پرش به محتوا

محمد بن عبدالله شیبانی

از ویکی غدیر
محمد بن عبدالله شیبانی (ابوالمفضل)
اطلاعات فردی
نام کاملأبو المفضل محمد بن عبدالله بن المطلب الشیبانی
سرشناسیمحدث امامیه، صاحب أمالی و دیگر آثار
تولد۲۹۷ هجری قمری
وفات۲۹ ربیع‌الثانی ۳۸۷ هجری قمری (۹۰ سالگی)
اطلاعات علمی
استادانحمید بن زیاد، محمد بن جریر طبری، مسعودی، محمد بن جعفر بن بطه، ابن نعیم، ابن عقدۀ کوفی، محمد بن همام، کلینی
شاگردانشیخ صدوق، خزاز قمی، ابن غضائری (اول)، محمد بن احمد بن شاذان، طبری سوم (صاحب دلائل الإمامة)، نجاشی، محمد بن هارون تلعکبری
مذهبشیعه امامیه
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، تألیف، املاء، سفرهای علمی
علت شهرتکثرت مشایخ و شاگردان، تألیفات متعدد، اختلاف در توثیق و تضعیف

ابوالمفضل الشیبانی (۲۹۷-۳۸۷ ق) محدث امامیه و از مشایخ برجستهٔ بغداد بود که در نوجوانی از حمید بن زیاد و محمد بن جریر طبری اجازهٔ روایت گرفت. وی اساتید و شاگردان بسیاری داشت؛ از جمله شاگردان او می‌توان به شیخ صدوق، خزاز قمی و نجاشی اشاره کرد. با وجود تضعیف‌هایی از سوی برخی مخالفان و نیز اختلاف نظر دربارهٔ اواخر عمرش، در منابع امامی فردی معتمد و مورد احترام شمرده می‌شود و آثاری مانند «الأمالی»، «المباهلة» و «شرف التربة» از او برجای مانده است.

زندگی نامه[۱]

ابوالمفضل در سال ۲۹۷ هجری قمری متولد شد و خیلی زود به آموختن روی آورد. در نه‌سالگی ضبط حدیث را به‌طور صحیح آغاز کرد. چهار سال بعد، یعنی در سال ۳۱۰ هجری قمری در بغداد، از حمید بن زیاد بن حمید، مفتخر به اجازهٔ نقل حدیث گردید. دو تن از مشهورترین مشایخ او « حمید بن زیاد که ذکر شد و نیز محمد بن جریر بن یزید طبری، تاریخ‌نگار و مفسر مشهور» در همین سال از دنیا رفتند. آن‌گونه که از گزارش‌های موجود برمی‌آید، او دست‌کم دو سال پیش از وفات طبری (یعنی در سال ۳۰۸ قمری) در جلسات عمومی وی شرکت می‌کرده و مواردی را «قرائتاً علیه» و «املائاً» از او ضبط کرده است.

اساتید

ابوالمفضل بعدها از مسعودی (نویسندهٔ مشهور «مروج الذهب») نیز اجازهٔ نقل حدیث دریافت کرد. محمد بن جعفر بن بطه، دیگر استادی است که در نوبختیهٔ بغداد به ابوالمفضل اجازهٔ حدیث داد. ابن نعیم (متوفای ۳۱۵ قمری) و ابن عقدۀ کوفی (متوفای ۳۳۳ قمری) نیز دو تن دیگر از مشایخ صاحب‌نام اویند. ابوعلی محمد بن همام (متوفای ۳۳۲ قمری) و مرحوم کلینی (متوفای ۳۲۹ قمری) نیز از جمله اساتید مشهور امامی‌مذهب ابوالمفضل به شمار می‌آیند. گزارش‌های موجود حاکی از آن است که وی کتاب الکافی را از کلینی شنیده است و گروهی از اصحاب ما این کتاب شریف را به واسطهٔ او دریافت کرده‌اند. شواهدی نشان می‌دهد که او غیر از الکافی، احادیث دیگری را نیز از مرحوم کلینی شنیده و نقل کرده است. برای نمونه، مرحوم خزاز قمی حدیثی را از کلینی به واسطهٔ ابوالمفضل نقل می‌کند که در الکافی درج نشده است. همین حدیث را مرحوم صدوق به واسطهٔ شخص دیگری از مرحوم کلینی، دقیقاً با همان سند، در «کمال الدین» ثبت و ضبط کرده است.

