بشارت پیامبران به نبوت حضرت محمد در خطبه غدیر
بشارت پیامبران به نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله از موضوعات مطرحشده در خطبه غدیر است. پیامبر صلی الله علیه واله در این بخش، از بشارت پیامبران و رسولان پیشین به خود، خاتمیت و حجت بودن بر اهل آسمانها و زمین سخن میگوید.[۱]
این سه موضوع در شرح فراز، با آیات مربوط به بشارت به «احمد»، میثاق پیامبران، خاتمیت و گسترهٔ رسالت پیوند داده شدهاند. روایت احتجاج با گروهی از یهود و نقلهایی از کتابهای بشارات نیز در همین زمینه مطرح میشوند.
متن فراز و ترجمه
بی- وَ اللَّهِ- بَشَّرَ الْاوَّلُونَ مِنَ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ «به خدا سوگند، پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت دادهاند».
در ادامه، خاتمیت و گسترهٔ حجت بودن پیامبر بیان شده است: وَأَنَا خَاتَمُ الْأَنْبِيَاءِ وَالْمُرْسَلِينَ وَالْحُجَّةُ عَلَى جَمِيعِ الْمَخْلُوقِينَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِينَ «و من خاتم پیامبران و رسولان و حجت بر همهٔ آفریدگان از اهل آسمانها و زمینها هستم».[۲]
بشارت پیامبران پیشین
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در این فراز از خطبه بشارت آمدن خویش را توسط انبیاء گذشته مطرح نموده و در این مورد نیز قسم یاد مینماید. همانگونه که میفرمایند: بی- وَ اللَّهِ- بَشَّرَ الْاوَّلُونَ مِنَ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ؛ به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت دادهاند.
در شرح این موضوع، آیات ۶ سورهٔ صف و ۱۵۷ سورهٔ اعراف و روایتی دربارهٔ احتجاج پیامبر صلی الله علیه وآله مطرح شدهاند.
بشارت عیسی علیه السلام در سورهٔ صف
قرآن کریم میفرماید:
وَ إِذْ قالَ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یا بَنی إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبین
؛ و عیسی بن مریم علیه السلام گفت: ای بنی اسرائیل! به درستی که من فرستاده خدایم به سوی شما و تصدیق میکنم کتاب تورات و بشارت دهنده هستم شما را به رسولی که بعد از من میآید نام او احمد است. چون آن پیامبر با آیات روشن خود آمد، گفتند: آن جادویی آشکار است.[۳]
بیان حضرت عیسی علیه السلام در این آیه شامل تصدیق تورات و بشارت به پیامبر پس از خود است.
- قسمت اول:
مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ
در این بخش، عیسی علیه السلام تورات را تصدیق میکند. در شرح آیه، این تصدیق با پذیرش رسالت موسی علیه السلام و کتاب آسمانی او مرتبط دانسته شده است. - قسمت دوم:
وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ
در این بخش، عیسی علیه السلام آمدن رسولی پس از خود با نام «احمد» را بشارت میدهد. این آیه بهطور مستقیم دربارهٔ بشارت عیسی است؛ تعمیم وظیفهٔ بشارت به همهٔ پیامبران، به دلایل دیگر و تفسیر آیات میثاق نیز وابسته است.
توصیف پیامبر صلی الله علیه وآله در تورات و انجیل
الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ…
؛ همان کسانی که از این رسول و پیامبر «ناخوانده درس» که او را نزد خود [با همه نشانهها و اوصافش] در تورات وانجیل نگاشته مییابند، پیروی میکنند پیامبری که آنان را به کارهای شایسته فرمان میدهد، و از اعمال زشت بازمیدارد…[۴]
این آیه پیروان پیامبر را با وصف یافتن نام یا نشانههای او در تورات و انجیل معرفی میکند:
یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ
«او را نزد خود در تورات و انجیل نوشته مییابند».[۵]
در شرح اعتقادی این موضوع، بشارت پیامبران پیشین و برتری پیامبر اسلام نیز مطرح شده است؛ بااینحال، اشارهٔ مستقیم این عبارت، وجود توصیف پیامبر در تورات و انجیل است. بشارت به نام «احمد» نیز در آیهٔ ۶ سورهٔ صف آمده است.[۶]
میثاق پیامبران
آیهٔ ۸۱ سورهٔ آل عمران از میثاق پیامبران دربارهٔ ایمان و یاری رسولی که تصدیقکنندهٔ آنچه نزد آنان است سخن میگوید. در شرح این فراز، این میثاق با پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله مرتبط دانسته شده است:
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ میثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلی ذلِکُمْ إِصْری قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشَّاهِدین
[۷] «و [یاد کنید] هنگامی که خدا از همه پیامبران [و امتهایشان] پیمان گرفت که: هرگاه کتاب و حکمت به شما دادم، سپس [در آینده] پیامبری برای شما آمد که آنچه را [از کتابهای آسمانی] نزد شماست تصدیق کرد، قطعاً باید به او ایمان آورید و وی را یاری دهید. [آن گاه خدا] فرمود: آیا اقرار کردید و بر این [حقیقت] پیمان محکم مرا [به صورتی که به آن وفا کنید] دریافت نمودید؟ گفتند: اقرار کردیم. فرمود: پس [بر این پیمان] گواه باشید و من هم با شما از گواهانم.»
