پرش به محتوا

یوسف بن محمد اندلسی (ابوالحجاج، ابن شیخ)

از ویکی غدیر
یوسف بن محمد بن عبدالله بن غالب بلوی
اطلاعات فردی
نام کاملیوسف بن محمد بن عبدالله بن غالب البلوی المالقی، معروف به ابوالحجاج و ابن الشیخ
سرشناسیزاهد، مفسر، مقری (قاری سبعه)، لغوی، نویسنده کتاب «ألف باء»
تولد۵۲۹ قمری در شهر مالقه (اندلس)
وفاترمضان سال ۶۰۴ قمری در مالقه، در سن ۸۵ سالگی
محل دفنمالقه (اندلس، اسپانیا)
اطلاعات علمی
استادانابن الفخار (قرائات)، ابوالقاسم سهیلی، ابن قرقول، ابوالطاهر سلفی، عبدالحق الأزدی، العثمانی
شاگردانابوالربیع بن سالم، ابوالحسن بن قطرال، ابن حوط الله
تحصیلاتقرائات سبعه، حدیث، ادبیات عرب، فقه (مالکی)
مذهباهل سنت، مالکی
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتعلم قرائات، حدیث، ادبیات
علت شهرتزهد، تألیف کتاب «ألف باء»

ابوالحجاج یوسف بن محمد بن عبدالله بن غالب بلوی مالقى معروف به «ابن الشیخ». وی از عالمان، زاهدان و عارفان برجسته اندلس (مالقه) در قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است. او دارای کرامات و اجابت دعوت بود و از او با عناوینی همچون «ربانی»، «متأله» و «از ابدال» یاد شده است.

جایگاه رجالی

یوسف بن محمد بن عبدالله بن غالب بلوی، معروف به «ابوالحجاج البلوی» و نیز «ابن الشیخ».[۱] در برخی منابع، نام پدر بزرگش «یحیی» نیز ذکر شده است: یوسف بن محمد بن عبدالله بن یحیی بن غالب.[۲]

نسب «بلوی» به قبیله «بَلِیّ» از قبایل عرب بازمیگردد. وی اهل «مالقه»، شهری در اندلس (اسپانیای امروزی) بود و به همین دلیل «الماَقِی» (مالقی) نامیده شده است.[۳] ابوالحجاج یوسف بلوی در سال ۵۲۹ هجری قمری در شهر مالقه (اندلس) متولد شد.[۴] وی از عالمان و زاهدان برجسته قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری به شمار میرود.

ذهبی در توصیف او میگوید: «کان رَبَّانیّاً، مُتَأَلِّهاً، قانِتاً للهِ، کثیرَ الغَزو، یُعَدُّ مِنَ الأبدالِ و فحول الرجال»؛ یعنی: «او مردی ربانی، عابد و خداترس، فروتن در برابر پروردگار، بسیار جهادگر بود و از ابدال و بزرگان مردان به شمار میرفت.»[۵]

در منابع دیگر نیز آمده: «کان أحد الزهاد المشهورین» (از زاهدان مشهور بود). وی لباس خشن میپوشید و از تجملات دنیوی دوری میکرد.[۶]

از ویژگیهای برجسته ابوالحجاج بلوی، فعالیتهای عمرانی و خدمت به مردم بود. بر اساس گزارشها:

  • بناء مساجد: وی در شهر مالقه «نحو اثنی عشر مسجداً بیده» (نزدیک دوازده مسجد به دست خود بنا کرد) و به نقلی «خمسة و عشرین مسجداً من صمیم ماله» (بیست و پنج مسجد از مال شخصی خود بنا نمود).[۷]
  • حفر چاه: «حفر بیده آباراً أزید من خمسین بئراً» (به دست خود بیش از پنجاه چاه حفر کرد).[۸]

ذهبی میگوید: «کثیر الغزو» (بسیار جهادگر بود).[۹] همچنین نقل شده: «غزا عدة غزوات مع المنصور بالمغرب و مع صلاح الدین بالشام» (چندین غزوه همراه با منصور در مغرب و همراه با صلاح الدین در شام شرکت کرد).[۱۰]

