پرش به محتوا

وضاح بن عبدالله یَشکری (ابوعوانه)

از ویکی غدیر
وضاح بن عبدالله یَشکری
اطلاعات فردی
نام کاملوضّاح بن عبدالله بن عطاء الیشکری الواسطی البزاز (ابو عوانه)
سرشناسیمحدث، حافظ، ثقه، از اعلام حدیث در بصره
تولدحدود ۹۰-۹۱ هجری قمری
وفاتربیع‌الأول ۱۷۶ هجری قمری
محل دفنبصره
اطلاعات علمی
استادانقتادة بن دعامه، حکم بن عتیبه، منصور بن معتمر، عاصم الأحول، سلیمان اعمش، عمر بن ابی سلمه، ابن شهاب زهری و حدود ۸۰ تن دیگر
شاگردانشعبة بن حجاج، عبدالله بن مبارک، یحیی بن سعید قطّان، عبدالرحمن بن مهدی، عفان بن مسلم، قتیبة بن سعید و بسیاری دیگر
مذهباهل سنت
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، کتابت حدیث، روایت، نقد حدیث
علت شهرتصحت کتاب، اتقان هنگام نقل از روی اصل

ابو عوانه وضّاح بن عبدالله یشکری واسطی (حدود ۹۰‑۱۷۶ق) از حافظان و ثقات حدیث اهل سنت در طبقه پس از تابعین است. وی که اصالتاً از سبی جرجان و مولای یزید بن عطاء بود، با اختیار کردن کتابت حدیث بر آزادی، عمر خود را وقف نقل و تدوین حدیث نمود. او از مشایخ کثیری روایت کرده و محدثان زیادی از ایشان بهره گرفته‌اند. علمای رجال با وجود تأکید بر صحت کتاب وی و اتقان او هنگام نقل از روی اصل، در روایت از حفظ دچار اوهام می‌دانستند.

زندگی نامه

نام وی وضّاح بن عبدالله، معروف به ابو عوانه، کنیه‌اش «ابوعوانه» و لقبش «البزّاز» (فروشنده پارچه) بود.[۱] نسب او به قبیله یشکر (از بنی‌اسد) می‌رسید، ازاین‌رو «الیَشْکُری» خوانده می‌شد.[۲] وی مولای یزید بن عطاء بن یزید یشکری بود[۳] و خود از جمله سبی جرجان به شمار می‌آمد.[۴] سال ولادت او به درستی روشن نیست؛ اما ذهبی می‌نویسد: «مولده سنة نيف و تسعين»؛ یعنی پیرامون سال ۹۰ یا ۹۱ هجری. وی موفق به دیدار حسن بصری و محمد بن سیرین شد.[۵]

اساتید

ابو عوانه از حدود ۸۰ تن از تابعین و اتباع تابعین حدیث شنید. مهم‌ترین آنان: قتادة بن دعامه، حکم بن عتیبه، منصور بن معتمر، مغیره بن مقسم، عاصم الأحول، سلیمان اعمش، یزید بن ابی زیاد، عمر بن ابی سلمه، ابن شهاب زهری، سماک بن حرب، عطاء بن السائب و…. همچنین از هشام بن عروه و أیوب سختیانی روایت کرده است.[۶]

شاگردان

راویان زیادی از او نقل حدیث کرده‌اند. از جمله: شعبة بن حجاج (با وجود تقدّم سنی)، عبدالله بن مبارک، یحیی بن سعید قطّان، عبدالرحمن بن مهدی، عفان بن مسلم، قتیبة بن سعید، مسدد، ابو الولید طیالسی، یحیی بن یحیی نیشابوری، سعید بن منصور و نیز دامادهایش یحیی بن حماد و ابو کامل جحدری. گفتنی است آخرین راوی از او هیثم بن سهل تستری بود.[۷]

جایگاه رجالی

تمامی ناقدان بزرگ، ابو عوانه را ثقه و صاحب کتابی متقن دانسته‌اند.

