پرش به محتوا

خطبه غدیر: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ دسامبر ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۶۷: خط ۲۶۷:




۸ -  «معاشر الناس» هاى مخصوص حضرت على ‏عليه السلام همانگونه كه در بخش قبلى بيان شد، استفاده از »معاشر الناس« براى توجه و عنايت بيشتر مردم به مطالب مذكور بعد از خطاب است. از  ۵۸ مورد »معاشر الناس« در خطبه، ۲۸ مورد آن اختصاص به نكاتى دارد كه درباره اميرالمؤمنين على‏عليه السلام است:فاعلموا -  معاشر الناس -  ذلك فيه و افهموه و اعلموا: اى مردم، اين مطلب را درباره او بدانيد و بفهميد و آگاه باشيد.معاشر الناس، فضّلوه: اى مردم، على‏عليه السلام را بر ديگران برترى دهيد.معاشر الناس، لا تضلّوا عنه: اى مردم، از على‏عليه السلام روى برنگردانيد.معاشر الناس، انه امام من اللَّه: اى مردم، او امامى از جانب خداوند است.معاشر الناس، فضّلوا علياًعليه السلام فانه افضل الناس بعدى: اى مردم، على‏عليه السلام را بر ديگران برترى دهيد كه او بعد از من برترين مردم است.معاشر الناس، انه جنب اللَّه: اى مردم، على‏عليه السلام هم جوار خداوند است.معاشر الناس، ان علياً و الطيبين من ولدى‏عليهم السلام من صلبه هم الثقل الاصغر: اى مردم، على و فرزندان پاك من از نسل اوعليهم السلام گنجينه كوچك هستند.معاشر الناس، هذا على‏عليه السلام اخى و وصيى و واعى علمى: اى مردم، اين على‏عليه السلام برادر من و وصى من و حافظ علم من است.معاشر الناس، انما اكمل اللَّه عزوجل دينكم بامامته: اى مردم، خدا دين شما را با امامت على‏عليه السلام كامل نمود.۹-  صفات و فضائل حضرت على‏عليه السلام بيان شده در خطبهآشكارترين معجزه خطبه غدير همين بخش مى‏باشد كه پيامبرصلى الله عليه وآله در اين خطبه يك ساعته، صفات و فضائل بى‏شمارى را از حضرت على‏عليه السلام بيان فرموده است. البته اگر هيچ صفتى هم گفته نمى‏شد مگر همين جمله‏اى كه مى‏فرمايد: معاشر الناس، ان فضائل على بن ابى‏طالب‏عليه السلام عند اللَّه عزوجل -  و قد انزلها فى القرآن -  اكثر من ان احصيها فى مقام واحد. فمن انبأكم بها و عرفها فصدّقوه. همين فقره براى شناخت مولايمان اميرالمؤمنين على‏عليه السلام كافى بود. در اين كلام نورانى، پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: اى مردم، فضائل و ويژگى‏هاى على بن ابى‏طالب‏عليه السلام در نزد خداوند -  كه در قرآن آمده -  بيش از آن است كه بتوانم در يك مجلس بشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آنها را به شما شناساند او را تصديق كنيد.در اين خطبه ۱۶۰ صفت و فضيلت از ويژگى‏هاى حضرت على‏عليه السلام بيان شده است. البته با توجه به مفاهيم بعضى از جملات مى‏توان ۱۸۸ صفت و بلكه بيشتر براى آن حضرت بر شمرد، ولى در اين كتاب فقط به معناى ظاهرى جملات بسنده مى‏شود، و از گفتن مفاهيم پنهان و صفات تكرارى صرف نظر مى‏گردد:على بن ابى‏طالب اخى‏عليه السلام: على بن ابى‏طالب‏عليه السلام برادر من است.وصيّى: وصى من است.خليفتى على امتى: جانشين من در ميان امت من است.الامام من بعدى: امام بعد از من است.محله منى محل هارون من موسى‏عليهما السلام: جايگاه او نسبت به من همانند جايگاه هارون نسبت به موسى‏عليهما السلام است.وليّكم: صاحب اختيار شماست.الذى اقام الصلاة: كسى كه نماز به پا مى‏دارد.۱۰-  اوامر بيان شده در خطبهدر هر خطبه‏اى بعد از توضيحات خطيب و ارائه ادلّه، نوبت به بيان »اهداف و مقاصد« مى‏رسد و سخنران مهم‏ترين مقاصد خود را به صورت حكم و امر مولوى بيان مى‏كند، تا مخاطبين از دستورهايش تبعيت كنند.در حالتى ديگر اهداف و مقاصد را به صورت امر ارشادى بيان مى‏كند تا ديگران را ترغيب نمايد كه سخنانش را عملى سازند. در اين خطبه نيز پيامبرصلى الله عليه وآله ۴۲ مرتبه درباره موضوعات مهم دستور داده است:»بلّغ ما انزل« : آنچه را كه نازل شد ابلاغ كن.فاعلموا: بدانيد.افهموه: بفهميد.اعلموا: آگاه باشيد.فاسمعوا: گوش بسپاريد.اطيعوا: اطاعت كنيد.انقادوا: سر تسليم فرود آوريد.فضّلوه: او )على‏عليه السلام( را بر ديگران برترى دهيد.اقبلوه: او را قبول كنيد.فضّلوا علياًعليه السلام: على‏عليه السلام را بر ديگران برترى دهيد.تدّبروا القرآن: در قرآن بيانديشيد.و افهموا آياته: آيات قرآن را بفهميد.و انظرو الى محكماته: در محكمات قرآن نظر كنيد.