پرش به محتوا

امامان؛ حجت‌های الهی در خطبه غدیر

از ویکی غدیر


امامان؛ حجت‌های الهی در خطبه غدیر
امامان؛ حجت‌های الهی در خطبه غدیر
مشخصات فراز
موضوعحجت‌بودن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و امامان علیهم‌السلام بر مردم
مفاهیمحجت الهی؛ امامت؛ وصایت؛ عقل؛ حجت ظاهری؛ حجت باطنی؛ اتمام حجت؛ اطاعت؛ مسئولیت دینی
منابع و پیوندها
آیاتنساء: ۸۰ و ۱۶۵ و ۵۴؛ انفال: ۴۲؛ اسراء: ۱۵؛ بقره: ۱۲۴
روایات«لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ جَعَلَنَا حُجَّةً عَلَى الْمُقَصِّرِينَ وَالْمُعَانِدِينَ...»؛ «إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ: حُجَّةً ظَاهِرَةً وَحُجَّةً بَاطِنَةً»

امامان؛ حجت‌های الهی در خطبه غدیر به فرازی از خطبه غدیر اشاره دارد که در آن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، پس از بیان استمرار نور الهی در امیرالمؤمنین علیه‌السلام و امامان پس از ایشان تا حضرت قائم عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، از جایگاه خود و اهل‌بیت علیهم‌السلام به‌عنوان حجت خداوند بر مردم سخن می‌گوید.

در این فراز آمده است: لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ جَعَلَنَا حُجَّةً عَلَى الْمُقَصِّرِينَ وَالْمُعَانِدِينَ وَالْمُخَالِفِينَ وَالْخَائِنِينَ وَالْآثِمِينَ وَالظَّالِمِينَ مِنْ جَمِيعِ الْعَالَمِينَ؛ زیرا خداوند عزوجل ما را حجت بر کوتاهی‌کنندگان، ستیزه‌جویان، مخالفت‌کنندگان، خیانت‌کاران، گناهکاران و ستمگران از میان جهانیان قرار داده است.[۱]

در تفسیر امامیه، این عبارت از شواهد جایگاه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و امامان معصوم علیهم‌السلام در هدایت و اتمام حجت الهی دانسته شده است. مفهوم «حجت» در منابع کلامی و حدیثی امامیه با موضوعاتی مانند ضرورت وجود امام، راهنمایی الهی، شناخت حق، مسئولیت انسان و پاسخ‌گویی در برابر فرمان خداوند ارتباط دارد.

در برخی روایات، حجت الهی به دو دسته حجت ظاهری، یعنی پیامبران و امامان، و حجت باطنی، یعنی عقل، تقسیم شده است.[۲]

این تقسیم‌بندی در روایتی مستقل از امام کاظم علیه‌السلام آمده است و باید از عبارت مستقیم خطبه غدیر تفکیک شود.

متن فراز خطبه غدیر

در نقل مفصل خطبه غدیر آمده است:

مَعَاشِرَ النَّاسِ، النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِيَّ مَسْلُوكٌ، ثُمَّ فِي عَلِيٍّ، ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقَائِمِ الْمَهْدِيِّ الَّذِي يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَبِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا، لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ جَعَلَنَا حُجَّةً عَلَى الْمُقَصِّرِينَ وَالْمُعَانِدِينَ وَالْمُخَالِفِينَ وَالْخَائِنِينَ وَالْآثِمِينَ وَالظَّالِمِينَ مِنْ جَمِيعِ الْعَالَمِينَ؛ ای مردم! نور از سوی خداوند عزوجل در من قرار داده شده است، سپس در علی و پس از آن در نسل او تا قائم مهدی که حق خداوند و هر حقی را که از آن ماست بازمی‌ستاند؛ زیرا خداوند عزوجل ما را حجت بر کوتاهی‌کنندگان، ستیزه‌جویان، مخالفت‌کنندگان، خیانت‌کاران، گناهکاران و ستمگران از میان جهانیان قرار داده است.[۳] این عبارت در غایة المرام نیز با تفاوت‌هایی در ضبط و تنظیم الفاظ نقل شده است.[۴]

در این بخش از خطبه، موضوع حجت‌بودن اهل‌بیت علیهم‌السلام در ادامه سخن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره استمرار نور هدایت مطرح می‌شود. در تفسیر امامیه، این پیوستگی نشان‌دهنده ارتباط میان هدایت الهی و حجت‌بودن امامان است.

