پرش به محتوا

حمد و شکر خداوند در همه حال در خطبه غدیر

از ویکی غدیر


حمد و شکر خدا در همه حال در خطبه غدیر
حمد و شکر خدا در همه حال در خطبه غدیر
مشخصات فراز
موضوعشایستگی خداوند برای حمد و شکر در تمام حالات
مفاهیمحمد الهی؛ شکرگزاری؛ وجوب شکر منعم؛ نعمت‌های الهی؛ شکر در سختی و آسانی؛ مراتب شکر؛ ربوبیت خداوند
منابع و پیوندها
آیاتفاتحه: ۲؛ نحل: ۱۸؛ ابراهیم: ۷؛ لقمان: ۱۲ و ۱۴؛ سبأ: ۱۳؛ بقره: ۱۵۵–۱۵۷
روایات«الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَهُ أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ عَلَی کُلِّ حَالٍ»

حمد و شکر خدا در همه حال از مفاهیم بخش آغازین خطبه غدیر است که در آن، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله پس از برشمردن اوصاف الهی، خداوند را شایسته ستایش و سپاس همه آفریدگان در تمامی حالات معرفی می‌کند.

عبارت «أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ عَلَی کُلِّ حَالٍ» بر استحقاق خداوند برای حمد و شکر تأکید دارد. در شرح این فراز، دو موضوع اصلی بررسی شده است: وجوب عقلی شکر مُنعِم و تفاوت میان حمد و شکر. همچنین قید «عَلَی کُلِّ حَالٍ» به استمرار سپاسگزاری و ستایش خداوند در شرایط مختلف زندگی ارتباط داده شده است.

برخی شارحان خطبه غدیر معتقدند که چون خداوند سرچشمه همه نعمت‌هاست، عقل انسان سپاسگزاری از او را لازم می‌داند. آنان همچنین حمد را ستایش کمالات و صفات پسندیده و شکر را سپاسگزاری در برابر نعمت و احسان تعریف کرده‌اند.[۱][۲]

متن فراز خطبه غدیر

در نقل مفصل خطبه غدیر، این عبارت در ضمن توصیف خداوند آمده است: الْعَاصِمُ لِلصَّالِحِينَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحِينَ، وَمَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَرَبُّ الْعَالَمِينَ، الَّذِي اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَهُ أَنْ يَشْكُرَهُ وَيَحْمَدَهُ عَلَى كُلِّ حَالٍ. ترجمه: نگاه‌دارنده شایستگان، توفیق‌بخش رستگاران، سرپرست مؤمنان و پروردگار جهانیان است؛ همان کسی که سزاوار است هر یک از آفریدگانش در هر حال او را سپاس و ستایش کنند.

در این فراز، چهار وصف الهی پیش از موضوع حمد و شکر آمده است:

  1. خداوند نگهبان و نگاه‌دارنده بندگان شایسته است.
  2. توفیق رستگاران به او وابسته است.
  3. او سرپرست مؤمنان است.
  4. پروردگاری همه عوالم به او اختصاص دارد.

پس از این اوصاف، شایستگی خداوند برای سپاس و ستایش بیان می‌شود.

از نظر ساختار معنایی، حمد و شکر در این فراز با شناخت صفات و افعال خداوند ارتباط دارد.

بررسی واژگان فراز

«اسْتَحَقَّ»

به معنای سزاوار و مستحق بودن است. در این عبارت، بر شایستگی خداوند برای ستایش و سپاس دلالت دارد.

«مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَهُ»

به معنای «از سوی هر یک از آفریدگانش» است و بر گستردگی نسبت میان آفریدگان و پروردگار تأکید می‌کند.

«یَشْکُرَهُ»

از ماده «شکر» و به معنای سپاسگزاری از خداوند است.

«یَحْمَدَهُ»

از ماده «حمد» و به معنای ستایش خداوند است.