نام احمد و محمد
در اطیب البیان، عبارتی دربارهٔ نامهای پیامبر نقل شده است: هُو فی السَّماء اَحمَد وَ فِی الاَرْضِ اَبی القاسم مُحمَّد. او در آسمان احمد نام دارد و در زمین ابوالقاسم محمد صلی الله علیه وآله.[۸]
روایت احتجاج با گروهی از یهود
در روایتی منسوب به امام حسن علیه السلام آمده است که: چند تن از یهود خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله آمدند و گفتند: ای محمد تویی که معتقدی، رسول خدایی و آنی که به او وحی شود چنانچه به موسی بن عمران پیغمبر؟ در ادامهٔ روایت، پیامبر پس از سکوتی پاسخ میدهد: آری من سید اولاد آدمم و به خود نبالم، من خاتم پیغمبران و امام متقیان و رسول پروردگار عالمیان هستم.
گفتند: به سوی چه کسانی عرب یا عجم یا به سوی ما یهود؟ خداوند این آیه را فرستاد:
قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعاً
«بگو: ای مردم! همانا من فرستادهٔ خداوند به سوی همه شما هستم»[۹]
اعلم آنها گفت: ای محمد! من ده کلمه از تو میپرسم که خدا هنگام مناجات در بقعهٔ مبارک به موسی بن عمران علیه السلام عطا کرده و آنها را جز، پیغمبر مرسل یا فرشته مقرب نمیداند. پیغمبر فرمود: از من بپرس… یهودی گفت: به من خبر ده از ششمین، در تورات پنج چیز نوشته است که خدا به بنی اسرائیل دستور داد در آنها از موسی علیه السلام پس از او پیروی کنند.
فرمود: تو را به خدا اگر اطلاع دهم میپذیری و اقرار میکنی؟ یهودی گفت: آری، ای محمد! پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: در تورات نوشته است: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ و به عبرانی «طاب» ضبط شده و پس از آن این آیات را خواند:
یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ
؛ در یابند آن را مکتوب نزد خود در تورات و انجیل[۱۰]
وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ
؛ مژدهبخش به رسولی پس از خود به نام احمد.[۱۱] و در سطر دوم نام وصی من علی بن ابی طالب علیه السلام است و سوم و چهارم دو نواده من، حسن و حسین علیه السلام و در سطر پنجم مادر آنها حضرت فاطمه سلام الله علیها سرور زنان جهانیان است، و در تورات، نام وصی من «الیا» و نام دو سبطم «شبر و شبیر» و این دو نور چشم فاطمه سلام الله علیها هستند.
