پرش به محتوا

ودایع امامت

از ویکی غدیر

ودایع امامت، گنجینه‌ای گران‌بها از علوم و وسایل الهی است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان پیشین علیهم السلام به امام پسین به ودیعه نهاده می‌شده است. این میراث هم نشانه‌ای قاطع بر حقانیت امام و هم سرمایه‌ای عظیم برای اداره امور امت و پاسخگویی به نیازهای علمی و معنوی شیعیان به شمار می‌رفته است. امروزه نیز تمامی این ودایع در نزد وجود مبارک حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف محفوظ است و در روز ظهور، آن حضرت غبار از چهره آن‌ها زدوده و جهان را با نور علم و عدالت روشن خواهد ساخت.

مفهوم ودایع امامت

کلمه «ودیعة» در لغت به معنای چیزی است که نزد دیگری به امانت گذاشته می‌شود. ودایع امامت، مجموعه‌ای از مواریث خاص و الهی است که در اختیار امام معصوم علیه السلام بوده و به وصی و جانشین برحق او می‌رسیده است. شیخ صدوق در کتاب «کمال الدین» به این حقیقت اشاره دارد که این ودایع دلیل روشنی بر وصایت و جانشینی است و مدعیان دروغین از ارائه آن ناتوان‌اند.[۱] همچنین ایشان در کتاب «الخصال» به نقل از امام صادق علیه السلام می‌فرمایند که همراه داشتن این نشانه‌ها، مدعی راستین را از دروغین جدا می‌سازد.[۲]

اجزاء ودایع امامت

ودایع امامت تنها محدود به اشیاء مادی نبوده، بلکه امانت‌هایی بس والاتر شامل علوم و معارف الهی را نیز در بر می‌گرفته است.

۱. کتب و صحف الهی

  • کتاب جامعه (الجامعة): کتابی است بس بزرگ که به املای رسول خدا صلی الله علیه و آله و خط امیرالمؤمنان علیه السلام نوشته شده است. این کتاب تمام آنچه را که مردم تا روز قیامت بدان نیاز دارند، در بر دارد. کلینی رضوان الله علیه در اصول کافی از امام صادق علیه السلام روایت می‌کند که فرمودند: «عِنْدَنَا الْجَامِعَةُ، وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَامِعَةُ؟ قَالَ: كِتَابٌ فِيهِ عِلْمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ، وَ هُوَ كِتَابٌ فِيهِ أَمْلَاءُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ خَطُّ عَلِيٍّ عليه السلام»: جامعه نزد ماست؛ و چه می‌دانند جامعه چیست؟ فرمود: كتابى است كه در آن علم حلال و حرام است، و آن کتابى است که املای رسول خدا صلی الله علیه و آله و خط علی عليه السلام در آن است.[۳]
  • کتاب جفر: جفر نیز از ودایع گران‌بهای امامت است و به دو بخش جفر سفید و جفر سرخ تقسیم می‌شود. در منابع روایی شیعه، جفر مشتمل بر علم ما کان و ما یکون (گذشته و آینده) تا روز قیامت معرفی شده است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم: «إِنَّ عِنْدَنَا لَلْجَفْرَ، وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَفْرُ؟ قِيلَ: وَ مَا هُوَ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟ قَالَ: جِلْدُ ثَوْرٍ مَمْلُوءٌ عِلْماً»: همانا جفر نزد ماست؛ چه می‌دانند جفر چیست؟ گفته شد: فدایت شوم، چیست؟ فرمود: پوست گاوی است پر از علم.[۴]
  • مُصحف فاطمه سلام الله علیها: این مصحف، قرآنی نیست؛ بلکه کتابی است که جبرائیل بر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها پس از رحلت پدر بزرگوارشان نازل کرده و اخبار گذشته و آینده را در بر دارد. کلینی در اصول کافی این مطلب را به روشنی نقل کرده است و آن را از ودایج امامت برمی‌شمار.[۵]
  • صحیفةُ الرِّضا علیه السلام: مجموعه‌ای از روایات و علوم الهی که از پدران امام رضا علیه السلام به ایشان به ارث رسیده بود و بعدها توسط شاگردان ایشان تدوین گردید.[۶]

۲. سلاح‌ها و نشانه‌های پیامبر صلی الله علیه و آله

سلاح‌های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از جمله شمشیر ذوالفقار، زره، پرچم و دیگر وسایل رزمی ایشان همواره نزد امامان معصوم علیهم السلام بوده و از مهم‌ترین ودایع امامت به شمار می‌رفته است. در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است: «إِنَّ عِنْدَنَا سِلَاحَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله، ذَا الْفَقَارِ وَ الْقَلَنْسُوَةَ وَ الْبُرْدَ وَ اللِّوَاءَ...»: همانا سلاح رسول خدا صلی الله علیه و آله، ذوالفقار، کلاه خود، برد (رداء مخصوص) و پرچم ایشان نزد ماست.[۷]

