخوردار بودند.[۵] محمود بن لبید در سال‌های پایانی حیات پیامبر صلی الله علیه وآله در مدینه زاده شد و بنا بر برخی گزارش‌ها پیامبر را در کودکی درک کرده است.[۶]

طبقه روایی

محمود بن لبید را در جرگه «تابعین» و «طبقه ثانیه تابعین» قرار داده‌اند.[۷] وی از پیامبر صلی الله علیه وآله به صورت مرسل روایت کرده و همچنین از صحابه‌ای همچون عمر بن خطاب، عثمان بن عفان، جابر بن عبدالله انصاری، رافع بن خدیج و ابو سعید خدری روایت شنیده است.[۸] از شاگردان و راویان وی می‌توان به بُکیر بن عبدالله بن اشج، محمد بن ابراهیم تیمی، زهری و جعفر بن عبدالله بن حکم اشاره کرد.[۹]

یکی از مباحث مهم رجال‌شناختی، اختلاف نظر در صحابی یا تابعی بودن محمود بن لبید است. بُخاری (م۲۵۶ق) در «التاریخ الکبیر» برای وی صحبت قائل شده است.[۱۰] در مقابل، ابوحاتم رازی (م۲۷۷ق) می‌گوید: «برای وی صحبتی شناخته نیست».[۱۱] ابن عبدالبَر (م۴۶۳ق) در «الاستیعاب» می‌گوید: «قول بخاری اولی است و او سزاوارتر است که در شمار صحابه ذکر شود تا محمود بن ربیع».[۱۲] ذهبی در «سیر اعلام النبلاء» از وی با عنوان «کبار التابعین» یاد کرده است.[۱۳] مِزی (م۷۴۲ق) در «تهذیب الکمال» می‌نویسد: «محمود بن لبید ثقه قلیل الحدیث بود و در مدینه درگذشت».[۱۴] وفات وی به سال ۹۶ یا ۹۷ هجری قمری (معادل ۷۱۴-۷۱۵ میلادی) در مدینه دانسته شده است.[۱۵]

سؤال منافقانه در مورد غدير از حضرت زهرا عليها السلام[۱۶]

به نظر شما تعجب ندارد كه حاضرين در غدير آن هم از ساكنين مدينه، آن هم از حضرت زهرا عليها السلام بپرسند كه اصلاً پيامبر صلى الله عليه و آله درباره خلافت على‏ عليه السلام چيزى فرموده يا نه؟! كاش سؤالى به عنوان تشكيک درباره غدير مطرح مى‏ كردند. كاش نمى‏ گفتند: «كلام صريحى»؛ و كاش نمى‏ گفتند: «قبل از وفاتش»!! پس اين سؤال نيست، استهزاء است! طلبكار شدن است! و به همين دليل پاسخى جز نگاه پر از تعجب به سائل نخواهد داشت.

بعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله، حضرت زهرا عليها السلام كنار قبور شهداى اُحد و به خصوص حضرت حمزه علیه السلام مى‏ آمد و در آنجا گريه مى‏ كرد. محمود بن لُبَيد مى گويد: روزى بر سر قبر حمزه آمدم و آن حضرت را در آنجا در حال گريه ديدم. خدمتش عرض كردم: من سؤالى از شما دارم كه سينه ‏ام را مضطرب ساخته! فرمود: سؤال كن. عرض كردم: آيا پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از وفاتش درباره امامت على كلام صريحى فرموده است؟!!

عجيب است كه فرستاده سقیفه به تنهايى آمده و كلمات صريح پيامبر صلى الله عليه و آله درباره خلافت على‏ عليه السلام را به خاطر نمى‏ آورد، و به عنوان مشكل‏ ترين سؤال عمرش آن را از دختر پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال مى‏ كند!! حضرت زهرا عليها السلام هم آخرين و نزديک ‏ترين فرمايش صريح پيامبر صلى الله عليه و آله را كه غدير است، در ميان اشک و سوز برايش يادآور مى ‏شود؛ تا نشان دهد سؤال كننده سقیفه خود را به فراموشى زده و از ضعف حافظه عمدى رنج مى‏ برد!

حضرت فرمود: واعجبا، آيا روز غدير خم را فراموش كرده ‏ايد؟!!

گويا مى‏ خواست بفرمايد: آيا دنبال كلامى صريح ‏تر از سخنى هستى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر غدير فرموده و صد و بيست هزار نفر بر صراحت آن شاهدند؟ اگر بعد از چنان روزى هنوز سينه ‏ات از شک و ترديد مضطرب است بهتر آنكه از هدايت خود نااميد باشى! يک عمر سفارشات پيامبر صلى الله عليه و آله درباره خلافت على‏ عليه السلام كجا رفت؟ اگر واقعاً فراموش كرده ‏ايد بايد فكرى براى هوش و حافظه شما كرد، كه مبادا نماز و روزه و زکات و حج را هم فراموش كنيد![۱۷]

در واقع دفاع از غدير با چشم گريان در عزاى رسول‏ صلى الله عليه و آله در برابر حتى يک معترض هم فراموش نمى‏ شود، تا معلوم شود اين وظيفه براى ما تا كجا ادامه دارد. اين اتفاقى بود كه در روزهاى پر از اشک و آه فاطمه ‏عليها السلام بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله رخ داد، كه نمک ديگرى بر زخم آن حضرت بود.

پانویس

  1. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۳۱۰
  2. ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۱۰، ص۹۶
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۴
  4. ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۱۰۲
  5. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۸۶
  6. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۷، ص۳۵۲
  7. عجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۲۸۱
  8. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۳۱۰
  9. ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۴۵۰
  10. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۷، ص۳۵۲
  11. ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۳۴۲
  12. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۱۰۷
  13. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۸۶
  14. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۳۱۱
  15. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۴
  16. تبليغ غدير در سيره معصومين‏ عليهم السلام: ص ۲۴، ۱۲۲.
  17. بحار الانوار: ج ۳۶ ص ۳۵۲ ح ۲۲۴. الغدير: ج ۱ ص ۱۹۷. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۱۲ ح ۴۷۳.