ظرف علم پیامبر در خطبه غدیر
ظرف علم پیامبر صلی الله علیه وآله در خطبه غدیر شرح تعبیر «واعی علمی» در خطبه غدیر است. پیامبر صلی الله علیه و آله در این فراز، امیرالمؤمنین علیه السلام را برادر، وصی و نگهدارندهٔ علم خود معرفی میکند. «واعی» در این عبارت، به دریافت، درک و حفظ علم اشاره دارد؛ ازاینرو، ترجمهٔ «ظرف علم» معنایی استعاری دارد.[۱]
این تعبیر با دیگر فرازهای خطبه درباره آموزش علم به امیرالمؤمنین علیه السلام و روایتهای مربوط به جایگاه علمی آن حضرت ارتباط دارد. در تفسیر روایی آیهٔ دوازدهم سورهٔ حاقه نیز «اُذُن واعیه»، یعنی گوشِ دریافتکننده و نگهدارنده، بر آن حضرت تطبیق شده است.[۲]
متن و ترجمه فراز
هذا عَلِیٌّ اَخی وَ وَصِیّی وَ واعی عِلْمی. این علی، برادر من، وصی من و دریافتکننده و نگهدارندهٔ علم من است.[۳] دو تعبیر «اخی» و «وصیی» به برادری و وصایت آن حضرت اشاره دارند. این جایگاه در فراز دیگری از خطبه نیز بیان شده است:
اَنَّ عَلِیَّ بْنَ اَبی طالِبٍ اَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی وَ الْاِمامَ مِنْ بَعْدی؛ علی بن ابیطالب، برادر من، وصی و جانشین من در امتم و امام پس از من است.[۴]
انتقال علم پیامبر به امیرالمؤمنین علیه السلام
در بخش دیگری از خطبه، انتقال علم آموختهشدهٔ پیامبر صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام با تفصیل بیشتری بیان شده است:
مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوهُ. ما مِنْ عِلْمٍ اِلّا وَ قَدْ اَحْصاهُ اللَّهُ فِیَّ، وَ کُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ اَحْصَیْتُهُ فی اِمامِ الْمُتَّقینَ، وَ ما مِنْ عِلْمٍ اِلّا وَ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الاِمامُ الْمُبینُ الَّذی ذَکَرَهُ اللَّهُ فی سُورَةِ یس وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ .
ای مردم! او را برتری دهید. علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را در من گرد آورده است؛ هر علمی که آموختهام، در پیشوای پرهیزکاران گرد آوردهام و علمی نیست مگر آنکه آن را به علی آموختهام. او امام مبین است که خداوند در سورهٔ یس از او یاد کرده و فرموده است: «هر چیزی را در امامی آشکار برشمردهایم».[۵][۶]
معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام بهعنوان «امام مبین» در این فراز، تفسیر روایی آیه است. تعبیر «واعی علمی» نیز در همین چارچوب، بر دریافت و حفظ علم پیامبر دلالت دارد.
روایت مدینة العلم
از روایتهای مشهور درباره جایگاه علمی امیرالمؤمنین علیه السلام، حدیث «مدینة العلم» است. طبرانی از مجاهد، از ابنعباس نقل میکند که پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِهِ مِنْ بَابِهِ.«من شهر علم هستم و علی درِ آن است؛ هر کس علم میخواهد، باید از درِ آن وارد شود.»[۷]
مضمون این روایت در منابع دیگری نیز نقل شده است.[۸][۹][۱۰]
بیشتر بخوانید: حدیث مدینة العلم
سخنان «سلونی قبل أن تفقدونی»
دعوت امیرالمؤمنین علیه السلام به پرسش از او، در منابع روایی و تاریخی با عبارت «سلونی قبل أن تفقدونی» گزارش شده است. این نقلها از شواهد مورد استناد درباره گستردگی علم آن حضرتاند.
