گمراهی اکثریت پیشینیان در خطبه غدیر به فرازی از خطبه غدیر اشاره دارد که در آن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، بر اساس نقل مفصل خطبه، از گمراهی بیشتر پیشینیان و هلاکت آنان سخن می‌گوید و با استناد به آیات ۱۶ تا ۱۹ سوره مرسلات، سرنوشت تکذیب‌کنندگان را یادآور می‌شود.[۱]

گمراهی اکثریت پیشینیان در خطبه غدیر
گمراهی اکثریت پیشینیان در خطبه غدیر
مشخصات فراز
موضوعگمراهی بیشتر پیشینیان و هلاکت تکذیب‌کنندگان در تاریخ امت‌ها
مفاهیمضلالت؛ اکثریت و اقلیت؛ حق و باطل؛ تکذیب پیامبران؛ هلاکت پیشینیان؛ مسئولیت آیندگان؛ جماعت اهل حق؛ ولایت؛ عبرت تاریخی
منابع و پیوندها
آیاتصافات: ۷۱؛ مرسلات: ۱۶–۱۹؛ انعام: ۱۱۶؛ یوسف: ۱۰۳؛ مائده: ۱۰۰؛ شعراء: ۸؛ هود: ۳۶؛ عنکبوت: ۱۴–۱۵؛ آل عمران: ۵۲؛ یونس: ۹۸؛ آل عمران: ۱۰۳؛ انعام: ۱۵۳
روایات«قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»؛ «الْجَمَاعَةُ وَاللَّهِ مُجَامَعَةُ أَهْلِ الْحَقِّ وَإِنْ قَلُّوا»؛ «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ»

در این فراز، پیامبر با استفاده از مضمون آیه ۷۱ سوره صافات، مخاطبان را به سرگذشت پیشینیان توجه می‌دهد. عبارت اصلی چنین است:

مَعَاشِرَ النَّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ، وَاللَّهِ لَقَدْ أَهْلَكَ الْأَوَّلِينَ، وَهُوَ مُهْلِكُ الْآخِرِينَ.؛ ای مردم! بیشتر پیشینیان پیش از شما گمراه شدند. به خدا سوگند که خداوند پیشینیان را هلاک کرد و او هلاک‌کننده آیندگان نیز هست.[۲]

در تفسیر امامیه، این فراز با هشدار درباره پیروی از اکثریت بدون سنجش حقانیت، ضرورت اطاعت از فرمان الهی و جایگاه ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام ارتباط داده شده است.

برخی شارحان خطبه، تاریخ پیامبران و امامان علیهم‌السلام را از منظر نسبت میان اقلیت و اکثریت بررسی کرده‌اند و بر این نکته تأکید دارند که شمار پیروان یک دیدگاه، به‌تنهایی معیار درستی یا نادرستی آن نیست.[۳]

بااین‌حال، باید میان هشدار قرآن درباره برخی اکثریت‌های گمراه و ادعای گمراه‌بودن هر اکثریتی در همه زمان‌ها تفاوت گذاشت. قرآن از گروه‌های مؤمن، اجتماعات شایسته و امت‌های برخوردار از ایمان نیز سخن گفته است.

متن کامل فراز خطبه غدیر

در نقل مفصل خطبه غدیر آمده است:

مَعَاشِرَ النَّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ، وَاللَّهِ لَقَدْ أَهْلَكَ الْأَوَّلِينَ، وَهُوَ مُهْلِكُ الْآخِرِينَ.؛ ای مردم! بیشتر پیشینیان پیش از شما گمراه شدند. به خدا سوگند، خداوند پیشینیان را هلاک کرده است و آیندگان را نیز هلاک خواهد کرد.[۴]

سپس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آیات زیر را یادآور می‌شود:

 أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ ۝ ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ ۝ كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ۝ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ؛ آیا پیشینیان را هلاک نکردیم؟ سپس پسینیان را در پی آنان قرار می‌دهیم. با مجرمان چنین رفتار می‌کنیم. وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان! (مرسلات:۱۶–۱۹)

در این بخش از خطبه، چهار موضوع اصلی دیده می‌شود:

  1. گمراهی بیشتر پیشینیان؛
  2. تحقق هلاکت در تاریخ امت‌های گذشته؛
  3. استمرار سنت الهی در برخورد با مجرمان و تکذیب‌کنندگان؛
  4. هشدار به مخاطبان درباره تکرار رفتار پیشینیان.

جایگاه فراز در ساختار خطبه غدیر

این فراز پس از بخش مربوط به هلاکت آبادی‌ها بر اثر تکذیب آیات الهی قرار دارد.

در فراز پیشین، پیامبر درباره سرنوشت جوامعی سخن می‌گوید که به تکذیب حق روی آورده‌اند.

در فراز حاضر، موضوع گمراهی بیشتر پیشینیان مطرح می‌شود و سپس آیاتی از سوره مرسلات درباره هلاکت و تکذیب نقل می‌گردد.

برخی شارحان این پیوستگی را هشداری به امت اسلامی دانسته‌اند تا در مسئله ولایت و جانشینی پیامبر، گرفتار رفتار امت‌های پیشین نشوند.[۵]

بااین‌حال، بررسی تفصیلی اصل هلاکت آبادی‌ها و ارتباط آن با ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام، موضوع مدخل هلاکت تکذیب‌کنندگان آیات الهی در خطبه غدیر است.

آیه ۷۱ سوره صافات

در قرآن آمده است:

 وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ؛ و به‌راستی بیشتر پیشینیان پیش از آنان گمراه شدند. (صافات:۷۱)

در این آیه، از گمراهی بیشتر پیشینیان سخن گفته شده است.

آیه در ادامه مباحث سوره صافات درباره سرنوشت کافران، پیروی از نیاکان و تکذیب پیامبران قرار دارد.

در نقل خطبه غدیر، تعبیر قرآنی با تغییر در شیوه خطاب به مخاطبان استفاده شده است.

در قرآن، عبارت «قَبْلَهُمْ» آمده؛ اما در خطبه «قَبْلَكُمْ» نقل شده است.

این تفاوت نشان می‌دهد که در خطبه، مضمون قرآنی به‌صورت خطاب مستقیم به شنوندگان به‌کار رفته است.

بررسی معنای «اکثر الاولین»

در عبارت:

أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ؛ بیشتر پیشینیان.

واژه «اکثر» بر بیشترِ یک مجموعه دلالت دارد.

«اولین» نیز به پیشینیان اشاره می‌کند.

اما تعیین دامنه دقیق مجموعه مورد نظر، نیازمند توجه به سیاق آیه و عبارت خطبه است.

در سوره صافات، این تعبیر درباره امت‌های پیشین در برابر پیامبران الهی آمده است.

در خطبه غدیر، خطاب مستقیم به مسلمانان سبب شده برخی شارحان آن را هشداری نسبت به امکان تکرار گمراهی در امت اسلامی بدانند.

بااین‌حال، از این تعبیر نمی‌توان نسبت عددی دقیقی برای همه انسان‌هایی که از آغاز تاریخ زندگی کرده‌اند استخراج کرد.

آیا اکثریت معیار حقانیت است؟

یکی از مباحث اصلی مرتبط با این فراز، ارزش اکثریت در تشخیص حق است.

