علی بن حسن دمشقی (ابوالقاسم، ابن عساکر)
ابومحمد بهاءالدین قاسم بن علی بن حسن بن هبةالله بن عساکر، معروف به ابن عساکر، مورخ، حافظ حدیث و فقیه شافعی دمشقی در سدهٔ ششم هجری بود. او پس از سالها سفر علمی به عراق، حجاز، ایران و خراسان و دیدار با محدثان معروف اهل سنت، مهمترین اثر خود یعنی «تاریخ دمشق» را در ۸۰ جلد تألیف کرد. وی مورد حمایت نورالدین زنگی و صلاحالدین ایوبی بود، سرپرستی دارالحديث النورية را بر عهده داشت و در تشییع جنازهاش سلطان صلاحالدین حاضر شد.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوالقاسم علی بن حسن بن هبةالله بن عساکر دمشقی شافعی |
| سرشناسی | حافظ حدیث، مورخ برجسته سدهٔ ششم هجری |
| تولد | ۴۹۹ قمری (دمشق) |
| وفات | ۵۷۱ قمری (دمشق) |
| محل دفن | دمشق |
| خویشان سرشناس | پدر: حسن بن هبةالله (از پیشگامان علم حدیث در دمشق) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | ابوطاهر حنایی، ابوالبرکات بن عبدالحارثی، سُبَیع بن قیراط، ابوالقاسم هبةالله بن حصین و... |
| شاگردان | ابوسعد سمعانی، عبدالقادر رهاوی، یونس بن محمد فارقی و عبدالقادر بغدادی و... |
| تحصیلات | از کودکی در دمشق، سپس تکمیل در بغداد (مدرسۀ نظامیه) و سفرهای علمی گسترده به حجاز، عراق، ایران و خراسان |
| مذهب | اهل سنت (شافعی) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | تاریخنگاری، حدیث، فقه، رجال |
| علت شهرت | تألیف کتاب «تاریخ دمشق» (تاریخ مدینة دمشق) در ۸۰ جلد |
زندگی نامه[۱]
ابن عساکر در ۹ صفر ۵۲۷ قمری زاده شد و در ۵۷۱ قمری درگذشت. گرچه برخی سالهای دقیقتر تولد و وفات او را ۴۹۹–۵۷۱ قمری ثبت کردهاند، اما گزارش دیگر حاکی از آن است که وی در ۵۲۷ قمری متولد شده و در ۶۰۰ قمری از دنیا رفته است.
عنوان «ابن عساکر» احتمالاً به خاندان مادری او تعلق دارد، زیرا در منابع نسبشناسی، نام پدرش علی بن حسن ذکر شده و این لقب از سوی مادر به وی منتقل شده است. وی به مذهب شافعی تعلق داشت و افزون بر حدیث و تاریخ، گاه توان شعری نیز داشت، هرچند سرودههای او چندان برجسته ارزیابی نشده است.
زندگی ابن عساکر با روزگار زوال سلاجقه در شام و سپس حاکمیت نورالدین زنگی (درگذشتهٔ ۵۶۹ق) و صلاحالدین ایوبی (درگذشتهٔ ۵۸۹ق) همزمان بود. این پادشاهان، سیاست مقابله با تبلیغات فاطمیان شیعه و ترویج مذاهب اهل سنت را در پیش گرفته بودند. در چنین فضایی، گردآوری و نشر حدیث رونق بسیار یافت و ابن عساکر توانست به عنوان یکی از برجستهترین چهرههای این عرصه مطرح شود.
اساتید[۲]
او از شش سالگی در دمشق به آموختن علوم دینی پرداخت. نخستین مربیان او پدر، برادر بزرگتر و بستگان مادریاش بودند. از دیگر استادان دمشقی وی میتوان به ابوطاهر حنایی، ابوالبرکات بن عبدالحارثی و سُبَیع بن قیراط اشاره کرد.
پس از درگذشت پدر، راهی بغداد شد و در مدرسه نظامیه و دیگر مراکز علمی آن شهر، به تکمیل دانش خود در حدیث، فقه و نحو همت گماشت.
در سال ۵۲۱ قمری به حج رفت و در مکه و مدینه نیز احادیث بسیاری را از مشایخ آن دیار شنید. چهار سال بعد، به بغداد بازگشت و در حلقه درس استادانی چون ابوالقاسم هبةالله بن حصین، ابوالحسن علی بن عبدالواحد دینوری و هبةالله شرطی حضور یافت. در همان اقامت، به شهرهای دیگر عراق نیز سفر کرد و با محدثان و حافظان حدیث به گفتوگو و مبادله دانش پرداخت. سپس به دمشق بازگشت، ازدواج کرد و صاحب فرزند شد.
دومین سفر علمی او در سال ۵۲۹ قمری آغاز شد و چهار سال به درازا انجامید. در این سفر، راهی ایران شد. در خراسان با ابوسعد عبدالکریم سمعانی، نویسندهٔ کتاب «الأنساب»، دیدار کرد و همراه او به نیشابور و هرات رفت. در همین سفر، اثر «الاربعین البلدانیه» را فراهم آورد که مشتمل بر چهل حدیث از چهل محدث در چهل شهر است.
