ابوتمام، حبیب بن اوس طائی (۱۸۸–۲۳۱ ق / ۸۰۴–۸۴۶ م)، از شاعران بزرگ عرب در عصر عباسی است. زندگی و شعر او همواره محل مناقشه‌های فراوان میان محققان بوده است؛ از خاندان مسیحی و تبارنامهٔ ساختگی طائی او گرفته تا سفرهای پرشمار، تجددگرایی در شعر و ثروت‌های کلانی که به دست آورد.

ابو تمام طائی
اطلاعات فردی
نام کاملحبیب بن اوس بن حارث طائی
سرشناسیشاعر بزرگ عرب در عصر عباسی
تولدحدود ۱۸۸ یا ۱۹۰ قمری
وفات۲۳۱ قمری
اطلاعات علمی
شاگردانبحتری
مذهباختلاف (شیعهٔ امامی)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتشعر، ادبیات
علت شهرتدیوان اشعار، کتاب الحماسه، قصاید بدیع
وبگاهدائرة المعارف اسلامی (ابو تمام)

زندگی‌نامه

ابوتمام در دهکدهٔ جاسم، در نزدیکی دمشق، زاده شد. منابع کهن در تعیین موقعیت دقیق این روستا اختلاف دارند:

  • مسعودی در مروج الذهب، جاسم را از اعمال دمشق، میان اردن و دمشق، در منطقه‌ای به نام جولان دانسته است.[۱]
  • ابوالفرج آن را قریه‌ای از منبج ذکر کرده است.
  • یاقوت حموی در معجم البلدان می‌نویسد که این قریه در ۸ فرسخی دمشق، بر سر راه طبریه واقع است.[۲]

تاریخ تولد ابوتمام از مباحث پر اختلاف زندگی اوست. در منابع، سالهای ۱۷۲ تا ۱۹۲ قمری به عنوان سال تولد او ذکر شده است. این دامنهٔ بیست‌ساله، تعیین دوران کودکی و آغاز جوانی شاعر را با دشواری مواجه ساخته است.

  • خود ابوتمام گفته است که در ۱۹۰ ق زاده شده است.[۳]
  • فرزندش تمّام روایت کرده که تولد پدرش در ۱۸۸ ق بوده است.[۴]

از آثار خود ابوتمام نیز سند استواری برای تعیین تاریخ ولادتش به دست نمی‌آید. او در شعری اشاره کرده که مدت ۵ سال در مصر بوده است.[۵] در شعر دیگری که در مدح حسن بن سهل سروده، اشاره کرده که در آن تاریخ ۲۶ ساله بوده است.[۶]

ابوتمام قطعاً در ۲۱۴ ق در عراق بوده است. در همان سال، محمد بن حمید طوسی به دست بابک خرم‌دین کشته شد و ابوتمام یکی از زیباترین قصاید خود را در رثای او سرود. بهبیتی کوشیده است تا با استناد به نکات تاریخی، حضور ابوتمام را در عراق در سال ۱۹۸ ق نیز اثبات کند،[۷] اما خود او نیز بر عدم قاطعیت این دلایل آگاه است و در نهایت تاریخ ولادت او را ۱۷۲ ق ترجیح می‌دهد.

خانواده

پدر ابوتمام، مسیحی بوده و نام او ثاذوس ذکر شده است. ابوتمام نام پدر را به «اوس» تغییر داد و برای خود تبارنامه‌ای ساختگی به قبیلهٔ طیء تراشید. در مورد پیشهٔ پدر او اختلاف است: ابن خلکان گفته است که عطار بوده.[۸]ابن عساکر روایت کرده که در دمشق خمار بوده است.[۹]

کودکی و نوجوانی

دربارهٔ کودکی ابوتمام نیز روایات مختلفی وجود دارد:

  • به روایت ابن خلکان، در کودکی شاگرد بافنده بوده است.[۱۰]
  • به روایت ابن عساکر، شاگرد ابریشم‌فروش بوده است.[۱۱]

چنان‌که پیداست، او و خانواده‌اش چندان در رفاه نبوده‌اند و کودک ناچار بوده تا برای امرار معاش به کاری بپردازد.

دمشق

دربارهٔ احوال او در دمشق، خبر چندانی در دست نیست. با اینهمه شاید بتوان روایت عباس بن خالد برمکی را در الموشح مرزبانی صفحه ۲۹۲ به احوال او در دمشق افزود: هنگامی‌که ابوتمام رشدی یافته بود، نزد محمد بن جهم در دمشق آمد تا او را مدح گوید. چون مدیحهٔ خود را خواند، ابن‌جهم چند درهم به او بخشید و سپس گفت: «اگر این جهان بماند، شاعر خوبی خواهد شد».