در قرآن، آیات متعددی وجود دارد که درباره پیروی بی‌دلیل از اکثریت هشدار می‌دهند.

از سوی دیگر، قرآن به وحدت مؤمنان، مشورت و همکاری اجتماعی نیز توجه دارد.

بنابراین، باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت:

  • تعداد پیروان یک دیدگاه؛
  • درستی و اعتبار دلایل آن دیدگاه.

در بحث اعتقادی، شمار پیروان به‌تنهایی جایگزین دلیل نمی‌شود.

اما از این اصل نیز نمی‌توان نتیجه گرفت که اقلیت‌بودن، به‌خودی‌خود دلیل حقانیت است.

آیه ۱۱۶ سوره انعام و خطر پیروی از اکثریت

خداوند می‌فرماید:

 وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ؛ اگر از بیشتر کسانی که در زمین هستند پیروی کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند؛ آنان جز از گمان پیروی نمی‌کنند و جز حدس و تخمین نمی‌زنند. (انعام:۱۱۶)

در این آیه، پیروی از اکثریتی که بر گمان و حدس تکیه دارد، زمینه گمراهی معرفی شده است.

برخی شارحان خطبه غدیر، این آیه را از مهم‌ترین مستندات نقد پیروی از اکثریت در موضوع اعتقادات دانسته‌اند.[۶]

نکته اصلی آیه آن است که فراوانی پیروان، نمی‌تواند ضعف دلیل را جبران کند.

ازاین‌رو، برای ارزیابی یک دیدگاه دینی باید به مستندات آن مراجعه کرد.

آیه ۱۰۳ سوره یوسف و ایمان نیاوردن بیشتر مردم

قرآن می‌فرماید:

 وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ؛ و بیشتر مردم، هرچند تو اصرار داشته باشی، ایمان نمی‌آورند. (یوسف:۱۰۳)

این آیه درباره واکنش مردم به دعوت پیامبر سخن می‌گوید.

در برخی شرح‌های خطبه غدیر، از آن برای نشان‌دادن این موضوع استفاده شده است که درستی یک دعوت الهی به پذیرش اکثریت وابسته نیست.

بااین‌حال، آیه درباره وضعیت مخاطبان دعوت دینی در بافت خود است و نباید بدون دلیل، به معنای نفی ایمان بیشتر مردم در تمام دوره‌های تاریخ تفسیر شود.

کثرت و ارزش معنوی در آیه ۱۰۰ مائده

خداوند می‌فرماید:

 قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ بگو ناپاک و پاک یکسان نیستند، هرچند فراوانی ناپاک تو را به شگفتی آورد؛ پس ای خردمندان از خدا پروا کنید تا رستگار شوید. (مائده:۱۰۰)

این آیه بر تفاوت ارزشی طیب و خبیث تأکید دارد.

برخی شارحان غدیر از آن نتیجه گرفته‌اند که کثرت پیروان یک جریان، دلیل پاکی و حقانیت آن نیست.

این استدلال از نظر موضوعی با فراز «اکثر الاولین» ارتباط دارد.

اما نباید واژه «اکثر» را در تمام آیات قرآن به یک معنای ارزشی ثابت تفسیر کرد.

اکثریت و حقیقت در آیات قرآن

در قرآن، واژه «اکثر» گاه در توصیف گروه‌های برخوردار از ویژگی‌های منفی به‌کار رفته است.

نمونه‌هایی از این کاربردها عبارت‌اند از:

موضوع آیه مضمون
پیروی از گمان سوره انعام، آیه ۱۱۶ هشدار درباره پیروی از اکثریت گمان‌گرا
ایمان‌نیاوردن سوره یوسف، آیه ۱۰۳ ایمان‌نیاوردن بیشتر مخاطبان دعوت
ناآگاهی سوره یوسف، آیه ۲۱ ناآگاهی بیشتر مردم از حقیقت یک رویداد
ناسپاسی سوره بقره، آیه ۲۴۳ سپاسگزاری‌نکردن بیشتر مردم
روی‌گردانی از حق سوره مؤمنون، آیه ۷۰ ناخشنودی بیشتر مخاطبان از حقیقت
پیروی از گمان سوره یونس، آیه ۳۶ پیروی بسیاری از مردم از گمان
کم‌بودن شکرگزاران سوره سبأ، آیه ۱۳ اندک‌بودن بندگان شکرگزار

در تفسیر این آیات باید به مخاطب و بافت هرکدام توجه کرد.

هیچ‌یک از این نمونه‌ها به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که هر اکثریت اجتماعی یا مذهبی در همه زمان‌ها گمراه است.

اقلیت مؤمن در تاریخ پیامبران

در قرآن، گزارش‌های متعددی از مخالفت گروه‌های بزرگ اجتماعی با پیامبران آمده است.

در برخی موارد نیز گروه اندکی از مردم به پیامبران ایمان آورده‌اند.

این موضوع در تفسیر برخی شارحان غدیر به‌عنوان شاهدی بر این اصل مطرح شده است که حقانیت پیامبر، تابع شمار پیروان او نیست.

بااین‌حال، وضعیت اجتماعی و نسبت جمعیتی مؤمنان و مخالفان در همه دوره‌ها یکسان نبوده است.

حضرت نوح علیه‌السلام و شمار اندک مؤمنان

خداوند درباره حضرت نوح علیه‌السلام می‌فرماید:

 وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ؛ و جز گروه اندکی همراه او ایمان نیاورده بودند. (هود:۴۰)

همچنین آمده است:

 وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ؛ و به نوح وحی شد که از قوم تو، جز کسانی که پیش‌تر ایمان آورده‌اند، دیگر کسی ایمان نخواهد آورد؛ پس از کارهایی که می‌کردند اندوهگین مباش. (هود:۳۶)

این آیات از اندک‌بودن مؤمنان به حضرت نوح علیه‌السلام و استمرار مخالفت گروهی از قوم او سخن می‌گویند.

در تفسیر فراز خطبه غدیر، این داستان از نمونه‌های قرآنی مخالفت بخش بزرگی از یک جامعه با دعوت حق دانسته شده است.

حضرت ابراهیم علیه‌السلام و مخالفت با بت‌پرستی

در قرآن، حضرت ابراهیم علیه‌السلام با باورهای بت‌پرستانه قوم خود مخالفت می‌کند.

در سوره انبیاء آمده است:

 قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ؛ گفت: آیا جز خدا چیزی را می‌پرستید که هیچ سود و زیانی برای شما ندارد؟ (انبیاء:۶۶)

این گزارش نشان می‌دهد که حضرت ابراهیم علیه‌السلام در برابر یک سنت اجتماعی و مذهبیِ رایج ایستاده بود.

در تحلیل موضوع اکثریت و اقلیت، این داستان بر اهمیت استدلال و نقد باور موروثی تأکید دارد.

همچنین نمی‌توان صرف رایج‌بودن یک سنت اجتماعی را دلیل صحت آن دانست.

حضرت لوط علیه‌السلام و مخالفت قوم

در قرآن، مخالفت قوم لوط علیه‌السلام با آن حضرت و پیامدهای آن مطرح شده است.