انتقال ودایع امامت

انتقال ودایع امامت همواره با فرمان الهی و در پایان عمر هر امام به وصی و جانشین برحق ایشان صورت می‌گرفته است. کلینی در اصول کافی، بابی تحت عنوان «باب الإشارة و النص على أئمة الهدی علیهم السلام» آورده است که هر امامی به فرمان خداوند و رسولش، تمامی کتب و سلاح و علم و وسایل ضروری را به امام پس از خود تسلیم می‌کرده است.[۸]

در فاصله کوتاه میان شهادت امام عسکری علیه السلام و آغاز غیبت صغرای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ودایع امامت به حضرت مهدی علیه السلام رسید و ایشان نیز از طریق چهار نائب خاص خود، ارتباط با شیعیان را مدیریت می‌کردند. منابع تاریخی نشان می‌دهند که بخشی از این ودایع همچنان در نزد نواب خاص بود و پس از پایان غیبت صغری، با اراده الهی به دست مبارک خود حضرت رسید.[۹]

امامان معصوم، پیوسته از این سخن می‌گفتند که انگشتر پیامبرصلی الله علیه وآله، ذو الفقار علی علیه السلام، جامهٔ آن دو بزرگوار، عمامهٔ رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و. . . پیش ماست و پس از هریک از ما به امام بعدی می‌رسد. این نشانهٔ پیوند گسست‌ناپذیر امامان با یکدیگر و آنان با رسالت و نبوت و بیانگر خواست و مشیت و سنّت الهی در انتقال ولایت و هدایت امت به آن بزرگواران است و هر یک از آن وسایل هم نشانه و رمز یکی از جهات و شؤون پیشوایی است، مثل سیاست و حکومت، شجاعت، سیادت و شرافت خانوادگی که در شمشیر و زره و انگشتر و عمامه و ردا و جامه و علوم الهی تبلور می‌یابد. حتی در واقعهٔ کربلا، سیّد الشهدا در آستانهٔ شهادت، نامه‌ای را به دخترش فاطمه سپرد که او آن را به امام سجّاد علیه السلام تحویل داد، نیز به فرزندش امام سجاد وصیت کرد و او را وصیّ خود قرار داد، اسم اعظم و میراثهای انبیا را به او تسلیم کرد و به وی یادآور شد که علوم، مصاحف، و سلاح را به امّ سلمه (در مدینه) تحویل داده و سفارش کرده که همه را به وی تحویل دهد.[۱۰]

تسلیم ودایع امامت از طرف پیامبر صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام[۱۱]

پس از اتمام اعمال حج و بازگشت به مکّه،[۱۲] خداوند رسماً دستور ابلاغ ولایت را بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل کرد.

اولین مرحله جدّی از مسئله ولایت در همین روز آغاز می‌شود. قبل از اعلام و ابلاغ ولایت علی علیه السلام به مردم، باید ودایع نبوّت و امامت به علی علیه السلام سپرده شود. پیامبر صلی الله علیه و آله مجلسی خصوصی با علی علیه السلام تشکیل می‌دهد که احدی در آن راه ندارد و این مجلس در شبانه‌روزی است که از نظر همسرداریِ پیامبر صلی الله علیه و آله نوبت عایشه است.

او در برابر اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله مجلس خصوصی با علی علیه السلام دارد عکس العمل نشان می‌دهد و اصرار دارد بداند موضوع از چه قرار است. پیامبر صلی الله علیه و آله پس از گرفتن پیمانی محکم از او، این سرّ را برای او بازمی‌گوید که مسئله اعلان ولایت در پیش است.

عایشه سرّ پیامبر صلی الله علیه و آله را فوراً به ابوبکر و عمر خبر می‌دهد، و آنان منافقین را جمع می‌کنند و برای قتل پیامبر صلی الله علیه و آله نقشه می‌کشند، ولی با خنثی شدن توطئه آنان در کوه هَرشی، نقشه مسموم کردن پیامبر صلی الله علیه و آله را طرح می‌کنند و به اجرای آن می‌پردازند.

