پرش به محتوا

محمد بن خازم تمیمی (ابومعاویه)

از ویکی غدیر
محمد بن خازم تمیمی (ابومعاویه)
اطلاعات فردی
نام کاملابومعاویه محمد بن خازم بن یزید تمیمی سعدی کوفی ضریر
سرشناسیمحدث، حافظ و راوی برجسته کوفی
تولد۱۱۳ هجری قمری
وفات۱۹۴ یا ۱۹۵ هجری قمری
محل دفنبغداد
خویشان سرشناسابراهیم بن محمد بن خازم (فرزند)
اطلاعات علمی
استادانسلیمان بن مهران اعمش، هشام بن عروه، عبیدالله بن عمر، اسماعیل بن ابی‌خالد، ابان بن تغلب و...
شاگرداناحمد بن حنبل، یحیی بن معین، ابوعبید قاسم بن سلام، علی بن مدینی، اسحاق بن راهویه و...
تحصیلاتحدیث، حفظ قرآن
مذهبمنسوب به ارجاء (رئیس مرجئه کوفه)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتعلم حدیث، روایت و حفظ اخبار
علت شهرت«ثابت‌ترین راوی در حدیث اعمش» (پس از سفیان ثوری و شعبه)، حافظ قرآن و حدیث، اما مضطرب در غیر روایات اعمش

ابومعاویه محمد بن خازم بن یزید تمیمی سعدی کوفی ضریر (۱۱۳-۱۹۴ یا ۱۹۵ق)، از محدثان و حافظان کوفی اهل سنت در سده دوم هجری است. وی به سبب حفظ و دانش گسترده در حدیث، به ویژه احادیث سلیمان بن مهران اعمش، شهرت یافت و از ثقات محدثان به شمار می‌رود، هرچند به ایراد حدیث در غیر روایات اعمش و نیز گرایش به مذهب ارجاء مورد نقد قرار گرفته است.[۱]

زندگی نامه

نام وی محمد بن خازم بن یزید بن عبدالرحمن تمیمی سعدی است. کنیه او ابومعاویه و لقبش ضریر (نابینا) بود. وی از موالی بنی سعد بن زید مناة بن تمیم به شمار می‌رفت. پسرش ابراهیم نیز از راویان حدیث است.[۲]

ابومعاویه در سال ۱۱۳ هجری قمری دیده به جهان گشود.[۳] درگذشت وی به سال ۱۹۴ یا ۱۹۵ هجری روی داد.[۴]

وی به بغداد سفر کرد و در مجالس علمی آن شهر حضور یافت. در این سفرها با محدثانی چون شعبه بن حجاج دیدار و از ایشان بهره برد.[۵] بر اساس طبقه‌بندی ابن حجر، ابومعاویه از کبار طبقه نهم راویان به شمار می‌آید.[۶]

ابومعاویه به ارجاء متهم شده است. بسیاری از علمای رجال بر این باورند که وی معتقد به مذهب ارجاء بود و حتی برخی او را رئیس مرجئه در کوفه خوانده‌اند.[۷] با این حال، در وثاقت وی در نقل حدیث، به ویژه در روایات اعمش، اختلافی نیست.

جایگاه رجالی

ابومعاویه از حافظترین راویان حدیث اعمش شناخته می‌شود. یحیی بن معین وی را پس از سفیان ثوری و شعبه بن حجاج، ثابت‌ترین راوی در حدیث اعمش دانسته است.[۸] با این حال، در روایات غیر اعمش، به ویژه از راویانی مانند هشام بن عروه و عبیدالله بن عمر، اضطراب و نارسایی در حفظ وی گزارش شده است.[۹]

اساتید[۱۰]

ابومعاویه از جمع بسیاری از محدثان کوفه و دیگر شهرها حدیث شنید. برخی از مهمترین اساتید وی عبارت‌اند از:

  • سلیمان بن مهران اعمش (مهمترین استاد وی)
  • عمرو بن یزید تمیمی ابوبُرده کوفی
  • قنان بن عبدالله نهمی کوفی
  • خالد بن الیاس عدوی مدنی
  • بشار بن کدام سلمی کوفی
  • اسماعیل بن ابی‌خالد احمسی
  • هشام بن عروه
  • عبیدالله بن عمر
  • ابان بن تغلب
  • و ده‌ها تن دیگر

شاگردان[۱۱]

شماری از محدثان نامدار از ابومعاویه روایت کرده‌اند که از آن جمله‌اند:

  • ابوعبید قاسم بن سلام بغدادی
  • محمد بن یحیی عدنی
  • محمد بن رافع نیشابوری
  • حسن بن محمد بن صباح
  • احمد بن سنان قطان واسطی
  • احمد بن حنبل
  • یحیی بن معین
  • اسحاق بن راهویه
  • علی بن مدینی
  • و بسیاری دیگر