روایت ابوالطفیل
حاکم نیشابوری از ابوالطفیل عامر بن واثله نقل میکند که گفت: شنیدم علی علیه السلام برخاست و فرمود: سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي وَ لَنْ تَسْأَلُوا بَعْدِي مِثْلِي. «پیش از آنکه مرا از دست بدهید، از من بپرسید؛ پس از من، از کسی مانند من نخواهید پرسید.»[۱۱]
آگاهی از راههای آسمان
ثعالبی این سخن را نقل کرده است: أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطَرِيقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطَرِيقِ الْأَرْضِ.«ای مردم! پیش از آنکه مرا از دست بدهید، از من بپرسید؛ من به راه آسمان از راه زمین آگاهترم.»[۱۲]
در نقلی دیگر، گستردگی پاسخگویی آن حضرت چنین بیان شده است: سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَإِنِّي لَا أُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ دُونَ الْعَرْشِ إِلَّا أَخْبَرْتُ عَنْهُ.«پیش از آنکه مرا از دست بدهید، از من بپرسید؛ از چیزی زیر عرش پرسیده نمیشوم مگر آنکه درباره آن خبر میدهم.»[۱۳]
گزارش سعید بن مسیب
از سعید بن مسیب نقل شده است: لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنَ الصَّحَابَةِ يَقُولُ سَلُونِي إِلَّا عَلِيٌّ.«هیچیک از صحابه جز علی نمیگفت: «از من بپرسید».[۱۴][۱۵][۱۶]
گزارش ابنشبرمه
ابنشبرمه میگوید: مَا كَانَ أَحَدٌ يَصْعَدُ عَلَى الْمِنْبَرِ فَيَقُولُ سَلُونِي عَمَّا بَيْنَ اللَّوْحَيْنِ إِلَّا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.«کسی جز علی بن ابیطالب بر منبر نمیرفت و نمیگفت: از من درباره آنچه میان دو جلد قرآن است بپرسید.»[۱۷][۱۸]
مجموع این گزارشها در بررسی جایگاه علمی امیرالمؤمنین علیه السلام و مراجعه دیگران به دانش آن حضرت مورد استناد قرار گرفته است.[۱۹]
اذن واعیه
«اُذُن واعیه» به معنای گوشی است که شنیدهها را دریافت و حفظ میکند. این تعبیر در آیهٔ دوازدهم سورهٔ حاقه آمده است: لِنَجْعَلَها لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَةٌ .«تا آن را برای شما یادآوری قرار دهیم و گوشی دریافتکننده و نگهدارنده، آن را حفظ کند.»[۲۰]
در سیاق سوره، آیه پس از یادکرد حمل انسانها در کشتی هنگام طغیان آب آمده است. تطبیق «اُذُن واعیه» بر امیرالمؤمنین علیه السلام، در روایتهای تفسیری بیان شده است.
دعای پیامبر صلی الله علیه و آله برای امیرالمؤمنین علیه السلام
از امام باقر علیه السلام نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه وآله نزد علی علیه السلام رفت، در حالی که او در خانهٔ خود بود، و فرمود: ای علی! امشب آیهٔ «وتعیها أذن واعیة» بر من نازل شد و از پروردگارم خواستم آن گوش را گوش تو قرار دهد. سپس دعا کرد: خدایا! آن گوش دریافتکننده و نگهدارنده را گوش علی قرار بده.[۲۱]
مضمون دعای پیامبر صلی الله علیه و آله درباره گوش علی علیه السلام در برخی تفاسیر اهلسنت نیز نقل شده است. ابنکثیر، یکی از طرق این گزارش را از مکحول آورده و آن طریق را مرسل دانسته است.[۲۲]
حفظ سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله
از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است: مَا سَمِعْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ كَلَاماً إِلَّا أَوْعَيْتُهُ وَ حَفِظْتُهُ. «هیچ سخنی از رسول خدا نشنیدم مگر آنکه آن را دریافت و حفظ کردم.»[۲۳]
در نقلی دیگر آمده است: فَمَا نَسِيتُ شَيْئاً بَعْدَ ذَلِكَ وَ مَا كَانَ لِي أَنْ أَنْسَى.«پس از آن، چیزی را فراموش نکردم و مرا نبود که فراموش کنم.»[۲۴]
دریافت علم گذشته و آینده
در روایتی از امام صادق علیه السلام، ذیل آیهٔ «وتعیها أذن واعیة» آمده است: وَعَتْ أُذُنُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ.«گوش امیرالمؤمنین، آنچه را بوده و آنچه را خواهد بود، دریافت و حفظ کرده است.»[۲۵] این روایت، «اُذُن واعیه» را با گستردگی دریافت علم آن حضرت پیوند میدهد. تعبیر «واعی علمی» در خطبه غدیر نیز بر همین ویژگیِ دریافت و نگهداری علم پیامبر صلی الله علیه و آله تأکید دارد.