سفرهای علمی

پژوهش‌های ما نشان می‌دهد که او افزون بر این سرزمین‌ها، به کوفه، بلخ، مکه، طائف، طوس، نیشابور، گرگان، قزوین، بخارا و بسیاری مناطق دیگر سفر کرده و از دانش آن سرزمین‌ها بهره مند شده است. این سفرهای طولانی سبب شد تا ابوالمفضل محضر بزرگان بسیاری از مذاهب مختلف اسلامی را درک کند؛ از این رو شمار مشایخ او به قدری قابل توجه بوده که ابوالفرج القنائی (یا القنانی) در کتابی مستقل به نام «معجم رجال ابی المفضل» به احصاء و ضبط نام مشایخ او همت گماشته است.

شاگردان

از تعدد شاگردان بغدادی ابوالمفضل برمی‌آید که او پس از سفرهایی طولانی، مجدداً به بغداد بازگشته و در آنجا رحل اقامت گزیده است. شاگردان بزرگی از امامیه در برابر او زانوی تلمذ زده‌اند: رئیس المحدثین، مرحوم شیخ صدوق، مرحوم خزاز قمی (مؤلف ارزشمند «کفایة الأثر»)، حسین بن عبیدالله (معروف به ابن غضائری اول، استادِ مرحوم نجاشی)، شیخ محمد بن احمد بن شاذان (مؤلف «مائة منقبة من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمة»، متوفای ۴۶۰ قمری)، طبری سوم (صاحب «دلائل الإمامة») و بسیاری دیگر، در شمار شاگردان او ثبت شده‌اند. مرحوم نجاشی (متولد ۳۷۲ قمری) نیز با آن که در زمان وفات ابوالمفضل پانزده سال بیشتر نداشت، در جلسات درسی او حاضر می‌شد و از وی احادیث زیادی شنید. افزون بر این، دانشمند بی‌نظیر شیعه، جناب محمد بن هارون بن موسی تلعکبری (استادِ شیخ مفید) با آنکه با ابوالمفضل هم‌طبقه است، احادیثی را از او مستقیماً شنیده و نقل کرده است.

آثار

ابوالمفضل شیبانی کتاب‌های بسیاری را نیز به رشتهٔ تحریر درآورده است. نجاشی تصریح می‌کند: «له کتب کثیره». شیخ طوسی می‌گوید: «جمیع روایات او را با واسطهٔ جماعتی از مشایخ خود دریافت کرده‌ام.» اهتمام شیخ جهت کسب تمامی روایات او بسیار درخور توجه است. ابن شهرآشوب در «المناقب» از «أمالی» ابوالمفضل الشیبانی حدیث نقل کرده است. سید بن طاووس نیز در تألیف «تتمة المصباح» غیر از أمالی، از کتاب «المباهلة» او بهره برده است. مرحوم ابن نما و محمد بن ادریس از کتاب «شرف التربة» ابوالمفضل حدیث نقل کرده‌اند. اگر چه اکنون اثری از آثار او موجود نیست، اما ردپای آثار او را می‌توان تا اوایل قرن دوازدهم دنبال کرد: علامه سید هاشم بحرانی (متوفای ۱۱۰۷ قمری) در «مدینة المعاجز» روایاتی را از «أمالی» ابوالمفضل ذکر می‌کند.

آنچه از لابه‌لای گزارش‌های موجود برمی‌آید این است که ابوالمفضل الشیبانی تا سال‌های آخر عمر همچنان جلسات عمومی علمی داشته است. طبری سوم روایاتی را از او در سال ۳۸۵ قمری شنیده است. ابوالحسین محمد بن احمد بن محمد بن المخلد المَداری (یا المُعَدَّل) در شعبان سال ۳۸۶ قمری — یعنی کمتر از یک سال پیش از وفات ابوالمفضل — در جلسات علمی او حاضر بوده و از او حدیث نقل کرده است. در نتیجه، اندیشمندان امامی مذهب تا آخرین ماه‌های زندگی او از محضر وی کسب علم می‌کردند.

وفات

سرانجام، ابوالمفضل شیبانی در بیست و نهم ربیع‌الثانی سال ۳۸۷ هجری قمری در بغداد و در سن ۹۰ سالگی دار فانی را وداع گفت.

مذهب و جایگاه رجالی

اگر چه ابوالمفضل مشایخی با مذاهب مختلف (از جمله مخالفان، واقفیان و زیدیان) داشته است، اما وی امامی مذهب بوده است. نجاشی تصریح می‌کند: «کان فی أول أمره ثبتاً». علامه حلی نیز دربارهٔ او می‌گوید: «کان فی أول عمره ثبتاً». اما نجاشی وی را به اختلاط در اواخر عمر متهم کرده است. هم او و هم شیخ طوسی می‌گویند که گروهی از اصحاب و عالمان شیعه او را تضعیف کرده‌اند، ولی نه شیخ و نه نجاشی هیچ‌کدام از نام تضعیف‌کنندگان ابوالمفضل سخنی به میان نیاورده‌اند؛ در نتیجه نمی‌دانیم آن تضعیف‌کنندگان چه کسانی هستند. شواهد به خوبی نشان می‌دهد که هیچ‌گاه اعتماد اصحاب امامیه از او و احادیثش سلب نشده است.

