مصعب بن سعد بن ابیوقاص
مُصْعَب بن سعد بن اَبیوقاص (درگذشت: ۱۰۳ق) یکی از تابعینی برشمرده شده که حدیث غدیر را از صحابه نقل کرده است. گنجی شافعی در کفایة الطالب حدیث غدیر را از حرث بن مالک و او از سعد بن ابیوقاص نقل کرده است. گنجی شافعی پس از ذکر این حدیث گفته که این حدیث نیکو است و جهات آن نیز (از حیث اسناد) درست است.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوزراره مصعب بن سعد بن ابیوقاص زهری مدنی قرشی |
| وفات | ۱۰۳ق |
| خویشان سرشناس | سعد بن ابیوقاص (پدر) |
| اطلاعات علمی | |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث |
| علت شهرت | نقل حدیث غدیر |
ابوزراره مصعب بن سعد بن ابیوقاص قرشی زُهری (درگذشت: ۱۰۳ق) از تابعین راوی احادیث که ثقه و کثیر الحدیث خوانده شده است. ابنحبان او را در کتاب ثقات خود آورده است. ابنحجر عسقلانی نیز او را توثیق کرده است.
بهنقل از یوسف بن عبدالرحمن مزی او از امیرالمؤمنین علیه السلام، پدرش سعد بن ابیوقاص، صهیب بن سنان، طلحة بن عبیدالله، عبدالله بن عمر، عدی بن حاتم و عکرمة بن ابیجهل حدیث نقل کرده است.
جایگاه: راوی حدیث غدیر
مصعب بن سعد بن ابیوقاص یکی از تابعینی برشمرده شده که حدیث غدیر را از صحابه نقل کرده است.[۱] گنجی شافعی در کفایة الطالب حدیث غدیر را از حرث بن مالک و او از سعد بن ابیوقاص چنین نقل کرده است:
«عن الحارث بن مالك، قال: أتيت مكّة، فلقيت سعد بن أبي وقّاص، فقلت: هل سمعت لعليّ علیه السلام منقبة؟ قال: قد شهدت له أربعا، لأن تكون لي واحدة منهنّ أحبّ إليّ من الدنيا أعمّر فيها مثل عمر نوح: إنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بعث أبا بكر ببراءة إلى مشركي قريش، فسار بها يوما و ليلة، ثمّ قال لعليّ علیه السلام: إتبع أبا بكر فخذها و بلّغها. فردّ عليّ عليه السّلام أبا بكر، فرجع يبكي، فقال: يا رسول اللّه أنزل فيّ شيء؟ قال: لا إلّا خيرا؛ إنّه ليس يبلّغ عنّي إلّا أنا أو رجل منّي- أو قال-: من أهل بيتي. [قال و الثانیة:] و كنّا مع النبيّ صلّى اللّه عليه و آله في المسجد، فنودي فينا ليلا: ليخرج من [في] المسجد إلّا آل الرسول و آل عليّ. قال: فخرجنا نجرّ نعالنا، فلمّا أصبحنا أتى العبّاس النبيّ صلّى اللّه عليه و آله فقال: يا رسول اللّه أخرجت أعمامك، و أسكنت هذا الغلام؟ فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: ما أنا أمرت بأخراجكم و لا بإسكان هذا الغلام، إنّ اللّه أمر به. قال: و الثالثة: أنّ نبيّ اللّه بعث عمر و سعدا إلى خيبر، فجرح سعد، و رجع عمر … فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: لأعطينّ الراية رجلا يحبّ اللّه و رسوله، و يحبّه اللّه و رسوله، في ثناء كثير أخشى أن [أخطئ بعضه] فدعا عليّا علیه السلام، فقالوا: إنّه أرمد، فجيء به يقاد. فقال له: افتح عينيك. فقال: لا أستطيع. قال: فتفل في عينيه من ريقه و دلكهما بإبهامه، و أعطاه الراية. قال: و الرابعة: يوم غدير خمّ قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و أبلغ، ثمّ قال: أيّها الناس أ لست أولى/ بالمؤمنين من أنفسهم؟ ثلاث مرّات. قالوا: بلى. قال: أدن يا عليّ، فرفع يده، و رفع رسول اللّه يده حتى نظرت بياض إبطيه، فقال: من كنت مولاه فعليّ مولاه. حتى قالها ثلاثا.؛ شیخ الشیوخ عبداللّه بن عمر بن حمویه در دمشق بما خبر داد از قول حافظ ابوالقاسم علی بن حسن بن هبةاللّه شافعی و او از ابوالفضل فضیلی و او از ابوالقاسم خزاعی و او از هیثم بن کلیب شاشی و او از احمد بن شداد ترمذی از علی بن قادم از اسرائیل از عبداللّه بن شریک از حرث بن مالک که او گفت به مکه آمدم و سعد بن ابیوقاص را ملاقات نمودم و به او گفتم: آیا منقبتی از علی علیه السّلام شنیدهای. گفت: چهار منقبت درباره علی علیه السلام مشاهده نمودهام که اگر یکی از آنها برای من میبود در نزد من محبوبتر بود از اینکه بهمانند نوح در دنیا زندگی کنم. همانا رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله ابابکر را بهعنوان ابلاغ سوره (برائت) بهسوی مشرکان قریش فرستاد و او یک شبانه روز از مسافت را طی کرد. در این هنگام رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله به علی علیه السّلام فرمود: در پی ابیبکر برو و سوره برائت را از او بگیر و تو آن را ابلاغ نما. پس علی علیه السّلام مأموریت را انجام داد و ابو بکر، درحالیکه گریه میکرد، برگشت و عرض کرد: یا رسول اللّه آیا درباره من آیه نازل شده؟ آن جناب فرمود جز خیر چیزی نیست. همانا از طرف من تبلیغ نمیکند کسی امری را جز من و آنکس که از من باشد (یا فرمود: و آنکس که از اهل بیت من باشد). و نیز ما با رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در مسجد بودیم، هنگام شب ندایی در میان ما شد که باید هر که در مسجد است بیرون رود، مگر آل رسول و آل علی علیهم السّلام. گفت: ما خارج شدیم درحالیکه پاپوشهای خود را میکشیدیم (کنایه از شتاب در بیرون رفتن) همین که صبح نمودیم، عباس بن عبدالمطّلب نزد پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله آمد و گفت: یا رسول اللّه عموهای خود را بیرون کردی و این پسر (علی علیه السّلام) را برقرار نمودی؟ رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: من از پیش خود و بهمیل خود امر به بیرون شدن شما و برقراری این پسر ننمودم! همانا خداوند به آن امر کرد. گفت: سومین منقبت علی علیه السّلام اینکه پیغمبر خدا صلّی اللّه علیه و آله عمر بن خطاب و سعد را بهسوی خیبر فرستاد پس سعد مجروح شد و عمر برگشت. در این حال رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود البته رایت لشکر را به مردی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند (و این سخن پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله متضمن مدح بسیاری نسبت به علی علیه السّلام بود که من از احصای آن ترس دارم). سپس علی علیه السّلام را طلبید. عرض کردند که او به درد چشم مبتلا است، ناچار حسبالامر آن جناب علی علیه السّلام را درحالیکه دست او را گرفته و او را میکشیدند نزد پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله آوردند. فرمود چشم خود را بگشا؛ عرض کرد: نمیتوانم. راوی گوید: رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله آب دهان خود را در چشم علی افکند و با انگشت ابهامش آن را مالید و رایت را باو اعطاء فرمود. منقبت چهارم اینکه روز غدیر خم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله سخنانی با مبالغه و تأکید بیان داشت. سپس فرمود: ای مردم! آیا من اولی (سزاوارتر) نیستم به اهل ایمان از خودشان؟ (و این سخن را سه بار فرمود): همه گفتند. آری هستی. فرمود یا علی نزدیک بیا. پس علی علیه السّلام دست خود را بلند کرد و رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله دست او را تا بهحدی بالا برد که سفیدی زیر بغلش نمودار شد. پس گفت: هر کس که من مولای اویم، علی علیه السّلام مولای او است و این سخن را نیز سه بار فرمود».[۲]
گنجی شافعی پس از ذکر این حدیث گفته که این حدیث نیکو است و جهات آن نیز (از حیث اسناد) درست است. (تا آنجا که گفت): و چهارم (حدیث غدیر خم). ابنماجه و ترمذی از محمّد بن بشار از محمّد بن جعفر آن را روایت نمودهاند.[۳] همچنین، از او حدیث سد الابواب[۴] و حدیث منزلت،[۵] هر دو با واسطه سعد بن ابیوقاص، نقل شده است.
شخصیت و وثاقت
ابوزراره مصعب بن سعد بن ابیوقاص قرشی زُهری (درگذشت: ۱۰۳ق) از تابعین راوی احادیث که ثقه و کثیر الحدیث خوانده شده است.[۶] ابنحبان او را در کتاب ثقات خود آورده است.[۷] ابنحجر عسقلانی نیز او را توثیق کرده است.[۸]
بهنقل از یوسف بن عبدالرحمن مزی او از امیرالمؤمنین علیه السلام، پدرش سعد بن ابیوقاص، صهیب بن سنان، طلحة بن عبیدالله، عبدالله بن عمر، عدی بن حاتم و عکرمة بن ابیجهل حدیث نقل کرده است. و از او کسانی چون اسماعیل بن عبدالرحمن سدی، اسماعیل بن محمد بن سعد بن ابیوقاص، حکم بن عتیبه، زبیر بن عدی، مجاهد بن جبیر و ابواسحاق سبیعی حدیث نقل کردهاند.[۹]
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- تقریب التهذیب؛ احمد بن علی بن محمد (ابنحجر عسقلانی)، تحقیق: محمد عوامة، سوریه: دار الرشید، ۱۴۰۶ق.
- تهذیب الکمال فی أسماء الرجال؛ یوسف بن عبدالرحمن مزی، تحقیق: بشار عواد معروف، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۶ق.
- الثقات؛ محمد بن حبان (ابنحبان بستی)، حیدرآباد دکن: دائرة المعارف العثمانیة، ۱۳۹۳ق.
- چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، بهکوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
- الطبقات الکبری؛ محمد بن سعد کاتب واقدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
- عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار؛ یحیی بن حسن أسدی ربعی حلی (حافظ ابن بطریق)، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۷ق.
- الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.
- کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب علیه السلام؛ محمد بن یوسف گنجی شافعی، تحقیق: محمدهادی امینی، تهران: دار إحیاء تراث أهل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۴ق.
- المعجم الأوسط؛ سلیمان بن احمد طبرانی، تحقیق: محمود طحان، ریاض: مکتبة المعارف، ۱۴۰۵ق.