حذیفه این مرحله از غدیر را چنین ترسیم کرده و می‌گوید:[۱۳]

اعمال حج پایان یافت و پیامبر صلی الله علیه و آله از مِنا به مکه بازگشت. در اینجا جبرئیل نازل شد و چنین پیام آورد: ای محمد، خدایت سلام می‌رساند و …، به تو دستور می‌دهد علی بن ابی طالب علیه السلام را برای بعد از خودت در امت منصوب نمایی و خلافت را به او بسپاری، … و خداوند به تو دستور می‌دهد آنچه به تو آموخته به او بیاموزی، و آنچه که تو را بر حفظ آن مأمور کرده و نزد تو به ودیعت گذاشته به او تحویل دهی، چرا که او امین مورد اعتماد است.

اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را صدا زد و یک روز و شب کامل با او جلسه خصوصی قرار داد. در این مجلس علم و حکمتی را که خدا به آن حضرت داده بود به علی علیه السلام سپرد و آنچه جبرئیل گفته بود به او ابلاغ کرد.

آن روز - از بین همسران پیامبر صلی الله علیه و آله - نوبت عایشه بود که حضرت علی القاعده نزد او می‌ماند، اما حضور علی علیه السلام مانع این مسئله شد. عایشه گفت: باید نزد علی بروم و به او چیزی بگویم که نمی‌گذارد من نزد پیامبر باشم! او آمد و خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام گفت: ای پسر ابی طالب، امروز یکسره پیامبر را از اینکه نزد من باشد محبوس کرده‌ای!!

پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ او را داد و فرمود: ای عایشه، بین من و علی فاصله مشو، که او در راه من از هیچ‌کس نمی‌ترسد. قسم به آنکه جانم به دست اوست، او را دشمن نمی‌دارد مؤمن و دوست نمی‌دارد کافر. بدان که حق بعد از من با علی است و به همان سو می‌رود که علی برود. از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا بر سر حوض کوثر نزد من وارد شوند.

عایشه گفت: یا رسول اللَّه! از آغاز امروز مجلس خصوصی شما با علی طول کشیده است؟! پیامبر صلی الله علیه و آله از او روی گرداند، ولی عایشه گفت: یا رسول اللَّه! چرا آن مسئله خصوصی را از من پنهان می‌کنی؟ شاید برای من هم صلاح باشد!!

حضرت فرمود: درست است. قسم به خدا این مسئله صلاح است برای کسی که خداوند او را به قبول آن و ایمان به آن سعادتمند نماید، و من مأمورم همه مردم را بدان دعوت نمایم، و به زودی از آن مسئله اطلاع خواهی یافت وقتی آن را به‌طور عمومی اعلام کنم.

عایشه گفت: یا رسول اللَّه! چرا الآن آن را به من خبر نمی‌دهی تا عمل به آن را آغاز کنم و آنچه صلاح است را شروع نمایم؟!

فرمود: به زودی به تو خبر خواهم داد، ولی آن را پنهان کن تا به من دستور داده شود که آن را به صورت عمومی اعلام کنم. اگر آن را پنهان نمایی خداوند در دنیا و آخرت به تو اجر خواهد داد، و برای تو فضیلتی خواهد بود که در ایمان به خدا و رسولش سبقت گرفته و سرعت نموده‌ای، ولی اگر این راز را فاش کنی و مراعات حفظ آنچه به تو سپرده می‌شود را ترک کنی به پروردگارت کافر شده‌ای و اجر تو از بین می‌رود، و دست امن خدا و رسول را از خود برداشته ای و از زیانکاران خواهی بود؛ و این به خدا و رسول ضرری نخواهد زد و لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر تو خواهد بود.

عایشه ضمانت کرد که آن سِرّ را پنهان کند و بدان ایمان آورد، و آن را مراعات نماید. پیامبر صلی الله علیه و آله هم آن راز را به او چنین خبر داد:

خداوند تعالی به من خبر داده که عمر من پایان یافته، و به من دستور داده که علی را به عنوان علامتی در بین مردم منصوب نمایم، و او را امام آنان قرار دهم و او را جانشین خود نمایم همان گونه که پیامبران قبل از من جانشینان خود را تعیین کرده‌اند. من به سوی خدا می‌روم و خلافت او را اعلام خواهم کرد. این مسئله را پشت پرده قلبت حفظ کن تا خدا اجازه اعلام آن را دهد.

عایشه بار دیگر قول داد که این راز را به کسی نگوید؛ اما خداوند به پیامبرش خبر داد که او و رفیقش حفصه و پدرانشان در این باره چه خواهند کرد.

