محمد بن موسی همدانی
محمد بن موسی بن عیسی، معروف به ابوجعفر همدانی سمان، از راویان شیعه در قرن سوم و چهارم هجری است که در منابع رجالی به شدت مورد اختلاف قرار گرفته است. از یک سو، قمیون او را به غلو متهم کردهاند و ابن ولید او را واضع حدیث دانسته و برخی کتابها را به او نسبت داده است. از سوی دیگر، نجاشی با تردید از او یاد کرده و علامه طباطبایی (صاحب ریاض) با استدلالهایی کوشیده است او را از وضعیت ضعف شدید خارج کند.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | أبو جعفر محمد بن موسی بن عیسی الهمدانی السمان |
| سرشناسی | راوی شیعه |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | محمد بن حسین بن أبی الخطاب |
| شاگردان | محمد بن یحیی العطار، محمد بن أحمد بن یحیی، محمد بن عمر الکشی |
| مذهب | شیعه امامیه (مورد اتهام غلو) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، تألیف |
| علت شهرت | اختلاف شدید رجالی در وثاقت |
جایگاه رجالی
محمد بن موسی بن عیسی، ابوجعفر همدانی سمان.[۱] لقب «همدانی» و «سمان» (دانهفروش یا روغنفروش) به او نسبت داده شده است. وی از راویانی است که در سلسله اسناد شیخ صدوق در «من لا یحضره الفقیه» (باب صوم قطوع) قرار گرفته است.
جرح و تعدیل
- قمیون (اهل قم): او را متهم به غلو کردهاند.[۲]
- ابن ولید (محمد بن حسن بن ولید): میگفت: «او حدیث میساخت».[۳] همچنین ابن ولید کتابهای زید زراد و زید نرسی را از ساختههای محمد بن موسی همدانی دانسته است.[۴]
- ابن غضائری: او را «ضعیف» خوانده و گفته: از ضعفا روایت میکند، ولی ممکن است به عنوان شاهد (مؤید) مورد استفاده قرار گیرد.[۵]
- شیخ صدوق: از قول استادش ابن ولید نقل میکند که روایت مربوط به صوم روز غدیر و نماز آن را از طریق محمد بن موسی همدانی صحیح نمیدانسته و او را «غیر ثقه» و «کذاب» خوانده است (صدوق، الفقیه، ج ۲، باب صوم التطوع، ذیل حدیث ۲۴۱؛ به نقل از مامقانی).[۶]
- شیخ طوسی نیز به تبعیت از ابن ولید و صدوق، آن روایت را تصحیح نمیکرده است.[۷]
- استثنای از نوادر الحکمة: ابن ولید و پس از او صدوق و ابن نوح و حتی شیخ طوسی و نجاشی، روایات محمد بن موسی همدانی را از کتاب «نوادر الحکمة» (تألیف محمد بن احمد بن یحیی اشعری قمی) استثنا کردهاند.[۸]
توثیق
- نجاشی در رجال خود مینویسد: «محمد بن موسی بن عیسی... ضعّفه القمیون بالغلو، و کان ابن الولید یقول: إنه کان یضع الحدیث، و الله أعلم». سپس کتابهایی مانند «ما روی فی أیام الأسبوع» و «الرد على الغلاة» را برای او ذکر کرده و طریق خود را به آن کتابها از طریق «أحمد بن محمد بن یحیى، عن أبیه، عنه» بیان میکند.[۹] ظاهر کلام نجاشی توقف در تضعیف است، اما در جای دیگر (ترجمه محمد بن احمد بن یحیی) از قول ابن ولید نقل میکند که روایات محمد بن موسی همدانی استثنا شده و ظاهراً این مطلب را تأیید کرده است. برخی این دو کلام نجاشی را متهافت دانستهاند.[۱۰]
- علامه طباطبایی (صاحب ریاض) در دفاع از محمد بن موسی همدانی دلایلی اقامه کرده است[۱۱]: ۱. نسبت غلو به او با وجود تألیف کتاب «الرد على الغلاة» ناسازگار است. ۲. نسبت وضع اصول زید زراد و زید نرسی به او، مطلبی است که تنها ابن ولید بدان تصریح کرده و دیگر رجالیان و ناقدان حدیث از این نسبت خودداری کردهاند. ۳. استثنای او از نوادر الحکمة اختصاص به او ندارد؛ افراد دیگری نیز از این کتاب استثنا شدهاند و این دلیل بر ضعف مطلق نیست. نتیجه کلام علامه طباطبایی این است که محمد بن موسی همدانی از درجه ضعف شدید به درجه جهالت (عدم وثاقت معلوم) تنزل مییابد، اما نمیتوان او را توثیق کرد.
شاگردان[۱۲]
- راویان از او (مشایخ روایت):
- محمد بن یحیی عطار (که کتابهای او را روایت کرده).
- محمد بن احمد بن یحیی (که خود از مشایخ کلینی است).
- کلینی در اصول کافی؟ خویی اشاره دارد که محمد بن احمد بن یحیی از او روایت کرده است.
- مروی عنه (کسانی که از او روایت کردهاند):
- محمد بن حسین بن ابی الخطاب.
