یوسف بن عبدالرحمن مزّی (جمال الدین)
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | جمال الدین ابوالحجاج یوسف بن عبدالرحمن بن یوسف بن علی بن عبدالملک بن علی بن ابی الزهر کلبی قضاعی مزی |
| سرشناسی | حافظ، محدث، رجالپژوه، خاتمة الحفاظ، شیخ دارالحدیث اشرفیه و نوریه دمشق |
| تولد | شب دهم ربیعالآخر سال ۶۵۴ هجری قمری (ظاهر حلب) |
| وفات | روز شنبه دوازدهم صفر سال ۷۴۲ هجری قمری (دمشق) |
| نحوه درگذشت | بیماری طاعون |
| محل دفن | مقابر الصوفیه، دمشق (غربی قبر ابن تیمیه) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | احمد بن ابی الخیر سلامة بن ابراهیم الحداد (نخستین استاد)، ابن عبدالدائم، کرمانی، ابن ابی الیسر، مرسی، و... |
| شاگردان | شمس الدین ذهبی، تقی الدین ابن تیمیه، علم الدین برزالی، صلاح الدین علائی و... |
| تحصیلات | آغاز طلب حدیث در ۲۱ سالگی (سال ۶۷۵ ق)؛ سفرهای علمی به حجاز، مصر، شام؛ تسلط بر زبان عربی، تصریف و لغت نزد ابوحیان غرناطی |
| مذهب | شافعی (در فقه)، سلفی (در عقیده، متأثر از ابن تیمیه) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، علم رجال، تاریخ، زبان عربی |
| علت شهرت | تألیف «تحفة الأشراف بمعرفة الأطراف» و «تهذیب الکمال فی أسماء الرجال» |
حافظ جمال الدین ابوالحجاج یوسف بن عبدالرحمن بن یوسف مزی کلبی قضاعی (۶۵۴–۷۴۲ ق)، از برجسته ترین محدثان و رجالپژوهان سده هشتم هجری و خاتمهالحفاظ عصر خود بود. وی که در حلب متولد شد و در دمشق رشد یافت، با تألیف دو اثر عظیم «تحفة الأشراف بمعرفة الأطراف» و «تهذیب الکمال فی أسماء الرجال» تحولی بنیادین در علوم حدیث و رجال اهل سنت پدید آورد.
زندگی نامه[۱]
یوسف بن عبدالرحمن بن یوسف بن علی بن عبدالملک بن علی بن ابی الزهر کلبی قضاعی، معروف به «مزی» (منسوب به مزة – روستایی در حومه دمشق)، در شب دهم ربیعالآخر سال ۶۵۴ هجری قمری در ظاهر حلب دیده به جهان گشود. خاندان وی از قبیله کلب قضاعی بودند که از دیرباز در شام سکونت داشتند. پدرش از عالمان مشهور نبود و خانواده توجه چندانی به آموزش حدیث در کودکی به او نداشتند؛ از اینرو، مزی دیرتر از هم قطاران خود – در سال ۶۷۵ ق و در ۲۱ سالگی – به طلب حدیث روی آورد. خود او میگفت: اگر کسی بود که مرا راهنمایی و برایم استجازه کند، به اسناد عالیتری دست مییافتم.
اساتید
نخستین استاد مزی، شیخ مسند زین الدین احمد بن ابی الخیر سلامة بن ابراهیم الدمشقی الحداد حنبلی (۵۸۹–۶۷۸ ق) بود. از او نخستین بار کتاب «حلیة الأولیاء» ابونعیم اصفهانی را شنید و سپس بسیار از وی روایت کرد. ذهبی درباره این استاد میگوید: «شیخی جلیل، هوشیار، عمری طولانی یافت و سالیان بسیار حدیث گفت».
پس از آن، مزی به شهرهای مختلف شام سفر کرد: در بیتالمقدس، حمص، حماة، بعلبک حدیث شنید، و دو بار حج گزارد و در حرمین شریفین نیز سماع داشت. در سال ۶۸۳ ق به مصر سفر کرد و در قاهره و اسکندریه و بلبیس حدیث شنید. در اسکندریه بر صدرالدین سحنون (م ۶۹۵) قرائت کرد. مجموع مشایخ وی به نزدیک هزار تن میرسید. از جمله استادان برجسته وی: ابن عبدالدائم، کرمانی، ابن ابیالیسر، مرسی، منذری، ابن سلامة، نووی، ابوالعباس بن سلامة، زواوی، ابن دقیق العید و بسیاری دیگر.
مزی به زبان عربی و تصریف تسلطی کمنظیر داشت. صلاحالدین صفدی میگوید: «من پس از شیخ خود اثيرالدين ابوحیان غرناطی، کسی را در عربی مانند مزی ندیدم، به ویژه در تصریف و لغت». خود ابوحیان نیز بر دانش مزی آفرین گفت. این مهارت بعدها در تنظیم دقیق نامها و کنیهها در تهذیب الکمال بسیار به کار آمد.
ارتباط با ابن تیمیه
مزی در جوانی با برخی صوفیان غالی، از جمله عفيف الدین تلمسانی (از پیروان وحدت وجود)، مصاحبت داشت، اما پس از آشکار شدن انحراف او، از وی تبری جست. این تحول فکری به احتمال قوی تحت تأثیر شیخ الاسلام تقی الدین ابن تیمیه (۶۶۱–۷۲۸ ق) رخ داد. مزی با ابن تیمیه، قاسم برزالی و شمس الدین ذهبی – که هر سه از شاگردان و دوستان وی بودند – رفاقتی دیرینه داشت. ذهبی میگوید: «مزی و ابن تیمیه در سماع حدیث و بحث علمی بسیار با هم بودند و روش سلف را در سنت ترویج میکردند».