مآخذ تکمیلی فضایل علمی
در گردآوری روایتهای مربوط به علم امیرالمؤمنین علیه السلام، منابع زیر نیز مورد ارجاع قرار گرفتهاند. این مآخذ شامل مضمونهای مختلفی مانند جایگاه علمی، حفظ علم، تفسیر قرآن و مرجعیت آن حضرتاند؛ همهٔ آنها لزوماً ناقل عین عبارت «واعی علمی» نیستند.
- فرائد السمطین.[۲۶][۲۷][۲۸]
- المعجم الکبیر و مجمع الزوائد.[۲۹][۳۰]
- المناقب خوارزمی.[۳۱][۳۲]
- کنزالعمال.[۳۳][۳۴][۳۵]
- حلیة الاولیاء.[۳۶]
- کفایة الطالب.[۳۷][۳۸][۳۹][۴۰]
- الجامع الصغیر و شرح آن.[۴۱][۴۲]
- تاریخ مدینة دمشق.[۴۳][۴۴][۴۵]
- سنن ترمذی.[۴۶]
- البدایة والنهایة و سیر اعلام النبلاء.[۴۷][۴۸]
- المعیار والموازنة.[۴۹]
- شواهد التنزیل.[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳][۵۴]
- زین الفتی.[۵۵][۵۶]
- مناقب علی بن ابیطالب.[۵۷]
- ینابیع المودة.[۵۸]
- اسنی المطالب.[۵۹]
- توضیح الدلائل.[۶۰][۶۱]
جستارهای وابسته
• تدبر در قرآن و فهم آیات • حدیث ثقلین • حدیث غدیر در خطبه غدیر • خلیفه پیامبر • خطبه غدیر
پانویس
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۷۶.
- ↑ مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، علی بن جعفر عریضی، ص ۳۳۰، ح ۸۲۲.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۷۶.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، خطبه پیامبر در روز غدیر.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، خطبه پیامبر در روز غدیر.
- ↑ سورهٔ یس، آیهٔ ۱۲.
- ↑ المعجم الکبیر، سلیمان بن احمد طبرانی، ج ۱۱، ص ۵۵.
- ↑ الجامع الصغیر، جلالالدین سیوطی، ج ۱، ص ۴۱۶.
- ↑ الفائق فی غریب الحدیث، محمود بن عمر زمخشری، ج ۲، ص ۱۶.
- ↑ کنزالعمال، متقی هندی، ج ۱۳، ص ۱۴۸.
- ↑ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج ۲، ص ۳۵۲.
- ↑ الإعجاز والإیجاز، ابومنصور ثعالبی، ص ۳۲.
- ↑ الإتقان فی علوم القرآن، جلالالدین سیوطی، بحث طبقات مفسران و فضایل علمی علی بن ابیطالب.
- ↑ تاریخ الإسلام، شمسالدین ذهبی، ج ۳، ص ۶۳۸.
- ↑ ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم قندوزی، ج ۱، ص ۲۲۴.
- ↑ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، یوسف بن عبدالله ابنعبدالبر، ج ۳، ص ۱۱۰۳.
- ↑ شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، حاکم حسکانی، ج ۱، ص ۵۰.
- ↑ تاریخ مدینة دمشق، ابنعساکر، ج ۴۲، ص ۳۹۸–۳۹۹.