پس از سیزده سال سفرهای پیاپی علمی، با انبوهی از یادداشتها، شنیدهها و تجربههای گرانبها به دمشق بازگشت. شمار کسانی که در زمینه حدیث با آنها دیدار کرده بود، به ۱۳۰۰ مرد و ۸۰ زن میرسید. از سال ۵۳۳ قمری تا پایان عمر، به تألیف، تدریس و فعالیتهای آموزشی پرداخت.[۳]
جایگاه علمی
ابن عساکر در زمرهٔ بزرگترین حافظان حدیث و نویسندگان تاریخی روزگار خود شناخته میشود. او با وجود بیاعتنایی به مقامات حکومتی، نزد پادشاهان از حرمت والایی برخوردار بود. نورالدین زنگی نهتنها او را در گردآوری «تاریخ دمشق» تشویق و حمایت کرد، بلکه پس از تأسیس «دارالحدیث النوریة» - نخستین مرکز تخصصی حدیث - سرپرستی آن را به وی سپرد.[۴]
شاگردانش، که غالباً از فقیهان و محدثان بزرگ روزگار بودند، بسیارند و بسیاری از آنان بعدها خود از چهرههای مطرح علمی شدند.[۵]
وفات
ابن عساکر در سال ۵۷۱ قمری در دمشق از دنیا رفت. سلطان صلاحالدین ایوبی در تشییع جنازه او حاضر شد و شیخ قطبالدین نیشابوری بر پیکرش نماز گزارد.[۶]
آثار[۷]
تعداد آثار ابن عساکر را تا ۱۳۴ عنوان برشمردهاند که بیشتر آنها در زمینههای حدیث، رجال و تاریخ نگاشته شده است. از مهمترین آنها:
- «تاریخ مدینة دمشق»
- «الاربعون (یا الاربعین البلدانیه)»
- «مناقب الشباب»
- «مجمع الشیوخ»
- «الأطراف للسنن»
- «تشریف یوم الجمعه»
- «فضل أصحاب الحدیث»
نزول آيه تبليغ در غدير[۸]
يكى از وجوه دلالت حدیث غدیر بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام نزول آيه تبليغ (يا ايها الرسول بلّغ...) در غدير است، كه از جمله مشهورترين آیات غدیر مى باشد. اختصاص آن به غدير هم نزد شيعه و غير شيعه از مسلمات است، و بين مفسرين و محدثين اهل سنت مشهور است، اگر چه بعضى از آنان در صدد انحراف شأن نزول آيه بوده اند.
در كنار شيعه، عده اى از بزرگان اهل سنت نيز نزول اين آيه در غدير را نقل كرده اند. از جمله على بن حسن بن هبةالله بن عساكر دمشقى، ابوالقاسم، ابن عساكر (ت ۴۹۹ - م ۵۷۱ ق) است:
جلال الدین سیوطی در «الدرّ المنثور» نزول آيه تبلیغ در غدیر خم را از ابن ابى حاتِم از ابوسعيد خُدرى نقل كرده است.[۹] ياقوت حَمَوى و ابن خَلِّكان و ذهبى و يافعى و اِسنَوى و ابن قاضى شُهبه[۱۰]: او را بسيار توثيق كرده و ستوده اند و از پيشوايان حدیث مى دانند. وى رفيق حافظ ابوسعد عبدالكريم بن سمعانى بوده، و كتاب عظيم «تاريخ مدينة دمشق» را در هشتاد مجلّد تألیف كرده است.
حافظ ابومحمد عبدالعظيم منذرى، سمعانى، محدّث بهاءالدين قاسم (پسر ابن عساكر)، سعد الخير، ابوالعلاء همدانى، ابوالمواهب بن صصرى، شيخ ما ابوالحجّاج مِزّى، حافظ عبدالقادر، ابن نجّار، حافظ مَعمَر بن فاخر، اسماعيل بن محمد و حافظ عبدالقاهر رهاوى او را بسيار توثيق كرده و ستوده اند، به خصوص كتاب او «تاریخ مدينة دمشق».
پانویس
- ↑ دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۴، ص۲۹۴
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج ۲۰، ص۵۵۵.
- ↑ معجم الادباء، ج ۱۳، ص۷۵ ـ ۷۸.
- ↑ طبقات الشافعیة الکبری، ج ۷، ص۲۱۶ و ۲۲۳
- ↑ تذکرة الحفاظ، ج ۴، ص۱۳۲۸ ـ ۱۳۲۹.
- ↑ وفیات الاعیان، ج ۳، ص۳۱۱.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج ۲۰، ص۵۶۱ ـ ۵۶۲.
- ↑ غدير در قرآن: ج ۱ ص ۸۷ . چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۴۴۹.
- ↑ الدرّ المنثور: ج ۲ ص ۲۹۸. ترجمة اميرالمؤمنين عليه السلام من تاريخ دمشق: ج ۲ ص ۸۶ . نفحات الازهار: ج ۸ ص ۱۹۵-۲۵۷.
- ↑ وفيات الاعيان: ج ۱ ص ۳۳۵. تذكرة الحفّاظ: ج ۴ ص ۱۳۲۸-۱۳۳۳. العِبَر فى خبر من غَبَر: حوادث سال ۵۷۱ . مرآة الجنان: حوادث سال ۵۷۱ . طبقات الشافعية (اِسنَوى): ج ۲ ص ۲۱۶. طبقات الشافعية (ابن قاضى شُهبه): ج ۱ ص ۳۴۵.