به سبب همین همراهی، مزی بارها آزار دید. در سال ۷۰۵ به جرم قرائت کتاب «أفعال العباد» بخاری در رد جهمیه، به دستور قاضی نجم الدین ابن صصری زندانی شد. ابن تیمیه خود به زندان رفت و او را بیرون آورد. همچنین زمانی که مزی در سال ۷۱۸ به شیخی دارالحدیث اشرفیه دمشق رسید، اشاعره به دلیل عدم اشعری خواندنش، در مراسم افتتاح شرکت نکردند، اما نتوانستند او را برکنار کنند. پس از مرگ ابن تیمیه در ۷۲۸، مزی و ذهبی از مدافعان عقیده او بودند. در سال ۷۴۱، مزی در محاکمه عثمان دکالی (که به زندقه متهم بود) حضور یافت و به همراه ذهبی بر ضد او شهادت داد.
آثار علمی
شهرت مزی بر دو پایه استوار است:
۱. تحفة الأشراف بمعرفة الأطراف: این کتاب تمام احادیث کتب سته (صحیح بخاری، مسلم، سنن اربعه) را به همراه لواحقی چون مقدمه مسلم، مراسیل ابوداود، علل ترمذی، شمائل ترمذی و عمل یوم و لیلة نسائی، به ترتیب اسناد و بر اساس نام صحابه و تابعین طبقهبندی کرده است. مشتمل بر ۱۳۹۵ مسند است که ۹۹۵ مسند به صحابه و ۴۰۰ مسند به تابعین و پس از آنان اختصاص دارد. ابن حجر عسقلانی میگوید: «از این کتاب در شرق و غرب بهره بردند و دانشمندان در به دست آوردن آن بر یکدیگر پیشی گرفتند». برای این کتاب استدراکات و اختصاراتی توسط ذهبی، مغلطای، عراقی و ابن حجر نوشته شد.
۲. تهذیب الکمال فی أسماء الرجال: این کتاب بزرگترین و دقیق ترین قاموس رجال حدیث اهل سنت تا زمان خود به شمار میرود. مزی در آن، احوال و اسامی راویان کتب سته را با استفاده از آثار پیشینیانی چون «الکمال» عبدالغنی مقدسی و «تهذیب» ابوالحسن بن القطان فاسی، بازبینی، تکمیل و تصحیح کرده است. ذهبی درباره آن میگوید: «کتابی است که نظیر ندارد، معضلات را گشوده و مشکلات را روشن ساخته است».
جایگاه علمی
مزی در ۲۳ ذیحجه ۷۱۸ به شیخی دارالحدیث اشرفیه دمشق رسید و تا پایان عمر (نزدیک ۲۴ سال) در آن ماند. همچنین شیخ دارالحدیث حمصی بود که بعداً به شاگردش علایی واگذاشت. پس از مرگ برزالی در ۷۳۹، شیخی دارالحدیث نوریه (قدیمیترین دارالحدیث دمشق) را نیز بر عهده گرفت.
شاگردان
بیشتر محدثان شام در آن عصر از شاگردان مزی بودند. مهمترین آنان: شیخ الاسلام ابن تیمیه، شمس الدین ذهبی، علم الدین برزالی، صلاح الدین علائی، تقی الدین ابن رافع، عمادالدین ابن کثیر (داماد مزی)، جمال الدین زرکشی، تقی الدین سبکی (با وجود مخالفت عقیدتی) و فتح الدین ابن سیدالناس.
وفات
در اوایل صفر ۷۴۲ مزی دچار بیماری طاعون شد. در روز جمعه ۱۱ صفر همچنان حدیث میگفت. هنگام خروج برای نماز، دچار مغص شدیدی گشت. روز بعد (شنبه ۱۲ صفر) پس از تیمم و خواندن آیتالکرسی، روحش بین دو نماز (ظهر و عصر) تسلیم کرد. نماز میت بر او توسط قاضی تقیالدین سبکی در جامع اموی اقامه شد و با حضور نایبالسلطنه و هزاران نفر تشییع گردید. در مقابر الصوفیه دمشق، در کنار همسرش عایشه بنت ابراهیم (که هشت ماه پیش درگذشته بود) و در غرب قبر ابن تیمیه به خاک سپرده شد.
روايت حديث غدير[۲]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده يوسف بن عبدالرحمن مِزّى، جمال الدين (م ۷۴۲ ق) است. مِزّى در «تحفة الاشراف بمعرفة الاطراف» حدیث غدیر را با اشاره به ماجراى غدير و نيز ماجراى سفر حج معاویه و سعد بن ابی وقاص در پنج مورد روایت كرده است.[۳]
سیوطی و اِسنَوى و سُبكى و شوكانى[۴]: او را توثيق كرده و علم او را ستوده اند؛ به خصوص در حدیث و رجال و لغت.
پانویس
- ↑ تهذيب الکمال في أسماء الرجال. ج 1، ترجمته ، ص 36
- ↑ چكيده عبقات الانوار(حديث غدير) : ص ۲۷۶.
- ↑ تحفة الاشراف بمعرفة الاطراف: ج ۳ ص ۳۰۲،۱۹۵.
- ↑ طبقات الحفّاظ: ص ۵۱۷ . طبقات الشافعية (اسنوى) : ج ۲ ص ۴۶۴. طبقات الشافعية (سبكى) : ج ۶ ص ۲۵۱. البدر الطالع: ج ۲ ص ۳۵۳. همچنين ر.ك: تذكرة الحفّاظ: ج ۴ ص ۱۴۹۸. الدرر الكامنة: ج ۵ ص ۲۳۳. النجوم الزاهرة: ج ۱۰ ص ۷۶، الكامل: ج ۱۴ ص ۱۹۱.