جایگاه علمی

  • یحیی بن معین: «ابومعاویه در حدیث اعمش از جریر ثابت‌تر است». وی همچنین ابومعاویه را پس از سفیان و شعبه، ثابت‌ترین راوی در حدیث اعمش دانسته است.[۱۲]
  • احمد بن حنبل: ابومعاویه در غیر حدیث اعمش مضطرب است و حفظ نیکویی ندارد. اما در جای دیگر او را حافظ قرآن و حدیث ستوده است.[۱۳]
  • ابن معین از قول ابومعاویه نقل کرده که وی ۱۶۰۰ حدیث از اعمش حفظ کرده بود، اما پس از بیماری ۴۰۰ حدیث از یادش رفت.[۱۴]
  • علی بن مدینی: ما از ابومعاویه ۱۵۰۰ حدیث نوشتیم، در حالی که نزد اعمش ۴۵۰ حدیث بیش از آنچه ابومعاویه داشت، موجود بود.[۱۵]
  • ابن عمار موصلی: از ابومعاویه شنیدم که هر حدیثی را با لفظ «حدثنا» نقل کند، از حفظ و از زبان محدث روایت کرده، و هرجا گوید «ذکر فلان»، از روی کتاب خوانده شده است.[۱۶]
  • احمد بن سنان قطان: ابومعاویه پس از نقل حدیثی از اعمش درباره عذاب قبر، از من خواست آن را تکرار کنم و پس از تکرار فرمود: نه واو و نه الفی بر آن نیفزودی و نکاستی.[۱۷]
  • حفص بن غیاث: هیچ‌کس را ندیدم که مانند اعمش، ابومعاویه نابینا را رهبری کند.[۱۸]
  • شعبه بن حجاج: در مجلس خود، ابومعاویه را به دیگران شناساند و فرمود: این صاحب اعمش است، او را بشناسید.[۱۹]
  • ابونعیم فضل بن دکین: از اعمش شنیدم که به ابومعاویه گفت: تو بند کیسه خود را بسته‌ای (کنایه از تسلط بر حدیث).[۲۰]
  • وکیع بن جراح: از ابومعاویه پرسیدند نزد چه کسی می‌روید؟ گفتند: نزد ابومعاویه. فرمود: او در زمان حیات اعمش بر ما ۱۷۰۰ حدیث برمی‌شمرد.[۲۱]
  • نسائی: او را ثقه و در حدیث اعمش قابل اعتماد دانسته است.[۲۲]
  • عجلی: وی را کوفی، ثقه و معتقد به ارجاء معرفی کرده و گفته که در این عقیده ملایمت داشت.[۲۳]
  • ابن حبان: او را در زمره ثقات یاد کرده و گفته: حافظی متقن بود، اما مرجئی خبیثی داشت.[۲۴]

گرایش به ارجاء

  • ابوداود سجستانی: او را رئیس مرجئه در کوفه خوانده است.[۲۵]
  • ابن سعد: وی را ثقه، کثیرالحدیث و مدلس معرفی کرده و گفته که مرجئی بود.[۲۶]
  • ابوزرعه رازی: او به ارجاء معتقد بود و به آن دعوت می‌کرد.[۲۷]
  • یعقوب بن شیبه: وی از ثقات بود، گاهی تدلیس می‌کرد و به ارجاء معتقد بود. گفته می‌شود وکیع به همین سبب در تشییع جنازه او حاضر نشد.[۲۸]

تدلیس

  • دارقطنی: ابومعاویه را مدلس وصف کرده است.[۲۹]
  • ابن سعد و یعقوب بن شیبه نیز به تدلیس وی اشاره کرده‌اند.[۳۰]

روايت حديث غدير[۳۱]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن خازم تميمى ضرير، ابومعاويه (م ۱۹۵ ق) است. ابن‏ کثیر در تاريخش حديث غدير را در ماجراى حج معاويه و كلام سعد بن ابی ‏وقاص، از ابومعاويه محمد بن خازم ضرير نقل كرده است.[۳۲]

خطيب بغدادى و ذهبى و ابن‏ حجر و سیوطی[۳۳]: او را توثيق و تمجيد كرده ‏اند. احمد بن حنبل، يحيى بن مَعين و ابوخَيثَمه زهير بن حرب از او روایت كرده ‏اند. خطيب سپس سخنان بزرگان قوم را درباره ابومعاويه نقل كه او را توثيق كرده است. همچنين ابن‏ مَعين، عِجلى، نَسايى و دارقطنى: او را توثيق كرده ‏اند.

پانویس

  1. ذهبی، الکاشف، ج۴، ص۱۰۲؛ ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۸۴۰
  2. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۵۵۱
  3. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  4. ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۸۴۰
  5. ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۴۶
  6. ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۸۴۰
  7. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۵۵۱
  8. ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۴۶
  9. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  10. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۵۵۱
  11. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳؛ ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۴۶
  12. ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۴۶
  13. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  14. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  15. ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۵۵۱
  16. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  17. ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۴۶
  18. ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۴۶
  19. ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۴۶
  20. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  21. ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۵۵۱
  22. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  23. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  24. ابن حبان، الثقات، ج۷، ص۴۴۱
  25. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  26. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  27. ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۵۵۱
  28. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  29. ابن حجر، تعریف اهل التقدیس، ص۱۲۶
  30. مزی، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۱۲۳
  31. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۱۲.
  32. تاريخ ابن‏ كثير: ج ۷ ص ۳۴۱.
  33. تاريخ بغداد: ج ۵ ص ۲۴۲. تذكرة الحفّاظ: ج ۱ ص ۲۹۴. تقريب التهذيب: ج ۲ ص ۱۵۷. طبقات الحفّاظ: ص ۱۲۲.