اساتید

ابوالحجاج قرائات سبعه را نزد ابن الفخار فراگرفت و از او و دیگر اساتید حدیث شنید. ذهبی مینویسد: «حمل القراءات عن ابن الفخار، و سمع منه، و من: السهیلی، و ابن قرقول، و السلفی، و عبدالحق الأزدی، و العثمانی» (قرائات را از ابن فخار فراگرفت، و از او و از: سهیلی، ابن قرقول، سلفی، عبدالحق ازدی و عثمانی حدیث شنید.)[۱۱]

برخی از این اساتید عبارتند از:

  • ابن الفخار (استاد قرائات)
  • ابوالقاسم سهیلی (نویسنده معروف «الروض الأنف» در سیره نبوی)
  • ابن قرقول (حافظ و محدث)
  • ابوطاهر سلفی (محدث مشهور اصفهانی)
  • عبدالحق الأزدی (محدث اندلسی)
  • العثمانی (نسبت به عثمان بن عفان)

شاگردان

افرادی که از ابوالحجاج روایت کرده اند: «أبو الربیع بن سالم، و أبو الحسن بن قطرال، و ابن حوط الله».[۱۲] این سه تن از شاگردان و راویان حدیث اویند.

جایگاه علمی

یوسف بلوی به قرائات سبعه مسلط بود: «تلا بالسبع» (قرآن را با قرائات سبعه تلاوت میکرد) و به دیگران نیز آموزش میداد: «و أقرأ و أفاد» (و قرائت آموخت و به دیگران فایده رساند).[۱۳]

وی صاحب یک اثر مشهور است: کتاب «ألف باء» (معروف به «ألف باء البلوی») در دو جلد که به چاپ رسیده است. مؤلف «تاج العروس» (سید مرتضی زبیدی) در مقدمه کتاب خود از او یاد کرده و این اثر را ستوده است.[۱۴] کتاب «ألف باء» در لغت و ادبیات عرب تألیف شده و از منابع مهم به شمار میرود.

وفات

یوسف بن محمد بلوی در ماه رمضان سال ۶۰۴ هجری قمری، در شهر مالقه (اندلس) درگذشت. ذهبی مینویسد: «تُوَفِّيَ بِمالَقَةَ عَنْ خَمْسٍ و ثمانین سَنَةً، فی رمضان، سنة أربع و ستمائة» (در مالقه در سن هشتاد و پنج سالگی، در رمضان سال ۶۰۴ هجری وفات یافت).[۱۵] در منبع دیگر نیز سال وفات ۶۰۴ تأیید شده است.[۱۶]

روايت حديث غدير[۱۷]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده يوسف بن محمد بَلَوى اندلسى، ابوالحجّاج، ابن ‏شيخ‌ (درگذشت: ۶۰۴ق) است. بَلَوی حديث غدير را در اشعار مفاخره گونه منسوب به امیرالمؤمنین‏ علیه السلام در كتابش «الف باء» روایت كرده است.[۱۸]

پانویس

  1. سیر اعلام النبلاء، ج 21، ص 479
  2. التکملة لوفیات النقلة، ج 2، ترجمه 1044
  3. سیر أعلام النبلاء، ج 21، ص 479
  4. التکملة لوفیات النقلة، ج 2، ترجمه 1044
  5. سیر اعلام النبلاء، ج 21، ص 479
  6. التکملة لوفیات النقلة، ج 2، ترجمه 1044
  7. التکملة لوفیات النقلة، ج 2، ترجمه 1044
  8. التکملة لوفیات النقلة، ج 2، ترجمه 1044
  9. سیر اعلام النبلاء، ج 21، ص 479
  10. التکملة لوفیات النقلة، ج 2، ترجمه 1044
  11. سیر اعلام النبلاء، ج 21، ص 479
  12. سیر اعلام النبلاء، ج 21، ص 479
  13. سیر اعلام النبلاء، ج 21، ص 479
  14. التکملة لوفیات النقلة، ج 2، ترجمه 1044
  15. سیر اعلام النبلاء، ج 21، ص 479
  16. التکملة لوفیات النقلة، ج 2، ترجمه 1044
  17. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۷۲.
  18. الف باء. معرفى كتاب «الف باء» در: كشف الظنون: ج ۱ ص ۱۵۰. همچنين خيرالدين زركلى نيز به شرح حال بَلَوى پرداخته است: الاعلام: ج ۸ ص ۲۷۴.