در پی آن عایشه با اصرار از این جلسه و محتوای آن و دستور ابلاغ ولایت با خبر شد. سپس آن را برای حفصه فاش کرد و هر دو به پدرانشان گفتند. آنها هم با همکاری دیگر سران منافقین تصمیم به ترور پیامبر صلی الله علیه و آله در عقبه هرشی گرفتند و همین مقدمه ای برای شهادت حضرت شد، و آیاتی هم در این باره نازل گردید.

آنچه در اینجا قابل ذکر است اینکه:

از آنجا که حجج الهی امانت داران خدا در زمین و ودیعه گاه امانات الهی هستند، و با توجه به اینکه تمام ودایع انبیاء نزد حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله جمع شده بود، اینک باید همه آنها به جانشینان آن حضرت یکی پس از دیگری سپرده می‌شد، که این کار قبل از غدیر در مکه در آن مجلس خصوصی انجام شد.

نکته اینجاست که آن ودایع دو قسم اند: ودایع معنوی و ودایع مادی. ودایع معنوی همان است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله هزار باب علم را بر من گشود که از هر کدام هزار باب باز می‌شد.[۱۴] این علوم بسیار فراتر از نیاز بشر است و متصل به دریای بیکران علم الهی است، که بشر با سؤال از این حجج الهی پاسخ و راه چاره همه مشکلاتش را خواهد یافت.

و اما ودایع مادی هم شامل صحف آدم و شیث و نوح و ادریس و ابراهیم‏ علیهم السلام و تورات و انجیل و قرآن است، و هم شامل کتابی به نام «جامعه» است که در بر دارنده همه احکام حتی دیه خراش است، و همه اینها ذخایر علم الهی به حساب می‌آیند. همچنین شامل یادگارهای پیامبران است از قبیل پیراهن آدم و عصای موسی و انگشتر سلیمان، و نیز شامل یادگارهای پیامبر صلی الله علیه وآله همچون پرچم و شمشیر و زره و سپر و کلاهخود و انگشتر و کفش آن حضرت است.[۱۵]

پانویس

  1. کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۲
  2. الخصال، ج ۱، ص ۵۴
  3. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۳۹، کتاب الحجه، باب فیه ذکر الصحیفة و الجفر و...
  4. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۴۰، کتاب الحجه
  5. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۴۱، کتاب الحجه
  6. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج ۱، ص ۷
  7. الغیبة للنعمانی، ص ۱۰۷
  8. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۸۶
  9. کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۷۶ و ۴۸۴
  10. موسوعة کلمات الامام الحسین، ص ۴۸۷.
  11. غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۴۲۸–۴۳۱، ۴۳۵.
  12. از نظر ترتیب زمانی اگر چه این آیات مربوط به وقایعی است که در مکه قبل از حرکت به سوی غدیر رخ داده، اما از آنجا که ادامه آن تا ورود به مدینه است، در اینجا قرار داده شد.
  13. ارشاد القلوب: ج ۲ ص ۱۱۲–۱۳۵. کشف الیقین: ص ۱۳۷. تفسیر فرات: ص ۱۸۵. مجمع البیان: ج ۱ ص ۵۶. نور الثقلین: ج ۵ ص ۳۷۰ ح ۸. مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام (کوفی): ج ۲ ص ۳۴۶. تأویل الآیات: ج ۲ ص ۶۹۷. الصراط المستقیم: ج ۳ ص ۱۶۸. تفسیر قمی: ج ۲ ص ۳۷۶. آمالی الشیخ الطوسی: ص ۳۰۲. بحار الانوار: ج ۲۲ ص ۲۳۹،۲۳۲ ح ۲۴۳،۴ ح ۲۴۶،۹ ح ۱۷ و ج ۲۷ ص ۲۴۶ ح ۱۷ و ج ۲۸ ص ۹۵–۹۷، ۱۰۶، ۱۰۷ و ج ۳۰ ص ۳۸۳ و ج ۳۱ ص ۶۴۰ ح ۱۵۷. صحیح بخاری: ج ۷ ص ۱۷، ج ۸ ص ۴۴۹. صحیح مسلم: ج ۷ ص ۲۴. السیرة النبویة (ابن کثیر): ج ۴ ص ۴۴۹. فتح القدیر شوکانی: ج ۵ ص ۲۵۰. مجمع الزوائد (هیثمی): ج ۷ ص ۱۲۶. تفسیر قرطبی: ج ۱۸ ص ۱۸۷. زادالمسیر (ابن جوزی): ج ۸ ص ۵۱. مسند احمد: ج ۱ ص ۳۳ و ج ۶ ص ۵۲.
  14. بحار الانوار: ج ۲۶ ص ۳۰،۲۹.
  15. بحار الانوار: ج ۲۶ ص ۲۰۱–۲۲۲.