«عَلَی کُلِّ حَالٍ»

به معنای «در هر حال» است و نشان می‌دهد که استحقاق خداوند برای حمد و شکر به وضعیت معینی محدود نشده است.

معنای حمد

«حمد» در زبان عربی به معنای ستایش است. در کاربرد دینی، حمد خداوند به معنای ستودن کمالات و صفات پسندیده اوست؛ صفاتی مانند علم، قدرت، حکمت و رحمت. در شرح خطبه غدیر، حمد به ستایش کسی تفسیر شده است که دارای کمالات و زیبایی‌هاست؛ خواه این کمالات منفعت مستقیمی برای ستایش‌کننده داشته باشد یا نداشته باشد.[۳]

بر این اساس، حمد تنها در برابر دریافت نعمت نیست، بلکه می‌تواند بر پایه شناخت کمال و زیبایی نیز تحقق یابد.

حمد خداوند به سبب کمالات او

در الهیات اسلامی، خداوند دارای کمالات مطلق و منزه از نقص دانسته می‌شود. بنابراین، انسان می‌تواند خداوند را به سبب علم، قدرت، حکمت، رحمت و دیگر صفات کمالی او ستایش کند، حتی هنگامی که به نعمتی خاص و تازه توجه ندارد.

قرآن کریم می‌فرماید: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.(حمد:۲). در این آیه، حمد الهی با عنوان «پروردگار جهانیان» همراه شده است. در خطبه غدیر نیز عبارت مربوط به حمد و شکر، پس از توصیف خداوند به «رَبُّ الْعَالَمِینَ» قرار دارد.

این هم‌نشینی، پیوند میان شناخت ربوبیت خداوند و ستایش او را نشان می‌دهد.

مثال‌هایی برای شناخت حمد

در شرح این فراز، برای روشن‌شدن مفهوم حمد، مثال‌هایی از زیبایی‌های جهان مطرح شده است. انسان ممکن است هنگام مشاهده دریا، آبشار، آسمان، کهکشان‌ها و ستارگان، زیبایی و شکوه آنها را بستاید؛ حتی اگر از آن پدیده‌ها منفعت مادی و مستقیمی دریافت نکرده باشد. در این نمونه‌ها، موضوع ستایش، کمال یا زیبایی مشاهده‌شده است.

در تبیین توحیدی، زیبایی‌های جهان می‌توانند انسان را به شناخت عظمت و حکمت آفریدگار رهنمون شوند و زمینه حمد خداوند را فراهم کنند.[۴]

معنای شکر

«شکر» به معنای سپاسگزاری در برابر نعمت و احسان است. در مباحث اخلاق اسلامی، شکرگزاری با شناخت نعمت، توجه به نعمت‌بخش و استفاده شایسته از نعمت ارتباط دارد. در شرح فراز مورد بحث، شکر در برابر احسانی مطرح شده است که خیر و منفعت آن به شکرگزار می‌رسد. برای نمونه، انسان از معلمی که به او دانش‌آموخته است سپاسگزاری می‌کند و خداوند را نیز برای نعمت‌هایی مانند آفرینش، حیات، عقل و توانایی یادگیری شکر می‌گوید.[۵]

در نگاه توحیدی، خداوند سرچشمه حقیقی نعمت‌هاست؛ هرچند بسیاری از آنها از راه اسباب طبیعی یا تلاش دیگر انسان‌ها در اختیار آدمی قرار می‌گیرند.

تفاوت حمد و شکر

تفاوت حمد و شکر از مباحث اصلی در شرح این فراز خطبه غدیر است. هر دو مفهوم با ستایش و سپاس ارتباط دارند؛ اما در برخی تبیین‌های لغوی و اخلاقی، موضوع آنها متفاوت است.