اما رخ دادن این ماجرا در زمان ولایت محمد بر دمشق که به شهادت ابن عساکر[۱۲] و صفدی[۱۳] در ۲۲۵ ق بوده، دشوار می‌نماید؛ زیرا در این سال ابوتمام در اوج شهرت و ثروت بود و به چند درهم امیری گمنام قانع نمی‌شد؛ بنابراین یا روایت جعلی است، یا حدود ۲۰ سال پیش از آن، محمد بن جهم مقام کوچک‌تری داشته و ابوتمام نزد او رفته بوده است.

مصر

ابوتمام از دمشق یا حمص به مصر رفت. بهبیتی تاریخ سفر او را حدود سال ۱۹۵ ق و فروخ سال ۲۰۸ یا ۲۰۹ ق پنداشته است.[۱۴] بیشتر منابع بر این اتفاق دارند که او در مسجد جامع (مسجد عمرو بن عاص در فسطاط) به سقایی مشغول شد.[۱۵]

صولی از قول خود ابوتمام نقل می‌کند که نخستین شعر خود را در مصر و در مدح عیاش بن لهیمه سروده است و عیاش ۵۰۰۰ درهم به او صله داده است.[۱۶] عیاش تنها یک‌بار در ۲۰۱ ق از جانب سلیمان بن غالب بر شرطهٔ مصر گمارده شد. باز معلوم نیست که وی این عیاش را چه زمان مدح گفته است، زیرا اگر در زمان عهده‌داری شرطهٔ مصر باشد، باید سن ابوتمام را در آن هنگام، ۱۳ سال فرض کرد (مشروط بر آنکه تولد او را در ۱۷۲ ق نادرست پنداریم).

پس از چندی، ابوتمام از عیاش که گویا پاداشی به او نمی‌داد، دلگیر شد و به عتاب[۱۷] و سپس به هجو او پرداخت.[۱۸] گویی کینهٔ عیاش چنان در دل شاعر استوار شده بود که حتی پس از مرگ عیاش هم وی را رها نکرد و باز به الفاظ تند هجایش گفت.

از یک سو می‌دانیم که ابوتمام ۵ سال در مصر بوده؛ عیاش را که گویا در ۲۰۱ ق صاحب شرطهٔ قاهره بوده، مدح و هجو گفته است؛ دیگر ممدوح او مطلب بن عبدالله خزاعی بوده که آخرین‌بار، در ۱۹۸ ق والی مصر شد. از سوی دیگر اخبار او با عبدالله بن طاهر نیز به سالهای ۲۱۱–۲۱۴ ق مربوط است.

از این‌رو، برخی پنداشته‌اند که او دوبار به مصر رفته، یکبار در کودکی و بار دیگر در ایام جوانی؛ هرچند که منابع ما به سفر دوم او اشاره نکرده‌اند (این نظر، ظاهراً از بهبیتی، ص ۶۲–۶۷، ۱۰۲–۱۰۳، سرچشمه گرفته است). وی پس از ۵ سال اقامت در مصر و احتمالاً دیدار از برخی شهرها، خاصه اسکندریه، از آن دیار سخت دلگیر شد، در شعرش از احوال مصر نالید و بر خانواده، خاصه مادر که چشم به راه او بود، دل سوزانید[۱۹] و با آنکه برخلاف انتظار، هنوز موفقیتی کسب نکرده بود، برآن شد که به سرزمین خویش بازگردد.

بازگشت به شام

ابوتمام به شام رفت و در آنجا به مدح بزرگان پرداخت. از آن میان، ابوالمغیث موسی بن ابراهیم رافقی مشهور است. تعیین تاریخ ورود او به شام دشوار است. گاه آن را حدود سال ۲۱۵ ق نهاده‌اند و گاه در نخستین سالهای سدهٔ ۳ ق.[۲۰]

عراق

هیچ وسیله‌ای نیست که بتوانیم مسیر او را دنبال کنیم. فروخ می‌پندارد که او در شام بود تا مأمون به آنجا رفت. بهبیتی او را روانهٔ رقه می‌کند (بهبیتی، ص ۹۵). در هر حال وی گویا تا آن زمان هنوز به بغداد نرفته بوده و آرزوی رسیدن به آن دیار را در سر می‌پرورانده است، زیرا در یکی از قصایدی که در مدح محمد بن حسان ضبی سروده، می‌گوید اهلش در شامند، یارانش در فسطاط و آرزویش در بغداد است و او خود در رقه.[۲۱]