۱۱-  اوامر و وظائف بيان شده درباره حضرت على‏عليه السلام در خطبهمهم‏ترين اهداف يك خطبه نزد خطيب دستورهايى است كه در كلام خود بيان مى‏كند، و مهم‏ترين دستورها آن دسته از فرامينى است كه بيشتر روى آن تكيه مى‏كند و درباره آن بحث مى‏نمايد. از ۴۲ فرمان بيان شده در خطبه غدير، ۲۱ فرمان آن مربوط به احترام و اطاعت از اميرالمؤمنين‏عليه السلام است. اميد است كه بيان اين فرامين موجب تنبّه و آگاهى بيشتر گردد.بلّغ ما انزل: آنچه را كه نازل شد )درباره على‏عليه السلام( ابلاغ كن.فاسمعوا: گوش بسپاريد )آنچه را كه خدا درباره على‏عليه السلام فرموده است( .اطيعوا: اطاعت كنيد )آنچه را كه خدا درباره على‏عليه السلام فرموده است( .انقادوا: سر تسليم فرود آوريد.فضّلوه: او )على‏عليه السلام( را بر ديگران برترى دهيد.اقبلوه: او را قبول كنيد.فضّلوا علياًعليه السلام: على‏عليه السلام را بر ديگران برترى دهيد.فليبلّغ الحاضر الغائب: اين پيام )انتصاب على‏عليه السلام( را حاضران به غائبان برسانند.و قد امرت علياًعليه السلام: من على‏عليه السلام را فرمان دادم.انتهوا: نهى او را بپذيريد.و صيّروا الى مراده: به سوى هدف و مقصود او گام برداريد.فقولوا و قولوا: بگوييد )درباره على‏عليه السلام آنچه را كه من مى‏گويم( .۱۲-  نواهى بيان شده در خطبههمانگونه كه در بحث اوامر بيان شد، دستورهاى صادر شده از سوى خطيب، -  خواه به صورت امر و خواه به صورت نهى -  اساسى‏ترين بخش يك خطبه مى‏باشد و هدف واقعى سخنران را مى‏رساند. در اين خطبه، حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله ۱۵ بار نهى فرموده است.از اين نواهى بيان شده در خطبه، ۷ مورد آن مربوط به اميرالمؤمنين‏عليه السلام مى‏باشد؛ پيامبرصلى الله عليه وآله نسبت به دورى  جستن از حضرت على‏عليه السلام هشدار مى‏دهد و مردم را از ترك نمودن راه و روش و امامت آن حضرت باز مى دارد.انسان منصف و داراى قلب سليم با دقت در كلام خاتم الانبياءصلى الله عليه وآله به اين نكته پى مى‏برد كه تمام همّ و غم آن حضرت اثبات راه و روش وصى خود مى‏باشد. بيشترين چيزى كه حضرتش از آن نهى مى‏فرمايد دورى جستن و كناره گرفتن از راه و روش اميرالمؤمنين على‏عليه السلام است. پس وظيفه هر مسلمان و محب رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله است كه از چيزهايى كه پيامبرصلى الله عليه وآله نهى فرموده آگاه گردد و از آنها اجتناب نمايد:ملعون من خالفه: هر كس با او مخالفت كند ملعون است.لا تضلّوا عنه: از او )على‏عليه السلام( روى برنگردانيد.لا تنفروا منه: و از او نگريزيد.و لا تستنكفوا عن ولايته: و از ولايتش سر برنتابيد.فاحذروا ان تخالفوه: از مخالفت با او بپرهيزيد.ملعون ملعون، مغضوب مغضوب من ردّ علىّ قولى: ملعون است معلون است، مغضوب است مغضوب است كسى كه اين گفته مرا رد كند.لا تتبعوا متشابهه: به دنبال متشابه آن )قرآن( نرويد.فلا تحسدوه: مبادا به او )على‏عليه السلام( حسد ورزيد.لا تمنّوا علىّ باسلامكم: با اسلام آوردنتان بر من منت نگذاريد.لا تمنّوا على اللَّه: بر خدا منت نگذاريد.و لا تتفرّق بكم السبل عن سبيله: راه‏هاى گوناگون شما را از راه او منحرف نكند.و لا تخلّفوا عنه الا بتروا و افتقروا: هيچ خاندانى حج را ترك نمى‏كند مگر آنكه بى خير و فقير باشد.لا تنصرفوا عن المشاهد الا بتوبة: جز با توبه از صحنه برنگرديد.لا تبدّلوه: اين مطالب را جا به جا نكنيد.لا تغيّروه: اين مطالب را تغيير ندهيد.۱۳-  ضمائر متصل بيان شده در خطبه درباره حضرت على‏عليه السلامهمانگونه كه مى‏دانيم ضمير در حكم »اسم عين« است، و با آوردن ضمير گويا اسم شخص برده مى‏شود. پيامبرصلى الله عليه وآله در عين حال كه ۴۳ مرتبه نام وصى خود حضرت على‏عليه السلام را مى‏برد، ۹۶ مرتبه نيز ضمير متصل »ه« و ۷ مرتبه ضمير منفصل »هو« و ۱۴ بار ضمير مستتر »هو« را به حضرتش ارجاع مى‏دهد، يعنى مجموعاً ۱۵۶ مرتبه نام وصى خود را در اين خطبه بيان مى‏فرمايد. اهتمام بر كسى در اين حد و با اين همه تأكيد در كمتر خطبه‏اى ديده شده است. در اينجا ابتدا به ضمائر متصل پرداخته مى‏شود، و در بخش‏هاى بعدى ديگر ضمائر بيان مى گردد:الذى محله منى محل هارون من موسى‏عليهما السلام: نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسى‏عليهما السلام است.لكثره ملازمته: همراهى فراوان او )على‏عليه السلام( با من.اقبالى عليه: توجه من به او.هواه: تمايل او.قبوله منّى: پذيرش او از من.فاعلموا... ذلك فيه: اين مطلب را درباره او بدانيد.