علقمة بن محمد حضرمی
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | علقمه بن محمد حضرمی (کوفی) |
| سرشناسی | راوی امام باقر و امام صادق علیهما السلام، برادر ابوبکر حضرمی، از راویان زیارت عاشورا |
| خویشان سرشناس | ابوبکر حضرمی (برادر، عبدالله بن محمد بن ابیبکر)، صالح بن علقمه (فرزند، راوی) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | امام باقر علیه السلام، امام صادق علیه السلام |
| شاگردان | سیف بن عمیره، صالح بن عقبه (جهنی)، صالح بن علقمه (فرزند) |
| مذهب | شیعه امامی |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، نقل فضائل و ادعیه |
| علت شهرت | حضور در سند زیارت عاشورا (کامل الزیارات)، نقل از او توسط دو راوی ثقه (سیف و صالح)، و روایت صالح بن علقمه از پدرش در امالی صدوق |
علقمه بن محمد حضرمی، برادر ابوبکر حضرمی (عبدالله بن محمد بن ابی بکر حضرمی)، از راویان شیعه و از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام است. منابع رجالی او را کوفی و امامی دانسته اند. وی در ماجرای مواجههٔ برادرش ابوبکر با زید بن علی بن الحسین علیهما السلام حضور داشته است. مهمترین اثر منسوب به وی، روایت زیارت عاشورا از طریق سيف بن عميره و صالح بن عقبه است که در کامل الزيارات ابن قولويه نقل شده است. برخی رجالیان مانند مامقانی او را «مجهول الحال» شمرده اند، اما محققانی مانند وحید بهبهانی از روایت صالح بن علقمه از پدرش در امالی صدوق، حسن حال و تشیع وی را استنباط کردهاند. سید شوشتری و نورى نیز بر مدح غیرمستقیم او تأکید دارند.
جایگاه رجالی
در میان اصحاب ائمه (علیهم السلام) افرادی هستند که از نظر رجالی در هالهای از ابهام قرار گرفتهاند؛ نه جرح شدیدی دارند و نه توثیق صریحی. علقمه بن محمد حضرمی از جمله این راویان است. آنچه او را برجسته میکند، حضور در سلسله سند «زیارت عاشورا» (به روایت ابن قولويه) و نیز نقل مجالس امالی صدوق از طریق صالح بن علقمه از پدرش میباشد.
علقمه بن محمد حضرمی، برادر عبدالله بن محمد بن ابی بکر حضرمی (معروف به ابوبکر حضرمی) است. وی اهل کوفه و از قبیلهٔ حضرمی (منسوب به حضرموت در یمن) به شمار میرود.
شیخ طوسی در رجال خود، او را دو بار ذکر کرده است:
- یک بار در زمرهٔ اصحاب امام باقر علیه السلام (ص ۳۸)
- بار دیگر در اصحاب امام صادق علیه السلام (ص ۶۴۳) با عنوان «علقمة بن محمد الحضرمي الكوفي، أسند عنه».
برقی نیز در رجال خود، «علقمة الحضرمي» را از اصحاب امام باقر علیه السلام برشمرده است. بنابراین، علقمه از نظر طبقاتی، نسل دوم یا سوم شیعه را تشکیل میدهد و درک هر دو امام را داشته است.
واقعهٔ حضور نزد زید بن علی
یکی از مهمترین گزارشها دربارهٔ علقمه و برادرش ابوبکر، ماجرایی است که کشی در رجال خود (ص ۲۹۰) نقل کرده است. خلاصهٔ آن:
- بکار بن ابی بکر حضرمی (فرزند ابوبکر) میگوید: ابو بکر (پدرم) و علقمه بر زید بن علی وارد شدند. علقمه از پدرم بزرگتر بود. به زید رسیده بود که گفته است: «امام از ما کسی نیست که پرده بر خود افکنده (و در خانه نشسته باشد)، امام تنها کسی است که شمشیر خود را از نیام برکشد». ابوبکر که جرئت بیشتری داشت، به زید گفت: «ای ابوالحسین! به من بگو آیا علی بن ابی طالب علیه السلام امام بود در حالی که پرده بر خود افکنده بود (و در خانه نشسته بود) یا تا زمانی که بیرون آمد و شمشیر کشید امام نشد؟» زید که مردی نکتهسنج بود، سکوت کرد و پاسخی نداد. ابوبکر سه بار سخن را تکرار کرد و زید پاسخ نداد. ابوبکر گفت: «اگر علی بن ابی طالب در حالی که پرده بر خود افکنده بود امام بود، پس جایز است پس از او هم امامی در خانه نشسته باشد. و اگر در آن حال امام نبود، تو چه بر سر خود آوردهای؟» در این هنگام علقمه از برادرش خواست که دست از سخن بردارد و او نیز دست کشید.