پس از این، بهبیتی نمی‌داند چه گذشته است و ابوتمام تا ۲۱۱ ق در کجا بوده است. از این‌رو، دوره‌ای مبهم فرض کرده که در خلال آن، شاعر در جست‌وجوی نام و مال، میان عراق و خراسان و شام در تردد بوده و احتمالاً کتابهای خود را نیز در همین ایام تألیف کرده است، بنی عبدالکریم را در همین زمان مدح گفته و… باز به گمان او، وی دوباره در ۲۱۰ ق به مصر بازگشته است.[۲۲]

قصاید ابوتمام

سید محمدرضا حسینی جلالی، در مقاله‌ای با عنوان «ابوتمّام طایی، شاعر مدافع اهل‌بیت علیهم السلام»، به سه قصیدهٔ شاخص در این زمینه اشاره می‌کند که عبارتند از: «غدیریه»، «میمیه امامیه» و قصیده‌ای در مدح بنی‌هاشم و نکوهش بنی‌امیه. این سه سروده به همت پژوهشگران شیعه، از منابع کهن استخراج و تصحیح شده و در مجموعه‌ای به نام «سه چکامه ولایی» به چاپ رسیده است.[۲۳] به باور حسینی جلالی، قصاید ولایی ابوتمام به‌عمد از دیوان مشهور او حذف شده‌اند تا چهره‌ای غیرشیعی از او نشان دهند.

قصیدهٔ غدیریه

این قصیده که از معروف‌ترین سروده‌های ولایی ابوتمام به‌شمار می‌رود، در نسخهٔ کامل خود ۷۳ بیت داشته است. علامه امینی در کتاب گرانسنگ الغدیر، تنها ۴۵ بیت از آن را نقل کرده و به وجود ابیات بیشتر اشاره نموده است.[۲۴] محتوای این قصیده به روشنی بر پایهٔ باورهای شیعی استوار است و ابوتمام در آن به چند موضوع کلیدی می‌پردازد:

  • نکوهش پیمان‌شکنی مردم در برابر خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله و فراموشی عهد ولایت.
  • برشمردن فضایل و رشادت‌های امام علی علیه السلام در جنگ‌های صدر اسلام.
  • استناد به احادیث نبوی دربارهٔ منزلت و جانشینی امام علی علیه السلام.[۲۵]

بخش مهمی از این قصیده به واقعهٔ غدیر خم اختصاص دارد؛ ابوتمام این رویداد را دقیقاً همان گونه که در منابع شیعی آمده، به نظم کشیده است. افزون بر این، او به تلخی از ماجرای سقیفه یاد می‌کند و به شهادت امام علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام اشاره دارد. در ابیات پایانی، شاعر با صراحت، مذهب خود را «شیعهٔ امامی» می‌خواند و محبت خویش به اهل‌بیت و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را اعلام می‌دارد و مردم را به سبب روی‌گردانی از راه ولایت، سخت سرزنش می‌کند.[۲۶]

قصیدهٔ میمیه امامیه

این قصیده که با حرف «میم» قافیه شده، یکی از مفصل‌ترین سروده‌های ابوتمام در ستایش امامان معصوم است و نام دوازده امام علیهم السلام را تا امام جواد علیه السلام دربردارد.[۲۷] به گفتهٔ حبیب راثی‌تهرانی، پژوهشگر معاصر شیعه، بخش‌هایی از این قصیده در نسخه‌های خطی پراکنده بوده و متن کامل آن برای نخستین بار در کتاب «سه چکامهٔ ولایی از ابی‌تمام» گردآوری و منتشر شده است.

این قصیده در ۶۰ بیت سروده شده و دربردارندهٔ مضامین گوناگونی است:

  • بازگویی واقعهٔ کربلا و مصائب خاندان رسالت.
  • یادکرد قیام توابین و واقعهٔ حره به عنوان نشانه‌هایی از مظلومیت آل‌محمد.
  • ستایش شجاعت‌های بنی‌هاشم در غزوات پیامبر صلی الله علیه وآله.
  • نکوهش فساد و ستم دستگاه خلافت اموی.[۲۸]

در ابیات پایانی، ابوتمام بار دیگر با نام بردن از هر یک از امامان شیعه علیهم السلام، به مدح آنان می‌پردازد و اعتقاد قلبی خود را به امامت ایشان آشکار می‌سازد.

