معرفی طیب و خبیث در خطبه غدیر
معرفی طیب و خبیث در خطبه غدیر به فرازی از خطبه غدیر اشاره دارد که در آن پیامبر صلیاللهعلیهوآله با بهکارگیری مضمون آیه ۱۷۹ سوره آل عمران، از آزمایش الهی و جداشدن ناپاک از پاک سخن میگوید. در این فراز، تعبیر قرآنی «حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ» بهکار رفته که با آشکارشدن حقیقت ایمان و نفاق در جریان آزمایشهای الهی ارتباط دارد.[۱]
در تفسیر امامیه، قرارگرفتن این عبارت در خطبه غدیر با آزمایش مسلمانان در مسئله ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام مرتبط دانسته شده است. برخی شارحان، پذیرش ولایت و محبت اهلبیت علیهمالسلام را از نشانههای طهارت معنوی و دشمنی آگاهانه با آنان را از نشانههای انحراف از مسیر هدایت معرفی کردهاند.[۲]
در منابع حدیثی امامیه، روایات متعددی درباره محبت و دشمنی با اهلبیت علیهمالسلام، آزمودهشدن قلب به ایمان، طهارت باطنی، عالم ذر، طینت انسان و طهارت مولد نقل شده است. برخی آثار شرح خطبه غدیر این روایات را برای توضیح مفهوم طیب و خبیث گردآوری کردهاند.
بااینحال، باید میان عبارت مستقیم خطبه، معنای آیه قرآن، احادیث مستقل، تفسیرهای کلامی و تطبیقهای تاریخی تفاوت گذاشت. همچنین داوری درباره باطن، نسب یا سرنوشت اخروی اشخاص، نیازمند دلیل مستقل است.
متن فراز خطبه غدیر
در نقل مفصل خطبه غدیر آمده است:
مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ يَكُنْ لِيَذَرَكُمْ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ، وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ.؛ ای مردم! خداوند عزوجل شما را بر وضعیتی که اکنون دارید رها نمیکند تا ناپاک را از پاک جدا سازد؛ و خداوند چنین نیست که شما را از غیب آگاه سازد.[۳]
این فراز سه موضوع اصلی دارد:
- استمرار آزمایش انسانها و آشکارشدن حقیقت آنان؛
- جداشدن خبیث از طیب؛
- محدودیت آگاهی انسان از امور غیبی.
از نظر لفظی، عبارت خطبه با بخش آغازین آیه ۱۷۹ سوره آلعمران ارتباط دارد. از نظر جایگاه در خطبه نیز پس از مباحث مربوط به امامت و جانشینی پیامبر آمده است.
جایگاه فراز در ساختار خطبه غدیر
در نقل مفصل خطبه، این عبارت پس از هشدار درباره تبدیل امامت به سلطنت و تصاحب غاصبانه آن قرار گرفته است.
برخی شارحان امامیه، این ترتیب را دارای ارتباط معنایی دانستهاند؛ زیرا از نظر آنان، اعلام ولایت و تحولات پس از آن، زمینهای برای آشکارشدن حقیقت پایبندی اشخاص به فرمان الهی است.[۴]
در این برداشت، کسانی که پیش از آزمایش، ایمان و وفاداری اظهار میکنند، در شرایط آزمون با رفتار عملی خود شناخته میشوند.
بااینحال، عبارت مستقیم خطبه نام اشخاص معینی را بیان نمیکند و مصداقیابی تاریخی باید بر اساس منابع مستقل صورت گیرد.
آیه ۱۷۹ سوره آلعمران
مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ؛ خداوند مؤمنان را بر وضعیتی که اکنون دارید رها نمیکند تا ناپاک را از پاک جدا سازد؛ و خداوند شما را بر غیب آگاه نمیسازد، بلکه از میان پیامبران خود هر که را بخواهد برمیگزیند. پس به خدا و پیامبرانش ایمان آورید و اگر ایمان آورید و تقوا پیشه کنید، برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود. (آل عمران:۱۷۹)
این آیه در بافت مجموعهای از آیات سوره آلعمران قرار دارد که درباره آزمایش مؤمنان، نفاق و حوادث جامعه مسلمانان سخن میگویند.
از نظر معنای اولیه، آیه بر آن تأکید میکند که حقیقت ایمان افراد در جریان آزمایشها آشکار میشود و انسانها بدون برخورداری از علم غیب، نمیتوانند همه حقیقت باطنی دیگران را بشناسند.
در تفسیر امامیه، کاربرد مضمون این آیه در خطبه غدیر با آزمایش ولایت ارتباط داده شده است.
تفاوت متن قرآن و عبارت خطبه
در قرآن آمده است:
مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ؛ خداوند مؤمنان را بر وضعیتی که اکنون دارید رها نمیکند. (آل عمران:۱۷۹)
اما در نقل خطبه آمده است:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ يَكُنْ لِيَذَرَكُمْ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ؛ خداوند عزوجل شما را بر وضعیتی که اکنون دارید رها نمیکند.
در قرآن، تعبیر «لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ» آمده، اما در خطبه از «لِيَذَرَكُمْ» استفاده شده است.
همچنین ساختار آغازین دو جمله متفاوت است.
بنابراین، این بخش از خطبه را باید بهعنوان عبارت خطبه نقل کرد و ارتباط آن را با آیه قرآن توضیح داد؛ نه اینکه تمام الفاظ آن را عین متن آیه معرفی کرد.