خداوند می‌فرماید:

 فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ؛ پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم، جز همسرش که از باقی‌ماندگان در عذاب بود. (اعراف:۸۳)

در این گزارش، نجات پیروان حق و مجازات مخالفان مطرح است.

از نظر موضوعی، این داستان نشان می‌دهد که حتی وابستگی خانوادگی به پیامبر، به‌تنهایی جایگزین ایمان و رفتار نمی‌شود.

حضرت صالح علیه‌السلام و قوم ثمود

درباره قوم ثمود آمده است:

 فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ؛ پس آن ماده‌شتر را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچی نمودند و گفتند: ای صالح! اگر از پیامبرانی، آنچه را وعده می‌دهی برای ما بیاور. (اعراف:۷۷)

این آیه از سرپیچی آشکار گروهی از قوم ثمود سخن می‌گوید.

در ادامه سرگذشت، عذاب الهی نیز مطرح می‌شود.

در تفسیر موضوعی خطبه، این داستان از نمونه‌های تکذیب و مجازات معرفی شده است.

حضرت شعیب علیه‌السلام و مخالفت با اصلاح اجتماعی

در قرآن، دعوت حضرت شعیب علیه‌السلام با نقد کم‌فروشی، فساد اقتصادی و ستم اجتماعی همراه است.

درباره مخالفت گروهی از قوم او آمده است:

 قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ؛ گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان می‌دهد آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند رها کنیم یا در اموال خود آن‌گونه که می‌خواهیم رفتار نکنیم؟ (هود:۸۷)

این آیه از پیوند باورهای موروثی، منافع اقتصادی و مخالفت با دعوت پیامبر سخن می‌گوید.

در برخی شرح‌های غدیر، این موضوع در بررسی عوامل اجتماعی گرایش به باطل مطرح شده است.

حضرت موسی علیه‌السلام و پیروی از سامری

یکی از نمونه‌های مهم قرآن درباره انحراف گروهی پس از حضور پیامبر الهی، داستان گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل است.

در سوره طه آمده است:

 وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي؛ و هارون پیش از آن به آنان گفته بود: ای قوم من! شما با این موضوع آزموده شده‌اید؛ پروردگار شما خداوند رحمان است؛ پس از من پیروی کنید و فرمان مرا اطاعت نمایید. (طه:۹۰)

اما گروهی پاسخ دادند:

 قَالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى؛ گفتند: ما همچنان بر پرستش آن پایدار می‌مانیم تا موسی به سوی ما بازگردد. (طه:۹۱)

در برخی آثار امامیه، این داستان از نمونه‌های عبرت‌آموز درباره مخالفت با جانشین پیامبر الهی دانسته شده است.

در این تفسیر، جایگاه حضرت هارون علیه‌السلام با بحث جانشینی و اطاعت ارتباط پیدا می‌کند.

بااین‌حال، تطبیق جزئیات داستان بنی‌اسرائیل بر حوادث پس از رحلت پیامبر اسلام نیازمند استدلال مستقل است.

حضرت عیسی علیه‌السلام و حواریون

قرآن می‌فرماید:

 فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ؛ هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: چه کسانی در راه خدا یاور من هستند؟ حواریون گفتند: ما یاوران خداییم؛ به خدا ایمان آورده‌ایم و گواه باش که تسلیم فرمان او هستیم. (آل عمران:۵۲)

این آیه از گروهی از یاران حضرت عیسی علیه‌السلام یاد می‌کند که به دعوت او پاسخ مثبت دادند.

در تفسیر موضوع اقلیت و اکثریت، این گزارش بر اهمیت وفاداری به حق، مستقل از شمار پیروان، دلالت دارد.

اقوام دیگری که قرآن از آنان یاد می‌کند

قرآن افزون بر اقوام نوح، عاد، ثمود و لوط، از گروه‌های دیگری نیز نام می‌برد.

قوم یا گروه مستند قرآنی مضمون
قوم عاد سوره هود، آیه ۵۹ انکار آیات و پیروی از فرمان جباران
اصحاب رس سوره ق، آیه ۱۲ تکذیب پیامبران
اصحاب ایکه سوره حجر، آیات ۷۸–۷۹ ظلم و سرانجام عذاب
قوم تبع سوره ق، آیه ۱۴ تکذیب رسولان
اصحاب حجر سوره حجر، آیات ۸۰–۸۴ تکذیب پیامبران و گرفتارشدن به عذاب
قوم یونس سوره یونس، آیه ۹۸ ایمان‌آوردن و برطرف‌شدن عذاب

این گزارش‌ها از نظر تاریخی و محتوایی یکسان نیستند.

بااین‌حال، در بسیاری از آنها موضوع دعوت الهی، واکنش مردم و پیامد تکذیب یا ایمان مطرح شده است.

قوم یونس و امکان بازگشت از گمراهی

خداوند می‌فرماید:

 فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ؛ پس چرا هیچ آبادی‌ای نبود که ایمان آورد و ایمانش به حال آن سودمند باشد، جز قوم یونس که وقتی ایمان آوردند، عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا از آنان برداشتیم و تا مدتی از زندگی بهره‌مندشان ساختیم. (یونس:۹۸)

این آیه در بحث هلاکت پیشینیان اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد بازگشت از گمراهی و پذیرش حق می‌تواند سرنوشت یک جامعه را تغییر دهد.

بنابراین، هشدارهای مربوط به گمراهی و عذاب را نباید به معنای بسته‌بودن همیشگی راه بازگشت و توبه دانست.

تاریخ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و مسئله اقلیت و اکثریت

در نخستین سال‌های دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، مسلمانان از نظر شمار در اقلیت بودند.

آزار مسلمانان در مکه، محاصره بنی‌هاشم و مهاجرت به حبشه و مدینه از حوادث مهم این دوره‌اند.

با گسترش دعوت اسلام و تشکیل جامعه اسلامی در مدینه، نسبت نیروهای اجتماعی و سیاسی تغییر کرد.

در این دوره، افزون بر مسلمانان، گروه‌های مختلف دیگری مانند مشرکان، یهودیان و منافقان نیز در محیط پیرامون پیامبر حضور داشتند.

بنابراین، وضعیت جامعه عصر پیامبر در همه سال‌ها یکسان نبود و نمی‌توان آن را با یک نسبت عددی ثابت توصیف کرد.

منافقان در جامعه اسلامی

در قرآن، آیات متعددی درباره منافقان و رفتارهای آنان نازل شده است.

برای نمونه، خداوند می‌فرماید:

 وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ؛ و از اهل مدینه کسانی هستند که در نفاق ورزیده شده‌اند؛ تو آنان را نمی‌شناسی، ما آنان را می‌شناسیم. (توبه:۱۰۱)

این آیه نشان می‌دهد که وجود نفاق در جامعه اسلامی واقعیتی مطرح در قرآن بوده است.

اما از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که بیشتر مسلمانان زمان پیامبر منافق بوده‌اند؛ زیرا آیه شمار کلی آنان را مشخص نمی‌کند.

در برخی آثار غدیری، مسئله نفاق با واکنش اشخاص به ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام مرتبط شده است.

این تفسیر نیازمند معرفی منابع و ارزیابی گزارش‌های تاریخی اختصاصی است.

