محمد بن يوسف زرندی
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوعبدالله جمالالدین محمد بن عزالدین ابوالمظفر یوسف بن حسن بن محمد بن محمود بن حسن مدنی زرندی |
| سرشناسی | فقیه، محدث، قاضی |
| تولد | ۶۹۳ هجری قمری، مدینه منوره |
| وفات | ۷۵۷ هجری قمری |
| خویشان سرشناس | پدر: عزالدین یوسف زرندی (فقیه) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | پدرش عزالدین یوسف (فقیه مدرسه مستنصریه)، مشایخ حدیث مدینه |
| تحصیلات | تحصیلات دینی و حدیثی در مدینه |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | فقه، حدیث، مناقبنویسی |
| علت شهرت | تألیف آثار در مناقب اهل بیت علیهم السلام به ویژه «نظم درر السمطین» و «معارج الوصول إلی معرفة فضل آل الرسول و البتول» |
محمد بن یوسف زرندی مدنی (۶۹۳–۷۵۷ق)، از فقیهان و محدثان حرم شریف نبوی در قرن هشتم هجری است که بخش مهمی از حیات علمی خویش را در زادگاهش مدینه به تدریس و تألیف گذراند و در اواسط عمر به ایران مهاجرت کرد و مدتی عهدهدار منصب قضای شیراز شد. آثار وی بهویژه «معارج الوصول إلی معرفة فضل آل الرسول و البتول» و «نظم درر السمطین» از دیرباز مورد توجه عالمان شیعه و سنی قرار گرفته است.
زندگینامه[۱]
ابوعبدالله جمالالدین (یا شمسالدین) محمد بن عزالدین ابوالمظفر یوسف بن حسن بن محمد بن محمود بن حسن مدنی زرندی در سال ۶۹۳ قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود. خاندان وی اهل علم بودند و پدرش عزالدین یوسف از فقیهان مدرسه مستنصریه بغداد بهشمار میرفت. انتساب «زرندی» به شهر زرند، محل گفتگوست؛ برخی آن را زرند میان تهران و اصفهان و برخی دیگر زرند کرمان دانستهاند. آنچه مسلم است، گروهی از خاندان زرندی در سدههای هفتم تا دهم در مدینه میزیستهاند.
زرندی پس از درگذشت پدر، در زمره محدثان و مشایخ حدیث حرم نبوی درآمد و به تدریس فقه و حدیث اشتغال ورزید. در سال ۷۴۵ قمری رهسپار ایران شد و به شیراز رفت. در آنجا به دربار شاه ابواسحاق اینجو راه یافت و مورد توجه وی قرار گرفت. به دستور شاه ابواسحاق، منصب قضای شیراز به او واگذار شد. وی کتاب «بغیة المرتاح إلی طلب الرباح» خویش را به همین حاکم تقدیم کرد.
جایگاه رجالی
محمد بن یوسف زرندی در میان عالمان شیعه و سنی از احترام و اعتبار بالایی برخوردار است. شماری از عالمان برجسته فریقین از وی و آثارش به نیکی یاد کردهاند:
- ابن صباغ مالکی در «الفصول المهمة» از او بهره برده است.
- سمهودی در «جواهر العقدین» به آثار وی استناد کرده است.
- قندوزی حنفی در «ینابیع المودة» روایات متعددی از او نقل کرده است.
- میرحامدحسین هندی در «عبقات الأنوار» به تفصیل از آرای وی بهره جسته است.
- علامه امینی در «الغدیر» از او به عنوان عالمی منصف یاد کرده است.
- ابن حجر عسقلانی در «الدرر الکامنة» شرح حال وی را آورده و او را ستوده است.
- جنید شیرازی در «شدّ الإزار» از منصب قضای او در شیراز یاد کرده است.
تألیفات
از زرندی آثار متعددی بر جای مانده است که مهمترین آنها عبارتاند از:
- «نظم درر السمطین فی فضائل المصطفی و المرتضی و البتول و السبطین»
- «معارج الوصول إلی معرفة فضل آل الرسول و البتول»
- «بغیة المرتاح إلی طلب الرباح»
- «الإعلام بسیرة النبی صلی الله علیه وآله»
- «شرح بغیة المرتاح»
- «مولد النبی صلی الله علیه وآله»
وفات
محمد بن یوسف زرندی سرانجام در سال ۷۵۷ قمری وفات یافت.
روایت حدیث غدیر[۲]
یکی از بزرگان اهل سنت که حدیث غدیر را نقل کرده محمد بن یوسف زرندی، جمال الدین است. زرندی در «نظم درر السمطین فی فضائل المصطفی و المرتضی و البتول و السبطین علیهم السلام» در سه مورد حدیث غدیر را با نقل ماجرای غدیر آورده است.[۳]
نقل ماجرای حارث فهری در غدیر[۴]
از جمله دلایل قطعی بر دلالت حدیث غدیر بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام، ماجرای حارث فهری و عذاب الهی با سنگ آسمانی و نزول آیاتی از سوره معارج است. این ماجرا را شماری از بزرگان اهل سنت نقل کردهاند، که از جمله آنان محمد بن یوسف بن حسن بن محمد بن محمود بن حسن زرندی مدنی حنفی، شمس الدین (ت ۶۹۳ - م پس از ۷۵۰ ق) است.
زرندی ماجرای نزول آیه مذکور در شأن حارث بن نعمان فِهری را از ثعلبی نقل کرده است.[۵] ابن حجر عسقلانی و ابن صبّاغ مالکی و شِهاب الدین احمد و کاتب چَلَبی و دیارِبَکری و سَمهودی:[۶] وی را توثیق کرده و ستودهاند. حافظ شمس الدین جَزَری دمشقی نیز در «فهرست مشایخ جنید بلیانی» او را ستوده است.
پانویس
- ↑ فضیلتهای آل پیامبر صلی الله علیه وآله از دیدگاه عالمان اهل سنت، ترجمه «معارج الوصول إلى معرفة فضل آل الرسول و البتول» ص۱۴–۱۶
- ↑ چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۲۷۷.
- ↑ نظم درر السمطین فی فضائل المصطفی و المرتضی و البتول و السبطین علیهم السلام: ص ۱۰۹. برای شرح حال زرندی ر.ک. عبقات الانوار: مجلد حدیث نور.
- ↑ چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۴۹۶.
- ↑ معارج الوصول (مخطوط). نظم درر السمطین: ص ۹۳.
- ↑ الدرر الکامنة: ج ۴ ص ۲۹۵. الفصول المهمّة: ۲۱. توضیح الدلائل (مخطوط). کشف الظنون: ج ۱ ص ۷۴۷ (به اسم درر السمطین) و ج ۱ ص ۲۵۰. جواهر العقدین (مخطوط).