معنای لغوی طیب، خبیث و تمییز
طیب
«طَيِّب» در زبان عربی به معنای پاک، پاکیزه، نیکو و پسندیده است.
این واژه در قرآن درباره امور مختلفی مانند خوراک، گفتار، مال، انسان و ویژگیهای معنوی بهکار رفته است.
در برخی کاربردهای قرآنی، طیب در برابر خبیث قرار میگیرد و بر تمایز ارزشی میان پاکی و ناپاکی دلالت میکند.
خبیث
«خَبِيث» به معنای ناپاک، پلید یا ناپسند است.
این واژه نیز در قرآن کاربردهای متفاوتی دارد.
بنابراین، خبیث در هر آیه باید با توجه به سیاق و موضوع آن معنا شود و نمیتوان همه کاربردهای آن را به یک معنای اصطلاحی محدود کرد.
تمییز
«تَمْيِيز» به معنای جداکردن، بازشناختن و مشخصساختن تفاوت دو چیز است.
در عبارت:
حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ؛ تا ناپاک را از پاک جدا سازد.
مقصود، آشکارشدن تفاوت میان دو گروه است.
در تفسیر آیه ۱۷۹ آلعمران، این جداسازی با آشکارشدن حقیقت ایمان و نفاق مرتبط دانسته شده است.
آزمایش الهی در مسئله ولایت
برخی شارحان خطبه غدیر معتقدند اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از آزمونهای مهم جامعه اسلامی بوده است.
در این تفسیر، اقرار زبانی به ولایت با پایبندی عملی به آن تفاوت دارد.
ممکن است انسان در شرایط عادی اظهار همراهی کند، اما هنگام تعارض منافع یا مواجهه با دشواریها، رفتار متفاوتی از خود نشان دهد.
در آثار غدیری، از این مفهوم برای توضیح حوادث پس از رحلت پیامبر صلیاللهعلیهوآله استفاده شده است.[۵]
برخی نویسندگان امامیه، اختلافهای مربوط به جانشینی پیامبر و رفتار اشخاص تاریخی را در چارچوب آزمون ولایت تحلیل کردهاند.
این تحلیل باید به منابع مربوط نسبت داده شود و از مفاد مستقیم آیه تفکیک گردد.
روایت امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره امتحان قلب و محبت اهلبیت
از مهمترین احادیث مرتبط با موضوع طیب و خبیث، روایتی منسوب به امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره محبت اهلبیت و آزمودهشدن قلب به ایمان است.
در یکی از نقلهای این مضمون آمده است:
أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ مِمَّنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ إِلَّا وَهُوَ يَجِدُ مَوَدَّتَنَا عَلَى قَلْبِهِ فَهُوَ يُحِبُّنَا، وَلَيْسَ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ مِمَّنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِ إِلَّا وَهُوَ يَجِدُ بُغْضَنَا عَلَى قَلْبِهِ فَهُوَ يُبْغِضُنَا.؛ آگاه باشید! هیچ بندهای از بندگان خدا نیست که خداوند قلب او را برای ایمان آزموده باشد، مگر آنکه محبت ما را در قلب خود مییابد و ما را دوست میدارد؛ و هیچ بندهای نیست که خداوند بر او خشم گرفته باشد، مگر آنکه دشمنی ما را در قلب خود مییابد و ما را دشمن میدارد.[۶]
در ادامه همین گزارش، محبت اهلبیت علیهمالسلام با امید به رحمت الهی و دشمنی با آنان با خطر سقوط معنوی ارتباط داده شده است.
دلالت روایت
این حدیث، محبت اهلبیت علیهمالسلام را از نشانههای ایمان معرفی میکند.
در برخی شرحهای غدیر، از آن برای تبیین پیوند طیب و خبیث با محبت و دشمنی نسبت به اهلبیت استفاده شده است.
بااینحال، روایت مستقل از عبارت خطبه غدیر است.
همچنین شناخت قطعی باطن اشخاص از ظاهر رفتار آنان، موضوعی فراتر از معنای مستقیم روایت است.
حدیث محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام در صحیح مسلم
در صحیح مسلم، از امیرالمؤمنین علیهالسلام چنین نقل شده است:
وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ، إِنَّهُ لَعَهْدُ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ إِلَيَّ: أَنْ لَا يُحِبَّنِي إِلَّا مُؤْمِنٌ، وَلَا يُبْغِضَنِي إِلَّا مُنَافِقٌ.؛ سوگند به آنکه دانه را شکافت و جانداران را آفرید! این پیمانی است که پیامبر اُمّی با من نهاده است: مرا جز مؤمن دوست نمیدارد و جز منافق با من دشمنی نمیورزد.[۷]
در این روایت، محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام نشانه ایمان و دشمنی با آن حضرت نشانه نفاق معرفی شده است.
این حدیث در منابع اهلسنت نیز نقل شده و از روایات مهم فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام است.
ارتباط حدیث با طیب و خبیث
در تفسیر امامیه، این روایت با موضوع آشکارشدن حقیقت ایمان و نفاق ارتباط دارد.
به همین دلیل، برخی شارحان خطبه غدیر آن را شاهدی برای توضیح تمییز طیب و خبیث دانستهاند.
بااینحال، حدیث از نظر لفظی درباره محبت و بغض نسبت به امیرالمؤمنین علیهالسلام است و اصطلاح «طیب و خبیث» در متن آن بهکار نرفته است.
