محمد بن احمد دولابی (ابوبشر)

ابوبشر محمد بن احمد بن حماد بن سعد انصاری رازی دولابی (۲۲۴-۳۱۰ق)، محدث، مورخ و رجالی‌نگر سده سوم و چهارم هجری. نسبت «دولابی» وی به یکی از نیاکانش بازمی‌گردد که از دولاب، قریه‌ای در نزدیکی ری باستان (از محلات کنونی تهران) برخاسته بود.[۱] عنوان «انصاری» نیز از رابطه ولاء (وابستگی) او با قبایل انصار حکایت دارد.[۲]

ابوبشر دولابی
اطلاعات فردی
نام کاملمحمد بن احمد بن حماد بن سعد انصاری رازی دولابی
سرشناسیمحدث، مورخ و رجالی‌نگر ایرانی
تولد۲۲۴ هجری قمری
وفات۳۱۰ هجری قمری - بین مکه و مدینه (عرج یا ذوالحلیفه)
نحوه درگذشتدر سفر حج
اطلاعات علمی
استادانعبدالله بن احمد بن حنبل، ابن ابی‌الدنیا، ابوقلابه رقاشی، ابوعبدالله منتوف و...
شاگردانطبرانی، ابن حبان، ابن عدی، کندی، ابن مقری و...
تحصیلاتحدیث، تاریخ، رجال
مذهبحنفی
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، تاریخ، رجال، وراقی
علت شهرتتألیفات رجالی و تاریخی، تبحر در علم حدیث، تعصب حنفی

زندگینامه

در سال ۲۲۴ هجری قمری چشم به جهان گشود. ابوبشر برای آموختن علم حدیث به مراکز مهم جهان اسلام سفر کرد. او به بغداد، بصره، حجاز، شام و مصر مسافرت نمود، اما جزئیات و زمان دقیق این سفرها چندان روشن نیست. آنچه مسلم است، وی در سال ۲۲۴ق در بغداد حضور داشت و در آنجا از ابومحمد محمود بن خداش حدیث شنید.[۳]

جایگاه علمی

از لحاظ فقهی، ابوبشر پیرو مذهب ابوحنیفه بود و در این مذهب تعصب فراوانی داشت. ابن عدی او را به سبب این تعصب مفرط سرزنش کرده و از بدگمانی وی نسبت به نعیم بن حماد سخن گفته است؛ زیرا نعیم بر اهل رأی (پیروان مکتب فقهی عراق) سخت می‌گرفت.[۴]

ابوبشر نعیم بن حماد را تضعیف می‌کرد و مدعی بود که وی برای تقویت مذهب خود (اهل حدیث) احادیثی جعل کرده و برای بدنام ساختن ابوحنیفه حکایاتی دروغین ساخته است.[۵] ذهبی بر این باور است که ابوبشر در تکذیب نعیم بن حماد به افراط گراییده بود.[۶]

جایگاه رجالی

ابوبشر در دانش حدیث چیره‌دست شمرده می‌شود.[۷] با این حال برخی از پیشینیان (چون دارقطنی و ابن یونس) به دلایل نامعلوم به حدیث او خرده گرفته و او را تضعیف کرده‌اند.[۸]

وی افزون بر حدیث، در تاریخ و رجال نیز تبحر داشت و تألیفات ارزشمندی در این زمینه‌ها از خود به جای نهاد.[۹] مورخان بزرگی چون ابن خلکان و ابن کثیر در آثار خود از روایات تاریخی و رجالی او بسیار بهره برده‌اند.[۱۰] سمعانى و ابن‏ خلّكان و ذهبى[۱۱]: او را توثيق و تعريف كرده ‏اند. پيشوايان بزرگى از او روایت كرده ‏اند، مانند: طبرانى، ابوحاتم ابن‏ حِبّان و ابن‏ عدى. دارقطنى نيز او را توثيق كرده است.