قد نصبه لكم ولياً: او را صاحب اختيار شما قرار داده است.فرض طاعته: اطاعتش را واجب نموده است.ماض حكمه: حكم او )على‏عليه السلام( قاطع است.جاز قوله: كلامش بسنده است.نافذ امره: امرش نافذ است.ملعون من خالفه: هر كس با او مخالفت كند ملعون است.مرحوم من تبعه: هر كس تابع او باشد مورد رحمت الهى است.و صدّقه: هر كس تصديقش كند.غفر اللَّه له: خدا او را آمرزيده است.۱۴-  ضماير منفصل بيان شده در خطبه درباره حضرت على‏عليه السلامتعداد هفت ضمير منفصل و جداگانه -  يعنى او -  به حضرت اميرعليه السلام ارجاع داده شده است:هو وليكم: او صاحب اختيار شماست.و هو راكع: در حالى كه در ركوع است.هو االامام المبين: او همان امام مبين است.فهو الذى يهدى الى الحق: او است كه به سوى حق هدايت مى‏كند.هو على بن ابى‏طالب‏عليه السلام: او على بن ابى‏طالب‏عليه السلام است.هو ناصر دين اللَّه: او يارى دهنده دين خداست.هو و من تخلّف من ذريتى: او و جانشينان كه از نسل من هستند.۱۵-  ضمائر مستتر بيان شده در خطبه درباره حضرت على‏عليه السلامتعداد ۱۴ مرتبه ضمير مستتر به حضرت اميرعليه السلام ارجاع داده شده است:اقام الصلاة )هو( : )او( نماز به پا مى‏دارد.آتى الزكاة )هو( : )او( زكات مى‏دهد.يهدى الى الحق )هو( : )او( به سوى حق هدايت مى‏كند.يعمل به )هو( : )او( به حق عمل مى‏نمايد.يزهق الباطل )هو( : )او( باطل را از ميان بر مى‏دارد.ينهى عنه )هو( : )او( از باطل باز مى‏دارد.فدى رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله بنفسه )هو( : )او( جان خود را فداى رسول‏خداصلى الله عليه وآله كرد.كان مع الرسول‏صلى الله عليه وآله )هو( : )او( با رسول‏خداصلى الله عليه وآله بود.ينام فى مضجعى )هو( : )او( در بستر من بخوابد.ففعل فادياً لى بنفسه )هو( : )او( در حالى كه جانش را فداى من مى‏كرد در بستر من آرميد.الا علياًعليه السلام، الذى آمن و رضى: مگر على‏عليه السلام كه ايمان آورد و به درستى و شكيبايى خشنود شد.هذا على‏عليه السلام يفهمكم بعدى: بعد از من اين على‏عليه السلام است كه به شما مى‏فهماند.على‏عليه السلام قد بايعنى: على‏عليه السلام با من بيعت كرده است.۱۶-  همه قسم‏هاى بيان شده در خطبهمحققان بر اين باور هستند كه قسم در زمانى استفاده مى‏شود كه مطلب مورد نظر گوينده مطلب مهمى باشد، يا در مورد آن مطلب مهم انكارى از سوى مقابل ديده شود. از اين رو براى دلگرم نمودن طرف مقابل يا اتمام حجت با او از قسم استفاده مى‏شود. حال بايد ببنيم كه پيامبرصلى الله عليه وآله كه هيچ كار بيهوده‏اى انجام نمى‏دهد، هفت قسمى كه در خطبه ايشان به زبان آورده‏اند را در كجاى و براى چه مطالب مهمى استفاده كرده‏اند:و اللَّه فى امورهم قد تكرّمت: به خدا قسم در امور مربوط به آنها با بزرگوارى رفتار كرده‏ام.بى -  و اللَّه -  بشّر الاولون من النبيين و المرسلين: به خدا قسم پيامبران و رسولان پيشين‏عليهم السلام به آمدنم مژده داده‏اند.انا -  و اللَّه -  خاتم الانبياء و المرسلين‏عليهم السلام: به خدا قسم من خاتم پيامبران و رسولان‏عليهم السلام هستم.فى على‏عليه السلام -  و اللَّه -  نزلت سورة العصر: به خدا قسم سوره والعصر درباره على‏عليه السلام نازل شده است.»و العصر . ان الانسان لفى خسر« : »قسم به عصر . كه انسان در زيان است« .باللَّه ما عنى بهذه الآية الا قوماً من اصحابى، اعرفهم باسمائهم و انسابهم، و قد امرت بالصفح عنهم: به خدا قسم مقصود اين آيه جز گروهى از اصحاب خودم نيست، كه آنان را به اسم و نسبشان مى‏شناسم، و مأمورم بر آنان پرده‏پوشى كنم.فىّ نزلت و فيهم -  و اللَّه -  نزلت و لهم عمت و ايّاهم خصّت: به خدا قسم اين سوره درباره من و درباره آنان )امامان‏عليهم السلام( نازل شده است و شامل همه آنان مى‏شود و به آنان اختصاص دارد.۱۷-  قسم‏هاى مخصوص حضرت على‏عليه السلامپيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله به سبب اهميت موضوع ولايت، سه مرتبه از قسم استفاده نموده‏اند:فى على‏عليه السلام -  و اللَّه -  نزلت سورة العصر: به خدا قسم سوره والعصر درباره على‏عليه السلام نازل شده است.»والعصر . ان الانسان لفى خسر« الا علياًعليه السلام الذى آمن و رضى بالحق و الصبر: »قسم به عصر . كه انسان در زيان است« ، مگر على‏عليه السلام كه ايمان آورد و به حق و شكيبايى خشنود شد.فىّ نزلت و فيهم -  واللَّه -  نزلت و لهم عمت و اياهم خصّت: به خدا قسم اين سوره درباره من و آنان )امامان‏عليهم السلام( نازل شده است و شامل همه آنان مى‏شود و به آنان اختصاص دارد.