همچنین اختلاف برداشت تاریخی درباره خلافت را نباید بدون دلیل مستقل با دشمنی شخصی و آگاهانه نسبت به امیرالمؤمنین علیهالسلام یکسان دانست.
محبت اهلبیت و درجات طهارت معنوی
برخی شارحان غدیر، محبت اهلبیت علیهمالسلام را دارای مراتب مختلف دانستهاند.
در این تحلیل، محبت میتواند از اظهار زبانی آغاز شود و با معرفت، پیروی عملی، تقوا و التزام به آموزههای دینی عمق یابد.
بر این اساس، طهارت معنوی انسان نیز با اصلاح باور و کردار او ارتباط پیدا میکند.[۸]
در مقابل، دشمنی آگاهانه با حق و پافشاری بر رفتار نادرست، در این آثار از زمینههای خباثت معنوی معرفی شده است.
این تقسیمبندی، تفسیر اخلاقی و کلامی شارحان است و نباید به معنای امکان اندازهگیری قطعی میزان پاکی باطن افراد دانسته شود.
آیه تطهیر و پاکی اهلبیت علیهمالسلام
خداوند در سوره احزاب میفرماید:
إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا؛ خداوند تنها میخواهد پلیدی را از شما اهلبیت دور کند و شما را بهطور کامل پاکیزه گرداند. (احزاب:۳۳)
در تفسیر امامیه، این عبارت از مستندات طهارت ویژه اهلبیت علیهمالسلام است.
برخی شارحان غدیر، با توجه به این آیه و روایات مرتبط، اهلبیت را سرچشمه هدایت و طهارت معنوی معرفی کردهاند.
بااینحال، آیه تطهیر و آیه تمییز طیب و خبیث، دو آیه مستقل با بافتهای متفاوتاند.
ارتباط آنها در این مقاله از نوع مقایسه موضوعی و تفسیر اعتقادی است.
زیارت جامعه کبیره و طهارت اهلبیت
در زیارت جامعه کبیره، درباره اهلبیت علیهمالسلام آمده است:
وَأَنَّ أَرْوَاحَكُمْ وَنُورَكُمْ وَطِينَتَكُمْ وَاحِدَةٌ، طَابَتْ وَطَهُرَتْ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ.؛ و گواهی میدهم که جانها و نور و طینت شما یکی است؛ اجزای آن از یکدیگر پاک و پاکیزهاند.[۹]
این عبارت در زیارت جامعه کبیره، وحدت نور و طینت اهلبیت علیهمالسلام را با پاکی آنان مرتبط میکند.
در تفسیر امامیه، از این مضمون برای تبیین جایگاه ویژه طهارت معنوی و هدایت اهلبیت استفاده شده است.
این متن مربوط به زیارت جامعه کبیره است و نباید بهعنوان بخشی از خطبه غدیر معرفی شود.
ولایت اهلبیت و پاکی جان مؤمنان
در ادامه زیارت جامعه کبیره آمده است:
فَجَعَلَ صَلَاتَنَا عَلَيْكُمْ، وَمَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلَايَتِكُمْ، طِيبًا لِخَلْقِنَا، وَطَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا، وَبَرَكَةً لَنَا، وَكَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا.؛ پس درود فرستادن ما بر شما و آنچه از ولایت شما به ما اختصاص داده است، سبب پاکی آفرینش ما، پاکیزگی جانهای ما، برکت برای ما و پوشاندهشدن گناهانمان قرار داد.[۱۰]
در این عبارت، ولایت اهلبیت علیهمالسلام با طهارت و برکت معنوی مؤمنان ارتباط یافته است.
برخی شارحان خطبه غدیر، آن را از شواهد پیوند پذیرش ولایت با طیببودن انسان دانستهاند.
در این برداشت، محبت و پیروی از اهلبیت با تزکیه نفس و اصلاح رفتار مرتبط است.
بااینحال، متن زیارت به معنای بینیازی مؤمن از عمل صالح، توبه و مسئولیت اخلاقی نیست.
مخالفت با اهلبیت در زیارت جامعه کبیره
در زیارت جامعه کبیره آمده است:
وَمَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ فَهُوَ فِي أَسْفَلِ دَرَكٍ مِنَ الْجَحِيمِ.؛ و هر کس شما را رد کند، در پایینترین مرتبه دوزخ است.[۱۱]
در تفسیر امامیه، این تعبیر با خطر رد ولایت و هدایت اهلبیت علیهمالسلام ارتباط دارد.
از نظر روش کلامی، باید میان بیان یک معیار عمومی در متن دعا یا زیارت و تعیین سرنوشت اخروی اشخاص معین تفاوت گذاشت.
بنابراین، نمیتوان تنها بر اساس وابستگی ظاهری یا مذهبی افراد، بدون بررسی شرایط شناخت و اختیار آنان، درباره سرنوشت اخرویشان حکم قطعی صادر کرد.
طیب و خبیث و تحولات تاریخی پس از غدیر
در برخی آثار امامیه، رفتار اشخاص تاریخی پس از رحلت پیامبر صلیاللهعلیهوآله در چارچوب آزمون ولایت تحلیل شده است.
