دارقُطنی
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوالحسن علی بن عمر بن احمد بن مهدی دارقطنی بغدادی |
| سرشناسی | محدث، حافظ، فقیه شافعی و امام ناقد حدیث |
| تولد | ۳۰۶ هجری قمری، بغداد (محله دار القطن) |
| وفات | ۳۵۸ هجری قمری، بغداد |
| محل دفن | نزدیکی قبر کرخی، بغداد |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | ابوسعید اصطخری (فقه)، ابوالقاسم بغوی (حدیث)، محمد بن حسن نقاش (قرائت) |
| شاگردان | ابوحامد اسفراینی، ابوبکر برقانی، قاضی ابوطیب طبری |
| تحصیلات | تحصیل در بغداد و سفر برای دانشاندوزی به کوفه، بصره و واسط |
| مذهب | شافعی |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، فقه، علم رجال، علل الحدیث، قرائات |
| علت شهرت | تألیف «سنن الدارقطنی» و تخصص در نقد و بررسی احادیث (علم العلل) |
ابوالحسن علی بن عمر دارَقُطنی (۳۰۶–۳۵۸ قمری)، محدث، حافظ و فقیه شافعی نامدار بغداد است که به عنوان یکی از بزرگترین ناقدان و متخصصان علم رجال و علل الحدیث شناخته میشود. مهمترین اثر او «سنن الدارقطنی» و کتاب «العلل الواردة في الأحاديث النبوية» از منابع اساسی در نقد حدیث به شمار میروند. او که نزد اهل سنت به «امام الحفاظ» معروف بود، شاگردانی برجسته پرورش داد و تأثیر عمیقی بر تحکیم روشهای علمی نقد روایت گذاشت.
زندگینامه
ابوالحسن علی بن عمر بن احمد دارقطنی (۳۰۶–۳۵۸ قمری)، محدث، حافظ، فقیه شافعی و ادیب برجسته اهل بغداد است. او در محله «دار القطن» این شهر زاده شد و برای فراگیری دانش به مراکز علمی کوفه، بصره و واسط سفر کرد.[۱] دارقطنی را سرآمد عصر خود در علم حدیث و شناخت راویان دانستهاند. وی همچنین از نخستین کسانی است که در زمینه «قرائات قرآن» تألیف مستقل داشته است.[۲] او به ادبیات و شعر آشنایی عمیقی داشت و اشعار بسیاری از جمله دیوان سید حمیری را حفظ بود، تا آنجا که برخی به او گرایش شیعی نسبت دادهاند.[۳] مدتی در مصر تحت حمایت وزیر کافور اخشیدی بود و پس از بازگشت به بغداد، منصب قرائت در این شهر را عهدهدار شد.[۴] ذهبى[۵]: او را توثيق و تمجيد كرده است. بَغَوى و هم طبقه هايش از او روایت كرده اند. حاكم، خطيب و قاضى ابوطيب طبرى او را بسيار توثيق كرده و حفظ و فهم و ورع و تأليفات او را ستوده، و او را داناى به حدیث و رجال و قرائات مى دانند.
استادان
وی فقه شافعی را نزد ابوسعید اصطخری، قرائت را نزد محمد بن حسن نقاش و محمد بن حصین طبری، و حدیث را از استادان بزرگی چون ابوالقاسم بغوی، ابن صاعد، محمد بن هارون حضرمی و علی بن عبدالله بن مبشر واسطی فراگرفت.[۶]
شاگردان
جمعی از عالمان پس از او از محضرش بهره بردند که از جمله میتوان به ابوحامد اسفراینی، ابوبکر برقانی، ابوالقاسم تنوخی و قاضی ابوطیب طبری اشاره کرد.
تألیفات
دارقطنی نویسندهای پرکار بود و آثار مختلفی از خود به جای گذاشت که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
وفات
ابوالحسن دارقطنی سرانجام در سال ۳۵۸ قمری در بغداد درگذشت و در نزدیکی قبر معروف به قبر کرخی به خاک سپرده شد.