معنای حجت

«حجت» در زبان عربی به معنای دلیل، برهان و چیزی است که بتوان به آن استناد کرد. در اصطلاح کلامی، حجت به دلیل یا راهنمایی گفته می‌شود که حقیقت را برای انسان روشن می‌سازد و می‌تواند مبنای مسئولیت او در برابر خداوند قرار گیرد.

این اصطلاح در آثار امامیه دو کاربرد مرتبط دارد:

  • حجت به معنای دلیل: برهان و مستندی که حقانیت یک موضوع را روشن می‌کند.
  • حجت به معنای راهنمای الهی: پیامبر یا امامی که در چارچوب اعتقادات امامیه برای هدایت مردم از سوی خداوند تعیین شده است.

در فراز خطبه غدیر، واژه حجت درباره پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت علیهم‌السلام به‌کار رفته است.

در این کاربرد، حجت‌بودن با جایگاه هدایتی و دینی آنان ارتباط دارد.

مقصود از «جعلنا حجة»

در عبارت: قَدْ جَعَلَنَا حُجَّةً؛ ما را حجت قرار داده است. فعل «جَعَلَ» به معنای قراردادن یا تعیین‌کردن است. در بافت خطبه غدیر، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله حجت‌بودن خود و اهل‌بیت علیهم‌السلام را به خداوند نسبت می‌دهد. در تفسیر امامیه، این تعبیر با الهی‌بودن جایگاه امامت ارتباط پیدا می‌کند. بر اساس این دیدگاه، امام صرفاً یک رهبر اجتماعی یا شخصیت علمی نیست، بلکه جایگاهی در هدایت دینی دارد که به تعیین الهی وابسته است.

گروه‌های یادشده در فراز خطبه

در متن خطبه، شش عنوان برای گروه‌هایی ذکر شده است که اهل‌بیت علیهم‌السلام بر آنان حجت معرفی شده‌اند.

مقصران

«مُقَصِّر» به شخصی گفته می‌شود که در انجام وظیفه خود کوتاهی کرده است. در مباحث کلامی، اصطلاح «مقصر» معمولاً در مقابل «قاصر» قرار می‌گیرد. مقصر کسی است که با وجود برخورداری از شرایط و توانایی لازم برای شناخت وظیفه، در تحقیق یا انجام آن کوتاهی می‌کند.

  • این مفهوم با مسئولیت‌پذیری و ترک وظیفه ارتباط دارد.

معاندان

«مُعَانِد» به کسی گفته می‌شود که از روی ستیزه‌جویی در برابر موضوعی موضع می‌گیرد. در کاربرد اعتقادی، عناد می‌تواند به مخالفت آگاهانه با حقی اشاره کند که برای شخص روشن شده است.

  • بنابراین، عناد با ناآگاهی ساده یا اختلاف نظر علمی یکسان نیست.

مخالفان

«مُخَالِف» به معنای کسی است که مخالفت می‌کند. این واژه در عبارت خطبه در کنار عنوان‌هایی مانند معاند، خائن و ظالم آمده است.

خائنان

«خَائِن» به کسی گفته می‌شود که امانت یا تعهدی را نقض کند. در کاربرد اخلاقی و دینی، خیانت می‌تواند درباره حقوق، تعهدات و مسئولیت‌های انسان مطرح شود.

  • در تفسیر امامیه از خطبه، این عنوان با نقض آگاهانه مسئولیت دینی ارتباط داده شده است.

گناهکاران

«آثِم» از ماده «إثم» و به معنای گناهکار است. گناه در آموزه‌های اسلامی با مخالفت با فرمان الهی ارتباط دارد.

ستمگران

«ظَالِم» به کسی گفته می‌شود که مرتکب ظلم شده است. ظلم در کاربرد قرآنی و اخلاقی معنایی گسترده دارد و می‌تواند تضییع حقوق دیگران یا تجاوز از حدود الهی را دربر گیرد.

  • در تفسیر این فراز، حجت‌بودن اهل‌بیت علیهم‌السلام با مسئولیت انسان در برابر حق و عدالت مرتبط دانسته می‌شود.

تفاوت قاصر و مقصر

از نکات مهم در تفسیر این فراز، تفاوت دو اصطلاح «قاصر» و «مقصر» است.