- ↑ مروارید فضائل در صدف غدیر، حبیب عباسی، ص ۱۱۰.
- ↑ سورهٔ حاقه، آیهٔ ۱۲.
- ↑ مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، علی بن جعفر عریضی، ص ۳۳۰، ح ۸۲۲.
- ↑ تفسیر القرآن العظیم، اسماعیل بن عمر ابنکثیر، ذیل آیهٔ ۱۲ سورهٔ حاقه، روایت مکحول.
- ↑ تفسیر فرات الکوفی، فرات بن ابراهیم کوفی، ص ۵۰۱.
- ↑ بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۳۵، ص ۳۲۸.
- ↑ بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۳۵، ص ۳۲۶.
- ↑ فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد جوینی، ج ۱، ص ۱۵۰، باب ۲۹، ح ۱۱۳.
- ↑ فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد جوینی، ج ۱، ص ۲۶۸، باب ۵۲، ح ۲۱۰.
- ↑ فرائد السمطین، ابراهیم بن محمد جوینی، ج ۱، ص ۳۴۰، باب ۶۳، ح ۲۶۳.
- ↑ المعجم الکبیر، سلیمان بن احمد طبرانی، ج ۱۲، ص ۱۴، ح ۱۲۳۴۱.
- ↑ مجمع الزوائد، علی بن ابوبکر هیثمی، ج ۹، ص ۱۱۱.
- ↑ المناقب، موفق بن احمد خوارزمی، ص ۱۴۲، ح ۱۶۳، فصل ۱۴.
- ↑ المناقب، موفق بن احمد خوارزمی، ص ۹۱، ح ۸۵، فصل ۷.
- ↑ کنزالعمال، متقی هندی، ج ۱۱، ص ۶۰۳، ح ۳۲۹۱۱.
- ↑ کنزالعمال، متقی هندی، ج ۱۳، ص ۱۷۷، ح ۳۶۵۲۵.
- ↑ کنزالعمال، متقی هندی، ج ۱۳، ص ۱۱۴، ح ۳۶۳۷۲.
- ↑ حلیة الاولیاء، ابونعیم اصفهانی، ج ۱، ص ۶۷، شمارهٔ ۴.
- ↑ کفایة الطالب، محمد بن یوسف گنجی شافعی، ص ۱۱۰، باب ۱۷.
- ↑ کفایة الطالب، محمد بن یوسف گنجی شافعی، ص ۱۶۸، باب ۳۷.
- ↑ کفایة الطالب، محمد بن یوسف گنجی شافعی، ص ۲۳۶، باب ۶۲.
- ↑ کفایة الطالب، محمد بن یوسف گنجی شافعی، ص ۱۹۹، باب ۴۸.
- ↑ الجامع الصغیر، جلالالدین سیوطی، ج ۲، ص ۱۷۷، ح ۵۵۹۳.
- ↑ فیض القدیر، عبدالرؤوف مناوی، ج ۴، ص ۳۵۶.
- ↑ تاریخ مدینة دمشق، ابنعساکر، ج ۴۲، ص ۳۸۵؛ در چاپ مستقل ترجمهٔ امام علی: ج ۲، ص ۴۸۲، ح ۱۰۱۰.
- ↑ تاریخ مدینة دمشق، ابنعساکر، ج ۴۲، ص ۳۸۶؛ در چاپ مستقل ترجمهٔ امام علی: ج ۲، ص ۴۸۶، ح ۱۰۱۳.
- ↑ تاریخ مدینة دمشق، ابنعساکر، ج ۴۲، ص ۳۸۵؛ ارجاع دیگر در چاپ مستقل: ج ۲، ص ۴۵۸، ح ۱۰۱۲.
- ↑ الجامع (سنن ترمذی)، محمد بن عیسی ترمذی، ج ۵، ص ۶۳۷، ح ۳۷۲۲، کتاب المناقب.
