يحيى بن حمّاد شيبانى
یحیی بن حماد بن ابی زیاد شیبانی (م ۲۱۵ق) از حافظان اهل سنت بصره در طبقه صغار تاسعه است. وی داماد ابو عوانه وضّاح بن عبدالله بود و از مشایخی چون شعبه، حماد بن سلمه، جریر بن حازم و به ویژه از ابو عوانه بسیار روایت کرد. راویانی مانند بخاری، اسحاق بن راهویه، بندار، دارمی و کجی از او حدیث شنیدند. او به عبادت و ترک خنده شهرت داشت. تمامی ناقدان او را ثقه و کثیرالحدیث دانستهاند.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | يحيى بن حماد بن أبي زياد الشيباني (ابو محمد، ابو بكر) |
| سرشناسی | حافظ، ثقه، از راویان بخاری و دیگر کتب ستّه |
| تولد | (حدود ۱۵۵ هجری قمری، از صغار تاسعه) |
| وفات | ۲۱۵ هجری قمری |
| محل دفن | بصره |
| خویشان سرشناس | داماد ابو عوانه (وضّاح بن عبدالله) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | شعبة بن حجاج، حماد بن سلمه، جریر بن حازم، عکرمة بن عمار، همام بن یحیی و بیش از همه ابو عوانه |
| شاگردان | بخاری، اسحاق بن راهویه، محمد بن بشار بندار، محمد بن مثنی، حمید بن زنجویه و دیگران |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، روایت |
| علت شهرت | ثقه و ترک کامل خنده، کثرت روایت از ابو عوانه |
زندگی نامه
نام وی یحیی بن حماد بن ابی زیاد شیبانی است.[۱] کنیه دوگانه دارد: ابو محمد و ابو بکر.[۲] نسب او به قبیله شیبان (از بنی بکر بن وائل) میرسد از این رو «شیبانی» خوانده میشود.[۳] وی مولای (آزاد کرده) شیبانیان بود و اهل بصره است.[۴] او ختن (داماد) ابو عوانه (=وضّاح بن عبدالله) بود. این قرابت سبب شد که از وی بسیار حدیث نقل کند.[۵]
اساتید
از مشایخ او عبارتاند از:
- شعبة بن حجاج
- حماد بن سلمه (از حفاظ بصره)
- جریر بن حازم (از محدثان بصره)
- عکرمة بن عمار (از حفاظ یمامه)
- همام بن یحیی (از ثقات بصره)
- جويرية بن اسماء
- لیث بن سعد (امام مصر)
- عبدالعزیز بن المختار
- و بیش از همه از ابو عوانه روایت کرده است.[۶]
شاگردان
راویانی که از او حدیث شنیدهاند بسیارند. از جمله:
- بخاری (در صحیح خود از او روایت کرده است)
- اسحاق بن راهویه (امام خراسان)
- محمد بن بشار بندار
- محمد بن مثنی
- حمید بن زنجویه
- اسحاق بن منصور کوسج
- ابراهیم بن یعقوب جوزجانی
- احمد بن اسحاق سرماری
- عبدالله بن عبدالرحمن دارمی
- محمد بن مسلم بن واره
- یعقوب بن سفیان فسوی
- عبیدالله بن حجاج بن منهال
- و آخرین راوی از او ابو مسلم ابراهیم بن عبدالله کجی است.[۷]
محمد بن نعمان بن عبدالسلام میگوید: «عابدتر از یحیی بن حماد ندیدم، گمان میکنم هرگز نخندید».[۸]
جایگاه رجالی
احادیث او در صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ترمذی، سنن نسائی و سنن ابن ماجه (به واسطه) آمده است. رمز «خ، م، ت، س، ق» در عنوان نشاندهنده آن است که بخاری، مسلم، ترمذی، نسائی و ابن ماجه از او روایت کردهاند.[۹] در تهذیب الکمال نیز اشارات مستقیم به این پنج کتاب وجود دارد.[۱۰]
تمامی ناقدان او را ثقه و کثیرالحدیث معرفی کردهاند:
- ابن سعد: «کان ثقة کثیر الحدیث».[۱۱]
- ابو حاتم رازی: «ثقة».[۱۲]
- ابن حبان او را در کتاب الثقات آورده است.[۱۳]
- عجلی : «بصری ثقة، و کان من أروى الناس عن أبی عوانة».[۱۴]
- ابن حجر عسقلانی در تقریب التهذیب: «ثقة عابد، من صغار التاسعة».[۱۵]
وفات
بخاری از حسن بن مدرک طحان نقل کرده که یحیی بن حماد در سال ۲۱۵ هجری درگذشته است.[۱۶] ابن حبان نیز همان سال را تأیید کرده است.[۱۷]
روايت حديث غدير[۱۸]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده يحيى بن حمّاد شيبانى مصرى (م ۲۱۵ ق) است. نَسايى در «الخصائص» و حاكم نيشابورى در «المستدرک على الصحيحين» به سه سند و احمد بن حنبل در «مسند» حدیث غدیر را با اشاره به ماجراى غدير از يحيى بن حمّاد روایت كرده اند.[۱۹]
ابن حِبّان و ذهبى و ابن حجر[۲۰]:او را توثيق كرده اند. وى از عِكرَمة بن عمّار و شعبه روايت كرده، و بخاری، دارمى، كديمى، مسلم، ترمذى، نسايى و ابن ماجه از او روايت كرده اند. ابن حجر توثيقات بزرگان را درباره وى نقل كرده است.
پانویس
- ↑ المزی، تهذیب الکمال، ج۳۱، ص۲۵۰
- ↑ الذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۲۸۰
- ↑ ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۲، ص۳۵۴
- ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۲۸۰
- ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۲۸۱؛ نیز تقریب التهذیب، ج۲، ص۳۵۴
- ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۲۸۰؛ تهذیب الکمال، ج۳۱، ص۲۵۰‑۲۵۱
- ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۲۸۰‑۲۸۱؛ تهذیب الکمال، ج۳۱، ص۲۵۱‑۲۵۲
- ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۲۸۱
- ↑ تقریب التهذیب، ج۲، ص۳۵۴
- ↑ تهذیب الکمال ج۳۱، ص۲۵۲
- ↑ الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۸۰
- ↑ ابن ابی حاتم، الجرح والتعدیل، ج۹، ص۱۸۶
- ↑ الثقات ج۹، ص۲۸۴
- ↑ تقریب التهذیب، ج۲، ص۳۵۴
- ↑ تقریب التهذیب، ج۲، ص۳۵۴
- ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۲۸۲؛ نیز تهذیب الکمال، ج۳۱، ص۲۵۴
- ↑ الثقات، ج۹، ص۲۸۴
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير) : ص ۲۳۲.
- ↑ الخصائص: ص ۹۳. المستدرک على الصحيحين: ج ۳ ص ۱۰۹. المسند: ج ۱ ص ۳۳۱.
- ↑ الثقات: ج ۹ ص ۲۵۷. الكاشف: ج ۳ ص ۲۵۳. تهذيب التهذيب: ج ۱۱ ص ۱۹۹. تقريب التهذيب: ج ۲ ص ۳۴۶.