تأليف كتاب در غدير[۹]
از جمله مؤلفين مشهور غدير در چهارده قرن على بن عمر بغدادى دارَقُطنى (م ۳۸۵ ق) است. گنجى در «كفاية الطالب» ضمن حدیث غدیر مى نويسد: حافظ دارقُطنى درباره طرق اين حديث رساله اى تألیف كرده است. و اما معرفى اين كتاب:
طرق حديث الغدير (جزء فى ...)، على بن عمر دارقطنى (ابوالحسن، بغدادى، م ۳۸۵ ق)، عربى، خطى.[۱۰] در مناقب آل ابى طالب (ابن شهرآشوب): ج ۳ ص ۲۵، نام مؤلف را به ظاهر جزو كسانى آورده كه حديث غدير را در كتاب هاى خود نقل نموده اند و اشاره اى هم به كتابش ننموده است.
در تراثنا، ش ۲۱ (عبدالجبار رفاعى): ص ۳۲۳ ش ۴۷۱، به نقل از علامه سيد عبدالعزيز طباطبايى نام كتاب را «جزء فى طرق حديث الغدير» آورده است. ولى نام صحيح كتاب نامى است كه استاد طباطبايى در تراثنا: ش ۱۶ ص ۸ ش ۳۰۴ و ش ۲۱ ص ۱۹۰ ش ۱۲، و نيز در الغدير فى التراث الاسلامى: ص ۵۶ ش ۱۲، بيان نموده «جزء فى» را از اسم حساب ننموده، چرا كه اين نوع الفاظ قطعاً جزو نام كتاب نيستند.
روايت حديث غدير[۱۱]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده على بن عمر بن احمد بغدادى دارقطنى، ابوالحسن (م ۳۸۵ ق) است. در كتاب «العلل» حديث غدير را با اشاره به ماجراى غدير و بدون اشاره به آن از دارقطنى آورده، و او اين حديث را با طُرق و اسناد بسيار نقل كرده است.
در «كنز العمّال» نيز حديث غدير را از كتاب «الأفراد» دارقطنى نقل كرده است.[۱۲]
پانویس
- ↑ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۹۷
- ↑ ابن عماد، شذرات الذهب، ج۴، ص۴۵۲
- ↑ ذهبی، العبر فی خبر من غبر، ج۲، ص۱۶۷
- ↑ ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۱۱، ص۳۱۷
- ↑ العِبَر فى خبر من غَبَر: حوادث سال ۳۸۵. همچنين ر.ک: تاريخ بغداد: ج ۱۲ ص ۳۴. تاريخ ابن كثير: ج ۱۱ ص ۳۱۷. تذكرة الحفّاظ: ج ۳ ص ۹۹۱. طبقات القرّاء: ج ۱ ص ۵۵۸ . المنتظم: ج ۷ ص ۱۸۳. النجوم الزاهرة: ج ۴ ص ۱۷۱. طبقات سُبكى: ج ۳ ص ۴۶۲. شَذَرات الذهب: ج ۳ ص ۱۱۶. وفيات الاعيان: ج ۱ ص ۳۳۱.
- ↑ ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج۴، ص۱۷۲
- ↑ سبکی، طبقات الشافعیة، ج۳، ص۴۶۲
- ↑ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۳، ص۱۳۲؛ زرکلی، الأعلام، ج۴، ص۳۱۴؛ بروکلمان، تاریخ الأدب العربی، ج۳، ص۲۱۰
- ↑ چهارده قرن با غدير: ص ۱۵۲. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۴۱.
- ↑ كفاية الطالب: ص ۶۰ . الغدير فى الكتاب و السنة و الادب: ج ۱ ص ۱۵۴ ش ۷.
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۵۰.
- ↑ كنز العمّال: ج ۱۳ ص ۱۳۱.