پرش به محتوا

محمد بن همام اسکافی (ابوعلی)

از ویکی غدیر
محمد بن همام اسکافی (ابوعلی)
اطلاعات فردی
نام کاملأبو علی محمد بن همام بن سهیل بن مابنداذ الإسکافی الکاتب
سرشناسیمحدث، مورخ، ثقه و جلیل‌القدر
تولد۲۵۸ هجری قمری
وفات۳۳۶ هجری قمری (برخی ۳۳۲)
محل دفنمقابر قریش، بغداد
اطلاعات علمی
استاداناحمد بن محمد بن رستم نحوی، خالد بن احمد بن مابنداذ، محمد بن موسی بن حماد بربری
شاگردانهارون بن موسی تلعکبری، ابن قولویه، شیخ صدوق، ابوغالب زراری، معافی بن زکریا جریری، ابوبکر احمد بن عبدالله وراق دوری
مذهبشیعه امامیه
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، تاریخ، نگارش
علت شهرتتألیف کتاب «الأنوار فی تاریخ الأئمة الأطهار»

محمد بن همام بن سهیل اسکافی، معروف به ابوعلی کاتب، از چهره‌های برجسته و مورد اعتماد شیعه امامیه در سده سوم و چهارم هجری قمری است. وی در تاریخ، حدیث و نگارش سیره ائمه علیهم السلام تخصص داشت و آثاری همچون «الأنوار فی تاریخ الأئمة الأطهار» از او بر جای مانده است.

جایگاه رجالی

نام کامل او: أبو علی محمد بن همام بن سهیل بن مابنداذ الإسکافی الکاتب است.[۱] لقب «اسکافی» احتمالاً به دلیل اشتغال یا انتساب به پیشه وراقی یا اسکاف (کفش‌دوز) نیست، بلکه نسبت به محله یا خاندانی در بغداد دارد. کنیه پدرش «ابوبکر» ذکر شده است.[۲] برخی منابع او را با عنوان «محمد بن أبی بکر همام بن سهیل» نیز یاد کرده‌اند.[۳]

وی در بغداد، در محله سوق العطش (بازار تشنگان) سکونت داشت.[۴] شغل او کتابت (دبیری یا نویسندگی) بود، از این رو به «الکاتب» شهرت یافت. او با خاندان بنی‌نوبخت و دیگر خاندان‌های شیعه بغداد ارتباط داشت.

بر اساس گزارش معجم مورخان شیعه، وی در سال ۲۵۸ هجری قمری متولد شد.[۵] در مورد سال وفات او اختلاف نظر است: برخی سال ۳۳۲ ق[۶] و برخی ۳۳۶ ق را ثبت کرده‌اند.[۷] مشهورترین قول، وفات در سال ۳۳۶ قمری است. آخرین تاریخ دریافت روایت از او، سال ۳۳۲ قمری ذکر شده است. محل دفن وی در بغداد، مقابر قریش است.[۸]

جایگاه علمی

همه منابع متقدم شیعه او را توثیق کرده‌اند:

  • نجاشی می‌نویسد: «او شیخ و پیشوای اصحاب ما بود و منزلتی عظیم داشت».[۹]
  • شیخ طوسی در فهرست خود او را «جلیل القدر، ثقه» معرفی کرده است.[۱۰] وی همچنین در رجال خود او را در زمره کسانی آورده که از امامان علیهم السلام مستقیماً روایت نکرده‌اند.[۱۱]
  • علامه حلی در معالم العلماء او را ثقه و صاحب کتاب «الأنوار» معرفی می‌کند.[۱۲]
  • خطیب بغدادی (از علمای اهل سنت) از او به عنوان «یکی از مشایخ شیعه» یاد کرده است.[۱۳]
  • همچنین نمازی شاهرودی به اجماع علما بر وثاقت و جلالت او تصریح کرده است.[۱۴]

اساتید

محمد بن همام از راویان و دانشمندان زیر حدیث شنیده است:

  • احمد بن محمد بن رستم نحوی[۱۵]
  • خالد بن احمد بن مابنداذ (که به نظر می‌رسد این انتساب به جد اوست)[۱۶]
  • محمد بن موسی بن حماد بربری[۱۷]

شاگردان

جمعی از بزرگان شیعه از او روایت کرده‌اند:

  • هارون بن موسی تلعکبری (متوفی ۳۸۵ ق) که از مهم‌ترین راویان اوست.[۱۸]
  • ابن قولویه قمی (متوفی ۳۶۸ ق) در کتاب «کامل الزیارات» از او روایت نقل کرده است.[۱۹]
  • شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱ ق).
  • ابوغالب زراری.
  • معافی بن زکریا جریری (از علمای اهل سنت).
  • ابوبکر احمد بن عبدالله وراق دوری.

