پرش به محتوا

هارون بن موسی تلعکبری(ابومحمد)

از ویکی غدیر
هارون بن موسی تلعکبری
اطلاعات فردی
نام کاملأبو محمد هارون بن موسی بن أحمد بن سعید بن سعید التلعکبری (من بنی شیبان)
سرشناسیمحدث برجسته شیعه، ثقه، جلیل القدر، واسع الروایة، عدیم النظیر
وفات۳۸۵ هجری قمری
اطلاعات علمی
استادانمحمد بن یعقوب کلینی، ابوعلی محمد بن همام، محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشی، احمد بن محمد بن سعید بن عقدة، محمد بن هوذه، محمد بن علی بن معمر
شاگردانشیخ طوسی، حسین بن عبیدالله (ابن غضائری)، جعفر بن محمد بن قولویه، شیخ مفید، ابوجعفر (پسرش)
مذهبشیعه امامیه
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث، رجال، تألیف
علت شهرتروایت جمیع اصول و مصنفات، تألیف «کتاب الجوامع فی علوم الدین»، توثیق اجماعی توسط رجال‌شناسان شیعه

هارون بن موسی بن احمد بن سعید تلعکبری، معروف به ابومحمد، از برجسته‌ترین محدثان و رجال شیعه امامیه در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری است. وی در منابع رجالی به عنوان «ثقه، جلیل القدر، عظیم المنزله، واسع الروایه، عدیم النظیر» توصیف شده و تمام اصول و مصنفات را روایت کرده است. او از شاگردان کشی بوده و اساتید و شاگردان بسیاری داشته است.

جایگاه رجالی

هارون بن موسی بن احمد بن سعید بن سعید، از بنی‌شیبان، معروف به ابومحمد تلعکبری.[۱] در مورد ضبط «تلعکبری» اختلاف نظر است. میرزای نائینی در حاشیه وسیط می‌گوید: «عُکبَر» (با ضم عین و کاف و باء) نام شخصی بزرگ یا از کردها بوده و «تل» به او نسبت داده شده، از این رو «تَلْعُکَبَری» گفته می‌شود. برخی نیز آن را با تشدید لام خوانده‌اند.[۲] علامه حلی در ایضاح الاشتباه ضبط کرده: «تاء منقوطه فوقها نقطتان، لام مشدده، عین مهمله مضمومه، کاف ساکنه، باء منقوطه مضمومه، راء».[۳] همچنین از سید فضل‌الله راوندی نقل شده که در قرای «عُکبَر» بر ضم عین و باء تأکید کرده و آن را از امرای شیعه در عراق دانسته است.

همه منابع شیعه بر وثاقت و جلالت او اتفاق نظر دارند:

  • شیخ طوسی در رجال خود (بخش «من لم یرو عنهم علیهم السلام») می‌گوید: «هارون بن موسی التلعکبری، کنیه ابومحمد، جلیل القدر، عظیم المنزلة، واسع الروایة، عدیم النظیر، ثقة. روی جمیع الأصول و المصنفات، مات سنة خمس و ثمانین و ثلاثمائة، أخبرنا عنه جماعة من أصحابنا».[۴]
  • نجاشی می‌نویسد: «هارون بن موسی بن احمد بن سعید... من بنی شیبان، کان وجهاً فی أصحابنا ثقة معتمداً لا یطعن علیه، له کتب منها: کتاب الجوامع فی علوم الدین. کنت أحضر فی داره مع ابنه أبی جعفر و الناس یقرءون علیه».[۵]
  • علامه حلی در خلاصه (قسم اول) و ابن داود در باب اول، با اشاره به «جخ» (نجاشی و شیخ طوسی) و «کش» او را توثیق کرده‌اند.
  • مرتضی بسام در زبدة المقال به نقل از نجاشی و شیخ می‌گوید: «ثقة، لا یطعن علیه، جلیل القدر، عظیم المنزلة، واسع الروایة، عدیم النظیر».[۶]
  • رحمان ستایش در بازشناسی منابع رجال به طریق شیخ طوسی به کشی از طریق تلعکبری اشاره کرده و او را شاگرد کشی دانسته است.[۷]
  • خویی نیز تأکید دارد که وی از مشایخ بزرگ و مورد اعتماد است.[۸]

اساتید[۹]

هارون بن موسی تلعکبری از راویان بسیاری حدیث شنیده است، از جمله:

  • ابوعلی محمد بن همام بن سهیل.
  • محمد بن یعقوب کلینی (الکافی، ج ۶، کتاب الصید، باب صید الکلب و الفهد، حدیث ۱).
  • محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشی (که از او کتاب رجال کشی را روایت کرده).[۱۰]
  • احمد بن محمد بن سعید بن عقدة (تهذیب، ج ۱، باب حکم الحیض و الاستحاضة، حدیث ۴۸۲).
  • محمد بن هوذه (مشیخة التهذیب، طریق به ابراهیم بن اسحاق احمری).
  • محمد بن علی بن معمر و ابوالعباس احمد بن محمد.[۱۱]

شاگردان

بزرگان شیعه از او روایت کرده‌اند:

  • شیخ طوسی (که از او با واسطه یا بی‌واسطه روایت دارد و در فهرست می‌گوید: «أخبرنا عنه جماعة من أصحابنا»).[۱۲]
  • حسین بن عبیدالله (ابن غضائری) (مشیخة التهذیب، طریق به کلینی؛ استبصار، ج ۱، باب وجوب الترتیب فی الأعضاء، حدیث ۲۲۳).
  • جعفر بن محمد بن قولویه (که در کامل الزیارات از او روایت کرده است) (کامل الزیارات، باب ۷۵؛ به نقل زبدة المقال).[۱۳]
  • شیخ مفید (ابوعبدالله) (مشیخة التهذیب، طریق به ابراهیم بن اسحاق احمری).
  • محمد بن هارون تلعکبری (ظاهراً پسرش ابوجعفر نیز در مجلس درس او حاضر بوده است).[۱۴]

آثار

نجاشی از او کتاب «الجوامع فی علوم الدین» را نام برده و گفته که خود در خانه وی با پسرش ابوجعفر و مردم حاضر می‌شد و بر او می‌خواندند.[۱۵] همچنین شیخ طوسی می‌گوید: «روی جمیع الأصول و المصنفات»؛ یعنی تمام اصول و کتاب‌های حدیثی را روایت کرده است.

وفات

شیخ طوسی وفات او را سال ۳۸۵ هجری قمری ذکر کرده است.[۱۶] همچنین در برخی منابع دیگر نیز همین سال تأیید شده است.[۱۷]

در سند خطبه غدير[۱۸]

يكى از افرادى كه در سند خطبه غدیر در كتاب«الاحتجاج» طبرسى -  كه به امام باقر علیه السلام منتهى مى‏ شود -  نامشان آمده ابومحمد هارون بن موسى تلعكبرى است.

سند کتاب الاحتجاج:

حَدَّثَنِي السَّيِّدُ الْعَالِمُ الْعَابِدُ أَبُو جَعْفَرٍ مَهْدِيُّ بْنُ أَبِي حَرْبِ الْحُسَيْنِيُّ الْمَرْعَشِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّيْخ أَبُو عَلِي الْحَسَنُ بْنُ الشَّيْخِ السَّعِيدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنِي الشَّيْحُ السَّعِيدُ الْوَالِدُ أَبُو جَعْفَرٍ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ قَالَ أَخْبَرَنِي جَمَاعَةً عَن أبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلّعُكْبَرِي قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَلِي مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّام قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ السُّورِيٌّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ مِنْ وُلْدِ الْأَفطسِ وَ كَانَ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْهَمْدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَالِد الطَّيَالِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَيْفُ بْنُ عَمِيرَةَ و صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ جَمِيعاً عَنْ قَيْسِ بْنِ سِمْعَانَ عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی علیهما السلام.

برایم روایت کرد سید عالم و عابد، ابوجعفر مهدی بن ابی حرب حسینی مرعشی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: به ما خبر داد شیخ ابوعلی حسن بن شیخ سعید ابوجعفر محمد بن حسن طوسی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: برایم خبر داد شیخ سعیدِ پدرم ابوجعفر «خداوند روحش را مقدس بدارد» که گفت: گروهی از جمله محمد بن هارون بن موسی تلعکبری به من خبر دادند که گفت: به ما خبر داد ابوعلی محمد بن همام که گفت: به ما خبر داد علی سوری که گفت: به ما خبر داد ابومحمد علوی « از فرزندان افطس» که از بندگان صالح خدا بود، گفت: برایم روایت کرد محمد بن موسی همدانی که گفت: برایم روایت کرد محمد بن خالد طیالسی که گفت: برایم روایت کرد سیف بن عمیره و صالح بن عقبه، هر دو از قیس بن سمعان، از علقمه بن محمد حضرمی، از ابوجعفر محمد بن علی (امام باقر) علیهماالسلام.

پانویس

  1. نجاشی، به نقل از خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۲۵۸؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۸۶
  2. خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۲۵۸
  3. خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۲۵۸
  4. طوسی، رجال، به نقل از مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۸۶؛ نیز خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۲۵۸
  5. نجاشی، به نقل از مامقانی، همان، ص ۲۸۶؛ خویی، همان، ص ۲۵۸
  6. مرتضی بسام، زبدة المقال، ج ۲، ص ۵۲۴
  7. رحمان ستایش، بازشناسی منابع اصلی رجال شیعه، ص ۳۹۴
  8. خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۲۵۸
  9. خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۲۵۸
  10. رحمان ستایش، بازشناسی منابع اصلی رجال شیعه، ص ۳۹۴
  11. مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۸۶
  12. خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۲۵۸
  13. زبدة المقال، ج ۲، ص ۵۲۴
  14. نجاشی، به نقل از مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۸۶
  15. نجاشی، به نقل از مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۸۶
  16. معجم رجال الحدیث، ج ۲۰، ص ۲۵۸
  17. مامقانی، تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۸۶
  18. اسرار غدير: ص ۱۰۹.