ترور امیرالمؤمنین علیه السلام
بر پایه منابع روایی شیعه، پس از واقعه غدیر خم و اعلان جانشینی امام علی علیه السلام، منافقین دست به توطئههای متعددی زدند. نخست نقشه ترور پیامبر صلی الله علیه وآله در بازگشت از «غدیر خم» در گردنه «هَرشی» طراحی شد که با افشای وحیانی نافرجام ماند. در مرحله بعد، توطئهگران با انعقاد پیماننامهای محرمانه (صحیفه ملعونه) قصد ترور امام علی علیه السلام را کردند که آن نیز توسط پیامبر صلی الله علیه وآله کشف و خنثی گردید.
اِخبار خداوند در غدیر از ترور توسط منافقین[۱]
پس از معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام توسط پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر و بیعت همگانی، همگان شاهد معجزه ای بزرگ از امیرالمؤمنین علیه السلام بودند. ابوبکر همراه دیگر سران منافقین - که از این همه بزرگی و فضیلت به غیظ آمده بودند - رسماً دست به کار شدند و به فکر عملی کردن نقشههایشان افتادند. خداوند هم پیامبر صلی الله علیه و آله را از این اقدامات آنان با خبر نمود.[۲]
از جمله تصمیم آنان بر قتل پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام بود که خداوند فرمود:
لکِنَّهُمْ یَتَواطَئُونَ عَلی اهْلاکِکَ وَ اهْلاکِهِ
:[۳] ولی آنان توطئه بر هلاک نمودن تو و علی کردهاند. از این مجموعه رفتار بر میآید که گویا چشم دیدن مؤمنین را ندارند و حتی از دیدن گُل روی آنان مشمئز میشوند، که این حاکی از باطن خبیث آنان دارد که تطابقی با طیّب بودن ندارد.
شدت غیظ و غضبشان در رفتار مسخره آمیز و حیله گرانه جلوه میکند، و با ایجاد تشویش در افکار مردم ضربههای کاری بر پیکره اجتماعی میزنند که تازه در حال ساخته شدن است. با کتمان اقدامات خود و ظاهرسازی دروغین نقشههای خود را به آسانی عملی میکنند، و تصمیمهای عظیمی در پشت پرده کارشان درباره قتل بزرگان اسلام و تمرد از دستوراتشان در سر دارند.
بیشتر بخوانید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِالله وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ…».
اسرار ترور امیرالمؤمنین علیه السلام[۴]
از جمله مشهورترین آیات غدیر آیه ای است که پس از اتمام مراسم حج و در مسیر مکه به سوی غدیر بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد:
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ، إِنَّ الله لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ
:[۵] «ای پیامبر، ابلاغ کن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر انجام ندهی رسالت خدا را نرساندهای، و خدا تو را از شر مردم حفظ میکند. خداوند قوم کافر را هدایت نمیکند».
دو نکته در اینجا قابل ذکر است:
زمینه ترور حضرت
اینکه اوضاع مسلمانان و نفوذ منافقین بین آنان به گونه ای بود که خود پیامبر صلی الله علیه و آله ترور را حدس میزد. و لذا از خداوند در مورد ابلاغ ولایت مهلتی خواست و خداوند هم آیه تبلیغ را نازل کرد. البته این خطر که در بازگشت از تبوک سابقه داشت، و منافقین نقشه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله را در راه بازگشت از جنگ تبوک و قتل امیرالمؤمنین علیه السلام را هنگام استقبال از پیامبر صلی الله علیه و آله در همان جنگ کشیده بودند و اجرا هم کردند؛ ولی خداوند آن دو بزرگوار را حفظ کرد.[۶]
پس از امضای صحیفه ملعونه که تعهدنامه اصلی برای همه توطئهها بود، دو نقشه ترور برای پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام با نتایج پیشبینی شده بر ضد غدیر طرح شد. البته نقشه ترور پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام قبلاً در مدینه به هنگام بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله از جنگ تبوک طرح شده بود، که با نزول وحی خنثی شد.[۷]
بیشتر بخوانید: "ترور پیامبر صلی الله علیه و آله"
در این موقعیت هم بهطور جدی در چنین فکری بودند و از هنگامی که متوجه جدی بودن مراسم غدیر شدند سعی داشتند قبل از اعلان ولایت در غدیر آن حضرت را به قتل برسانند،[۸] و وقتی موقعیتی نیافتند باز هم دست برنداشتند تا در گردنه هَرشی در بازگشت از غدیر نقشه خود را عملی کردند؛ ولی خداوند به پیامبرش خبر داد و او را از شر آنان نجات داد.[۹] این خطر نیز به صراحت در کلام پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود: «ایْ رَبِّ، انّی اخافُ قُرَیْشاً وَ النّاسَ عَلی نَفْسی وَ عَلِیٍّ»:[۱۰] «پروردگارا، من از قریش و مردم بر جان خود و علی میترسم».