اساتید

در سفرهای علمی خود از جمعی از محدثان نامدار بهره برد[۱۲] که برخی از آنان عبارتند از:

  • عبدالله بن احمد بن حنبل
  • ابن ابی‌الدنیا
  • ابوقلابه رقاشی
  • ابوعبدالله منتوف
  • محمد بن عبدالله بن یزید مقری
  • احمد بن ابی‌شریح رازی
  • ابراهیم بن مرزوق بصری
  • محمد بن بشار بندار
  • علی بن حرب طائی
  • یزید بن سنان
  • علی بن حسین بن حرب قاضی
  • ابوعبدالله نجار

ابوبشر در حدود سال ۲۶۰ هجری قمری به مصر مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد. در مصر به پیشه وراقی (نسخه‌برداری و کتابت) اشتغال داشت و همزمان به فراگیری و آموزش حدیث ادامه می‌داد.[۱۳]

شاگردان

راویان و شاگردان بسیاری از محضر وی بهره بردند،[۱۴] از جمله:

  • طبرانی (سلیمان بن احمد)
  • ابن حبان (محمد بن حبان بستی)
  • ابن عدی (عبدالله بن عدی جرجانی)
  • کندی (محمد بن یوسف کندی)
  • ابن مقری (ابوبکر محمد بن ابراهیم)
  • حسن بن رشیق عسکری
  • ابوبکر احمد بن محمد مهندس

وفات

ابوبشر هنگامی که عازم سفر حج بود، در مسیر بین مکه و مدینه، در محلی به نام «عرج» یا در ذوالحلیفه درگذشت.[۱۵] سال وفات وی ۳۱۰ هجری قمری ثبت شده است.

تألیفات

آثار متعددی از او به جای مانده که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • «الکنی والاسماء»
  • «الذریة الطاهره»

آثار ابوبشر دولابی در مغرب اسلامی از رواج ویژه‌ای برخوردار بوده و در فهارس مغربی بدان‌ها بسیار اشاره شده است.

روايت حديث غدير[۱۶]

يكى از علما و بزرگان اهل ‏سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن احمد دولابى، ابوبشر (م ۳۲۰ ق) است. دولابى در كتابش «الكنى و الاسماء» حديث غدير را در دو مورد: نقل ماجراى غدير و نيز ماجراى احتجاج اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در رحبه کوفه نقل كرده است.[۱۷]

پانویس

  1. سمعانی، الانساب، ج۵، ص۴۱۲-۴۱۴؛ ابن حجر، لسان المیزان، ج۵، ص۴۲
  2. سمعانی، الانساب، ج۵، ص۴۱۲-۴۱۴
  3. ابوبشر دولابی، الکنی والاسماء، ج۱، ص۶۲)
  4. ابن عدی، الکامل، ج۷، ص۲۴۸۲
  5. ابن عدی، الکامل، ج۷، ص۲۴۸۲
  6. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۷۶۰
  7. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۴، ص۶۷۸
  8. ابن جوزی، المنتظم، ج۶، ص۱۶۹؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۳۱۰
  9. ابن خلکان، وفیات، ج۴، ص۳۵۲
  10. ابن خلکان، وفیات، ج۱، ص۳۵۰؛ ج۲، ص۶۶؛ ج۴، ص۳۵۲؛ ابن کثیر، البدایة، ج۵، ص۷۸-۷۹؛ ج۹، ص۲۵۲
  11. الانساب: «الدولابى». وفيات الاعيان: ج ۳ ص ۴۷۴. تذكرة الحفّاظ: ج ۲ ص ۷۵۹.
  12. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۴، ص۶۷۸؛ سمعانی، الانساب، ج۵، ص۴۱۴-۴۱۵
  13. ابن حجر، لسان المیزان، ج۵، ص۴۲
  14. طبرانی، المعجم الصغیر، ج۲، ص۷؛ ابن عدی، الکامل، ج۷، ص۲۴۸۲-۲۴۸۳
  15. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۴، ص۶۷۹
  16. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۵۲.
  17. الكنى و الاسماء: ج ۲ ص ۶۱، ۸۸.