واقعه غدیر و آزمون وفاداری

در تفسیر امامیه، واقعه غدیر از رویدادهای مهم در مسئله تعیین جانشین پیامبر دانسته می‌شود.

برخی شارحان معتقدند که فرمان ولایت در غدیر، زمینه آشکارشدن میزان وفاداری مسلمانان به دستور پیامبر را فراهم کرد.

در این تحلیل، فراز «قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» هشداری است که مسلمانان را از تکرار رفتار امت‌های پیشین بازمی‌دارد.[۷]

بااین‌حال، برای بررسی واکنش اشخاص در اجتماع غدیر باید به گزارش‌های تاریخی مستقل مراجعه کرد.

گزارش حارث فهری

در برخی منابع حدیثی و تفسیری، گزارشی درباره اعتراض شخصی که در تعدادی از نقل‌ها «حارث فهری» نامیده شده، به اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است.

در این گزارش، شخص معترض از پیامبر درباره منشأ فرمان ولایت سؤال می‌کند و سپس درخواست عذاب می‌نماید.

عبارت قرآنیِ مرتبط با این درخواست چنین است:

 اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛ خدایا! اگر این حق و از سوی توست، بر ما سنگ‌هایی از آسمان ببار یا عذابی دردناک بر ما بیاور. (انفال:۳۲)

در برخی گزارش‌های غدیری، این مضمون به اعتراض به ولایت نسبت داده شده است.[۸]

در نقل‌های دیگر نیز جزئیاتی درباره سرانجام معترض آمده است.[۹]

از نظر پژوهش تاریخی، نام شخص، زمان حادثه و جزئیات روایت در منابع مختلف نیازمند بررسی است.

بنابراین، این گزارش باید به‌عنوان روایتی مورد بحث در منابع غدیری معرفی شود، نه واقعه‌ای با جزئیات مورد اتفاق همه منابع.

گزارش‌های اعتراض به نصب امیرالمؤمنین علیه‌السلام

در برخی منابع امامیه، گزارش‌هایی درباره مخالفت یا تردید اشخاص نسبت به اعلام ولایت در غدیر آمده است.

از جمله، گزارش‌هایی درباره پرسش از منشأ الهی فرمان ولایت نقل شده‌اند.[۱۰]

همچنین در برخی منابع، پیشنهاد تغییر یا مشارکت‌دادن شخص دیگری در مسئله جانشینی مطرح شده است.[۱۱]

برخی شارحان غدیر، این گزارش‌ها را از نمونه‌های آزمون ولایت و تفاوت میان همراهی ظاهری و پذیرش واقعی دانسته‌اند.

بااین‌حال، نسبت‌دادن چنین رفتارهایی به اشخاص مشخص باید بر اساس سند معتبر و بررسی مستقل انجام شود.

گزارش‌های مخالفت پنهانی با غدیر

در برخی منابع امامیه، روایت‌هایی درباره گفت‌وگوهای پنهانی اشخاص پس از مراسم غدیر آمده است.

در این گزارش‌ها، از مخالفت با جانشینی امیرالمؤمنین علیه‌السلام و اعتراض به اختصاص امامت به اهل‌بیت علیهم‌السلام سخن گفته شده است.[۱۲]

گزارش‌های دیگری نیز با مضامین نزدیک در همین مجموعه نقل شده‌اند.[۱۳]

در برخی نقل‌ها، اشخاص تاریخی معینی به این گفت‌وگوها نسبت داده شده‌اند.

این گزارش‌ها از نظر سند، زمان وقوع و جزئیات یکسان نیستند و باید پیش از انتساب قطعی رفتار یا سخن به اشخاص، با منبع نخستین مقابله شوند.

گزارش صحیفه در منابع امامیه

در برخی منابع امامیه، از نوشته یا پیمانی یاد شده که بر اساس آن، گروهی برای جلوگیری از انتقال خلافت به اهل‌بیت علیهم‌السلام توافق کرده‌اند.

این گزارش در شماری از آثار با عنوان «صحیفه» شناخته می‌شود.[۱۴]

برخی شارحان غدیر، آن را شاهدی بر وجود مخالفت سازمان‌یافته با جانشینی امیرالمؤمنین علیه‌السلام دانسته‌اند.


اکثریت و اقلیت در تاریخ امیرالمؤمنین علیه‌السلام

پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، مسئله خلافت و جانشینی از موضوعات اصلی اختلاف در جامعه اسلامی شد.

در دوره حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز جنگ‌های جمل، صفین و نهروان رخ داد.

در تفسیر امامیه، این رویدادها از نمونه‌های مهم آزمون وفاداری به امام و تشخیص حق از باطل دانسته می‌شوند.

از نظر تاریخی، گروه‌های مختلف با انگیزه‌ها و شرایط متفاوت در این رخدادها مشارکت داشتند.


امام حسن مجتبی علیه‌السلام و مسئله همراهان

دوران امامت امام حسن مجتبی علیه‌السلام با شرایط سیاسی و نظامی پیچیده‌ای همراه بود.

در منابع تاریخی، گزارش‌هایی درباره اختلاف و ناپایداری گروه‌هایی از سپاه آن حضرت آمده است.

در برخی تحلیل‌های امامیه، این شرایط از عوامل مؤثر در پذیرش صلح با معاویه دانسته شده‌اند.

این رویداد در موضوع اقلیت و اکثریت اهمیت دارد؛ زیرا همراهی ظاهری افراد در یک مجموعه سیاسی یا نظامی، لزوماً به معنای هم‌سویی کامل اعتقادی و عملی آنان نیست.


امام حسین علیه‌السلام و واقعه کربلا

واقعه کربلا از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ اسلام در بحث رویارویی یک گروه محدود با قدرت سیاسی و نظامی گسترده‌تر است.

در گزارش‌های تاریخی، امام حسین علیه‌السلام و یاران ایشان در برابر سپاه حکومت اموی قرار گرفتند.

در تفسیر امامیه، این واقعه از نمونه‌های برجسته پایداری بر حق در شرایط نابرابری قدرت به‌شمار می‌رود.

اما تحلیل آن تنها به تعداد افراد محدود نمی‌شود؛ بلکه دلایل اعتقادی، سیاسی و اخلاقی قیام نیز اهمیت دارد.

بنابراین، از واقعه کربلا می‌توان برای توضیح ناکافی‌بودن معیار عددی در تشخیص حق استفاده کرد، بدون آنکه اقلیت‌بودن را به‌تنهایی دلیل حقانیت دانست.

دوران امامان بعدی و پیروان آنان

در دوره امامان پس از واقعه کربلا، شرایط سیاسی و اجتماعی پیروان اهل‌بیت علیهم‌السلام متفاوت بود.

در برخی دوره‌ها، فعالیت علمی و حدیثی گسترش یافت و در دوره‌هایی دیگر، محدودیت‌ها و فشارهای سیاسی افزایش پیدا کرد.

در تاریخ امامیه، مفهوم وفاداری به امام در این شرایط، همواره از موضوعات مهم بوده است.

بااین‌حال، نمی‌توان بدون بررسی آمار و گزارش‌های معتبر، نسبت مشخصی از موافقان و مخالفان هر امام را تعیین کرد.