۱۸-  خصوصيات دوستان حضرت على‏عليه السلاميكى از راه‏هاى شناساندن يك فرد معرفى دوستان وى مى‏باشد. اگر بر فرض محال پيامبرصلى الله عليه وآله درباره حضرت على‏عليه السلام نكته‏اى نمى‏فرمود و به توصيف و مدح دوستان و دوستداران آن حضرت بسنده مى‏كرد، در شناساندن اميرالمؤمنين على‏عليه السلام كافى بود، و دلالت مى‏كرد كه آن حضرت احترام خاص و ويژه‏اى نزد پيامبرصلى الله عليه وآله دارد. اين مسئله براى شناخت مدعيان نزديك بودن به سنت نبوى نيز كافى است. همان كسانى كه پيامبرصلى الله عليه وآله درباره دوستان آنها چيزى نفرموده، بلكه مذمت نيز فرموده است:مرحوم من تبعه و صدّقه: هر كس تابع او باشد و تصديقش كند مورد رحمت الهى قرار مى‏گيرد.لا يوالى علياًعليه السلام الا تقى: جز فرد پرهيزگار كسى با على‏عليه السلام دوستى نمى‏كند.لا يؤمن به الا مؤمن مخلص: جز مؤمن مخلص كسى به او ايمان نمى‏آورد.الا انّ اوليائهم الذين ذكرهم اللَّه فى كتابه فقال عزوجل: »لا تجد قوماً يؤمنون باللَّه و اليوم الآخر يوادّون من حادّ اللَّه و رسوله و لو كانوا آبائهم او ابنائهم او اخوانهم او عشيرتهم: بدانيد كه دوستان اهل‏بيت‏عليهم السلام كسانى هستند كه خداوند در كتابش آنان را ياد كرده و فرموده است: »هيچ گروهى را نمى‏يابى كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند و در عين حال با كسانى كه با خدا و رسولش ضدّيت دارند دوستى نمايند اگر چه پدران و فرزندان و برادران و اقوامشان باشند.اولئك كتب فى قلوبهم الايمان: آنان كسانى هستند كه ايمان در قلوبشان نوشته شده است.ايّدهم بروح منه: خدا آنان را با روحى از خود تأييد فرموده است.يدخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار: به بهشتى واردشان مى‏كند كه از پايين آن نهرها جارى است.رضى اللَّه عنهم: خدا از آنان راضى است.رضوا عنه: آنان از خدا راضى هستند.اولئك حزب اللَّه. الا ان حزب اللَّه هم المفلحون: آنان حزب خدا مى‏باشند. بدانيد كه حزب خدا رستگار است.الا ان اوليائهم المؤمنون الذين وصفهم اللَّه عزوجل فقال: »الذين آمنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم« : بدانيد كه دوستان آنان )اهل‏بيت‏عليهم السلام( كسانى هستند كه خداوند عزوجل آنان را توصيف كرده و فرموده است: »كسانى كه ايمان آوردند و ايمانشان را به تاريكى نيالودند« .۱۹-  خصوصيات دشمنان حضرت على‏عليه السلامهمچنين يكى از راه‏هاى شناخت يك فرد، شناخت دشمنان آن فرد است. بايد ديد چه كسانى دشمن او هستند، و چه كسانى دشمنان آن شخص را مذمت كرده‏اند، و چرا دشمنان او را مذمت كرده‏اند. در اين خطبه، ۱۲ مرتبه دشمنان حضرت على‏عليه السلام مذمت شده‏اند. و مدمت كننده كسى نيست جز پيامبرصلى الله عليه وآله. اين گواهى است بر اين كه صراط على‏عليه السلام حق است:ملعون من خالفه: هر كس با او مخالفت كند ملعون است.ملعون ملعون، مغضوب مغضوب من ردّ علىّ قولى هذا و لم يوافقه: معلون است ملعون، مغضوب است مغضوب است كسى كه اين گفته مرا رد كند و با آن موافقت ننمايد.الا و انه يبغض علياًعليه السلام الا شقىّ: آگاه باشيد كه جز فرد بدبخت كسى با على‏عليه السلام دشمنى نمى‏كند.الا ان اعدائهم هم السفهاء الغاوون، اخوان الشياطين: بدانيد كه دشمنان ايشان سفيهان گمراه و برادران شياطين هستند.يوحى بعضهم الى بعض زخرف القول غروراً: سخنان پوچى را براى فريفتن به يكديگر مى‏رسانند.الا ان اعدائهم الذين يصلون سعيراً: بدانيد كه دشمنان ايشان كسانى هستند كه وارد شعله‏هاى آتش مى‏شوند.الا ان اعدائهم الذين يسمعون لجهنم شهيقاً و هى تفور: بدانيد كه دشمنان ايشان كسانى هستند كه در حال جوش و خروش جهنم صداى وحشتناك آن را مى‏شنوند.و يرون لها زفيراً: شعله‏هاى جهنم را مى‏بينند.الا ان اعدائهم الذين قال اللَّه فيهم: »كلّما دخلت امة لعنت اختها حتى اذا ادّاركوا فيها جميعاً قالت اخراهم لاولاهم ربنا هؤلاء اضلّونا فآتهم عذاباً ضعفاً من النار قال لكل ضعف و لكن لا تعلمون« : بدانيد كه دشمنان ايشان كسانى هستند كه خدا درباره آنان فرموده است: »هر گروهى كه داخل جهنم مى‏شود همتاى خود را لعنت مى‏كند تا اينكه همه آنان در آنجا به هم مى‏پيوندند پيروان درباره پيشوايان مى گويند پروردگارا اينان ما را گمراه كردند پس بر آنان عذابى دو چندان از آتش نازل كن خداوند مى‏فرمايد عذاب همه شما دو چندان است ولى شما نمى‏دانيد..
 