یهودی گفت: راست گفتی ای محمد! به من خبر ده از فضل اهل بیت علیهم السلام. فرمود: من بر همه انبیاء برتری دارم هیچ پیامبری نیست مگر اینکه قوم خود را نفرین نموده ولی من دعا بر امت خود را نگه داشتهام تا روز قیامت و شفاعت کنم از آنها. اما برتری اهل بیت و ذریهام بر دیگران مانند برتری آب است بر تمام اشیاء که به وسیله آب، حیات همه چیز است. حبّ و دوستی اهل بیت و خاندانم علیهم السلام باعث کمال دین میشود این آیه را قرائت نمود:
اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً …
؛[۱۲]امروز دین را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را دین شما پسندیدم. یهودی گفت: ای محمد! راست گفتی.[۱۳][۱۴]
نقلهای کتابهای بشارات
نقلهای این بخش، مطابق کتابهای معرفیشده ارائه میشوند. نقل عبارت از یک کتاب بشارات، از اثبات تاریخ نسخه، انتساب آن به عیسی علیه السلام یا پذیرفتهبودن متن نزد پیروان مسیحیت جداست. انجیل برنابا نیز از چهار انجیلِ متی، مرقس، لوقا و یوحنا که در سند کلیسای کاتولیک معرفی شدهاند، جداست.[۱۵]
نقل از انجیل برنابا
در بشارات عهدین، ص ۱۱۱، از فصل ۴۴، بند ۱۹ به بعدِ انجیل برنابا نقل شده است. در این نقل، عیسی علیه السلام با احترام از پیامبر اسلام یاد میکند.[۱۶] متن ترجمهٔ نقلشده چنین است:
- بدین جهت به شما میگویم به درستی که رسول خدای نیکویی است که مسرور میسازد هر آنچه را که ساخته است خدای تقریباً (۱۹) زیرا که زینت داده شده است به روح دانش و مشورت (۲۰) روح حکمت و توانایی (۲۱) روح خوف و محبت (۲۲) روح اندیشه و میانهروی (۲۳) زینت داده شده است به روح محبت و رحمت (۲۴) روح عدل و پرهیزکاری (۲۵) روح صبر و لطف که گرفته است آنها را از خدای سه برابر آنچه را که خدا به سایر خلق خود عطا فرموده (۲۶) چه با سعادت است زمانی که زود است بیاید در او به سوی جهان (۲۷) مرا تصدیق کنید که دیدم او را و تقدیم کردم برای او احترام را چنانکه دیده است او را هر پیغمبری (۲۸) زیرا که خدای عطا میکند به ایشان روح او را به نبوت و چون او را دیدم تسلیم شده گفتم ای محمد! خدا با تو باد و مرا لایق آن نمایاد که دوال نعل او[۱۷] را باز کنم (۲۹) زیرا هرگاه به این برسم خواهم شد پیغمبر بزرگ و قدوس خدای (۳۰) و چون یسوع این بفرمود شکر خدای نمود (۳۱)
همچنین از فصل ۱۶۳، بندهای ۱ تا ۱۱ انجیل برنابا، عبارت زیر نقل شده است:[۱۸]
- آن وقت یسوع[۱۹] فرمود: ای برادران همانا که قضا و قدر رازی است بزرگ حتی اینکه به شما میگویم که راستی آن را نمیداند آشکارا به جز یک نفر و بس. (۳) و او آن کسی است که به سوی او امتها نگران میباشند وقتی که بیاید به جهان (۴) زیرا که خدای بر ایشان سایه خواهد افکند چنانکه این درخت خرما ما را سایه افکنده است. (۵) آری همانا که چنانچه این درخت از حرارت سوزان آفتاب ما را نگه میدارد همچنین رحمت خدا نگاه میدارد ایمان آورندگان به آن اسم را از شیطان (۶) شاگردان در جواب گفتند: ای معلم کدام کسی خواهد بود آن مردی که از او سخن میرانی که به جهان خواهد آمد (۷) یسوع به شگفتی دل در جواب فرمود: همانان او محمد صلی الله علیه وآله پیغمبر خدا است (۸) وقتی که او به جهان بیاید چنانچه باران زمین را قابل میکند که بار بدهد بعد از آنکه مدت مدیدی باران منقطع شده باشد (۹) همچنین او وسیله اعمال صالحه میان مردم خواهد شد به رحمت بسیاری که آن را میآورد (۱۰) پس او را ابر سفیدی است پر از رحمت خدا و آن رحمتی است که آن را خدا بر مؤمنان نثار میکند نرم نرم مثل باران (۱۱).
گزارش فخرالاسلام از نسخهای خطی
فخرالاسلام[۲۰]در انیس الاعلام چنین گزارش میکند:
- در یکی از اناجیل متروکه خطی که قبل از بعثت خاتم الانبیاء با قلم بر پوست نوشته شده بود، در کتابخانه بعضی از نصارای پروتستانت در مدرسه خود آنها دیدم، در جزو وصایای حضرت مسیح علیه السلام به شمعون پطرس که به این نحو مرقوم شده بود: ای شمعون! خدا به من فرمود: تو را وصیت میکنم ای پسر مریم! به سید المرسلین و حبیب خود احمد صلی الله علیه وآله صاحب شتر سرخ که صورتی همچون ماه و دلی پاک و بنیهای قوی دارد، بزرگ فرزندان آدم و رحمت برای جهانیان و پیغمبر امی عربی است. ای عیسی! تو را امر مینمایم که بنی اسرائیل را امر نمایی که او را تصدیق نموده به وی ایمان آورند و از متابعت و نصرت او تقاعد نورزند. عرض کردم: پروردگارا! کیست آن بزرگوار؟ خدا فرمود: ای عیسی! او محمد فرستاده خداست برای تمام جهان. خوشا به حال این پیغمبر و خوشا به حال آنان که به گفتهاش گوش فرا دادند و بر دین او از دنیا بروند. اهل زمین بر او درود میفرستند و اهل آسمان از برای او و امت او طلب مغفرت مینمایند.