  • قاصر کسی است که به دلایلی مانند نبود امکانات، نرسیدن پیام یا ناتوانی در فهم موضوع، امکان کافی برای شناخت حقیقت نداشته است.
  • مقصر کسی است که شرایط لازم برای شناخت وظیفه را داشته، اما در انجام آن کوتاهی کرده است.

این تمایز در کلام و فقه امامیه اهمیت دارد.

در عبارت خطبه، «مقصران» نام برده شده‌اند، نه «قاصران».

حجت ظاهری و حجت باطنی

در منابع حدیثی امامیه، حجت الهی در روایتی از امام کاظم علیه‌السلام به دو دسته ظاهری و باطنی تقسیم شده است. این روایت از مهم‌ترین مستندات بحث درباره رابطه عقل، نبوت و امامت است.

روایت امام کاظم علیه‌السلام

در حدیثی خطاب به هشام بن حکم آمده است: يَا هِشَامُ، إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ: حُجَّةً ظَاهِرَةً وَحُجَّةً بَاطِنَةً؛ فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَالْأَنْبِيَاءُ وَالْأَئِمَّةُ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ، وَأَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ؛ ای هشام! خداوند بر مردم دو حجت دارد: حجتی آشکار و حجتی درونی. حجت آشکار، فرستادگان، پیامبران و امامان علیهم‌السلام هستند و حجت درونی، عقل‌های انسان‌هاست.[۵]

این حدیث در الکافی، در کتاب عقل و جهل، نقل شده است. در این روایت، پیامبران و امامان از مصادیق حجت ظاهری و عقل از مصادیق حجت باطنی معرفی شده‌اند. این تقسیم‌بندی در توضیح جایگاه حجت الهی در اندیشه امامیه اهمیت دارد.

حجت ظاهری

در حدیث امام کاظم علیه‌السلام، حجت ظاهری شامل رسولان، پیامبران و امامان علیهم‌السلام است. در این اصطلاح، حجت ظاهری به راهنمایی الهی اشاره دارد که از طریق پیامبران و پیشوایان دینی در اختیار انسان قرار می‌گیرد. در اعتقاد امامیه، امامان معصوم علیهم‌السلام پس از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مسئول تبیین و حفظ معارف دینی هستند. ازاین‌رو، حجت‌بودن امامان با هدایت، تعلیم دین و مرجعیت دینی آنان ارتباط دارد.

حجت باطنی

در روایت امام کاظم علیه‌السلام، عقل حجت باطنی معرفی شده است. عقل در مباحث کلامی به توانایی شناخت، داوری و تشخیص برخی حقایق و ارزش‌ها اشاره دارد. در اندیشه امامیه، عقل از منابع مهم شناخت دینی و تشخیص مسئولیت انسان به‌شمار می‌رود. بااین‌حال، عقل و وحی در این دیدگاه دارای کارکردهای یکسان نیستند.

عقل می‌تواند در شناخت اصول و ارزیابی دلایل نقش داشته باشد و وحی نیز آموزه‌هایی را در اختیار انسان قرار می‌دهد که ممکن است شناخت تفصیلی آنها تنها از طریق عقل امکان‌پذیر نباشد. بنابراین، در حدیث یادشده، عقل و پیامبران یا امامان دو نوع حجت معرفی شده‌اند، نه دو راهنمای متعارض.

رابطه عقل و هدایت پیامبران

در کلام امامیه، عقل و هدایت وحیانی از مبانی مرتبط شناخت دین دانسته می‌شوند. عقل می‌تواند در تشخیص ضرورت راهنمایی الهی و بررسی ادله نبوت و امامت نقش داشته باشد. از سوی دیگر، پیامبران و امامان در چارچوب اعتقاد امامیه، معارف الهی و آموزه‌های دینی را برای انسان تبیین می‌کنند. بنابراین، حجت باطنی و حجت ظاهری در این برداشت مکمل یکدیگرند.

بااین‌حال، از این موضوع نباید چنین نتیجه گرفت که تمام جزئیات احکام دینی بدون مراجعه به وحی، تنها با استدلال عقلی قابل دستیابی است.

اتمام حجت و مسئولیت انسان

«اتمام حجت» در اصطلاح کلامی به فراهم‌شدن دلیل و آگاهی لازم برای مسئولیت‌پذیری انسان در برابر حقیقت اشاره دارد. در اندیشه اسلامی، تکلیف و کیفر با موضوعاتی مانند آگاهی، اختیار و توانایی ارتباط دارند. یکی از آیات مهم در این زمینه، آیه ۱۵ سوره اسراء است.

مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا؛ هر کس هدایت یابد، به سود خود هدایت یافته است و هر کس گمراه شود، به زیان خود گمراه شده است؛ و هیچ‌کس بار گناه دیگری را برنمی‌دارد و ما تا پیامبری برنینگیزیم عذاب‌کننده نیستیم.(اسراء:۱۵)

این آیه از مبانی مهم بحث درباره عدالت الهی و مسئولیت انسان است. در تفسیر امامیه، وجود حجت الهی از عوامل مرتبط با روشن‌شدن مسیر هدایت دانسته می‌شود. بااین‌حال، وجود حجت در جهان با تمام‌شدن حجت بر هر شخص معین یکسان نیست.

اتمام حجت در آیه ۱۶۵ سوره نساء

خداوند درباره پیامبران می‌فرماید:

رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا؛ پیامبرانی بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده فرستادیم تا پس از پیامبران، مردم در برابر خداوند حجتی نداشته باشند؛ و خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.(نساء:۱۶۵)

ین آیه از پیوند رسالت پیامبران با برداشته‌شدن عذر در برابر خداوند سخن می‌گوید. در کلام امامیه، اصل هدایت الهی و وجود حجت در هر عصر با این مضمون مرتبط دانسته شده است. اما باید توجه داشت که آیه به‌صورت مستقیم درباره رسالت پیامبران است.

ضرورت وجود حجت الهی

در منابع حدیثی امامیه، روایاتی درباره استمرار وجود حجت الهی نقل شده است. یکی از این گزارش‌ها در الکافی آمده است: الْحُجَّةُ قَبْلَ الْخَلْقِ وَمَعَ الْخَلْقِ وَبَعْدَ الْخَلْقِ؛ حجت پیش از آفریدگان، همراه آفریدگان و پس از آفریدگان است.[۶]

در تفسیر امامیه، این دسته روایات با ضرورت استمرار حجت الهی در جهان ارتباط دارند. بر اساس این مبنا، زمین از حجت خداوند خالی نمی‌ماند. بااین‌حال، مفهوم استمرار حجت و چگونگی ارتباط او با مردم، از مسائل کلامی است که به بررسی روایات و استدلال‌های مستقل نیاز دارد.

روایت باقی‌ماندن حجت در زمین

در منابع امامیه، روایاتی درباره خالی‌نماندن زمین از حجت الهی وجود دارد. در یکی از مضامین نقل‌شده آمده است که اگر تنها دو نفر در زمین باقی بمانند، یکی از آنان حجت بر دیگری خواهد بود.[۷] در اندیشه امامیه، این دسته روایات برای تبیین ضرورت وجود امام در هر عصر مورد استناد قرار گرفته‌اند. این مضمون با موضوع استمرار امامت پس از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله ارتباط دارد.

شناخت امام و اطاعت از او

در منابع حدیثی امامیه، شناخت امام و اطاعت از او از موضوعات مهم مباحث امامت است.

در روایتی از امام باقر علیه‌السلام آمده است: ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَسَنَامُهُ وَمِفْتَاحُهُ وَبَابُ الْأَشْيَاءِ وَرِضَا الرَّحْمَنِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ؛ بلندترین جایگاه و قله دین، کلید و دروازه امور و رضایت خداوند رحمان، اطاعت از امام پس از شناخت اوست.[۸] در ادامه روایت، امام باقر علیه‌السلام به آیه ۸۰ سوره نساء استناد می‌کند.

آیه ۸۰ سوره نساء و اطاعت از پیامبر صلی الله علیه وآله

خداوند می‌فرماید: مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا؛ هر کس از پیامبر اطاعت کند، از خداوند اطاعت کرده است؛ و هر کس روی‌گردان شود، ما تو را نگهبان آنان نفرستاده‌ایم.(نساء:۸۰)

  • این آیه بر جایگاه اطاعت از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله تأکید دارد. در تفسیر امامیه، اطاعت از امامی که به فرمان الهی و با معرفی پیامبر تعیین شده است، در ادامه اطاعت از فرمان پیامبر فهمیده می‌شود.