مدح بنی‌هاشم و قدح بنی‌امیه

این قصیده کوتاه‌ترین سرودهٔ ولایی ابوتمام است و تنها ۱۳ بیت دارد.[۲۹] به گفتهٔ راثی‌تهرانی، از این قصیده فقط یک نسخهٔ خطی در کتابخانهٔ سلطان محمد فاتح استانبول باقی مانده که نشان از نادر بودن آن دارد. در این ابیات، ابوتمام با زبانی تند و صریح به دو کار اصلی می‌پردازد:

  • ستایش بنی‌هاشم و تأکید بر دوستی با آنان.
  • نکوهش بنی‌امیه و خواندن آنان به «شجرهٔ ملعونه» (درخت نفرین‌شده) و یادآوری سابقهٔ دشمنی آنان با پیامبر صلی الله علیه وآله و اسلام.[۳۰]

این قصیده، به روشنی نشان‌دهندهٔ گرایش شدید ابوتمام به خاندان پیامبر و بیزاری او از دشمنان ایشان است.

شعرِ غدیر در حضور امام علیه السلام[۳۱]

نظم و نثر برای غدیر از مؤثرترین شیوه‌ها در تبلیغ فراگیر آن است، و این جهت‌گیری در زمان معصومین علیهم السلام با تأکید خاص و تأیید صریح ایشان پیگیری شده و راه آینده را در این باره نشان داده است. دو اقدام پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد شعر غدیر و در آن موقعیت پر حساسیت، به همه فهماند که اعراض پیامبر صلی الله علیه و آله از شعر در غیر محدوده دین و اهل بیت علیهم السلام است.

بدین گونه راه تبلیغِ غدیر از طریق شعر برای شاعران دوستدار اهل بیت علیهم السلام باز شد، به گونه ای که شعرا از اصحاب ائمه علیهم السلام درباره غدیر شعر سرودند و در محضر ایشان یا دوستانشان آن را خواندند.

در این باره می‌توان از ابوتمام طائی از زمان امامین عسکریین علیهما السلام نام برد؛ که علامه امینی در کتاب «الغدیر» شعر او را آورده است.

پانویس

  1. مسعودی، مروج الذهب، ج ۷، ص ۱۴۷
  2. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۲، ص ۸
  3. صولی، اخبار ابی تمام، ص ۲۷۲
  4. همان، ص ۲۷۳؛ نیز نک: ابن انباری، ص ۱۰۸؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج ۴، ص ۱۹؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۲۵۲؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۱۷
  5. دیوان ابوتمام، چاپ محمد سعید، ص ۲۴۱؛ چاپ خیاط، ص ۴۲۱
  6. دیوان ابوتمام، چاپ عزام، ج ۱، ص ۱۱۵
  7. بهبیتی، ابوتمام، ص ۵۱–۶۰
  8. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۱۱
  9. ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج ۴، ص ۱۹
  10. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۱۷
  11. ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج ۴، ص ۱۹
  12. تاریخ دمشق، ج ۱۵، ص ۱۹۲
  13. امراء دمشق، ص ۹۶
  14. فروخ، ص ۲۶
  15. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۱۷؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج ۴، ص ۱۹
  16. صولی، اخبار ابی تمام، ص ۱۲۱
  17. دیوان ابوتمام، چاپ خیاط، ص ۳۹۵–۳۹۶
  18. همان، ص ۴۸۸
  19. دیوان ابوتمام، چاپ خیاط، ص ۴۷۲–۴۷۳
  20. دیوان ابوتمام، چاپ عزام، ج ۲، ص ۱۳۱
  21. دیوان ابوتمام، چاپ عزام، ج ۳، ص ۳۰۸–۳۱۱
  22. بهبیتی، ص ۹۸–۱۰۲
  23. حسینی جلالی، «ابوتمام طایی، شاعر مدافع اهل‌بیت علیهم السلام»، ص ۹۴
  24. علامه امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۳۲۹–۳۳۱
  25. راثی‌تهرانی و یزدی‌مهر، «تشیّع ابوتمّام حبیب بن اوس طائی»، ص ۱۲۰
  26. همان، ص ۱۲۰
  27. راثی‌تهرانی و یزدی‌مهر، «تشیّع ابوتمّام…»، ص ۱۲۲
  28. همان، ص ۱۲۳
  29. راثی‌تهرانی و یزدی‌مهر، «تشیّع ابوتمّام…»، ص ۱۲۵
  30. همان، ص ۱۲۶
  31. تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام: ص۲۱۲، ۲۱۳. چهارده قرن با غدیر: ص۱۶۶.