- کشی (در رجال، ترجمه ابوحمزه ثمالی، شماره ۸۱) از او روایت کرده است، که این نشان میدهد یا محمد بن موسی همدانی بسیار عمر کرده و تا زمان کشی زنده بوده، یا کشی از نظر طبقه مقدم بر کلینی است.
آثار
نجاشی دو کتاب برای او ذکر میکند[۱۳]:
- کتاب «ما روی فی أیام الأسبوع»
- کتاب «الرد على الغلاة» طریق نجاشی به این کتابها: «أحمد بن محمد بن یحیی، عن أبیه، عنه» است.
با توجه به مجموع اقوال:
- اساس تضعیف محمد بن موسی همدانی بر ابن ولید استوار است و پس از او، شیخ صدوق، ابن نوح و شیخ طوسی نیز این تضعیف را پذیرفتهاند.[۱۴]
- نجاشی نیز هرچند ابتدا توقف کرده، اما در جای دیگر استثنای روایات او را از «نوادر الحکمة» تأیید کرده است.
- دفاع علامه سید علی طباطبایی هرچند منطقی است، اما نهایتاً او را از وضعیت «وضع حدیث» خارج میکند، نه اینکه به درجه توثیق برساند.[۱۵]
نظر نهایی مامقانی پس از بررسی کلام علامه طباطبایی چنین است: «غاية ما يفيده كلامه بعد إنكار وضعه لأصل زيد الزراد و زيد النرسي هو خروجه من برج الضعف إلى برج الجهالة؛ و هو وإن كان إمامياً إلا أن فقد مدح مدرج له في الحسان يثبطنا عن الاعتماد عليه». یعنی: او از ضعف شدید به درجه ناشناختگی (جهالت حال) رسیده، اما هیچ مدحی برای او ثبت نشده تا بتوان به او اعتماد کرد.[۱۶]
سید ابوالقاسم خویی نیز میگوید: از مجموع کلمات به دست میآید که اصل در تضعیف او ابن ولید است و دیگران از او پیروی کردهاند و این برای حکم به ضعف کافی است.[۱۷]
در سند خطبه غدير[۱۸]
در دو سند از اسناد خطبه غدیر نام محمد بن موسى همدانى آمده است: يكى در سند خطبه غدير در كتاب «اليقين» سید ابن طاووس، و ديگر در سند خطبه غدیر در كتاب «الاحتجاج» طبرسى، و هر دو سند به امام باقر علیه السلام منتهى مى شود.
سند کتاب الاحتجاج:
حَدَّثَنِي السَّيِّدُ الْعَالِمُ الْعَابِدُ أَبُو جَعْفَرٍ مَهْدِيُّ بْنُ أَبِي حَرْبِ الْحُسَيْنِيُّ الْمَرْعَشِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّيْخ أَبُو عَلِي الْحَسَنُ بْنُ الشَّيْخِ السَّعِيدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنِي الشَّيْحُ السَّعِيدُ الْوَالِدُ أَبُو جَعْفَرٍ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ قَالَ أَخْبَرَنِي جَمَاعَةً عَن أبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلّعُكْبَرِي قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَلِي مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّام قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ السُّورِيٌّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ مِنْ وُلْدِ الْأَفطسِ وَ كَانَ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْهَمْدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَالِد الطَّيَالِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَيْفُ بْنُ عَمِيرَةَ و صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ جَمِيعاً عَنْ قَيْسِ بْنِ سِمْعَانَ عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی علیهما السلام.
برایم روایت کرد سید عالم و عابد، ابوجعفر مهدی بن ابی حرب حسینی مرعشی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: به ما خبر داد شیخ ابوعلی حسن بن شیخ سعید ابوجعفر محمد بن حسن طوسی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: برایم خبر داد شیخ سعیدِ پدرم ابوجعفر «خداوند روحش را مقدس بدارد» که گفت: گروهی از جمله محمد بن هارون بن موسی تلعکبری به من خبر دادند که گفت: به ما خبر داد ابوعلی محمد بن همام که گفت: به ما خبر داد علی سوری که گفت: به ما خبر داد ابومحمد علوی « از فرزندان افطس» که از بندگان صالح خدا بود، گفت: برایم روایت کرد محمد بن موسی همدانی که گفت: برایم روایت کرد محمد بن خالد طیالسی که گفت: برایم روایت کرد سیف بن عمیره و صالح بن عقبه، هر دو از قیس بن سمعان، از علقمه بن محمد حضرمی، از ابوجعفر محمد بن علی (امام باقر) علیهماالسلام.
پانویس
- ↑ نجاشی، رجال، ص ۳۳۸، به نقل از مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۹۳؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۹۷
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۹۳
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۹۷
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۹۳
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۹۷
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۹۳
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۹۳
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۹۷
- ↑ نجاشی، ص ۳۳۸
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۹۷
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۹۳
- ↑ نجاشی، به نقل از خویی، ج ۱۸، ص ۲۹۷
- ↑ نجاشی، ص ۳۳۸
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۹۷
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۹۳
- ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۱۹۳
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۹۷
- ↑ اسرار غدير: ص ۱۰۹.