'''«معاشر الناس» هاى مخصوص حضرت على ‏عليه السلام'''
 
همانگونه كه در بخش قبلى بيان شد، استفاده از «معاشر الناس» براى توجه و عنايت بيشتر مردم به مطالب مذكور بعد از خطاب است. از  ۵۸ مورد «معاشر الناس» در خطبه، ۲۸ مورد آن اختصاص به نكاتى دارد كه درباره اميرالمؤمنين على عليه السلام است:
 
فاعلموا -  معاشر الناس -  ذلك فيه و افهموه و اعلموا: اى مردم، اين مطلب را درباره او بدانيد و بفهميد و آگاه باشيد.
 
معاشر الناس، فضّلوه: اى مردم، على‏عليه السلام را بر ديگران برترى دهيد.معاشر الناس، لا تضلّوا عنه: اى مردم، از على‏عليه السلام روى برنگردانيد.
 
معاشر الناس، انه امام من اللَّه: اى مردم، او امامى از جانب خداوند است.
 
معاشر الناس، فضّلوا علياًعليه السلام فانه افضل الناس بعدى: اى مردم، على‏ عليه السلام را بر ديگران برترى دهيد كه او بعد از من برترين مردم است.
 
معاشر الناس، انه جنب اللَّه: اى مردم، على‏عليه السلام هم جوار خداوند است.
 
معاشر الناس، ان علياً و الطيبين من ولدى‏ عليهم السلام من صلبه هم الثقل الاصغر: اى مردم، على و فرزندان پاک من از نسل او عليهم السلام گنجينه كوچک هستند.
 
معاشر الناس، هذا على‏ عليه السلام اخى و وصيى و واعى علمى: اى مردم، اين على‏ عليه السلام برادر من و وصى من و حافظ علم من است.
 
معاشر الناس، انما اكمل اللَّه عزوجل دينكم بامامته: اى مردم، خدا دين شما را با امامت على‏عليه السلام كامل نمود.
 
'''صفات و فضائل حضرت على‏ عليه السلام بيان شده در خطبه'''
 
آشكارترين معجزه خطبه غدير همين بخش مى ‏باشد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در اين خطبه يک ساعته، صفات و فضائل بى‏ شمارى را از حضرت على‏ عليه السلام بيان فرموده است.
 
البته اگر هيچ صفتى هم گفته نمى ‏شد مگر همين جمله ‏اى كه مى‏ فرمايد: معاشر الناس، ان فضائل على بن ابیطالب‏ عليه السلام عند اللَّه عزوجل -  و قد انزلها فى القرآن -  اكثر من ان احصيها فى مقام واحد. فمن انبأكم بها و عرفها فصدّقوه. همين فقره براى شناخت مولايمان اميرالمؤمنين على‏عليه السلام كافى بود.  
 
در اين كلام نورانى، پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله مى فرمايد: اى مردم، فضائل و ويژگى ‏هاى على بن ابی‏طالب‏ عليه السلام در نزد خداوند -  كه در قرآن آمده -  بيش از آن است كه بتوانم در يک مجلس بشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آنها را به شما شناساند او را تصديق كنيد.
 
در اين خطبه ۱۶۰ صفت و فضيلت از ويژگى‏ هاى حضرت على‏ عليه السلام بيان شده است. البته با توجه به مفاهيم بعضى از جملات مى ‏توان ۱۸۸ صفت و بلكه بيشتر براى آن حضرت بر شمرد، ولى در اين كتاب فقط به معناى ظاهرى جملات بسنده مى ‏شود، و از گفتن مفاهيم پنهان و صفات تكرارى صرف نظر مى گردد:
 
على بن ابیطالب اخى ‏عليه السلام: على بن ابی‏طالب‏ عليه السلام برادر من است.
 
وصيّى: وصى من است.
 
خليفتى على امتى: جانشين من در ميان امت من است.
 
الامام من بعدى: امام بعد از من است.
 
محله منى محل هارون من موسى‏ عليهما السلام: جايگاه او نسبت به من همانند جايگاه هارون نسبت به موسى ‏عليهما السلام است.
 
وليّكم: صاحب اختيار شماست.ا
 
لذى اقام الصلاة: كسى كه نماز به پا مى دارد.
 
'''اوامر بيان شده در خطبه در هر خطبه'''
 
‏اى بعد از توضيحات خطيب و ارائه ادلّه، نوبت به بيان «اهداف و مقاصد» مى ‏رسد و سخنران مهم‏ترين مقاصد خود را به صورت حكم و امر مولوى بيان مى‏ كند، تا مخاطبين از دستورهايش تبعيت كنند.در حالتى ديگر اهداف و مقاصد را به صورت امر ارشادى بيان مى‏ كند تا ديگران را ترغيب نمايد كه سخنانش را عملى سازند. در اين خطبه نيز پيامبر صلى الله عليه و آله ۴۲ مرتبه درباره موضوعات مهم دستور داده است:
 
«بلّغ ما انزل» : آنچه را كه نازل شد ابلاغ كن.
 
فاعلموا: بدانيد.افهموه: بفهميد.
 
اعلموا: آگاه باشيد.
 
فاسمعوا: گوش بسپاريد.
 
اطيعوا: اطاعت كنيد.
 
انقادوا: سر تسليم فرود آوريد.
 
فضّلوه: او (على‏ عليه السلام) را بر ديگران برترى دهيد.
 
اقبلوه: او را قبول كنيد.
 
فضّلوا علياً عليه السلام: على ‏عليه السلام را بر ديگران برترى دهيد.
 
تدّبروا القرآن: در قرآن بيانديشيد.
 
و افهموا آياته: آيات قرآن را بفهميد.
 
و انظرو الى محكماته: در محكمات قرآن نظر كنيد.
 
'''اوامر و وظائف بيان شده درباره حضرت على‏ عليه السلام در خطبه'''
 
مهم‏ ترين اهداف يک خطبه نزد خطيب دستورهايى است كه در كلام خود بيان مى‏ كند، و مهم‏ترين دستورها آن دسته از فرامينى است كه بيشتر روى آن تكيه مى ‏كند و درباره آن بحث مى ‏نمايد. از ۴۲ فرمان بيان شده در خطبه غدير، ۲۱ فرمان آن مربوط به احترام و اطاعت از اميرالمؤمنين‏ عليه السلام است. اميد است كه بيان اين فرامين موجب تنبّه و آگاهى بيشتر گردد.
 