مسئله اکثریت در دوران غیبت

در دوران غیبت حضرت مهدی علیه‌السلام، موضوع حفظ باور دینی و تشخیص راه صحیح از مباحث مهم در منابع امامیه است.

برخی نویسندگان، فراز گمراهی پیشینیان را هشداری برای مؤمنان در دوره غیبت دانسته‌اند.

در این تفسیر، شمار پیروان یک دیدگاه نباید جایگزین استدلال قرآنی، حدیثی و عقلی شود.

همچنین پایداری بر باور دینی، به معنای بی‌نیازی از پژوهش و بررسی مستند نیست.

عوامل گرایش انسان‌ها به اکثریت

در تحلیل‌های اجتماعی و تربیتی مرتبط با این فراز، عوامل گوناگونی برای پیروی از اکثریت مطرح شده است.

از جمله:

  • اعتماد به رفتار رایج جامعه؛
  • نگرانی از مخالفت با جمع؛
  • وابستگی به سنت‌های خانوادگی؛
  • منافع اقتصادی یا سیاسی؛
  • تأثیر تبلیغات؛
  • دشواری بررسی مستقل ادعاها.

این عوامل می‌توانند در برخی موقعیت‌ها بر تصمیم انسان اثر بگذارند.

اما وجود آنها به معنای نادرست‌بودن هر تصمیم جمعی نیست.

از نظر روش علمی، باید انگیزه‌ها و دلایل هر مورد را جداگانه بررسی کرد.

پیروی از نیاکان و سنت‌های اجتماعی

قرآن می‌فرماید:

 إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ؛ ما پدران خود را بر آیینی یافته‌ایم و از آثار آنان پیروی می‌کنیم. (زخرف:۲۳)

در این آیه، از استناد به سنت نیاکان در برابر دعوت پیامبران سخن گفته شده است.

در برخی شرح‌های غدیر، پیروی بی‌دلیل از سنت اجتماعی از عوامل استمرار گمراهی معرفی شده است.

این نقد متوجه پیروی بدون بررسی و استدلال است؛ نه اصل استفاده از تجربه پیشینیان.

مفهوم جماعت در روایات اسلامی

در منابع حدیثی اسلامی، روایات متعددی درباره اهمیت جماعت و پرهیز از تفرقه نقل شده است.

اما درباره معنای جماعت و حدود پیروی از آن، برداشت‌های متفاوتی در میان عالمان اسلامی وجود دارد.

برخی روایات بر اجتماع مسلمانان و پرهیز از آشوب تأکید دارند.

در برخی منابع امامیه نیز جماعت با همراهی اهل حق تفسیر شده است.

این دو دسته روایت باید با توجه به سند، بافت و موضوع هرکدام بررسی شوند.

حدیث امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره جماعت اهل حق

در روایتی منسوب به امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است:

الْجَمَاعَةُ وَاللَّهِ مُجَامَعَةُ أَهْلِ الْحَقِّ وَإِنْ قَلُّوا، وَالْفُرْقَةُ مُجَامَعَةُ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَإِنْ كَثُرُوا.؛ به خدا سوگند، جماعت، همراهی با اهل حق است، هرچند اندک باشند؛ و تفرقه، همراهی با اهل باطل است، هرچند فراوان باشند.[۱۵]

این روایت در برخی آثار امامیه برای توضیح معیار واقعی اجتماع و جدایی نقل شده است.

در این برداشت، ارزش جماعت تنها به شمار اعضای آن وابسته نیست.

بلکه معیار اصلی، پیوند اجتماع با حق و عدالت است.

دلالت حدیث

از این روایت می‌توان دریافت که در نگاه گوینده، کثرت جمعیت معیار کافی برای تشخیص حق نیست.

بااین‌حال، روایت به‌تنهایی روش تعیین مصداق «اهل حق» را در همه اختلاف‌های تاریخی و اعتقادی مشخص نمی‌کند.

برای این موضوع باید از دلایل مستقل استفاده کرد.

روایت دیگر درباره جماعت و اهل حق

در نقلی دیگر آمده است:

الْجَمَاعَةُ أَهْلُ الْحَقِّ وَإِنْ كَانُوا قَلِيلًا، وَالْفُرْقَةُ أَهْلُ الْبَاطِلِ وَإِنْ كَانُوا كَثِيرًا.؛ جماعت، اهل حق هستند، هرچند اندک باشند؛ و تفرقه، اهل باطل‌اند، هرچند فراوان باشند.[۱۶]

این روایت از نظر مضمون به گزارش پیشین نزدیک است.

هر دو روایت، بر تقدم معیار حق بر کثرت عددی تأکید دارند.

بااین‌حال، هر نقل باید به‌صورت مستقل و با توجه به منبع و سند بررسی شود.

روایت «جماعة أهل الحق وإن قلّوا»

در برخی منابع حدیثی امامیه، گزارشی با این مضمون نقل شده است که از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره معنای جماعت مسلمانان پرسیده شد.

در پاسخ آمده است:

جَمَاعَةُ أَهْلِ الْحَقِّ وَإِنْ قَلُّوا.؛ جماعتِ اهل حق، هرچند اندک باشند.[۱۷]

این روایت در تفسیر برخی نویسندگان، نشان‌دهنده آن است که جماعت مطلوب، اجتماعی است که بر محور حق شکل گرفته باشد.

اما اعتبار سندی و الفاظ گزارش‌های مختلف این مضمون باید مستقلاً بررسی شوند.

حدیث «لا تستوحشوا فی طریق الهدی»

از مشهورترین سخنان امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره راه هدایت و شمار رهروان آن چنین است:

لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ.؛ در راه هدایت، از اندک‌بودن رهروان آن احساس تنهایی و هراس نکنید.[۱۸]

در ادامه این سخن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام از گردآمدن مردم بر سفره‌ای سخن می‌گوید که بهره آن اندک و پیامد نامطلوب آن فراوان است.

این کلام از نظر موضوعی با بحث حق و اکثریت در خطبه غدیر ارتباط دارد.

شرح حدیث

مقصود اصلی عبارت آن است که دشواری راه حق یا اندک‌بودن همراهان نباید انسان را از معیارهای درست منصرف کند.

این سخن به معنای آن نیست که هر گروه اندک، لزوماً بر حق است.

بلکه نخست باید راه هدایت با دلیل شناخته شود و سپس کم‌بودن همراهان، موجب ترک آن نگردد.

روایات مرتبط با کثرت مؤمنان و ارزش جماعت

در برخی منابع امامیه، روایت‌هایی درباره ارزش معنوی مؤمنان، هرچند اندک باشند، نقل شده است.

از جمله گزارشی با مضمون زیر آمده است:

إِنَّ الْقَلِيلَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ كَثِيرٌ.؛ گروه اندک مؤمنان، بسیارند.[۱۹]

در تفسیر این روایت، منظور از بسیاری می‌تواند ارزش و جایگاه معنوی مؤمنان باشد، نه شمار عددی آنان.

بنابراین، تعبیر یادشده نباید به‌صورت ادعای آماری درباره تعداد واقعی مؤمنان تفسیر شود.

حدیث افتراق امت و مسئله اکثریت

در منابع حدیثی اسلامی، روایت‌هایی درباره افتراق امت به گروه‌های مختلف نقل شده است.