در این آثار، از موضوعاتی مانند بیعت غدیر، اختلاف درباره جانشینی پیامبر، سقیفه و موضعگیری اشخاص در قبال امیرالمؤمنین علیهالسلام سخن گفته شده است.[۱۲]
همچنین گزارشهایی درباره تبریک به امیرالمؤمنین علیهالسلام پس از اعلام ولایت در غدیر نقل شده است.[۱۳]
برخی شارحان از مقایسه این گزارشها با حوادث بعدی برای توضیح مفهوم آزمون و آشکارشدن مواضع واقعی افراد استفاده کردهاند.
این تطبیقها باید به صاحبان دیدگاه نسبت داده شوند و اعتبار هر گزارش تاریخی جداگانه بررسی شود.
طینت انسان در روایات امامیه
از مباحث مهم مقاله فعلی، موضوع «طینت» است.
در منابع حدیثی امامیه، روایاتی درباره آفرینش طینت مؤمنان و کافران، تفاوت سرشتها و ارتباط آن با اعمال و گرایشهای انسان نقل شده است.
در برخی مجموعههای حدیثی، از جمله بحارالانوار، این گزارشها در مباحث آفرینش و ایمان گردآوری شدهاند.[۱۴]
برخی شارحان غدیر، این روایات را با موضوع جداسازی طیب از خبیث مرتبط دانستهاند.
در این تحلیل، طینت به منشأ یا زمینه برخی ویژگیهای معنوی انسان ارتباط داده میشود.
اما مسئله طینت در کلام امامیه دارای تفسیرهای متفاوت است و نمیتوان بدون بررسی سند و دلالت روایت، آن را به جبر اعتقادی یا اخلاقی فروکاست.
عالم ذر و میثاق الهی
در قرآن آمده است:
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ؛ و هنگامی که پروردگارت از فرزندان آدم، از پشتهایشان نسل آنان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی دادیم؛ تا روز قیامت نگویید ما از این موضوع بیخبر بودیم. (اعراف:۱۷۲)
این آیه از مهمترین مستندات بحث میثاق الهی و عالم ذر است.
در منابع روایی امامیه، گزارشهایی درباره میثاق انسانها نسبت به توحید، نبوت و ولایت نقل شده است.
برخی شارحان خطبه غدیر، پذیرش ولایت در عالم ذر را با تمییز طیب از خبیث مرتبط دانستهاند.[۱۵]
در گزارشی دیگر نیز مضمون عرضه ولایت و جایگاه آن در آغاز آفرینش مطرح شده است.[۱۶]
بااینحال، جزئیات مربوط به عالم ذر، کیفیت آن و نسبت آن با اختیار انسان، از مباحث اختلافی تفسیر و کلام است.
روایات میثاق ولایت در عالم ذر
در بحارالانوار، گزارشهایی درباره میثاق ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام و اهلبیت علیهمالسلام در آغاز آفرینش نقل شده است.
در برخی از این روایات، پذیرش ولایت با پاکی و ایمان و مخالفت با آن با دوری از هدایت مرتبط دانسته شده است.[۱۷]
گزارشهای دیگری نیز با مضمون نزدیک در همین مجموعه آمدهاند.[۱۸]
در برخی شرحهای غدیر، از این روایات برای توضیح منشأ طیب و خبیث استفاده شده است.
برای بررسی دقیق این گزارشها باید به سند، اختلاف الفاظ و معنای اصطلاحاتی مانند میثاق، طینت و عالم ذر توجه کرد.
روایت آزمون اصحاب یمین و اصحاب شمال
در برخی منابع حدیثی امامیه، گزارشی از امام صادق علیهالسلام درباره آزمون گروههایی از انسانها در آغاز آفرینش نقل شده است.
بر اساس این گزارش، گروههایی که از آنان با عنوان اصحاب یمین و اصحاب شمال یاد شده، با فرمانی الهی آزموده میشوند و واکنش یکسانی ندارند.[۱۹]
در برخی نقلها، این آزمایش با مسئله اطاعت و مخالفت با فرمان الهی پیوند یافته است.
شارحان غدیر از این مضمون برای توضیح تفاوت واکنش انسانها در برابر ولایت استفاده کردهاند.
بااینحال، این روایت مستقیماً بخشی از خطبه غدیر نیست و اعتبار سندی و تفسیر آن نیازمند بررسی مستقل است.
طینت و اختیار انسان
یکی از مهمترین پرسشهای کلامی درباره روایات طینت، نسبت آنها با اختیار انسان است.
اگر این روایات به معنای تعیین قطعی و تغییرناپذیر ایمان یا کفر اشخاص در آغاز آفرینش تفسیر شوند، مسئله نسبت آنها با عدالت الهی و مسئولیت انسان مطرح میشود.
در اندیشه امامیه، اصل مسئولیت انسان و نفی جبر از مباحث مهم کلامی است.
بر همین اساس، نباید تنها از ظاهر برخی روایات طینت نتیجه گرفت که انسان هیچ نقشی در انتخابهای اعتقادی و اخلاقی خود ندارد.
تفسیر این روایات باید با توجه به دیگر آموزههای دینی درباره توبه، هدایت، اختیار، تکلیف و پاداش و کیفر انجام گیرد.
طهارت مولد و ارتباط آن با محبت اهلبیت
در منابع حدیثی امامیه، روایاتی با مضمون ارتباط محبت اهلبیت علیهمالسلام با «طیب ولادت» نقل شده است.