بلّغ ما انزل: آنچه را كه نازل شد (درباره على‏ عليه السلام) ابلاغ كن.
 
فاسمعوا: گوش بسپاريد (آنچه را كه خدا درباره على‏ عليه السلام فرموده است) .
 
اطيعوا: اطاعت كنيد (آنچه را كه خدا درباره على ‏عليه السلام فرموده است) .
 
انقادوا: سر تسليم فرود آوريد.
 
فضّلوه: او (على ‏عليه السلام) را بر ديگران برترى دهيد.
 
اقبلوه: او را قبول كنيد.
 
فضّلوا علياً عليه السلام: على‏ عليه السلام را بر ديگران برترى دهيد.
 
فليبلّغ الحاضر الغائب: اين پيام (انتصاب على ‏عليه السلام) را حاضران به غائبان برسانند.
 
و قد امرت علياً عليه السلام: من على ‏عليه السلام را فرمان دادم.
 
انتهوا: نهى او را بپذيريد.
 
و صيّروا الى مراده: به سوى هدف و مقصود او گام برداريد.
 
فقولوا و قولوا: بگوييد (درباره على ‏عليه السلام آنچه را كه من مى ‏گويم) .
 
'''نواهى بيان شده در خطبه'''
 
همانگونه كه در بحث اوامر بيان شد، دستورهاى صادر شده از سوى خطيب، -  خواه به صورت امر و خواه به صورت نهى -  اساسى ‏ترين بخش يک خطبه مى‏ باشد و هدف واقعى سخنران را مى‏ رساند. در اين خطبه، حضرت رسول‏ صلى الله عليه و آله ۱۵ بار نهى فرموده است.از اين نواهى بيان شده در خطبه، ۷ مورد آن مربوط به اميرالمؤمنين ‏عليه السلام مى ‏باشد؛ پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به دورى  جستن از حضرت على‏ عليه السلام هشدار مى‏ دهد و مردم را از ترک نمودن راه و روش و امامت آن حضرت باز مى دارد.
 
انسان منصف و داراى قلب سليم با دقت در كلام خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله به اين نكته پى مى ‏برد كه تمام همّ و غم آن حضرت اثبات راه و روش وصى خود مى‏ باشد. بيشترين چيزى كه حضرتش از آن نهى مى‏ فرمايد دورى جستن و كناره گرفتن از راه و روش اميرالمؤمنين على ‏عليه السلام است. پس وظيفه هر مسلمان و محب رسول ‏اللَّه ‏صلى الله عليه و آله است كه از چيزهايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله نهى فرموده آگاه گردد و از آنها اجتناب نمايد:
 
ملعون من خالفه: هر كس با او مخالفت كند ملعون است.
 
لا تضلّوا عنه: از او (على‏ عليه السلام) روى برنگردانيد.
 
لا تنفروا منه: و از او نگريزيد.
 
و لا تستنكفوا عن ولايته: و از ولايتش سر برنتابيد.
 
فاحذروا ان تخالفوه: از مخالفت با او بپرهيزيد.
 
ملعون ملعون، مغضوب مغضوب من ردّ علىّ قولى: ملعون است معلون است، مغضوب است مغضوب است كسى كه اين گفته مرا رد كند.
 
لا تتبعوا متشابهه: به دنبال متشابه آن(قرآن) نرويد.
 
فلا تحسدوه: مبادا به او (على ‏عليه السلام) حسد ورزيد.
 
لا تمنّوا علىّ باسلامكم: با اسلام آوردنتان بر من منت نگذاريد.
 
لا تمنّوا على اللَّه: بر خدا منت نگذاريد.
 
و لا تتفرّق بكم السبل عن سبيله: راه‏هاى گوناگون شما را از راه او منحرف نكند.
 
و لا تخلّفوا عنه الا بتروا و افتقروا: هيچ خاندانى حج را ترک نمى‏ كند مگر آنكه بى خير و فقير باشد.
 
لا تنصرفوا عن المشاهد الا بتوبة: جز با توبه از صحنه برنگرديد.
 
لا تبدّلوه: اين مطالب را جا به جا نكنيد.
 
لا تغيّروه: اين مطالب را تغيير ندهيد.
 
'''ضمائر متصل بيان شده در خطبه درباره حضرت على‏ عليه السلام'''
 
همانگونه كه مى دانيم ضمير در حكم «اسم عين» است، و با آوردن ضمير گويا اسم شخص برده مى‏ شود. پيامبر صلى الله عليه و آله در عين حال كه ۴۳ مرتبه نام وصى خود حضرت على‏ عليه السلام را مى‏برد، ۹۶ مرتبه نيز ضمير متصل «ه» و ۷ مرتبه ضمير منفصل «هو» و ۱۴ بار ضمير مستتر «هو» را به حضرتش ارجاع مى ‏دهد، يعنى مجموعاً ۱۵۶ مرتبه نام وصى خود را در اين خطبه بيان مى‏ فرمايد. اهتمام بر كسى در اين حد و با اين همه تأكيد در كمتر خطبه‏ اى ديده شده است. در اينجا ابتدا به ضمائر متصل پرداخته مى‏ شود، و در بخش‏هاى بعدى ديگر ضمائر بيان مى گردد:
 
الذى محله منى محل هارون من موسى‏ عليهما السلام: نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسى‏ عليهما السلام است.
 