این روایات از نظر الفاظ، اسناد و معرفی گروه نجات‌یافته دارای صورت‌های متفاوتی هستند.

برخی نویسندگان امامیه آنها را در بحث معیار شناخت حق بررسی کرده‌اند.

در مقابل، برخی عالمان اهل‌سنت نیز بر اساس مبانی حدیثی و کلامی خود به تفسیر این روایات پرداخته‌اند.

ازاین‌رو، در بررسی حدیث افتراق نمی‌توان بدون تعیین متن و منبع، یک برداشت را به همه نقل‌ها نسبت داد.

همچنین شمار گروه‌ها در روایت، به‌تنهایی معیاری برای داوری درباره همه اشخاص وابسته به یک مذهب نیست.

حدیث پیروی از جماعت در منابع اهل‌سنت

در منابع حدیثی اهل‌سنت، گزارش‌هایی درباره اهمیت همراهی با جماعت مسلمانان و پرهیز از جدایی از آن آمده است.

از جمله در صحیح مسلم و دیگر مجموعه‌های حدیثی، روایاتی درباره جماعت و فرمانروایی نقل شده‌اند.[۲۰]

گزارش دیگری نیز در همین موضوع آمده است.[۲۱]

در بررسی این روایات، لازم است میان حفظ نظم عمومی جامعه، مشروعیت حکومت، پیروی اعتقادی و مسئولیت فردی تفاوت گذاشت.

برخی شرح‌های امامیه، این روایات را با احادیث اهل حق مقایسه کرده‌اند.

اما نتیجه‌گیری درباره تعارض یا سازگاری آنها باید پس از بررسی متن دقیق و اعتبار هر روایت انجام شود.

نقد استفاده ابزاری از اکثریت

در برخی آثار شرح خطبه غدیر، از مسئله اکثریت به‌عنوان یکی از موضوعات مناقشه درباره مشروعیت خلافت یاد شده است.

در این آثار، گاه استناد به پذیرش عمومی یا بیعت اکثریت مورد نقد قرار می‌گیرد.

از نظر کلام امامیه، مشروعیت امامت بر تعیین الهی استوار است و پذیرش اجتماعی به‌تنهایی منشأ آن نیست.

در دیدگاه‌های دیگر فقه سیاسی اسلامی، بیعت و رضایت اهل حل و عقد یا شورا جایگاه متفاوتی دارند.

بنابراین، بحث اکثریت در مسئله خلافت باید با روشن‌کردن مبنای کلامی و فقهی هر دیدگاه انجام شود.

سقیفه و مسئله اکثریت

در تاریخ اسلام، سقیفه بنی‌ساعده از رخدادهای مهم پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

در این اجتماع، گروهی از انصار و مهاجران درباره جانشینی سیاسی پیامبر گفت‌وگو کردند.

در تفسیر امامیه، مسئله سقیفه با حق امامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و واقعه غدیر مرتبط دانسته می‌شود.

برخی نویسندگان، استناد به پذیرش اکثریت را برای اثبات مشروعیت خلافت کافی نمی‌دانند.

در مقابل، در سنت‌های دیگر اسلامی، درباره جایگاه بیعت و شیوه انعقاد خلافت دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.


آیا حق با اکثریت است یا اقلیت؟

پرسش درباره حقانیت اکثریت و اقلیت را نمی‌توان تنها با شمارش افراد پاسخ داد.

در منطق استدلال، یک دیدگاه باید بر اساس دلایل آن بررسی شود.

اگر دیدگاهی صحیح باشد، کثرت یا قلت پیروان به‌تنهایی آن را تغییر نمی‌دهد.

همچنین اگر دیدگاهی نادرست باشد، فراوانی پیروان سبب درست‌شدن آن نمی‌شود.

از سوی دیگر، کم‌بودن شمار پیروان نیز دلیلی مستقل بر حقانیت نیست.

بر همین اساس، نتیجه قابل دفاع از مجموعه آیات و روایات مرتبط آن است که اکثریت و اقلیت، به‌تنهایی معیار نهایی شناخت حق نیستند.

وحدت اسلامی و معیار حق

خداوند می‌فرماید:

 وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا؛ و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید. (آل عمران:۱۰۳)

این آیه بر وحدت و پیوند جامعه مؤمنان با محور هدایت الهی تأکید دارد.

در تفسیر امامیه، «حبل‌الله» در برخی روایات بر ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام تطبیق شده است.

در تفسیرهای دیگر نیز مفاهیمی مانند قرآن، دین الهی و پیمان خدا مطرح شده‌اند.

بنابراین، این آیه از نظر موضوعی با بحث جماعت و معیار حق ارتباط دارد.

اما تعیین مصداق دقیق «حبل‌الله» باید با مراجعه به منابع تفسیر روایی و سیاق آیه بررسی شود.

صراط مستقیم و پرهیز از راه‌های گمراهی

خداوند می‌فرماید:

 وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ و این راه راست من است؛ پس از آن پیروی کنید و از راه‌های دیگر پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده می‌سازند؛ این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده است، باشد که پروا کنید. (انعام:۱۵۳)

این آیه پیروی از صراط مستقیم الهی را معیار هدایت معرفی می‌کند.

در تفسیر امامیه، این موضوع با اطاعت از پیامبر و امامان معصوم علیهم‌السلام ارتباط داده می‌شود.

در سایر تفاسیر نیز بر پیروی از هدایت و فرمان خداوند تأکید شده است.

از نظر موضوعی، این آیه با هشدار درباره گمراهی بیشتر پیشینیان ارتباط دارد؛ زیرا بر ضرورت انتخاب مسیر درست، مستقل از فراوانی راه‌های دیگر، تأکید می‌کند.

آیات ۱۶ تا ۱۹ سوره مرسلات

در بخش دوم فراز خطبه، آیات ۱۶ تا ۱۹ سوره مرسلات نقل شده است:

 أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ ۝ ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ ۝ كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ۝ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ؛ آیا پیشینیان را هلاک نکردیم؟ سپس پسینیان را در پی آنان قرار می‌دهیم. با مجرمان چنین رفتار می‌کنیم. وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان! (مرسلات:۱۶–۱۹)

این آیات درباره هلاکت پیشینیان، سرنوشت پسینیان، مجرمان و تکذیب‌کنندگان سخن می‌گویند.

در بافت سوره مرسلات، عبارت «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» به‌صورت مکرر آمده و یکی از محورهای هشدارهای سوره است.

در نقل خطبه غدیر، استفاده از این آیات در ادامه سخن درباره گمراهی پیشینیان، جنبه عبرت‌آموز فراز را تقویت می‌کند.

معنای «ألم نهلک الأولین»

آیه می‌فرماید:

 أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ؛ آیا پیشینیان را هلاک نکردیم؟ (مرسلات:۱۶)

این جمله از هلاکت امت‌های پیشین سخن می‌گوید.

از نظر ساختار، استفهام آیه برای یادآوری و تأکید بر امری مطرح‌شده در تاریخ امت‌هاست.

در قرآن، سرگذشت اقوام مختلفی به‌عنوان نمونه‌های عذاب الهی بیان شده است.