به نظر می‌رسد تضعیف‌های متوجه به ابوالمفضل از سوی برخی از شیوخ امامی مذهب، بی‌ارتباط با دیدگاه مخالفان در خصوص او نباشد. مخالفان بسیار کوشیدند تا با اتهام کذب و دروغ، مخاطبان ابوالمفضل را از او منصرف نموده و صحت احادیثش را خدشه‌دار سازند تا از این رهگذر پالایه‌ای برای احادیث او دست و پا کنند. آنان ضمن نقل حکایتی از ابوالمفضل ادعا کردند که وی از کسی که امکان سماع از او را نداشته، حدیث نقل می‌کند. همچنین وی را متهم به قلب و جعل حدیث کردند و کذب او را آشکار شده خواندند. این مواضع در برابر این محدث بزرگ در حالی است که در ابتدا وی نزد اندیشمندان مخالف جایگاه رفیع و شایسته‌ای داشته است. دارقطنی در ابتدا ابوالمفضل را از زهدپیشگان و رهبانان امت پیامبر صلی الله علیه وآله می‌پنداشت و حتی از او می‌خواست تا برایش دعا کند، ولی یکباره دگرگونی شدیدی در دیدگاه دارقطنی پدید می‌آید و از حسن ظن ابتدایی خود دربارهٔ ابوالمفضل به خدا پناه می‌برد. شواهد موجود گواهی می‌دهند که مخالفان با مشاهدهٔ نقل حدیث ابوالمفضل در مثالب صحابه و نیز نشست و برخاست وی با روافض و املای احادیثی به آنان در مسجد شرقیه، درمی‌یابند که «وی شبه الشیخ است» (یعنی شبیه به رئیس مذهب شیعه است). لذا وی را متهم به جعل حدیث به نفع روافض می‌کنند. در میان مخالفان، احادیث ابوالمفضل پس از نظارت دارقطنی ثبت و ضبط می‌شده است.

اما پژوهش‌ها پیرامون ابوالمفضل شیبانی در مصادر امامی نشان می‌دهد که وی فردی مورد احترام و اعتماد نزد شیعیان و اصحاب امامیه بوده است. یکی از شواهد که نشان می‌دهد او تا آخرین سال‌های عمرش همچنان استادی معتمد به شمار می‌رفته، حضور نجاشی نوجوان در جلسات حدیثی اوست. چه بسا بسیار بعید و در نتیجه انصراف‌آفرین است که پدر نجاشی - که خود از اعلام شیعه در آن عصر بوده - فرزند نوجوان خود را برای کسب علم به محضر استادی فرستاده باشد که متخلط و مشهور به ضعف باشد. بنابراین حضور نجاشی پیش از بلوغ در جلسات علمی ابوالمفضل با در نظر گرفتن آنکه او تحت هدایت والد بصیر خود بوده، نشان از جایگاه ویژهٔ ابوالمفضل در نزد اصحاب امامیه دارد. افزون بر این، همان‌طور که گفته شد، بزرگان امامیه تا سال‌ها و ماه‌های آخر عمر او در جلساتش حاضر می‌شدند و احادیثی را که از وی می‌شنیدند در آثار خود انعکاس می‌دادند. طبری سوم احادیثی را که از او در سال ۳۸۵ قمری شنیده، در کتاب «دلائل الإمامة» (که پس از ۴۱۱ قمری تألیف کرده) انعکاس داده و از ابوالمفضل با عبارت «مترحَّمٌ علیه» یاد کرده است. لذا ابوالمفضل شیبانی به هیچ وجه فردی متروک و مطرود در میان شیعیان نبوده است.

بررسی توقف نجاشی

نجاشی می‌گوید: از ابوالمفضل بسیار حدیث شنیده است، ولی بعدها در آن احادیث توقف کرده است. شاید گمان شود توقف نجاشی در احادیث او به خاطر بی‌اعتمادی او به وثاقت ابوالمفضل بوده باشد، اما جمله‌ای که نجاشی در ادامهٔ کلام خود می‌آورد به روشنی دلیل توقف را بیان می‌کند. نجاشی می‌گوید: «رأیت هذا الشیخ و سمعت منه کثیراً، ثم توقفت عن الروایة عنه إلا بواسطة بینی و بینه»؛ یعنی این شیخ را دیدم و از او بسیار شنیدم، اما در روایت کردن از او توقف کردم مگر با وجود واسطه‌ای میان من و او. همان‌طور که ملاحظه می‌شود، توقف نجاشی صرفاً ناشی از شدت احتیاط او نسبت به شنیده‌های دورهٔ پیش از بلوغ خود می‌باشد، نه آنکه ابوالمفضل را فردی ضعیف و متروک بپندارد. و همان‌طور که خود او تصریح کرده، نجاشی با وجود واسطه‌ای میان خود و ابوالمفضل، روایات او را نقل می‌کرده است.