لكثره ملازمته: همراهى فراوان او (على‏ عليه السلام) با من.اقبالى عليه: توجه من به او.هواه: تمايل او.قبوله منّى: پذيرش او از من.فاعلموا... ذلك فيه: اين مطلب را درباره او بدانيد.قد نصبه لكم ولياً: او را صاحب اختيار شما قرار داده است.فرض طاعته: اطاعتش را واجب نموده است.ماض حكمه: حكم او )على‏عليه السلام( قاطع است.جاز قوله: كلامش بسنده است.نافذ امره: امرش نافذ است.ملعون من خالفه: هر كس با او مخالفت كند ملعون است.مرحوم من تبعه: هر كس تابع او باشد مورد رحمت الهى است.و صدّقه: هر كس تصديقش كند.غفر اللَّه له: خدا او را آمرزيده است.۱۴-  ضماير منفصل بيان شده در خطبه درباره حضرت على‏عليه السلامتعداد هفت ضمير منفصل و جداگانه -  يعنى او -  به حضرت اميرعليه السلام ارجاع داده شده است:هو وليكم: او صاحب اختيار شماست.و هو راكع: در حالى كه در ركوع است.هو االامام المبين: او همان امام مبين است.فهو الذى يهدى الى الحق: او است كه به سوى حق هدايت مى‏كند.هو على بن ابى‏طالب‏عليه السلام: او على بن ابى‏طالب‏عليه السلام است.هو ناصر دين اللَّه: او يارى دهنده دين خداست.هو و من تخلّف من ذريتى: او و جانشينان كه از نسل من هستند.۱۵-  ضمائر مستتر بيان شده در خطبه درباره حضرت على‏عليه السلامتعداد ۱۴ مرتبه ضمير مستتر به حضرت اميرعليه السلام ارجاع داده شده است:اقام الصلاة )هو( : )او( نماز به پا مى‏دارد.آتى الزكاة )هو( : )او( زكات مى‏دهد.يهدى الى الحق )هو( : )او( به سوى حق هدايت مى‏كند.يعمل به )هو( : )او( به حق عمل مى‏نمايد.يزهق الباطل )هو( : )او( باطل را از ميان بر مى‏دارد.ينهى عنه )هو( : )او( از باطل باز مى‏دارد.فدى رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله بنفسه )هو( : )او( جان خود را فداى رسول‏خداصلى الله عليه وآله كرد.كان مع الرسول‏صلى الله عليه وآله )هو( : )او( با رسول‏خداصلى الله عليه وآله بود.ينام فى مضجعى )هو( : )او( در بستر من بخوابد.ففعل فادياً لى بنفسه )هو( : )او( در حالى كه جانش را فداى من مى‏كرد در بستر من آرميد.الا علياًعليه السلام، الذى آمن و رضى: مگر على‏عليه السلام كه ايمان آورد و به درستى و شكيبايى خشنود شد.هذا على‏عليه السلام يفهمكم بعدى: بعد از من اين على‏عليه السلام است كه به شما مى‏فهماند.على‏عليه السلام قد بايعنى: على‏عليه السلام با من بيعت كرده است.۱۶-  همه قسم‏هاى بيان شده در خطبهمحققان بر اين باور هستند كه قسم در زمانى استفاده مى‏شود كه مطلب مورد نظر گوينده مطلب مهمى باشد، يا در مورد آن مطلب مهم انكارى از سوى مقابل ديده شود. از اين رو براى دلگرم نمودن طرف مقابل يا اتمام حجت با او از قسم استفاده مى‏شود. حال بايد ببنيم كه پيامبرصلى الله عليه وآله كه هيچ كار بيهوده‏اى انجام نمى‏دهد، هفت قسمى كه در خطبه ايشان به زبان آورده‏اند را در كجاى و براى چه مطالب مهمى استفاده كرده‏اند:و اللَّه فى امورهم قد تكرّمت: به خدا قسم در امور مربوط به آنها با بزرگوارى رفتار كرده‏ام.بى -  و اللَّه -  بشّر الاولون من النبيين و المرسلين: به خدا قسم پيامبران و رسولان پيشين‏عليهم السلام به آمدنم مژده داده‏اند.انا -  و اللَّه -  خاتم الانبياء و المرسلين‏عليهم السلام: به خدا قسم من خاتم پيامبران و رسولان‏عليهم السلام هستم.فى على‏عليه السلام -  و اللَّه -  نزلت سورة العصر: به خدا قسم سوره والعصر درباره على‏عليه السلام نازل شده است.»و العصر . ان الانسان لفى خسر« : »قسم به عصر . كه انسان در زيان است« .باللَّه ما عنى بهذه الآية الا قوماً من اصحابى، اعرفهم باسمائهم و انسابهم، و قد امرت بالصفح عنهم: به خدا قسم مقصود اين آيه جز گروهى از اصحاب خودم نيست، كه آنان را به اسم و نسبشان مى‏شناسم، و مأمورم بر آنان پرده‏پوشى كنم.فىّ نزلت و فيهم -  و اللَّه -  نزلت و لهم عمت و ايّاهم خصّت: به خدا قسم اين سوره درباره من و درباره آنان )امامان‏عليهم السلام( نازل شده است و شامل همه آنان مى‏شود و به آنان اختصاص دارد.۱۷-  قسم‏هاى مخصوص حضرت على‏عليه السلامپيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله به سبب اهميت موضوع ولايت، سه مرتبه از قسم استفاده نموده‏اند:فى على‏عليه السلام -  و اللَّه -  نزلت سورة العصر: به خدا قسم سوره والعصر درباره على‏عليه السلام نازل شده است.»والعصر . ان الانسان لفى خسر« الا علياًعليه السلام الذى آمن و رضى بالحق و الصبر: »قسم به عصر . كه انسان در زيان است« ، مگر على‏عليه السلام كه ايمان آورد و به حق و شكيبايى خشنود شد.