بخشی از این گزارشها در بحارالانوار گردآوری شدهاند.[۲۰]
در برخی از این نقلها، محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام نشانه پاکی ولادت و دشمنی با آن حضرت نشانه خبث ولادت معرفی شده است.
در گزارش دیگری نیز همین مضمون درباره محبت اهلبیت نقل شده است.[۲۱]
برخی شارحان خطبه غدیر این روایات را در بحث منشأ طیب و خبیث بررسی کردهاند.
بااینحال، این گزارشها از نظر سند و دلالت باید مستقلاً ارزیابی شوند و نمیتوان آنها را مجوز نسبتدادن وضعیت نسبی خاص به اشخاص بر اساس باور مذهبی آنان دانست.
گزارش منسوب به پیامبر درباره طیب و خبث ولادت
در بحارالانوار روایتی منسوب به پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل شده که در آن میان محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام و پاکی ولادت ارتباط برقرار شده است.[۲۲]
در برخی نقلهای همخانواده، دشمنی با اهلبیت با نفاق یا ویژگیهای منفی ولادت پیوند داده شده است.
از نظر پژوهش حدیثی، باید الفاظ دقیق هر روایت، راویان و منبع نخستین آن بررسی شود.
همچنین لازم است میان زبان روایی درباره فضیلت محبت اهلبیت و ادعای حقوقی یا تاریخی درباره نسب اشخاص تفاوت گذاشت.
این تمایز بهویژه در نگارش دانشنامهای اهمیت دارد.
روایات منسوب درباره محبت اهلبیت و نسب
در مقاله فعلی ویکی غدیر، چند گزارش دیگر از بحارالانوار درباره طیب ولادت و محبت اهلبیت معرفی شدهاند.
از جمله در یکی از گزارشها، به ارتباط محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام با حلالزادگی اشاره شده است.[۲۳]
در روایت دیگری، همین موضوع در ارتباط با امامان از نسل امیرالمؤمنین علیهالسلام مطرح شده است.[۲۴]
این گزارشها در سنت حدیثی امامیه قابل مطالعهاند، اما از نظر روش علمی نباید آنها را بدون بررسی سندی بهعنوان معیار قطعی تشخیص نسب افراد بهکار گرفت.
همچنین اختلاف اعتقادی اشخاص درباره امامت بهخودیخود دلیل اثباتپذیری درباره وضعیت ولادت آنان نیست.
آیه ۶۴ سوره اسراء و مشارکت شیطان
خداوند در سوره اسراء میفرماید:
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا؛ و هر کس از آنان را توانستی با صدای خود تحریک کن و با سواران و پیادگانت بر آنان بتاز و در اموال و فرزندانشان شریک شو و به آنان وعده بده؛ و شیطان جز فریب به آنان وعده نمیدهد. (اسراء:۶۴)
در این آیه، تعبیر «وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ» آمده است.
مفسران درباره معنای مشارکت شیطان در اموال و اولاد دیدگاههای متفاوتی مطرح کردهاند.
برخی آن را به استفاده حرام از اموال یا تربیت نادرست فرزندان تفسیر کردهاند.
در برخی روایات نیز مصادیق دیگری برای مشارکت شیطان بیان شده است.
روایت مشارکت شیطان در اموال و اولاد
در منابع حدیثی امامیه، گزارشهایی منسوب به اهلبیت علیهمالسلام درباره مشارکت شیطان در اموال و اولاد نقل شده است.
در یکی از این گزارشها، از گفتوگویی منسوب میان ابلیس و امیرالمؤمنین علیهالسلام سخن رفته که در آن، مشارکت شیطان در زندگی و نسل گروهی از انسانها مطرح میشود.[۲۵]
در برخی آثار غدیری، این گزارش به موضوع محبت و دشمنی با امیرالمؤمنین علیهالسلام مرتبط دانسته شده است.
بااینحال، این نقل از نظر سند و معنای مشارکت شیطان نیازمند بررسی مستقل است.
همچنین تفسیر آن به یک فرایند مادی و زیستیِ مشخص، بدون شواهد کافی، از دلالت مستقیم متن فراتر میرود.
روایت درباره یاد خدا هنگام انعقاد نطفه
در برخی منابع روایی، از امام صادق علیهالسلام گزارشی درباره یاد خدا هنگام رابطه زناشویی نقل شده است.
بر اساس مضمون این گزارش، یاد خدا سبب دورشدن شیطان معرفی میشود و ترک آن با امکان مشارکت شیطان پیوند یافته است.[۲۶]
این مضمون در مباحث آداب زناشویی و تربیت دینی خانواده مطرح میشود.
برخی شارحان غدیر نیز از آن برای بررسی مفهوم طینت استفاده کردهاند.
بااینحال، برای استفاده از این روایت در تحلیل اعتقادی باید متن دقیق، سند و مقصود از مشارکت شیطان بررسی شود.
از این گزارش نمیتوان نتیجه گرفت که وضعیت اعتقادی یک فرد، امکان شناخت قطعی شرایط خصوصی انعقاد نطفه او را فراهم میکند.
حقوق مالی اهلبیت و طیب ولادت
در برخی روایات امامیه، بحث حلالکردن بخشی از حقوق مالی متعلق به اهلبیت علیهمالسلام برای شیعیان، با مفهوم طیب ولادت ارتباط داده شده است.
در بحارالانوار گزارشی درباره این موضوع نقل شده است.[۲۷]
این بحث از نظر فقهی با موضوع خمس، انفال و تحلیل حقوق مالی امام ارتباط دارد.