- ↑ البدایة والنهایة، اسماعیل بن عمر ابنکثیر، ج ۷، ص ۳۷۳، حوادث سال ۴۰ق.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، شمسالدین ذهبی، ج ۸، ص ۲۴–۲۵، شمارهٔ ۴.
- ↑ المعیار والموازنة، محمد بن عبدالله اسکافی، ص ۳۰۰.
- ↑ شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج ۱، ص ۳۳–۳۵ و ۴۳.
- ↑ شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج ۱، ص ۴۸، ح ۴۱.
- ↑ شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج ۱، ص ۴۰۰، ح ۴۲۲.
- ↑ شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج ۱، ص ۴۰۵، ح ۴۲۷.
- ↑ شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج ۲، ص ۳۵۷، ح ۱۰۰۳.
- ↑ زین الفتی، احمد بن محمد عاصمی، ج ۱، ص ۵۰۰، ح ۳۰۴، فصل ۵.
- ↑ زین الفتی، احمد بن محمد عاصمی، ج ۲، ص ۶۴، ح ۳۳۴، فصل ۵ و ص ۹۳.
- ↑ مناقب علی بن ابیطالب، علی بن محمد ابنمغازلی، ص ۵۰، ح ۷۳.
- ↑ ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم قندوزی، ص ۷۹، باب ۱۴، ح ۲۱.
- ↑ اسنی المطالب، وصابی، ص ۴۷، باب ۹، ح ۱۰.
- ↑ توضیح الدلائل، ورقهٔ ۲۳۹، قسم دوم، باب ۲۴.
- ↑ توضیح الدلائل، ورقههای ۲۱۰–۲۱۳، قسم دوم، باب ۱۵.
منابع
- الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق: محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
- الإتقان فی علوم القرآن؛ جلالالدین سیوطی.
- الإعجاز والإیجاز؛ ابومنصور ثعالبی.
- الاستیعاب فی معرفة الأصحاب؛ یوسف بن عبدالله ابنعبدالبر.
- البدایة والنهایة؛ اسماعیل بن عمر ابنکثیر.
- الجامع (سنن ترمذی)؛ محمد بن عیسی ترمذی.
- الجامع الصغیر؛ جلالالدین سیوطی.
- الفائق فی غریب الحدیث؛ محمود بن عمر زمخشری.
- المستدرک علی الصحیحین؛ حاکم نیشابوری.
- المعجم الکبیر؛ سلیمان بن احمد طبرانی.
- المعیار والموازنة؛ محمد بن عبدالله اسکافی.
- اسنی المطالب؛ وصابی.
- بحارالانوار؛ محمدباقر مجلسی.
- تاریخ الإسلام؛ شمسالدین ذهبی.
- تاریخ مدینة دمشق؛ ابنعساکر.
- تفسیر القرآن العظیم؛ اسماعیل بن عمر ابنکثیر.
- تفسیر فرات الکوفی؛ فرات بن ابراهیم کوفی.
- توضیح الدلائل.
- حلیة الاولیاء؛ ابونعیم اصفهانی.
- زین الفتی؛ احمد بن محمد عاصمی.
- سیر اعلام النبلاء؛ شمسالدین ذهبی.
- شواهد التنزیل لقواعد التفضیل؛ حاکم حسکانی.
- فرائد السمطین؛ ابراهیم بن محمد جوینی.
- فیض القدیر؛ عبدالرؤوف مناوی.
- کفایة الطالب؛ محمد بن یوسف گنجی شافعی.
- کنزالعمال؛ متقی هندی.
- مجمع الزوائد؛ علی بن ابوبکر هیثمی.
- مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها؛ علی بن جعفر عریضی، گردآوری و تحقیق مستدرکات: مؤسسه آلالبیت علیهم السلام لإحیاء التراث.
- مروارید فضائل در صدف غدیر؛ حبیب عباسی.
- المناقب؛ موفق بن احمد خوارزمی.
- مناقب علی بن ابیطالب؛ علی بن محمد ابنمغازلی.
- ینابیع المودة؛ سلیمان بن ابراهیم قندوزی.