آثار ترور
در کنار همه خطراتی که اسلام و جامعه اسلامی را تهدید میکرد، به خطر افتادن جان پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام در آن موقعیت - چه قبل از اعلان ولایت و چه بعد از آن - آسانترین راه برای منافقین بود که هر چه سریع تر اهداف خود را به عمل برسانند، بدون آنکه واهمه ای از مقامی بلند چون پیامبر صلی الله علیه و آله یا علی علیه السلام داشته باشند.
مهمتر اینکه فقط مسئله به شهادت رسیدن این دو بزرگوار نبود، بلکه توطئههایی بود که در پی این قتلها انجام میگرفت. این بسیار مهم است که همین اصحاب صحیفه ملعونه با عده ای دیگر رسماً نقشه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله را کشیدند. خدایی که ضامن حفظ پیامبر صلی الله علیه و آله بود آن حضرت را تا میان معرکه برد و در محاصره آن چهارده نفر قرار داد، و سپس بهطور معجزه آسا او را نجات داد.
این گونه بود که بر همه معلوم شد غدیر خدایی دارد و وعده «وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ» را عملی خواهد کرد. اینک به فرازهایی در این باره اشاره میکنیم: خدا به پیامبرش چنین خبر داد:
لکِنَّهُمْ مُواطِئُونَ عَلی هَلاکِکَ وَ هَلاکِهِ
:[۱۱] «آنان درباره هلاک کردن تو و علی نقشه ریختهاند». منافقین در سفر بازگشت از حجةالوداع این گونه توطئه کردند: «دارَ الْكَلامُ بَيْنَهُمْ وَ اعادُوا الْخِطابَ وَ اجالُوا الرَّأْىَ فَاتَّفَقُوا عَلى انْ يَنْفِرُوا بِالنِّبِىِّ ناقَتَهُ عَلى عَقَبَةِ هَرْشى»:[۱۲] «در بین آنها گفتگو واقع شد و در این باره سخن گفتند و نظریه دادند و به این نتیجه رسیدند که شتر پیامبر صلی الله علیه و آله را بر فراز گردنه کوه هَرشی بِرَمانند».
دشمنان پیامبر صلی الله علیه و آله جمع شدند که عبارت بودند از آزادشدگان قریش و منافقین انصار و کسانی از اعراب مدینه و اطراف آن که قلوبشان مایل به ارتداد از اسلام بود، و اینان که چهارده نفر بودند هم پیمان و هم قسم شدند که شتر پیامبر صلی الله علیه و آله را برمانند.[۱۳] وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله راه صعود بر کوه هَرشی را پیش گرفت جبرئیل نازل شد و این خبر را برای حضرت آورد: «يا مُحَمَّدُ، انَّ فُلاناً وَ فُلاناً قَعَدُوا لَكَ فِى الْعَقَبَةِ لِيَغْتالُوكَ»:[۱۴] «ای محمد، فلانی و فلانی، در گردنه کوه برایت کمین کردهاند تا تو را ترور کنند».
این گونه بود که ضامن حفظ رسول او را به سلامت به مدینه رسانید در حالی که این اتمام حجت تاریخی را به صورت تمام عیار به نتیجه رسانده بود.
بیشتر بخوانید: "آیه تبلیغ"
ماجرای ترور امیرالمؤمنین علیه السلام پس از غدیر[۱۵]
منافقین پس از شکست در توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه و آله در کوه هَرشی آرام ننشستند. آنان بار دیگر مجلس سِرّی تشکیل دادند و این بار برای از میان برداشتن امام منصوب از طرف خدا و رسول، درباره نقشه قتل علی علیه السلام به مشورت پرداختند که باید قبل از رسیدن به مدینه انجام میشد.
برای آنکه فرار و گریز ماجرای قبل تکرار نشود، آنان معاهده نامه ای درباره قتل آن حضرت امضا کردند و آن را به ابوعبیده جراح به عنوان امین خود سپردند؛ و رفتند تا برای آماده کردن مقدمات این نقشه دست به کار شوند.
جبرئیل این خبر را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد. حضرت فوراً ابوعبیده را احضار کرد و آن صحیفه را از او طلب کرد. این بار ابوعبیده نتوانست انکار کند، و فوراً آن نوشته را به پیامبر صلی الله علیه و آله تحویل داد. اینجا بود که آیه ۷ سوره مجادله بار دیگر درباره آنان مطرح شد:
ما یَکُونُ مِنْ نَجْوی ثَلاثَةٍ اِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ اِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ
: «هیچ نجوای سه نفری نیست مگر آنکه خدا چهارمی آنان است، و هیچ نجوای پنج نفری نیست مگر آنکه خدا ششمی آنان است».
