حرث بن مالک
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | حرث بن مالک |
| سرشناسی | از تابعین |
| اطلاعات علمی | |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث |
| علت شهرت | نقل حدیث غدیر |
حَرَث بن مالک یکی از تابعینی قلمداد شده که حدیث غدیر را از صحابه نقل کرده است. گنجی شافعی در کفایة الطالب حدیث غدیر را از حرث بن مالک و او از سعد بن ابیوقاص نقل کرده است:[۱] «شیخ الشیوخ عبداللّه بن عمر بن حمویه در دمشق بما خبر داد از قول حافظ ابوالقاسم علی بن حسن بن هبةاللّه شافعی و او از ابوالفضل فضیلی و او از ابوالقاسم خزاعی و او از هیثم بن کلیب شاشی و او از احمد بن شداد ترمذی از علی بن قادم از اسرائیل از عبداللّه بن شریک از حرث بن مالک که او گفت به مکه آمدم و سعد بن ابیوقاص را ملاقات نمودم و به او گفتم: آیا منقبتی از علی علیه السّلام شنیدهای.
گفت: چهار منقبت درباره علی علیه السلام مشاهده نمودهام که اگر یکی از آنها برای من میبود در نزد من محبوبتر بود از اینکه بهمانند نوح در دنیا زندگی کنم. همانا رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله ابابکر را بهعنوان ابلاغ سوره (برائت) بهسوی مشرکان قریش فرستاد و او یک شبانه روز از مسافت را طی کرد. در این هنگام رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله به علی علیه السّلام فرمود: در پی ابیبکر برو و سوره برائت را از او بگیر و تو آن را ابلاغ نما. پس علی علیه السّلام مأموریت را انجام داد و ابو بکر، درحالیکه گریه میکرد، برگشت و عرض کرد: یا رسول اللّه آیا درباره من آیه نازل شده؟ آن جناب فرمود جز خیر چیزی نیست. همانا از طرف من تبلیغ نمیکند کسی امری را جز من و آنکس که از من باشد (یا فرمود: و آنکس که از اهل بیت من باشد).
و نیز ما با رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در مسجد بودیم، هنگام شب ندایی در میان ما شد که باید هر که در مسجد است بیرون رود، مگر آل رسول و آل علی علیهم السّلام. گفت: ما خارج شدیم درحالیکه پاپوشهای خود را میکشیدیم (کنایه از شتاب در بیرون رفتن) همین که صبح نمودیم، عباس بن عبدالمطّلب نزد پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله آمد و گفت: یا رسول اللّه عموهای خود را بیرون کردی و این پسر (علی علیه السّلام) را برقرار نمودی؟ رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: من از پیش خود و بهمیل خود امر به بیرون شدن شما و برقراری این پسر ننمودم! همانا خداوند به آن امر کرد.
گفت: سومین منقبت علی علیه السّلام اینکه پیغمبر خدا صلّی اللّه علیه و آله عمر بن خطاب و سعد را بهسوی خیبر فرستاد پس سعد مجروح شد و عمر برگشت. در این حال رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود البته رایت لشکر را به مردی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند (و این سخن پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله متضمن مدح بسیاری نسبت به علی علیه السّلام بود که من از احصای آن ترس دارم). سپس علی علیه السّلام را طلبید. عرض کردند که او به درد چشم مبتلا است، ناچار حسبالامر آن جناب علی علیه السّلام را درحالیکه دست او را گرفته و او را میکشیدند نزد پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله آوردند. فرمود چشم خود را بگشا؛ عرض کرد: نمیتوانم. راوی گوید: رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله آب دهان خود را در چشم علی افکند و با انگشت ابهامش آن را مالید و رایت را باو اعطاء فرمود.
منقبت چهارم اینکه روز غدیر خم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله سخنانی با مبالغه و تأکید بیان داشت. سپس فرمود: ای مردم! آیا من اولی (سزاوارتر) نیستم به اهل ایمان از خودشان؟ (و این سخن را سه بار فرمود): همه گفتند. آری هستی. فرمود یا علی نزدیک بیا. پس علی علیه السّلام دست خود را بلند کرد و رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله دست او را تا بهحدی بالا برد که سفیدی زیر بغلش نمودار شد. پس گفت: هر کس که من مولای اویم، علی علیه السّلام مولای او است و این سخن را نیز سه بار فرمود».[۲] گنجی شافعی پس از ذکر این حدیث گفته که این حدیث نیکو است و جهات آن نیز (از حیث اسناد) درست است. (تا آنجا که گفت): و چهارم (حدیث غدیر خم). ابنماجه و ترمذی از محمّد بن بشار از محمّد بن جعفر آن را روایت نمودهاند.[۳]
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، بهکوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
- کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب علیه السلام؛ محمد بن یوسف گنجی شافعی، تحقیق: محمدهادی امینی، تهران: دار إحیاء تراث أهل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۴ق.