  • عفان بن مسلم می‌گوید: «ابوعوانه در تمام آنچه دارد، نزد ما از شعبۀ اصح حدیث است».[۸]
  • یحیی بن سعید قطّان گفت: «حدیث او به حدیث سفیان ثوری و شعبه شباهت دارد».[۹]
  • احمد بن حنبل فرمود: «کتاب او صحیح است و هنگامی که از حفظ حدیث بگوید، گاهی وهم می‌کند».[۱۰]
  • یحیی بن معین او را «ثبت» خواند و گفت: «حدیث او جائز است».[۱۱]
  • ابو حاتم رازی می‌گوید: «نوشته‌هایش صحیح است، اگر از حفظ حدیث گوید بسیار غلط می‌کند؛ ولی او صدوق و ثقه است و نزد من از ابوالاحوص و جریر بن عبدالحمید محبوب‌تر است».[۱۲]
  • تنها اشکال وارد بر او، غلط‌های حافظه و اوهام در برخی احادیث به ویژه از قتاده بود. علی بن مدینی گفت: «کتاب قتاده او از بین رفت و از حفظ روایت می‌کرد، در نتیجه در برخی احادیث قتاده دچار اشتباه شد».[۱۳] با این حال، بخاری و مسلم (شیخان) و دیگر صاحبان کتب ستّه از احادیثی که از روی کتابش نقل کرده بود، استفاده نمودند و از اوهامش پرهیز کردند.[۱۴]

وفات

در تاریخ وفات او اختلاف اندک است. مشهورترین قول: ربیع‌الأول سال ۱۷۶ هجری در بصره. برخی سال ۱۷۵ را نیز گفته‌اند. خطیب بغدادی به اختلاف طبقات اشاره کرده که میان وفات او و وفات آخرین راویش (هیثم بن سهل) حدود صد و یک سال فاصله است.[۱۵]

روايت حديث غدير

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حديث غدير را نقل كرده وضّاح بن عبداللَّه يَشكُرى واسطى بزّاز، ابوعوانه (م ۱۷۵ يا ۱۷۶ ق) است. نسايى در «خصائص اميرالمؤمنين ‏عليه السلام» احمد بن حنبل در «مسند» و حاكم در «المستدرك على الصحيحين» حدیث غدیر را با نقل مختصر ماجراى غدير از ابوعوانه نقل كرده ‏اند.[۱۶] ذهبى و ابن‏ حجر و سیوطی[۱۷]: او را توثیق كرده‏ اند. عفّان و خطيب بغدادى نيز شرح حال وى را نوشته ‏اند.

پانویس

  1. المزی، تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۴۴۵
  2. الذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۹، ص۴۱۷
  3. الذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۹، ص۴۱۸
  4. ابن عدی، الکامل فی الضعفاء، ج۷، ص۲۵۰
  5. سیر أعلام النبلاء، ج۹، ص۴۱۷
  6. تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۴۴۶-۴۵۰
  7. سیر أعلام النبلاء، ج۹، ص۴۱۹؛ تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۴۵۲-۴۵۵
  8. تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۴۵۶
  9. تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۴۵۶
  10. سیر أعلام النبلاء، ج۹، ص۴۲۰
  11. تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۴۵۶
  12. تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۴۵۶
  13. سیر أعلام النبلاء، ج۹، ص۴۲۱
  14. الذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۳۱۲
  15. تهذیب الکمال، ج۳۰، ص۴۵۸
  16. خصائص اميرالمؤمنين‏ عليه السلام: ص ۹۳. المسند: ج ۴ ص ۳۷۲. المستدرك على الصحيحين: ج ۳ ص ۱۰۹.
  17. تذكرة الحفّاظ: ج ۱ ص ۲۳۶. تقريب التهذيب: ج ۲ ص ۳۳۱. طبقات الحفّاظ: ص ۱۰۰. تاريخ بغداد: ج ۱۳ ص ۴۶۰.