بیشتر بخوانید: "آیه ۷ مجادله و غدیر"
پیامبر صلی الله علیه و آله باز هم افشاگری را صلاح ندانست و فقط به آنان فرمود: «اَکَفَرْتُمْ بَعْدَ اِسْلامِکُمْ»: «آیا بعد از اسلامتان کافر شدید»؟ و این عبارت اشاره به آیه ۱۰۶ سوره آل عمران بود که میفرماید:
فَاَمَّا الَّذینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ اَکَفَرْتُمْ بَعْدَ ایمانِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ
: «اما کسانی که روسیاه شدند، آیا بعد از ایمانتان کافر شدید؟ پس عذاب را بچشید به خاطر کفری که ورزیدهاید».
و نیز اشاره به آیه ۶۵–۶۶ سوره توبه بود که میفرماید:
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ اِنَّما کُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ اَبِاللهِ وَ آیاتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ. لا تَعْتَذِرُوا قَدْ کَفَرْتُمْ بَعْدِ ایمانِکُمْ
: «اگر از آنان سؤال کنی میگویند: ما درباره مطلبی گفتگو میکردیم و به بازی گرفته بودیم. بگو آیا خدا و آیات الهی و رسولش را به استهزاء گرفتهاید؟ عذر نیاورید که بعد از ایمانتان کافر شدهاید».
با اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله صحیفه را از دست آنان گرفت و امضای آنان در آخر پیمان نامه دیده میشد، ولی با کمال وقاحت قسم یاد کردند که هیچ قصد سوئی نداشتهاند. اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و آله بار دیگر آیه ۷۴ سوره توبه را در برابر آنان قرائت فرمود:
یَحْلِفُونَ بِاللهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ بَعْدَ اِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْیَنالُوا…
: «به خدا قسم یاد میکنند که چنین سخنی نگفتهاند در حالی که کلمه کفر را بعد از اسلامشان بر زبان آوردهاند و قصد کاری را کردهاند که به آن دست نیافتند…».
بیشتر بخوانید: "آیه ۷۴ توبه و غدیر"
و این گونه بود که نازل کننده
وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ
نشان داد که منافقین کوچکتر از آن هستند که بخواهند در مقابل اراده پروردگار خللی ایجاد کنند.[۱۶]
منابع
دانشنامه غدیر، جلد ۶، صفحه ۲۳.
پانویس
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۴۶۴.
- ↑ تفسیر الامام العسکری علیه السلام: ص۱۱۱–۱۲۳. عوالم العلوم: ج۳/۱۵ ص۱۵۴–۱۶۱. بحارالانوار: ج۳۰ ص۲۲۳–۲۲۶ و ج۳۷ ص۱۴۲–۱۴۸. مدینة المعاجز: ج۱ ص۴۳۸. تأویل الآیات: ج۱ ص۴۰ ح۱۱. تفسیر البرهان: ج۱ ص۵۹ ح۱. اثبات الهداة: ج۳ ص۵۷۳.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۱۵۵.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۱ ص۱۰۷، ۱۰۸، ۱۳۰–۱۳۲. ژرفای غدیر: ص۱۵۴.
- ↑ مائده/۶۷.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۱ ص۱۸۵–۲۵۲.
- ↑ درباره نقشه قتل پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام در تبوک به این منابع مراجعه شود: مجمع البیان: ج ۵ ص۶۷، ۷۹. الاحتجاج: ج ۱ ص ۳۰. تفسیر الامام العسکری علیه السلام: ص ۱۵۲. بحار الانوار: ج ۲۱ ص۱۸۵–۲۵۲. دلائل النبوة: ص ۲۴۷. مجمع الزوائد: ج ۱ ص ۱۱۰. المعجم الکبیر: ج ۶ ص ۱۹۵.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۸ ص۹۷، ۹۸.
- ↑ مراجعه شود به کتاب: غدیر در قرآن: ج ۱ ص۱۰۸، ۱۳۱، ۲۱۷، ۲۳۰، ۲۳۵، ۴۷۶ و ج۲ ص۱۰۱، ۴۰۶ و ج۳ ص۷۷.
- ↑ الیقین: ص ۳۷۳.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۴۳.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۸ ص ۹۷ و ج ۳۷ ص۱۱۵، ۱۱۶.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۸ ص۹۷، ۹۸.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۳۵.
- ↑ واقعه قرآنی غدیر: ص ۱۶۹. سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۹. ژرفای غدیر: ص۱۶۱–۱۶۲. غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۲۳۶.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۸ ص ۱۰۲. الصراط المستقیم: ج ۱ ص ۲۹۶.