در برخی شرحهای خطبه غدیر، از این گزارشها برای توضیح آثار ولایت در زندگی مؤمنان استفاده شده است.
بااینحال، معنای فقهی این روایات باید در چارچوب شرایط تاریخی و اختلاف دیدگاهها درباره تحلیل خمس بررسی شود.
همچنین نمیتوان آنها را بدون دلیل به همه افراد یا گروههای مذهبی تعمیم داد.
طهارت مولد و سرنوشت اخروی
در برخی روایات امامیه، میان طهارت ولادت و ورود به بهشت ارتباط برقرار شده است.
از جمله در بحارالانوار گزارشی با این مضمون نقل شده است که بهشت جایگاه پاکان معرفی میشود.[۲۸]
گزارش دیگری نیز در همین زمینه آمده است.[۲۹]
برخی شارحان خطبه غدیر، این روایات را با موضوع طیب و خبیث و سرنوشت اخروی پیوند دادهاند.
بااینحال، در بررسی آنها باید به اعتبار سند، معنای طهارت و نسبت آن با ایمان، عمل و اختیار توجه کرد.
روایت نامبردن اشخاص با نام والدین در قیامت
در برخی منابع روایی امامیه، گزارشهایی درباره شیوه خواندهشدن اشخاص در قیامت و ارتباط آن با طهارت مولد آمده است.
در یکی از این نقلها، از خواندهشدن گروههایی با نام پدران یا مادرانشان سخن گفته شده است.[۳۰]
گزارش دیگری نیز با مضمون نزدیک نقل شده است.[۳۱]
برخی شارحان خطبه، از این روایات برای توضیح آثار اخروی طیب و خبیث استفاده کردهاند.
بااینحال، این گزارشها مستقل از عبارت اصلی خطبه هستند و نباید آنها را بهعنوان تفسیر قطعی آیه ۱۷۹ آلعمران معرفی کرد.
آیه ۷۳ سوره زمر و پاکی بهشتیان
وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ؛ و کسانی که از پروردگارشان پروا کردهاند، گروهگروه به سوی بهشت برده میشوند، تا هنگامی که به آن برسند و درهایش گشوده شود و نگهبانان به آنان بگویند: سلام بر شما! پاکیزه شدید؛ پس برای همیشه وارد بهشت شوید. (زمر:۷۳)
در این آیه، تعبیر «طِبْتُمْ» درباره بهشتیان آمده است.
در معنای مستقیم آیه، مخاطبان کسانی هستند که تقوای الهی داشتهاند.
در برخی روایات تفسیری امامیه، این تعبیر با موضوع طهارت معنوی یا طیب ولادت ارتباط داده شده است.
این کاربرد روایی باید از معنای مستقیم آیه تفکیک شود.
طیب و خبیث در آیه ۱۰۰ سوره مائده
قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ بگو ناپاک و پاک یکسان نیستند، هرچند فراوانی ناپاک تو را به شگفتی آورد. پس ای خردمندان، از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید. (مائده:۱۰۰)
در این آیه، ارزش طیب و خبیث یکسان معرفی نشده است.
همچنین کثرت خبیث، دلیل برتری آن دانسته نمیشود.
برخی شارحان خطبه غدیر، از این آیه برای توضیح این نکته استفاده کردهاند که فراوانی پیروان یک جریان، بهتنهایی دلیل حقانیت آن نیست.[۳۲]
در کاربرد این اصل، باید میان معیارهای قرآنی ارزشگذاری و تطبیق آنها بر گروههای تاریخی یا مذهبی تفاوت گذاشت.
آیه ۳۷ سوره انفال و جدایی نهایی خبیث از طیب
لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ تا خداوند ناپاک را از پاک جدا سازد و ناپاک را بر روی هم قرار دهد و همه را انباشته کند و در دوزخ افکند؛ آنان همان زیانکاراناند. (انفال:۳۷)
این آیه نیز درباره تمییز خبیث از طیب سخن میگوید.
بااینحال، بافت آن در سوره انفال با آیه ۱۷۹ آلعمران متفاوت است.
در برخی شرحهای غدیر، آیه ۳۷ انفال برای توضیح ارتباط تمییز طیب و خبیث با سرنوشت اخروی بهکار رفته است.
این ارتباط، مقایسهای موضوعی میان آیات است و نباید موجب یکسانانگاری همه مفاهیم و مصادیق آنها شود.
حدیث منسوب درباره ولایت و آفرینش دوزخ
در منابع حدیثی امامیه، گزارشی با مضمون زیر نقل شده است:
لَوِ اجْتَمَعَ النَّاسُ عَلَى حُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ مَا خَلَقَ اللَّهُ النَّارَ.؛ اگر مردم بر محبت علی بن ابیطالب علیهالسلام اجتماع میکردند، خداوند آتش دوزخ را نمیآفرید.[۳۳]
این مضمون در بحارالانوار نیز بازنقل شده است.[۳۴]
در برخی آثار غدیری، از این روایت برای تأکید بر جایگاه محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام در هدایت انسان استفاده شده است.
بااینحال، این گزارش از نظر سند و دلالت نیازمند بررسی مستقل است و نباید تنها بر اساس حضور آن در یک مجموعه حدیثی، اعتبار قطعی روایت را نتیجه گرفت.