این ماجرا نشان میدهد که هر دو برادر از منکران امامت زید بن علی بودند و قائل به امامت جعفر بن محمد (امام صادق) علیه السلام. بنابراین تشیع و امامتشناسی آنان مسلم است.
روایات و آثار
الف) زیارت عاشورا
ابن قولویه در «کامل الزیارات» (باب ۷۱، در ثواب زائر حسین علیه السلام در روز عاشورا) حدیث معروف زیارت عاشورا را از دو راوی به نامهای سیف بن عمیره و صالح بن عقبه، از علقمه، از امام باقر علیه السلام نقل کرده است. این نکته نشان میدهد که علقمه مستقیماً از امام باقر علیه السلام حدیث شنیده و واسطۀ میان امام و دو راوی مذکور (سیف و صالح) است.
ب) مجالس صدوق
شیخ صدوق در «الأمالی» (مجلس ۲۲) از صالح بن علقمه، از پدرش علقمه، روایاتی نقل کرده است که محقق وحید بهبهانی از آنها حسن حال و تشیع علقمه را دریافته است.
ج) دیگر موارد
در تهذیب شیخ طوسی (باب وصیت انسان به غلام خود) آمده است که علقمه به برادرش ابوبکر وصیت کرده و او وصیت را اجرا نموده است. این نشان از اعتماد متقابل میان دو برادر دارد.
جرح و تعدیل
الف) مامقانی [۱]
میگوید: «ظاهر او امامی بودن است و این از حضورش با برادرش نزد زید بن علی برای رد دعوای امامت فهمیده میشود... اما من بر مدحی در او دست نیافتم که او را در زمرهٔ حسان قرار دهم.» سپس فهرست بلندی از صحابه و تابعانی به نام «علقمة» ارائه میدهد تا نشان دهد اشتراک اسمی زیاد است.
ب) عباسی زنجانی[۲]
در کتاب خود میگوید: «اگر برای علقمه جز روایت زیارت عاشورا نبود، همان برای حسن عقیده و تشیع او کافی است. این روایت بر علو مقام او دلالت دارد. او را از حسان عالیه به شمار آوردهام. صالح بن عقبه جهنی و سيف بن عميره از او روایت کردهاند. سه حدیث از او در مجلس ۲۲ امالی صدوق وجود دارد.»
ج) جواهری [۳]
وی به اختصار میگوید: «علقمة بن محمد حضرمی، مجهول - از اصحاب باقر و صادق علیهما السلام - در کامل الزيارات روایت دارد.»
د) میرزا حسین نوری[۴]
در خاتمهٔ مستدرک الوسائل میگوید: از شیخ طوسی و کشی مدح او ظاهر میشود. در تهذیب آمده که به برادرش وصیت کرده و او وصیت را اجرا نموده است.
ه) سید محمدعلی شوشتری[۵]
قول شیخ طوسی و برقی را نقل کرده و سپس گزارش کشی را به تفصیل میآورد و تأکید میکند که ابوبکر جرئت بیشتری داشت و علقمه از او خواست که کف کند.
و) آیتالله خویی[۶]
در معجم رجال الحدیث، بدون اظهار نظر صریح دربارهٔ وثاقت، تنها به نقل گزارش کشی و روایت کامل الزيارات بسنده کرده است. ظاهراً ایشان نیز او را از راویان مقبول میداند، هرچند تصریح به توثیق نکرده است.