قدمت نسخه و محتوای آن در این بخش، ادعای نقلشده از فخرالاسلام است؛ معرفی این گزارش با احراز مستقل تاریخ و انتساب نسخه یکسان نیست.
خاتمیت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله
خاتمیت در این فراز، با پایان سلسلهٔ پیامبران در پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله ارتباط دارد. خداوند متعال در این باره میفرماید:
ما کانَ مُحَمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ
؛ «محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست، بلکه فرستادهٔ خدا و خاتم پیامبران است».[۲۲]
استدلال شرح دربارهٔ برتری و خاتمیت
در شرح نقوی، برتری پیامبر صلی الله علیه وآله بر دیگر انبیا، از جمله نوح، ابراهیم، موسی و عیسی علیهم السلام، و برتری بر مخلوقات در استدلال دربارهٔ خاتمیت مطرح شده است. در این استدلال، عبارت مشهور زیر نیز نقل میشود: لَوْلاکَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ. «اگر تو نبودی، افلاک را نمیآفریدم».[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶]
در این استدلال، کسی که علت غایی خلقت دانسته میشود، برتر از دیگران فرض شده و از این مقدمه، برای توضیح خاتمیت استفاده شده است؛ زیرا اگر بعد از آن حضرت پیامبری بیاید، از دو حال خارج نیست: یا افضل از محمد صلی الله علیه وآله است یا افضل نیست. اگر افضل باشد، پس باید لَوْلاکَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ به او گفته میشد و چون به رسولالله صلی الله علیه وآله گفته شده، معلوم میشود افضل است از تمام مخلوقات. بر اساس مقدمات این استدلال، فرضِ پیامبری برتر از آن حضرت رد میشود. وقتی افضل نباشد، پس چگونه دین این پیامبر را نسخ میکند؟ علاوه بر این، دینی که بعد از اسلام بیاید، باید اکمل از اسلام باشد. و این منافات دارد با نص قرآن که خداوند میفرماید:
إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الإِسْلامُ
[۲۷]«دین نزد خدا اسلام است». توضیح «دین مشترک پیامبران»، بیان تفسیریِ این ترجمه است.
و همچنین میفرمایند:
وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرین
[۲۸]و هرکه جز اسلام، دینی طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در آخرت از زیانکاران است. در این شرح، آیه در توضیح پذیرش اسلام و نسبت آن با خاتمیت به کار گرفته شده است. حال اگر گفته شود؛ در این استدلال، برتری اسلام پذیرفته شده و پرسش این است که بعد از اسلام دینی خواهد آمد یا نه؟ و چه اشکالی دارد دین دیگری بیاید که اکمل و افضل از اسلام باشد، تا اسلام خاتم ادیان و در نتیجه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله خاتم رسولان نباشد؟
در پاسخ این شرح، ناسازگاری فرضِ شریعتی پس از اسلام با پذیرش انحصاری اسلام مطرح میشود: اگر خداوند پذیرش دین دیگری را اعلام کند، این فرض باید با آیات یادشده و تعبیر خاتمیت سازگار باشد. این استدلال، تقریر کلامی مؤلف است و نباید صرفاً بر معنای حرف «لن» استوار شود. «لن» برای نفی در آینده به کار میرود و بهخودیخود دلالت قطعی بر نفی ابدی ندارد؛ ابن هشام در شرح قطر الندى بر این نکته تصریح کرده است.[۲۹]
در ادامهٔ شرح، تقدم و برتری آن حضرت در نبوت و ولایت نیز مطرح شده است.[۳۰]این استدلال، تقریر شرح است؛ وجود عبارت «لَوْلاکَ» در کتابهای بررسی احادیث، بهتنهایی به معنای تأیید سند آن از سوی مؤلفان نیست. ارزیابی اعتبار آن از بحث معنای خاتمیت جداست.