معیار حمد شکر
معنای اصلی ستایش سپاسگزاری
موضوع کمالات، صفات پسندیده و افعال نیکو نعمت و احسان
ارتباط با منفعت مستقیم لزوماً به دریافت منفعت مستقیم وابسته نیست به شناخت نعمت و احسان ارتباط دارد
نمونه ستایش خداوند به سبب علم، قدرت و حکمت او سپاسگزاری از خداوند برای نعمت حیات و هدایت
جلوه‌های تحقق به‌ویژه ستایش و اظهار زبانی شناخت قلبی، سپاس زبانی و استفاده عملی از نعمت

این تقسیم، تفاوت مفهومی رایج میان حمد و شکر را نشان می‌دهد و به معنای جدایی کامل این دو در همه کاربردها نیست.

ارتباط حمد و شکر

در بسیاری از موارد، حمد و شکر هم‌زمان تحقق می‌یابند. برای نمونه، هنگامی که انسان به سبب دریافت نعمتی خداوند را ستایش می‌کند، ممکن است هم نعمت او را شکر بگوید و هم حکمت و رحمت او را حمد کند. ازاین‌رو، تعبیر «الْحَمْدُ لِلَّهِ» در کاربرد دینی، علاوه بر ستایش، در مقام سپاسگزاری نیز به‌کار می‌رود.

وجوب شکر مُنعِم

«وجوب شکر مُنعِم» از مباحث شناخته‌شده در علم کلام است. «مُنعِم» به معنای نعمت‌بخش است و «شکر مُنعِم» به سپاسگزاری از کسی گفته می‌شود که نعمتی عطا کرده است. در این بحث، مسئله اصلی آن است که آیا عقل انسان، مستقل از دستور شرعی، سپاسگزاری از نعمت‌بخش را لازم می‌داند یا خیر.

در کلام امامیه، وجوب عقلی شکر منعم از مباحث مطرح در زمینه حسن و قبح عقلی است. بر پایه این دیدگاه، عقل انسان سپاسگزاری از احسان‌کننده را شایسته و ناسپاسی از او را ناپسند تشخیص می‌دهد. در شرح خطبه غدیر نیز بر این مبنا تأکید شده و چنین استدلال شده است که خداوند منعم حقیقی است و چون همه موجودات از نعمت‌های او بهره‌مندند، شکرگزاری از او عقلاً لازم است.[۶]

خداوند، سرچشمه نعمت‌ها

در آموزه‌های توحیدی، خداوند آفریننده و پروردگار همه موجودات است. انسان در اصل وجود، استمرار حیات و بهره‌مندی از امکانات طبیعی و معنوی به خداوند وابسته است. از جمله نعمت‌هایی که در مباحث اخلاقی به آنها توجه می‌شود، می‌توان به عقل، قدرت اندیشه، حواس، امکانات زندگی، فرصت کسب دانش و امکان هدایت اشاره کرد.

قرآن کریم می‌فرماید: وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ؛ و اگر نعمت خدا را بشمارید، نمی‌توانید آنها را به‌شمار آورید؛ بی‌گمان خداوند آمرزنده و مهربان است.(نحل:۱۸)

این آیه بر گستردگی نعمت‌های الهی تأکید دارد. در نتیجه، سپاسگزاری از خداوند تنها به نعمت‌های آشکار و مادی محدود نیست.

معنای شکر خدا در همه حال

قید «عَلَی کُلِّ حَالٍ» در فراز خطبه، بر فراگیری شایستگی خداوند برای حمد و شکر دلالت دارد. انسان در طول زندگی با شرایط متفاوتی روبه‌رو می‌شود؛ گاهی در سلامت، رفاه و آسایش قرار دارد و گاهی دشواری، اندوه، بیماری یا محرومیت را تجربه می‌کند.

در شرح این فراز، بر استمرار حمد و شکر در چنین وضعیت‌هایی تأکید شده است.

شکر در آسایش و برخورداری

در هنگام آسایش، انسان ممکن است از نعمت‌های فراوانی برخوردار باشد. شکرگزاری در این شرایط با شناخت نعمت، فروتنی در برابر خداوند و پرهیز از ناسپاسی ارتباط دارد.