بااین‌حال، نباید از این آیه نتیجه گرفت که همه انسان‌های پیش از پیامبر بدون استثنا هلاک شده‌اند.

معنای «ثم نتبعهم الآخرین»

قرآن می‌فرماید:

 ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ؛ سپس پسینیان را در پی آنان قرار می‌دهیم. (مرسلات:۱۷)

این آیه در ارتباط با آیه پیشین، از استمرار برخورد الهی با گروه‌هایی سخن می‌گوید که گرفتار همان رفتارهای مجرمانه می‌شوند.

در تفسیر برخی شارحان غدیر، این تعبیر هشداری به مسلمانان دانسته شده است که سرپیچی از فرمان خداوند ممکن است آنان را با سرنوشتی همانند برخی امت‌های پیشین روبه‌رو کند.

بااین‌حال، آیه در معنای مستقیم خود نام امت اسلامی یا واقعه غدیر را ذکر نمی‌کند.

معنای «کذلک نفعل بالمجرمین»

در آیه آمده است:

 كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ؛ با مجرمان چنین رفتار می‌کنیم. (مرسلات:۱۸)

واژه «مجرمین» در قرآن درباره کسانی به‌کار می‌رود که مرتکب جرم و رفتارهای مستوجب مؤاخذه می‌شوند.

در سیاق آیات مرسلات، این تعبیر با تکذیب و سرپیچی از فرمان الهی ارتباط دارد.

از نظر مفهومی، آیه بر استمرار عدالت الهی در برخورد با جرم و تکذیب تأکید می‌کند.

در تفسیر غدیری، برخی شارحان آن را با مخالفت آگاهانه با فرمان ولایت مرتبط دانسته‌اند.

این ارتباط، تفسیر و تطبیق اعتقادی است؛ نه تصریح مستقیم آیه به غدیر.

معنای «ویل یومئذ للمکذبین»

در آیه آمده است:

 وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ؛ وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان! (مرسلات:۱۹)

تعبیر «ویل» در قرآن از عبارت‌های هشداردهنده درباره پیامدهای رفتار نادرست است.

«مکذبین» به کسانی اشاره دارد که حقیقت یا پیام الهی را دروغ می‌انگارند.

در تفسیر این آیه باید میان تکذیب آگاهانه و ناآگاهی یا خطا در فهم تفاوت گذاشت.

ازاین‌رو، صرف اختلاف اعتقادی اشخاص درباره یک موضوع، بدون بررسی شرایط شناخت آنان، برای تعیین قطعی مصداق تکذیب کافی نیست.

تکذیب پیامبران در قرآن

در قرآن، تکذیب پیامبران از عوامل مهم هلاکت برخی امت‌ها معرفی شده است.

اما تکذیب در این گزارش‌ها، صرفاً به وقوع یک خطای عادی محدود نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد با پافشاری بر انکار پیام الهی، ظلم و رفتارهای مجرمانه همراه بوده است.

در تفسیر برخی شارحان غدیر، مخالفت آگاهانه با فرمان پیامبر درباره امامت نیز در چارچوب همین موضوع بررسی شده است.

این برداشت باید به‌عنوان تفسیر کلامی امامیه معرفی شود.

تکذیب پیامبر و تکذیب فرمان الهی

در اندیشه اسلامی، پیامبر مأمور به ابلاغ فرمان خداوند است.

بنابراین، رد آگاهانه فرمانی که صدور آن از سوی خداوند ثابت شده باشد، در مباحث کلامی با مخالفت با فرمان الهی ارتباط پیدا می‌کند.

در تفسیر امامیه، اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در غدیر از مصادیق این فرمان دانسته می‌شود.

بر همین اساس، برخی نویسندگان امامیه، انکار آگاهانه ولایت پس از روشن‌شدن حجت را با مفهوم تکذیب مرتبط کرده‌اند.[۲۲]

بااین‌حال، در بررسی اشخاص تاریخی باید میان اثبات اصل یک فرمان، آگاهی فرد از آن و نوع واکنش او تفاوت گذاشت.

روایت‌ها و گزارش‌های تکذیب غدیر

در برخی منابع امامیه، گزارش‌هایی درباره مخالفت اشخاص با اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده است.

این گزارش‌ها شامل اعتراض آشکار، گفت‌وگوهای پنهانی و اختلاف درباره جانشینی پیامبر هستند.

برخی از آنها با تعابیر شدید درباره مخالفت با فرمان الهی همراه‌اند.

در بررسی دانشنامه‌ای، لازم است منبع و وضعیت اعتبار هر گزارش روشن شود.

در این مقاله، چنین گزارش‌هایی تنها در حد ارتباطشان با موضوع تکذیب و عبرت تاریخی مطرح شده‌اند و نباید بدون بررسی، از آنها درباره نیت و باطن اشخاص حکم قطعی استخراج کرد.

نسبت گمراهی و هلاکت

در فراز مورد بحث، دو مفهوم «ضلالت» و «هلاکت» در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

«ضلالت» به گمراهی و دورشدن از مسیر درست اشاره دارد.

«هلاکت» می‌تواند به نابودی یا مجازات مربوط باشد.

از نظر مفهومی، این دو اصطلاح یکسان نیستند.

ممکن است شخص یا جامعه‌ای در معرض گمراهی قرار گیرد، اما پیش از وقوع مجازات، امکان اصلاح و بازگشت داشته باشد.

داستان قوم یونس علیه‌السلام از نمونه‌های قرآنی امکان بازگشت از سرنوشت تهدیدشده است.

آیا هر گمراهی به هلاکت منجر می‌شود؟

در قرآن، موضوع هدایت و گمراهی با مسئولیت، آگاهی، اختیار و رحمت الهی ارتباط دارد.

ازاین‌رو، نمی‌توان از فراز خطبه نتیجه گرفت که هر فردی که در یک مسئله اعتقادی دچار خطا شده، لزوماً گرفتار عذاب دنیوی یا اخروی خواهد شد.

همچنین هلاکت جمعی اقوام در قرآن دارای زمینه‌ها و شرایط خاص خود است.

در تفسیر این فراز باید میان هشدار عمومی، مصادیق تاریخی و حکم درباره اشخاص معین تفاوت گذاشت.

ارزش علمی اکثریت و اقلیت

در پژوهش علمی، شمار موافقان یک ادعا ممکن است از نظر اجتماعی یا تاریخی اطلاعاتی فراهم کند.

اما درستی ادعا نیازمند دلیل است.

در موضوعات تاریخی، باید به اعتبار اسناد، قدمت منابع، استقلال نقل‌ها و سازگاری گزارش‌ها توجه کرد.

در مباحث کلامی نیز استدلال بر اساس مبانی مورد پذیرش هر مکتب شکل می‌گیرد.

بنابراین، «اکثریت» و «اقلیت» به‌تنهایی جایگزین بررسی علمی و استدلالی نمی‌شوند.

رابطه اکثریت با اجماع

در علوم اسلامی، مفهوم «اجماع» با معنای عرفی اکثریت یکسان نیست.

در اصول فقه امامیه، ارزش اجماع در چارچوب مبانی خاص مربوط به کشف نظر معصوم بررسی می‌شود.

در اصول فقه اهل‌سنت نیز درباره تعریف، شرایط تحقق و حجیت اجماع مباحث مستقلی وجود دارد.