همچنین مضمون روایت در چارچوب زبان فضائل و تفسیر اعتقادی آن بررسی میشود.
روایت منسوب درباره دشمنی با اهلبیت و عذاب
در بحارالانوار گزارشی با مضمون هشدار شدید درباره دشمنی با پیامبر و برگزیدگان از ذریه ایشان آمده است.[۳۵]
نقل دیگری با مضمون نزدیک نیز در این مجموعه وجود دارد.[۳۶]
برخی شارحان غدیر این گزارشها را در کنار روایات محبت اهلبیت آوردهاند تا دو سوی محبت و دشمنی با خاندان پیامبر را توضیح دهند.
بااینحال، برای تحلیل دقیق این روایتها، باید متن کامل، سند و نوع خطاب بررسی شود.
بهویژه تعیین سرنوشت اخروی افراد معین از طریق این گزارشها، نیازمند توجه به شرایط آگاهی و مسئولیت آنان است.
معیارهای طیب و خبیث در تفسیر امامیه
با توجه به آیات و روایات مطرحشده، برخی شارحان غدیر معیارهایی برای طیب و خبیث معرفی کردهاند.
| موضوع | معیار طیب در تفسیر امامیه | معیار خبیث در تفسیر امامیه |
|---|---|---|
| ایمان | ایمان و پایبندی آگاهانه به فرمان الهی | نفاق و مخالفت آگاهانه با حقیقت |
| ولایت | محبت و پیروی از اهلبیت علیهمالسلام | دشمنی آگاهانه با اهلبیت علیهمالسلام |
| رفتار | تقوا، اصلاح نفس و عمل صالح | پافشاری آگاهانه بر رفتار نادرست |
| آزمایش | آشکارشدن صداقت ایمان در عمل | آشکارشدن ناسازگاری میان ادعا و رفتار |
| سرنوشت | پاداش و رحمت الهی بر اساس ایمان و عمل | مسئولیت و کیفر بر اساس عدالت الهی |
این جدول، خلاصهای از تفسیرهای اعتقادی و اخلاقی مرتبط با موضوع است.
از نظر روش دانشنامهای، این معیارها نباید بدون دلیل معتبر و مستقل برای تعیین باطن یا نسب اشخاص بهکار روند.
رابطه طینت، نسب و مسئولیت فردی
یکی از نکات مهم در بررسی روایات طینت و طهارت مولد، مسئله مسئولیت فردی است.
خداوند در قرآن میفرماید:
وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى؛ و هیچکس بار گناه دیگری را برنمیدارد. (انعام:۱۶۴)
این اصل در مباحث کلامی درباره عدالت الهی اهمیت دارد.
بنابراین، نباید از روایتهای مربوط به طیب و خبیث نتیجه گرفت که رفتار والدین بهتنهایی سرنوشت اخلاقی و اخروی فرزندان را تعیین میکند.
همچنین امکان توبه، اصلاح و هدایت انسان باید در کنار دیگر آموزههای دینی مورد توجه قرار گیرد.
آیا میتوان باطن افراد را از روی محبت یا مخالفت ظاهری شناخت؟
در آیه ۱۷۹ آلعمران آمده است:
وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ؛ و خداوند شما را بر غیب آگاه نمیسازد. (آل عمران:۱۷۹)
این عبارت، محدودیت آگاهی انسان از امور پنهان را یادآور میشود.
در بررسی تاریخی و اعتقادی، میتوان درباره رفتارهای گزارششده اشخاص بحث کرد، اما شناخت قطعی همه انگیزهها و حقیقت درونی آنان از حدود شواهد تاریخی فراتر است.
ازاینرو، تمییز طیب و خبیث در این فراز را نباید به معنای مجازبودن انسانها برای داوری قطعی درباره باطن همه اشخاص دانست.
بررسی سندی و دلالی روایات مرتبط
روایاتی که در این مقاله مطرح شدهاند از نظر منبع و موضوع یکسان نیستند.
برخی، مانند حدیث محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام در صحیح مسلم، دارای متن و محل نقل مشخصاند.
برخی دیگر از زیارت جامعه کبیره گرفته شدهاند و در منابع زیارتی و حدیثی امامیه نقل شدهاند.
گروهی دیگر به موضوعات پیچیدهای مانند طینت، عالم ذر، طهارت مولد و سرنوشت اخروی مربوطاند.
درباره گروه اخیر، صرف وجود روایت در بحارالانوار یا دیگر مجموعههای حدیثی، به معنای تأیید سندی قطعی آن نیست.
ازاینرو، لازم است درباره هر روایت مهم، منبع نخستین، سند، اختلاف نسخهها و معنای مورد نظر بررسی شود.
در این مدخل، گزارشهای مرتبط بهعنوان بخشی از میراث روایی امامیه معرفی شدهاند، اما اعتبار یکسانی برای همه آنها فرض نشده است.
بررسی دلالت فراز خطبه
دلالت لفظی
در عبارت خطبه، از رهانشدن انسانها بدون تمییز خبیث از طیب و محدودیت آگاهی آنان از غیب سخن گفته شده است.
دلالت قرآنی
فراز با بخش آغازین آیه ۱۷۹ آلعمران ارتباط دارد.
آیات ۱۰۰ مائده و ۳۷ انفال نیز از نظر موضوعی با مفهوم طیب و خبیث مرتبطاند.