وجوب اطاعت از امامان در روایات

در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا؛ ما گروهی هستیم که خداوند اطاعت از ما را واجب کرده است.[۹]

این روایت در منابع امامیه از مستندات وجوب اطاعت از امامان علیهم‌السلام دانسته شده است. در همین بخش از الکافی، گزارش‌های دیگری نیز درباره جایگاه اطاعت از امامان نقل شده‌اند.

  • از نظر کلام امامیه، وجوب اطاعت از امام با اعتقاد به تعیین الهی امام و مرجعیت دینی او ارتباط دارد.

آیه ۵۴ سوره نساء و ملک عظیم

یکی از آیات مرتبط با موضوع اطاعت از امامان در تفسیر روایی امامیه، آیه ۵۴ سوره نساء است.

أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا؛ آیا به مردم بر آنچه خداوند از فضل خویش به آنان عطا کرده حسادت می‌ورزند؟ درحالی‌که ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت عطا کردیم و به آنان فرمانروایی بزرگی بخشیدیم.(نساء:۵۴) در روایتی از امام باقر علیه‌السلام، تعبیر «مُلْكًا عَظِيمًا» با «الطاعة المفروضة» تفسیر شده است.[۱۰] در تفسیر امامیه، این گزارش با جایگاه اطاعت از پیشوایان الهی ارتباط پیدا می‌کند.

نسبت اطاعت از پیامبران و اوصیاء

در منابع حدیثی امامیه، روایاتی درباره ارتباط جایگاه پیامبران و اوصیای آنان در اطاعت نقل شده است. در یکی از این روایات آمده است: أُشْرِكَ بَيْنَ الْأَوْصِيَاءِ وَالرُّسُلِ فِي الطَّاعَةِ؛ اوصیاء و فرستادگان در وجوب اطاعت، شریک قرار داده شده‌اند.[۱۱] در تفسیر امامیه، این روایت از مستندات جایگاه اطاعت از امامان معصوم علیهم‌السلام است.

اتمام حجت و اختیار انسان

یکی از اصول مهم در بحث حجت الهی، ارتباط آن با اختیار و مسئولیت انسان است.

خداوند در سوره انفال می‌فرماید: لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ؛ تا هر کس هلاک می‌شود، با دلیل روشن هلاک شود و هر کس زنده می‌ماند، با دلیل روشن زنده بماند.(انفال:۴۲)

این عبارت بخشی از آیه ۴۲ سوره انفال است. در تفسیر کلامی، از این آیه برای بیان اهمیت روشن‌بودن دلیل و آگاهی انسان در برابر سرنوشت معنوی خود استفاده شده است.

آیا حجت بر همه انسان‌ها به یک اندازه تمام شده است؟

در برخی شرح‌های خطبه غدیر، از حجت‌بودن اهل‌بیت علیهم‌السلام چنین نتیجه گرفته شده است که همه انسان‌ها در هر زمان به‌صورت یکسان به حجت ظاهری و باطنی دسترسی دارند.

اما از نظر کلامی باید میان چند موضوع تفاوت گذاشت:

  • وجود حجت الهی؛
  • امکان دسترسی انسان به آموزه‌های دینی؛
  • آگاهی واقعی انسان از پیام؛
  • توانایی فهم و ارزیابی آن؛
  • و مسئولیت فرد در برابر دانسته‌های خود.

بر اساس مبانی عدالت الهی، مسئولیت انسان با توانایی و آگاهی او ارتباط دارد. بنابراین، در اندیشه امامیه، اصل استمرار حجت الهی به‌تنهایی برای صدور حکم قطعی درباره مسئولیت یا سرنوشت اخروی همه افراد کافی نیست. این تفکیک به‌ویژه درباره افراد قاصر، کسانی که پیام دینی به آنان نرسیده و افرادی که امکان تحقیق کافی نداشته‌اند اهمیت دارد.

رابطه حجت‌بودن امامان با ولایت

در اندیشه امامیه، ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام با جایگاه آن حضرت در هدایت دینی ارتباط دارد. بر این اساس، امام حجتی الهی معرفی می‌شود که شناخت و پیروی از او در چارچوب تکالیف دینی اهمیت دارد. در خطبه غدیر، حجت‌بودن اهل‌بیت علیهم‌السلام پس از بیان استمرار نور الهی در امامان مطرح شده است. این ترتیب در تفسیر امامیه نشان‌دهنده پیوند هدایت، امامت و حجت‌بودن پیشوایان دینی است.