آثار

تنها اثر شناخته شده از او که در منابع یاد شده، کتاب «الأنوار فی تاریخ الأئمة الأطهار» است.[۲۰] این کتاب تاریخی مشتمل بر سیره و زندگانی امامان دوازده‌گانه شیعه بوده است. نسخه‌ای از خلاصه یا منتخبی از آن با عنوان «منتخب الأنوار فی تاریخ الأئمة الأطهار» در اختیار علامه مجلسی (صاحب بحارالأنوار) بوده و به گفته آقابزرگ تهرانی نسخه‌ای از آن در ایران موجود است.[۲۱]برخی منابع او را «مورخ» نیز خوانده‌اند.[۲۲]

در سند خطبه غدير[۲۳]

يكى از افرادى كه در سند خطبه غدير در كتاب «الاحتجاج» طبرسى -كه به امام باقر علیه السلام منتهى می‌شود- نامشان آمده ابوعلى محمد بن همام بن سهیل اسکافی (درگذشت: ۳۳۶ق) است.

سند کتاب الاحتجاج:

حَدَّثَنِي السَّيِّدُ الْعَالِمُ الْعَابِدُ أَبُو جَعْفَرٍ مَهْدِيُّ بْنُ أَبِي حَرْبِ الْحُسَيْنِيُّ الْمَرْعَشِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّيْخ أَبُو عَلِي الْحَسَنُ بْنُ الشَّيْخِ السَّعِيدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنِي الشَّيْحُ السَّعِيدُ الْوَالِدُ أَبُو جَعْفَرٍ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ قَالَ أَخْبَرَنِي جَمَاعَةً عَن أبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلّعُكْبَرِي قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَلِي مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّام قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ السُّورِيٌّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ مِنْ وُلْدِ الْأَفطسِ وَ كَانَ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْهَمْدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَالِد الطَّيَالِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَيْفُ بْنُ عَمِيرَةَ و صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ جَمِيعاً عَنْ قَيْسِ بْنِ سِمْعَانَ عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی علیهما السلام.

برایم روایت کرد سید عالم و عابد، ابوجعفر مهدی بن ابی حرب حسینی مرعشی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: به ما خبر داد شیخ ابوعلی حسن بن شیخ سعید ابوجعفر محمد بن حسن طوسی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: برایم خبر داد شیخ سعیدِ پدرم ابوجعفر «خداوند روحش را مقدس بدارد» که گفت: گروهی از جمله محمد بن هارون بن موسی تلعکبری به من خبر دادند که گفت: به ما خبر داد ابوعلی محمد بن همام که گفت: به ما خبر داد علی سوری که گفت: به ما خبر داد ابومحمد علوی « از فرزندان افطس» که از بندگان صالح خدا بود، گفت: برایم روایت کرد محمد بن موسی همدانی که گفت: برایم روایت کرد محمد بن خالد طیالسی که گفت: برایم روایت کرد سیف بن عمیره و صالح بن عقبه، هر دو از قیس بن سمعان، از علقمه بن محمد حضرمی، از ابوجعفر محمد بن علی (امام باقر) علیهماالسلام.

پانویس

  1. نجاشی، رجال، ش ۱۰۳۲، ص ۳۷۹؛ طوسی، فهرست، ش ۶۱۲، ص ۲۱۷
  2. نمازی شاهرودی، مستدرکات، ج ۷، ص ۳۶۲
  3. خدامیان آرانی، فهارس الشیعة، ج ۲، ص ۱۰۶۳
  4. عبدالحمید، معجم مورخی الشیعة، ج ۲، ص ۳۵۲
  5. عبدالحمید، معجم مورخی الشیعة، ج ۲، ص ۳۵۱؛ نیز سزگین، تاریخ التراث العربی، قسم ۲، ج ۱، ص ۱۷۶
  6. نمازی شاهرودی، مستدرکات، ج ۷، ص ۳۶۲
  7. معجم مورخي الشيعة: الإمامية - الزيدية -الإسماعيلية، ج‏2، ص: 352
  8. همان، ص ۳۵۲
  9. نجاشی، رجال، ش ۱۰۳۲، ص ۳۷۹
  10. طوسی، فهرست، ش ۶۱۲، ص ۲۱۷
  11. طوسی، رجال، ش ۶۲۷۰، ص ۴۳۸
  12. ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص ۱۰۱
  13. عبدالحمید، معجم مورخی الشیعة، ج ۲، ص ۳۵۲
  14. نمازی، مستدرکات، ج ۷، ص ۳۶۲
  15. عبدالحمید، معجم مورخی الشیعة، ج ۲، ص ۳۵۲
  16. نمازی، مستدرکات، ج ۷، ص ۳۶۲
  17. عبدالحمید، معجم مورخی الشیعة، ج ۲، ص ۳۵۲
  18. طوسی، فهرست، ش ۶۱۲؛ نیز عبدالحمید، همان، ص ۳۵۱
  19. طوسی، رجال، ش ۶۲۷۰، ص ۴۳۸؛ نیز رجوع کنید به کامل الزیارات، ص ۱۳۷، ۲۴۵، ۲۶۱، ۳۲۳، ۳۳۸، ۳۴۴، ۳۴۵، ۴۳۱
  20. ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص ۱۰۱؛ نیز نمازی، مستدرکات، ج ۷، ص ۳۶۲
  21. عبدالحمید، معجم مورخی الشیعة، ج ۲، ص ۳۵۲
  22. كحاله، معجم المؤلفین، ج ۱۲، ص ۹۳
  23. اسرار غدير: ص ۱۰۹.