دلالت اعتقادی امامیه
در تفسیر امامیه، این فراز با آزمون ولایت و نقش محبت و دشمنی نسبت به اهلبیت در آشکارشدن حقیقت ایمان ارتباط داده شده است.
دلالت روایی
روایات امتحان قلب، محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام و عبارتهای زیارت جامعه کبیره از مهمترین شواهد روایی مرتبط با این موضوعاند.
گزارشهای طینت، عالم ذر و طهارت مولد نیز در برخی شرحهای غدیر برای توسعه بحث استفاده شدهاند.
حدود دلالت
از عبارت خطبه بهتنهایی نمیتوان درباره طینت، نسب، شرایط ولادت یا سرنوشت اخروی اشخاص معین حکم قطعی صادر کرد.
همچنین گزارشهای روایی و تطبیقهای تاریخی باید با معرفی منبع و بررسی اعتبارشان از متن مستقیم خطبه تفکیک شوند.
جمعبندی
در فرازی از خطبه غدیر، پیامبر صلیاللهعلیهوآله با استفاده از مضمون آیه ۱۷۹ سوره آلعمران، از آزمایش الهی و جداشدن خبیث از طیب سخن میگوید.
در تفسیر امامیه، این عبارت با آزمایش مسلمانان در مسئله ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام مرتبط دانسته شده است.
از مهمترین روایات مرتبط با این موضوع، حدیث امتحان قلب به ایمان و محبت اهلبیت، حدیث محبت امیرالمؤمنین علیهالسلام در صحیح مسلم و عبارتهای زیارت جامعه کبیره درباره طهارت اهلبیت و آثار ولایت آنان است.
همچنین در منابع امامیه، گزارشهایی درباره عالم ذر، طینت، طهارت مولد، مشارکت شیطان در اموال و اولاد و سرنوشت اخروی انسانها وجود دارد که برخی شارحان غدیر آنها را برای توضیح طیب و خبیث بهکار بردهاند.
این مجموعه روایات از نظر سند، موضوع و دلالت یکسان نیستند و نباید بدون بررسی، همه آنها را به معنای مستقیم خطبه یا آیه قرآن نسبت داد.
در مجموع، این فراز از بخشهای مهم خطبه غدیر در موضوع آزمایش الهی، حقیقت ایمان، جایگاه محبت اهلبیت و تمایز میان هدایت و گمراهی در تفسیر امامیه بهشمار میرود.
جستارهای وابسته
• خطبه غدیر • پیشگویی تبدیل امامت به سلطنت در خطبه غدیر • هلاکت اقوام از جانب خداوند • آیه ۱۷۹ سوره آل عمران • محبت اهل بیت علیهم السلام
پانویس
- ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۳۷.
- ↑ شرح خطابه غدیر، ج۴، ص۲۳۱–۲۳۳.
- ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
- ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۳۸–۲۳۹.
- ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۳۸–۲۳۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۸۰.
- ↑ صحیح مسلم، کتاب الإیمان، ح۷۸.
- ↑ شرح خطبه غدیر، ج۴، ص۲۳۱–۲۳۳.
- ↑ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۸.
- ↑ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۸.
- ↑ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۸.
- ↑ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۱۹۵.
- ↑ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۶۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۲، ص۱۹۰، ح۲۴.
- ↑ الیقین، ص۲۱۳.
- ↑ الیقین، ص۲۸۲.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۶، ص۲۷۲.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۶، ص۲۸۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۵، ص۲۴۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۴۵–۱۴۶.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۴۸، ح۱۱.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۴۷، ح۸.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۴۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۵۲.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۹، ص۱۷۸، ح۲۱.
- ↑ وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۳۱۲.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۴۷، ح۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۵، ص۲۸۵، ح۴.
- ↑ بحارالانوار، ج۵، ص۲۸۷، ح۱۱.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۵۰، ح۱۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۵۵، ح۲۸.
- ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۵۱–۲۵۲.
- ↑ الأمالی، ص۶۵۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۹، ص۲۴۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۱۸، ص۳۹۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۶، ص۱۶۳.
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
- الأمالی؛ محمد بن علی بن بابویه قمی، تحقیق محمدباقر کمرهای، تهران: انتشارات کتابچی، ۱۳۷۶ش.
- بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ محمدباقر مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- تهذیب الأحکام؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق سید حسن موسوی خرسان، تهران: دار الکتب الإسلامیة.
- صحیح مسلم؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
- شرح خطابه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
- عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال؛ عبدالله بن نورالله بحرانی اصفهانی، تحقیق محمدباقر موحد ابطحی، قم: مؤسسة الإمام المهدی علیهالسلام، ۱۳۸۲ش.
- غدیر در قرآن، قرآن در غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
- مناقب الإمام أمیرالمؤمنین علی بن أبیطالب علیهالسلام؛ محمد بن سلیمان کوفی، تحقیق محمدباقر محمودی، قم: مجمع إحیای فرهنگ اسلامی، ۱۴۲۳ق.
- وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة؛ محمد بن حسن حرّ عاملی، قم: مؤسسة آل البیت علیهمالسلام لإحیاء التراث، ۱۴۱۶ق.
- الیقین باختصاص مولانا علی علیهالسلام بإمرة المؤمنین؛ سید علی بن موسی بن طاووس، تحقیق محمدباقر انصاری، قم: مؤسسه دار الکتاب الجزائری، ۱۴۱۳ق.