روایت نامهای پیامبر
در نقل معرفیشده از محمد بن جبیر بن مطعم آمده است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: اِنَّ لِی أَسْمَاءً أَنَا مُحَمَّدٌ وَ أَنَا أَحْمَدُ وَ أَنَا الْمَاحِی الَّذِی یَمْحُو اللَّهُ بِیَ الْکُفْرَ، وَ أَنَا الْحَاشِرُ الَّذِی یُحْشَرُ النَّاسُ عَلَی قَدَمَیَّ وَ أَنَا الْعَاقِبُ الذی لَیسَ بَعدی نَبی. مرا نامهای متعدد است، من احمد و محمدم و محوکنندهام چونکه حق تعالی به وسیله من کفر را محو نمود. و من حاشرم چونکه مردم به قدم من محشور شوند، و خاتمم چونکه هیچ پیغمبری در عقب من نمیآید.[۳۱]
حجت بودن بر اهل آسمانها و زمین
پیامبر صلی الله علیه وآله میفرمایند: وَ الْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الْمَخْلُوقینَ مِنْ اَهْلِ السَّماواتِ وَ الْاَرَضینَ؛ و حجت بر همه مخلوقات از اهل آسمانها و زمینها هستم.
در شرح این عبارت، حجت بودن پیامبر بر مخلوقات با عموم منزلت آن حضرت، برتری و لزوم اطاعت از فرمان او مرتبط دانسته شده است. تعبیر فراز، «حجت بودن» است؛ توضیح «جاری بودن فرمان بر تمامی آفریدگان» برداشت تفسیری شرح از این تعبیر است و نباید جایگزین لفظ فراز شود.
جستارهای وابسته
• خطبه غدیر • عذاب منکرین غدیر • شک کنندگان در مورد غدیر
پانویس
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، ص ۷۵.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، ص ۷۵.
- ↑ سورهٔ صف، آیهٔ ۶.
- ↑ سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۵۷.
- ↑ سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۵۷.
- ↑ سورهٔ صف، آیهٔ ۶.
- ↑ سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۸۱.
- ↑ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۱، ص ۱۶۹.
- ↑ سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۵۸.
- ↑ سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۵۷.
- ↑ سورهٔ صف، آیهٔ ۶.
- ↑ سورهٔ مائده، آیهٔ ۳.
- ↑ الأمالی، شیخ صدوق، ترجمهٔ محمدباقر کمرهای، صص ۱۸۷–۱۹۲.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۹، ص ۲۹۶.
- ↑ سند «Dei Verbum»، شورای دوم واتیکان، بندهای ۱۸–۱۹، معرفی چهار انجیل.
- ↑ بشارات عهدین، محمد صادقی تهرانی، ص ۱۱۱، نقل از انجیل برنابا، فصل ۴۴، بند ۱۹ به بعد.
- ↑ «دوال» در این عبارت به تسمه یا بند چرمی کفش اشاره دارد.
- ↑ انجیل برنابا، فصل ۱۶۳، بندهای ۱–۱۱؛ مطابق نقل متن مبنای مقاله.
- ↑ «یسوع» نامی برای عیسی مسیح در این ترجمه است؛ مقصود «معلمان مسیح» نیست.
- ↑ محمدصادق فخرالاسلام، مؤلف «انیس الاعلام»، در معرفی زندگی خود از پیشینهٔ مسیحی و گرایش به اسلام سخن گفته است.
- ↑ انیس الاعلام فی نصرة الاسلام، ج ۲، ص ۱۹۵، چاپ قدیم، بشارت ۲۵.
- ↑ سورهٔ احزاب، آیهٔ ۴۰.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۱۶، ص ۴۰۶، ح ۱.
- ↑ تذکرة الموضوعات، ص ۸۶.
- ↑ کشف الخفاء ومزیل الإلباس، ج ۲، ص ۲۳۲.
- ↑ الفوائد المجموعة فی الأحادیث الموضوعة، ص ۳۲۶.
- ↑ سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۹.
- ↑ سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۸۵.
- ↑ شرح قطر الندى وبل الصدى، ص ۸۰، بحث «لن».
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیرخم، نقوی، صص ۱۷۸–۱۷۹.
- ↑ الموطأ، مالک بن انس، ج ۲، ص ۱۰۰۴.
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی.
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سیدعبدالحسین طیب.
- الأمالی، محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، ترجمهٔ محمدباقر کمرهای.
- بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی.
- بشارات عهدین، محمد صادقی تهرانی.
- انجیل برنابا؛ نقلهای ترجمهشدهٔ فصلهای ۴۴ و ۱۶۳.
- انیس الاعلام فی نصرة الاسلام، محمدصادق فخرالاسلام.
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیرخم، نقوی.
- الموطأ، مالک بن انس.
- شرح قطر الندى وبل الصدى، عبدالله بن یوسف، ابن هشام انصاری.
- تذکرة الموضوعات؛ ارجاع مطابق متن مبنا.
- کشف الخفاء ومزیل الإلباس، اسماعیل بن محمد عجلونی.
- الفوائد المجموعة فی الأحادیث الموضوعة، محمد بن علی شوکانی.