بنابراین، نباید هر نوع پذیرش عمومی یا کثرت پیروان را معادل اجماع معتبر فقهی دانست.

این تفاوت در بحث مشروعیت خلافت و تفسیر روایت‌های مربوط به جماعت نیز اهمیت دارد.

غدیر و حفظ معیارهای شناخت حق

در تفسیر امامیه، خطبه غدیر از مستندات مهم معرفی امامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است.

فراز گمراهی پیشینیان در این چارچوب، هشداری درباره اتکا به سنت‌های اجتماعی یا کثرت پیروان در برابر فرمان الهی دانسته می‌شود.

برخی شارحان از آن نتیجه گرفته‌اند که مسلمانان باید در تشخیص حق، به ادله و فرمان‌های معتبر دینی مراجعه کنند و تنها به رفتار جمعی تکیه نکنند.

ازاین‌رو، این فراز در کنار دیگر بخش‌های خطبه، با موضوع شناخت امام و اطاعت از او ارتباط دارد.

تحلیل سندی فراز خطبه

عبارت «قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ» در نقل مفصل خطبه غدیر آمده است.

اصل واقعه غدیر و حدیث مشهور «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ» در منابع متعددی نقل شده‌اند.

اما اعتبار همه جمله‌های نقل مفصل خطبه را نمی‌توان صرفاً بر اساس شهرت اصل واقعه نتیجه گرفت.

بنابراین، در پژوهش سندی باید منابع نقل مفصل، تاریخ تدوین آنها و اختلاف الفاظ روایت بررسی شوند.

در این مدخل، نقل مفصل خطبه به‌عنوان مستند اصلی فراز معرفی شده و احادیث مربوط به جماعت، اقلیت و اکثریت به‌عنوان شواهد روایی مستقل آمده‌اند.

بررسی دلالت فراز

دلالت لفظی

در آغاز فراز، از گمراهی بیشتر پیشینیان خبر داده شده است.

سپس هلاکت پیشینیان و امکان استمرار مجازات در آینده مطرح می‌شود.

در ادامه، آیات ۱۶ تا ۱۹ سوره مرسلات به‌عنوان شاهد قرآنی نقل شده‌اند.

دلالت قرآنی

آیه ۷۱ صافات از گمراهی بیشتر پیشینیان سخن می‌گوید.

آیات سوره مرسلات نیز درباره هلاکت، جرم و تکذیب‌اند.

آیه ۱۱۶ انعام، پیروی از اکثریت گمان‌گرا را زمینه گمراهی معرفی می‌کند.

دلالت تاریخی

در تاریخ پیامبران، نمونه‌هایی از مخالفت گروه‌های بزرگ اجتماعی با دعوت الهی آمده است.

همچنین در تاریخ اسلام، اختلاف‌های اعتقادی و سیاسی فراوانی رخ داده است.

بررسی هر رویداد نیازمند مراجعه به مستندات تاریخی مستقل است.

دلالت کلامی امامیه

در تفسیر امامیه، این فراز با هشدار درباره سرپیچی از فرمان ولایت و ضرورت شناخت حق از راه ادله مرتبط دانسته شده است.

برخی شارحان، مسئله اقلیت و اکثریت را با تاریخ پذیرش یا مخالفت با امامت اهل‌بیت علیهم‌السلام پیوند داده‌اند.

حدود دلالت

از این فراز نمی‌توان نتیجه گرفت که هر اکثریتی در همه زمان‌ها گمراه است.

همچنین اقلیت‌بودن، به‌تنهایی دلیل حقانیت نیست.

داوری درباره باطن یا سرنوشت اخروی اشخاص نیز به دلایل مستقل نیاز دارد.

جمع‌بندی

در فرازی از خطبه غدیر، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از گمراهی بیشتر پیشینیان و هلاکت آنان سخن می‌گوید و سپس آیات ۱۶ تا ۱۹ سوره مرسلات را درباره سرنوشت مجرمان و تکذیب‌کنندگان یادآور می‌شود.

این فراز با آیه ۷۱ سوره صافات و موضوع عبرت‌گرفتن از تاریخ پیامبران ارتباط دارد.

در قرآن، نمونه‌های متعددی از مخالفت گروه‌های بزرگ اجتماعی با دعوت پیامبران آمده است.

همچنین آیات دیگری مانند آیه ۱۱۶ انعام، درباره خطر پیروی از اکثریت بدون دلیل هشدار داده‌اند.

در منابع حدیثی امامیه نیز روایاتی درباره جماعت اهل حق و لزوم پایداری بر راه هدایت، حتی در صورت اندک‌بودن همراهان، نقل شده است.

از مهم‌ترین این روایات، سخن منسوب به امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره همراهی با اهل حق و کلام ایشان درباره نترسیدن از کمی رهروان راه هدایت است.

در تفسیر امامیه، این مفاهیم با مسئله ولایت و لزوم اطاعت از فرمان الهی مرتبط دانسته شده‌اند.

بااین‌حال، باید میان مضمون مستقیم آیات و خطبه، برداشت‌های کلامی، گزارش‌های تاریخی و روایات مستقل تفاوت گذاشت.

در مجموع، این فراز بر ضرورت شناخت حق با دلیل، عبرت‌گرفتن از سرگذشت امت‌های پیشین و پرهیز از پیروی بی‌سنجش از جریان‌های اجتماعی تأکید دارد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
  2. ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
  3. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۷۵–۲۹۹.
  4. ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
  5. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۷۵–۲۷۸.
  6. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۷۹–۲۸۲.
  7. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۲۹۹–۳۱۲.
  8. ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۳۶.
  9. ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۶۲–۱۶۳.
  10. ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۲۷.
  11. ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۶۰–۱۶۱.
  12. ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۵۴.
  13. ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۶۰، ح۴۰.
  14. ↑ بحارالانوار، ج۲۸، ص۱۰۳–۱۰۵.
  15. ↑ کتاب سلیم بن قیس، ص۴۸۴.
  16. ↑ بحارالانوار، ج۲، ص۲۶۶، ح۲۳.
  17. ↑ بحارالانوار، ج۲۷، ص۶۷، ح۱.
  18. ↑ نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۱.
  19. ↑ بحارالانوار، ج۲، ص۲۶۶، ح۲۶.
  20. ↑ صحیح مسلم، ح۱۸۴۳.
  21. ↑ صحیح مسلم، ح۱۸۴۹.
  22. ↑ غدیر در قرآن، قرآن در غدیر، ج۲، ص۷۵–۷۸.

منابع

  • قرآن کریم.
  • الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ محمدباقر مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • صحیح مسلم؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
  • کتاب سلیم بن قیس الهلالی؛ منسوب به سلیم بن قیس هلالی، تحقیق محمدباقر انصاری، قم: نشر الهادی.
  • معانی الأخبار؛ محمد بن علی بن بابویه قمی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق.
  • نهج‌البلاغه؛ گردآوری سید رضی، تحقیق صبحی صالح، قم: هجرت، ۱۴۱۴ق.
  • غدیر در قرآن، قرآن در غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
  • اسرار غدیر؛ محمدباقر انصاری، تهران: نشر تک، ۱۳۸۴ش.