استمرار حجت الهی تا حضرت قائم علیه‌السلام

در فراز پیشین خطبه غدیر آمده است: ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقَائِمِ الْمَهْدِيِّ؛ سپس در نسل او تا قائم مهدی علیه‌السلام.[۱۲] این عبارت در تفسیر امامیه دوازده‌امامی با استمرار امامت تا حضرت حجت بن الحسن عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف مرتبط دانسته شده است. بر اساس اعتقاد امامیه، حضرت مهدی علیه‌السلام امام دوازدهم و حجت الهی در دوران غیبت است. این دیدگاه در چارچوب مجموعه روایات مربوط به امامت، غیبت و مهدویت بررسی می‌شود.

  • بنابراین، عبارت مربوط به حجت‌بودن اهل‌بیت علیهم‌السلام در خطبه غدیر از جهت استمرار هدایت الهی با موضوع مهدویت نیز ارتباط دارد.

جایگاه این فراز در ساختار خطبه غدیر

فراز حجت‌بودن امامان در ادامه سخن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره جریان نور الهی آمده است. در بخش پیشین، پیامبر از استمرار نور در امیرالمؤمنین علیه‌السلام و امامان از نسل ایشان تا حضرت قائم سخن می‌گوید. سپس حجت‌بودن خود و اهل‌بیت علیهم‌السلام را مطرح می‌کند. در ادامه خطبه، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مخاطبان را نسبت به روی‌گردانی از مسیر هدایت و پیامدهای آن هشدار می‌دهد.

بنابراین، این فراز از نظر ترتیب مفاهیم میان دو موضوع قرار دارد:

  • استمرار نور هدایت در امامان؛
  • مسئولیت مخاطبان و هشدار درباره مخالفت با فرمان الهی.

در تفسیر امامیه، این ترتیب از شواهد ارتباط میان معرفی امام، اتمام حجت و مسئولیت دینی مخاطبان است.

بررسی دلالت فراز خطبه

برای فهم دقیق عبارت «قَدْ جَعَلَنَا حُجَّةً» باید میان سه سطح تفاوت گذاشت.

دلالت مستقیم خطبه

  • در متن خطبه، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، خود و اهل‌بیت علیهم‌السلام را حجت الهی معرفی می‌کند.
  • همچنین گروه‌هایی مانند مقصران، معاندان و ستمگران در عبارت نام برده شده‌اند.

تبیین روایی

  • در روایات امامیه، حجت الهی به حجت ظاهری و باطنی تقسیم شده و جایگاه امام در هدایت انسان‌ها توضیح داده شده است.
  • این مباحث در روایاتی مانند حدیث امام کاظم علیه‌السلام خطاب به هشام بن حکم آمده‌اند.

تحلیل کلامی

  • در کلام امامیه، حجت‌بودن امامان با ضرورت امامت، مرجعیت دینی، عدالت الهی و استمرار هدایت ارتباط داده شده است.
  • این تحلیل‌ها بر مجموعه مبانی اعتقادی امامیه استوارند و باید از عبارت مستقیم خطبه تفکیک شوند.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۸۷.
  2. ↑ الکافی، ج۱، ص۱۶، ح۱۲.
  3. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۸۷.
  4. ↑ غایة المرام، ج۱، ص۳۳۴.
  5. ↑ الکافی، ج۱، ص۱۶، ح۱۲.
  6. ↑ الکافی، ج۱، ص۱۷۷، ح۴.
  7. ↑ الکافی، ج۱، ص۱۷۹.
  8. ↑ الکافی، ج۱، ص۱۸۵، ح۱.
  9. ↑ الکافی، ج۱، ص۱۸۶، ح۳.
  10. ↑ الکافی، ج۱، ص۱۸۶، ح۴.
  11. ↑ الکافی، ج۱، ص۱۸۶، ح۵.
  12. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۸۷.

منابع

  • قرآن کریم.
  • الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر موسوی خرسان، نجف: مطابع النعمان، ۱۳۸۶ق.
  • الکافی؛ محمد بن یعقوب کلینی، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • غایة المرام وحجة الخصام فی تعیین الإمام من طریق الخاص والعام؛ سید هاشم بحرانی، تحقیق سید علی عاشور.
  • شرح خطبه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.