جمعبندی
علقمه بن محمد حضرمی از راویان اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) است. وی در واقعهای تاریخی نزد زید بن علی، موضع روشنی علیه ادعای امامت زید اتخاذ کرد که نشانگر تشیع حقیقی اوست. هرچند توثیق لفظی صریحی در منابع متقدم دیده نمیشود، اما عوامل زیر او را در زمرهٔ راویان مقبول و «حَسَن» قرار میدهد:
- حضور در سند زیارت عاشورا (که خود نشانهٔ اعتماد ابن قولویه و مشایخ او به اوست).
- روایت صدوق در امالی از طریق صالح بن علقمه از پدرش.
- عمل اصحاب به روایات او به ویژه در کامل الزيارات.
- تأیید ضمنی محققانی چون وحید بهبهانی و عباسی زنجانی.
بنابراین، میتوان او را از راویان حَسَن یا مُوثَّقِ غیرمباشر به شمار آورد، هرچند برخی متأخران مانند مامقانی احتیاط کرده و او را «مجهول» نامیدهاند. با توجه به اینکه کثرت راویان از او (مانند سیف بن عمیره و صالح بن عقبه که هر دو ثقه هستند) و پذیرش حدیثش در کتب اربعه، ضعف او ثابت نیست و روایتش قابل قبول است.
نکتهٔ پایانی: در منابع از چندین راوی به نام «علقمة» یاد شده است (علقمة بن قیس نخعی، علقمة بن الأعور، و غیره). باید دقت کرد که علقمه بن محمد حضرمی غیر از دیگر علقمههاست و قراین طبقاتی و نسبی او را از دیگران متمایز میکند.
سند خطبه غدير[۷]
در دو سند از اسناد خطبه غدير نام علقمة بن محمد حضرمى آمده است: يكى در سند خطبه غدير كه در كتاب «اليقين» سيد ابن طاووس، و ديگرى در سند كتاب «الاحتجاج» طبرسى، كه هر دو سند به امام باقر عليه السلام منتهى مى شود.
سند کتاب الاحتجاج:
حَدَّثَنِي السَّيِّدُ الْعَالِمُ الْعَابِدُ أَبُو جَعْفَرٍ مَهْدِيُّ بْنُ أَبِي حَرْبِ الْحُسَيْنِيُّ الْمَرْعَشِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّيْخ أَبُو عَلِي الْحَسَنُ بْنُ الشَّيْخِ السَّعِيدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنِي الشَّيْحُ السَّعِيدُ الْوَالِدُ أَبُو جَعْفَرٍ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ قَالَ أَخْبَرَنِي جَمَاعَةً عَن أبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلّعُكْبَرِي قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَلِي مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّام قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ السُّورِيٌّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ مِنْ وُلْدِ الْأَفطسِ وَ كَانَ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْهَمْدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَالِد الطَّيَالِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَيْفُ بْنُ عَمِيرَةَ و صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ جَمِيعاً عَنْ قَيْسِ بْنِ سِمْعَانَ عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی علیهما السلام.
برایم روایت کرد سید عالم و عابد، ابوجعفر مهدی بن ابی حرب حسینی مرعشی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: به ما خبر داد شیخ ابوعلی حسن بن شیخ سعید ابوجعفر محمد بن حسن طوسی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: برایم خبر داد شیخ سعیدِ پدرم ابوجعفر «خداوند روحش را مقدس بدارد» که گفت: گروهی از جمله محمد بن هارون بن موسی تلعکبری به من خبر دادند که گفت: به ما خبر داد ابوعلی محمد بن همام که گفت: به ما خبر داد علی سوری که گفت: به ما خبر داد ابومحمد علوی « از فرزندان افطس» که از بندگان صالح خدا بود، گفت: برایم روایت کرد محمد بن موسی همدانی که گفت: برایم روایت کرد محمد بن خالد طیالسی که گفت: برایم روایت کرد سیف بن عمیره و صالح بن عقبه، هر دو از قیس بن سمعان، از علقمه بن محمد حضرمی، از ابوجعفر محمد بن علی (امام باقر) علیهماالسلام.