جلالت ابوالمفضل

نشانهٔ دیگر بر جلالت جایگاه ابوالمفضل در اواخر عمر و حتی پس از وفات او، مدح و ثنای بزرگان اصحاب ما از او در آثار حدیثی موجود است. مرحوم خزاز قمی (متوفای ۴۰۰ قمری) که از اندیشمندان مشهور و موثق امامی است، بارها نام او را در کتاب «کفایة الأثر» با عبارت «رضی الله عنه» همراه می‌کند. این امر در حالی است که خزاز قمی از میان بیش از بیست تن از مشایخ صاحب‌نام خود در این کتاب، تنها شیخ صدوق و ابوالمفضل را با این وصف مورد مدح قرار داده است. این نکته به روشنی نشانگر عظمت جایگاه ابوالمفضل در نگاه خزاز قمی است. از عبارت شیخ طائفهٔ امامیه (شیخ طوسی) دربارهٔ ابوالمفضل چنین برمی‌آید که دیدگاه خود او متمایل به ضعف او نبوده است؛ شیخ تضعیف او را در جایگاه مستثنی آورده و به گروهی نامعلوم نسبت داده است: «إلا أنه ضعفه قوم». بنا بر گزارش‌های موجود، شیخ طوسی نام ابوالمفضل را در کنار نام ابومحمد هارون بن موسی تلعکبری با عبارت «رضی الله عنهما» همراه کرده است. کاربرد نام ابوالمفضل شیبانی در کنار نام استاد مشایخ عراق به صورت «مرضیاً عنهما» توسط شیخ - که برخلاف مرحوم صدوق، استعمال چنین عبارتی رسم او نیست - نکتهٔ درخور توجهی است. از همه مهمتر، اهتمام جماعتی از اصحاب ما به نقل جمیع روایات او و دریافت تمامی روایات او توسط شیخ طوسی، ثابت‌کنندهٔ اهمیت فوق‌العادهٔ احادیث ابوالمفضل در نگاه بزرگان امامی است. این نکته بسیار در خور توجه است که شیخ طائفهٔ امامیه کوشیده است تا تمام روایات او را اخذ نماید. پس چگونه ممکن است که وی فردی ضعیف در نقل حدیث باشد در حالی که جمیع روایات او از چنین اهمیتی برخوردار است؟ در نتیجه با قرائنی که ارائه شد، تضعیف‌های متأخران دربارهٔ او فاقد رجحان است و وی فردی مورد وثوق می‌باشد.

در سند خطبه غدير[۲]

يكى از رجال سند خطبه غدير در كتاب «التحصين» سید بن ‏طاووس -كه به زید بن ارقم منتهى می‌شود- ابوالمفضل محمد بن عبداللَّه شيبانى (۲۹۷-۳۸۷ق) است.

تألیف درباره غدیر

شیبانی از جمله مؤلفان درباره غدیر و حدیث غدیر شناخته شده است. در منابع نگارش کتابی با عنوان «من روی حدیث غدیر خم» به او نسبت داده شده است.[۳]

من روى حدیث غدیر خم[۴]، محمد بن عبداللَّه شيبانى (ابوالمفضل، بغدادى، م ۳۸۷ ق). عربی، خطى. شیخ طوسی در «الفهرست» گفته كه جمعى كتب مؤلف را براى او روایت نموده ‏اند. سپس نام چند كتاب را برده و گفته: «... و غير ذلك».[۵] در «معجم رجال الحديث» از قول ابن‏ غضائرى آمده كه كتاب‏ هايش را ديده است. مؤلف كتاب شاگرد بزرگان شيعه امثال کلینی، و نيز معاصر بلكه استاد بزرگانى ديگر امثال نجاشی بوده است.

پانویس

  1. موحدی، محمد علی، ناگفته هایی از اسناد خطبه غدیر ص104
  2. اسرار غدير: ص ۱۰۹.
  3. الذریعه، ج۲۲، ص۲۲۶.
  4. رجال النجاشى: ص ۳۹۶ ش ۱۰۵۹. تاريخ مدينة دمشق (ابن‏ عساكر): ج ۱۵ ص ۵۴۸ . الغدير فى الكتاب و السنة و الادب: ج ۱ ص ۱۵۴ ش ۶ . طبقات اعلام الشيعة (قرن چهارم): ص ۲۸۰. معجم رجال الحديث: ج ۱۶ ص ۲۴۴ ش ۱۱۱۱۵.
  5. الفهرست: ص ۱۴۰ ش ۶۰۰.