قرآن کریم می‌فرماید: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ؛ و هنگامی که پروردگارتان اعلام کرد: اگر سپاسگزاری کنید، قطعاً بر شما می‌افزایم و اگر ناسپاسی کنید، بی‌گمان عذاب من سخت است.(ابراهیم:۷)

در این آیه، میان شکرگزاری و افزایش نعمت پیوند برقرار شده است. از نظر اخلاقی، شکر در هنگام برخورداری می‌تواند انسان را به استفاده مسئولانه از امکانات و توجه به حقوق دیگران راهنمایی کند.

حمد و شکر در سختی

در شرح موجود این فراز، برخی شارحان با تأکید بر حکمت و رحمت الهی معتقدند که رخدادهای خوشایند و ناخوشایند زندگی، از قلمرو تدبیر خداوند بیرون نیستند. بر اساس این دیدگاه، انسان همیشه از حکمت رخدادها آگاهی ندارد و ممکن است نتواند مصالح برخی رویدادها را تشخیص دهد. در یکی از شرح‌ها، فقر و غنا، سلامت و بیماری، با توجه به حکمت الهی بررسی شده‌اند و بر امکان وجود مصلحتی فراتر از آگاهی انسان تأکید شده است.[۷]

بااین‌حال، این تبیین کلامی نباید به معنای آن دانسته شود که هر بیماری، فقر یا رنج مشخص، لزوماً برای فرد گرفتار سودمند است یا نباید برای برطرف‌کردن آن تلاش کرد. در آموزه‌های اسلامی، صبر در دشواری‌ها با مسئولیت‌پذیری، درمان بیماری، رفع نیازهای دیگران و مقابله با بی‌عدالتی قابل جمع است.

رابطه شکر و صبر

«شکر» و «صبر» دو مفهوم مرتبط در اخلاق اسلامی هستند. شکر به شناخت نعمت و سپاسگزاری از نعمت‌بخش اشاره دارد؛ درحالی‌که صبر به پایداری و خویشتن‌داری در دشواری‌ها و مسیر انجام وظیفه مربوط است. انسان می‌تواند در هنگام سختی، ضمن صبر و تلاش برای برطرف‌کردن مشکل، نسبت به نعمت‌های باقی‌مانده نیز شکرگزار باشد.

قرآن کریم می‌فرماید: وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ و قطعاً شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش اموال و جان‌ها و محصولات می‌آزماییم و شکیبایان را بشارت ده.(بقره:۱۵۵)

در این آیه، سختی‌های زندگی در چارچوب آزمون و صبر مطرح شده‌اند.

مراتب شکرگزاری

در مباحث اخلاقی، شکر را می‌توان در سه مرتبه قلبی، زبانی و عملی بررسی کرد. این تقسیم، تبیینی اخلاقی است و سه مرتبه یادشده با یکدیگر ارتباط دارند.

شکر قلبی

شکر قلبی به شناخت نعمت و توجه درونی به نعمت‌بخش گفته می‌شود. در این مرتبه، انسان به وابستگی خود به خداوند و نقش نعمت‌های الهی در زندگی توجه می‌کند. شکر قلبی با آگاهی، فروتنی و دوری از غرور ارتباط دارد.

شکر زبانی

شکر زبانی، اظهار سپاس و ستایش به‌وسیله گفتار است. گفتن «الْحَمْدُ لِلَّهِ» و دیگر ذکرهای سپاس، از نمونه‌های شناخته‌شده شکر زبانی به‌شمار می‌رود. در این مرتبه، انسان با زبان خود نعمت و احسان الهی را یادآوری می‌کند.

شکر عملی

شکر عملی به استفاده درست از نعمت‌ها اشاره دارد. در این مرتبه، انسان تلاش می‌کند امکانات و توانایی‌های خود را در مسیرهای شایسته به‌کار گیرد. برای نمونه، بهره‌گیری مسئولانه از دانش، رعایت حقوق دیگران و کمک به نیازمندان می‌تواند از مصادیق شکر عملی باشد.