فىّ نزلت و فيهم -  واللَّه -  نزلت و لهم عمت و اياهم خصّت: به خدا قسم اين سوره درباره من و آنان )امامان‏عليهم السلام( نازل شده است و شامل همه آنان مى‏شود و به آنان اختصاص دارد.۱۸-  خصوصيات دوستان حضرت على‏عليه السلاميكى از راه‏هاى شناساندن يك فرد معرفى دوستان وى مى‏باشد. اگر بر فرض محال پيامبرصلى الله عليه وآله درباره حضرت على‏عليه السلام نكته‏اى نمى‏فرمود و به توصيف و مدح دوستان و دوستداران آن حضرت بسنده مى‏كرد، در شناساندن اميرالمؤمنين على‏عليه السلام كافى بود، و دلالت مى‏كرد كه آن حضرت احترام خاص و ويژه‏اى نزد پيامبرصلى الله عليه وآله دارد. اين مسئله براى شناخت مدعيان نزديك بودن به سنت نبوى نيز كافى است. همان كسانى كه پيامبرصلى الله عليه وآله درباره دوستان آنها چيزى نفرموده، بلكه مذمت نيز فرموده است:مرحوم من تبعه و صدّقه: هر كس تابع او باشد و تصديقش كند مورد رحمت الهى قرار مى‏گيرد.لا يوالى علياًعليه السلام الا تقى: جز فرد پرهيزگار كسى با على‏عليه السلام دوستى نمى‏كند.لا يؤمن به الا مؤمن مخلص: جز مؤمن مخلص كسى به او ايمان نمى‏آورد.الا انّ اوليائهم الذين ذكرهم اللَّه فى كتابه فقال عزوجل: »لا تجد قوماً يؤمنون باللَّه و اليوم الآخر يوادّون من حادّ اللَّه و رسوله و لو كانوا آبائهم او ابنائهم او اخوانهم او عشيرتهم: بدانيد كه دوستان اهل‏بيت‏عليهم السلام كسانى هستند كه خداوند در كتابش آنان را ياد كرده و فرموده است: »هيچ گروهى را نمى‏يابى كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند و در عين حال با كسانى كه با خدا و رسولش ضدّيت دارند دوستى نمايند اگر چه پدران و فرزندان و برادران و اقوامشان باشند.اولئك كتب فى قلوبهم الايمان: آنان كسانى هستند كه ايمان در قلوبشان نوشته شده است.ايّدهم بروح منه: خدا آنان را با روحى از خود تأييد فرموده است.يدخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار: به بهشتى واردشان مى‏كند كه از پايين آن نهرها جارى است.رضى اللَّه عنهم: خدا از آنان راضى است.رضوا عنه: آنان از خدا راضى هستند.اولئك حزب اللَّه. الا ان حزب اللَّه هم المفلحون: آنان حزب خدا مى‏باشند. بدانيد كه حزب خدا رستگار است.الا ان اوليائهم المؤمنون الذين وصفهم اللَّه عزوجل فقال: »الذين آمنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم« : بدانيد كه دوستان آنان )اهل‏بيت‏عليهم السلام( كسانى هستند كه خداوند عزوجل آنان را توصيف كرده و فرموده است: »كسانى كه ايمان آوردند و ايمانشان را به تاريكى نيالودند« .۱۹-  خصوصيات دشمنان حضرت على‏عليه السلامهمچنين يكى از راه‏هاى شناخت يك فرد، شناخت دشمنان آن فرد است. بايد ديد چه كسانى دشمن او هستند، و چه كسانى دشمنان آن شخص را مذمت كرده‏اند، و چرا دشمنان او را مذمت كرده‏اند. در اين خطبه، ۱۲ مرتبه دشمنان حضرت على‏عليه السلام مذمت شده‏اند. و مدمت كننده كسى نيست جز پيامبرصلى الله عليه وآله. اين گواهى است بر اين كه صراط على‏عليه السلام حق است:ملعون من خالفه: هر كس با او مخالفت كند ملعون است.ملعون ملعون، مغضوب مغضوب من ردّ علىّ قولى هذا و لم يوافقه: معلون است ملعون، مغضوب است مغضوب است كسى كه اين گفته مرا رد كند و با آن موافقت ننمايد.الا و انه يبغض علياًعليه السلام الا شقىّ: آگاه باشيد كه جز فرد بدبخت كسى با على‏عليه السلام دشمنى نمى‏كند.الا ان اعدائهم هم السفهاء الغاوون، اخوان الشياطين: بدانيد كه دشمنان ايشان سفيهان گمراه و برادران شياطين هستند.يوحى بعضهم الى بعض زخرف القول غروراً: سخنان پوچى را براى فريفتن به يكديگر مى‏رسانند.الا ان اعدائهم الذين يصلون سعيراً: بدانيد كه دشمنان ايشان كسانى هستند كه وارد شعله‏هاى آتش مى‏شوند.الا ان اعدائهم الذين يسمعون لجهنم شهيقاً و هى تفور: بدانيد كه دشمنان ايشان كسانى هستند كه در حال جوش و خروش جهنم صداى وحشتناك آن را مى‏شنوند.و يرون لها زفيراً: شعله‏هاى جهنم را مى‏بينند.الا ان اعدائهم الذين قال اللَّه فيهم: »كلّما دخلت امة لعنت اختها حتى اذا ادّاركوا فيها جميعاً قالت اخراهم لاولاهم ربنا هؤلاء اضلّونا فآتهم عذاباً ضعفاً من النار قال لكل ضعف و لكن لا تعلمون« : بدانيد كه دشمنان ايشان كسانى هستند كه خدا درباره آنان فرموده است: »هر گروهى كه داخل جهنم مى‏شود همتاى خود را لعنت مى‏كند تا اينكه همه آنان در آنجا به هم مى‏پيوندند پيروان درباره پيشوايان مى گويند پروردگارا اينان ما را گمراه كردند پس بر آنان عذابى دو چندان از آتش نازل كن خداوند مى‏فرمايد عذاب همه شما دو چندان است ولى شما نمى‏دانيد..