قرآن کریم می‌فرماید: اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکْرًا وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ؛ ای خاندان داوود، برای سپاسگزاری عمل کنید و اندکی از بندگان من بسیار سپاسگزارند.(سبأ:۱۳)

در این آیه، شکر با عمل پیوند یافته است.

شکر الهی و قدردانی از مردم

در اخلاق اسلامی، سپاسگزاری از خداوند با قدردانی از انسان‌هایی که به دیگران خدمت می‌کنند، منافات ندارد. هرچند خداوند سرچشمه نهایی نعمت‌هاست، بسیاری از امکانات و خدمات از راه تلاش دیگران در اختیار انسان قرار می‌گیرد. ازاین‌رو، قدردانی از والدین، آموزگاران و نیکوکاران با روح شکرگزاری هماهنگ است.

قرآن کریم می‌فرماید: أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ؛ مرا و پدر و مادرت را سپاس بگزار؛ بازگشت به سوی من است.(لقمان:۱۴)

این آیه، شکر خداوند و سپاسگزاری از والدین را در کنار یکدیگر مطرح می‌کند.

ارتباط حمد و شکر با توحید ربوبی

در فراز مورد بحث، عبارت مربوط به حمد و شکر، پس از توصیف خداوند به «رَبُّ الْعَالَمِینَ» آمده است. این ترتیب از نظر معنایی اهمیت دارد؛ زیرا حمد و شکر با شناخت پروردگاری خداوند ارتباط پیدا می‌کند. در نگاه توحیدی، خداوند افزون بر آفرینندگی، تدبیرکننده جهان و سرچشمه نعمت‌هاست. شناخت این جایگاه می‌تواند انسان را به ستایش کمالات الهی و سپاسگزاری از نعمت‌های او رهنمون سازد.

در این چارچوب، حمد با شناخت صفات کمالی خداوند و شکر با شناخت نعمت‌ها و احسان او ارتباط دارد.

جایگاه حمد و شکر در ساختار خطبه غدیر

بخش آغازین خطبه غدیر به توصیف خداوند و حمد و ثنای الهی اختصاص دارد. در این بخش، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله پیش از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اوصاف متعددی از خداوند را بیان می‌کند. فراز «أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ عَلَی کُلِّ حَالٍ» در امتداد این توصیف‌ها قرار گرفته است.

از نظر ساختاری، این عبارت دو موضوع را به یکدیگر مرتبط می‌کند:

  1. شناخت صفات و افعال خداوند؛
  2. شایستگی او برای حمد و سپاس.

در ادامه خطبه نیز پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله حمد و شکر فراوان و مستمر خود را اظهار می‌کند. بنابراین، میان فراز حاضر و موضوع حمد کثیر و شکر دائم پروردگار پیوند معنایی وجود دارد.

حمد و شکر و نعمت هدایت

در آموزه‌های دینی، هدایت از نعمت‌های مهم الهی به‌شمار می‌رود. در تفسیر امامیه، هدایت انسان از راه پیامبران و امامان الهی نیز در شمار نعمت‌های معنوی مورد توجه قرار می‌گیرد. از این منظر، واقعه غدیر و اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام با موضوع نعمت هدایت دینی ارتباط دارد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۱۳۵.
  2. ↑ شرح خطابه غدیر، ج۱، ص۳۷۲.
  3. ↑ شرح خطابه غدیر، ج۱، ص۳۷۲.
  4. ↑ شرح خطابه غدیر، ج۱، ص۳۷۲.
  5. ↑ شرح خطابه غدیر، ج۱، ص۳۷۲.
  6. ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۱۳۵.
  7. ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۱۳۵.

منابع

  • شرح خطابه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
  • شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
  • قرآن کریم؛ سوره‌های حمد، نحل، ابراهیم، بقره، لقمان و سبأ.