زیارت‌ها و دعاهای مرتبط با آیه اکمال

يكى از جلوه ‏هاى قرآنى غدير كه مورد غفلت قرار گرفته، فرازهاى دعا و زياراتى است كه در آن ها به تبيين و تفسير آيات مربوط به واقعه غدیر پرداخته شده است. در بسيارى از دعاها و زيارات -  به خصوص آن چه مربوط به شب و روز غدير است -  ناگفته‏ هايى از مسئله غدير به چشم مى ‏خورد كه در هيچ روايت ديگرى يافت نمى ‏شود. در مواردى شأن نزول آيات و در مواردى استشهاد به آيه ‏هاى قرآن و در مواردى مصداق قرار دادن غدير براى آيه مزبور مطرح شده است.

فرازى دعا در روز غدير

از جمله اين موارد است:  الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً : «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم».

اين آيه و دعاى مربوط به آن از دو بُعد قابل بررسى است:

متن دعا

از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده كه مؤمن در روز غدير صد بار اين ذكر را بگويد:

  • « الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى جَعَلَ كَمالَ دينِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ بِوِلايَةِ اميرِالْمُؤْمُنينَ عَلِىِّ بْنِ ابى‏ طالِبٍ‏ عليه السلام»[۱]: سپاس خدايى را كه كمال دينش و تمام نعمتش را با ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابی ‏طالب ‏علیه السلام قرار داد.

نتيجه اعتقادى

در اين دعا مضمون آيه با تغيير جمله ‏بندى در قالب شكرگزارى و نيز تفسير آيه آورده شده است. اين دعا با قرينه ورود آن در روز غدير و تصريح آخر آن، از يک سو شأن نزول آيه را بيان مى‏ كند كه با اعلام ولايت در غدير هم دين كامل شد و هم نعمت تمام گرديد و هم خدا از اسلام راضى شد، و از سوى ديگر به ما مى‏ آموزد كه اگر قرار بر شكر نعمت است، نعمت ولايت بالاترين نعمتى است كه موظف به سپاسگزارى به خاطر آن هستيم.

كامل شدن دين خداوند و بالاترين نعمت پروردگار كه با آمدن آن نعمت‏ ها كامل شد، ولایت ائمه ‏علیهم السلام و صاحب اختيار شدن آنان بر مردم بود، و آن هنگامى بود كه دين اسلام به عنوان يک دين كامل مورد قبول خداوند قرار گرفت. در اين باره دو جمله در خطبه غدیر فرموده ‏اند:

  • الف) «پروردگارا، هنگامى كه من ولايت على بن ابى ‏طالب را براى مردم تبيين كردم اين آيه را نازل كردى كه  الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ ... : «امروز دين شما را كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به آخرين درجه رساندم و اسلام را به عنوان دين شما پسنديدم»، و اين آيه را نازل كردى كه  وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً ... : «هر كس جز اسلام دينى را بپذيرد هرگز از او قبول نخواهد شد و در آخرت از زيان كاران است».
  • ب) «اى مردم، خداوند دينش را با امامت او (على) كامل كرده است. پس هر كس به او و به امامان بعد از او كه جانشينان او تا روز قيامت هستند اقتدا نكند و آنان را امام خود قرار ندهد اعمالش بى ‏ارزش مى‏ شود، و در جهنم دائمى خواهد بود...».

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطابه غدير هيجده اقدام فوق‏ العاده انجام دادند، كه بعضى از آن ها در روند عادى سخنرانى‏ هاى حضرت سابقه نداشت، و چند اقدام هم در تمامى سخنرانى ‏هاى مردم دنيا از روز اول خلق آدم تا امروز سابقه نداشته است! يكى از آن اقدامات اين بود: نزول وحى در اثناى سخنرانى و اعلام آن در همان لحظه از كارهاى بى‏ سابقه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير بود، آن هم آيه‏ اى كه در تأييد پيام ابلاغ شده در همين سخنرانى بود.

در حساس ‏ترين لحظات خطبه غدير -  كه بخش چهارم خطبه بود -  و پس از بيان جمله «من كنت مولاه فهذا على مولاه» و معرفى و بلند كردن اميرالمؤمنين ‏عليه السلام، پيامبر صلى الله عليه و آله توانسته بود بار سنگين  يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ... را با موفقيت به مقصود برساند و ولايت دوازده امام ‏عليهم السلام را تا آخر دنيا از فراز منبر غدير اعلام فرمايد.

بیشتر بخوانید: "آیه تبلیغ"

اين جا بود كه جبرئيل بر قلب آن حضرت نازل شد و در حالى كه حضرت خطابه را ادامه مى‏داد آيه ۳ سوره مائده را به عنوان سند افتخار ابدى غدير آورد:

  •  الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً : «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم».

بیشتر بخوانید: "آیه اکمال"

بلافاصله پس از نزول آيه، پيامبر صلى الله عليه و آله در ادامه خطبه فرمود: خدايا، تو هنگام بيان اين مطلب و منصوب نمودنت على‏ عليه السلام را در اين روز، اين آيه را درباره ولايت على ‏عليه السلام نازل كردى:  الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً .

اعلام نزول اين آيه هنگام اعلان ولايت، گذشته از آن كه مسئله ‏اى اعجاب برانگيز بود، خبر از كمال دين الهى با همين سخنرانى مى ‏داد و اهميت اين خطابه را به همه گوشزد مى‏ كرد. اين عظمت آن گاه به اوج خود رسيد كه نتيجه يک سخنرانى كامل شدن نعمت‏ هاى الهى و رضايت خداوند اعلام شد.

پس از اتمام خطبه غدير، لحظات به كام پيامبر صلى الله عليه و آله شيرين‏ تر از عسل بود، چرا كه خطاب  يا اَيَّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ  را با عزمى راسخ به انجام رسانده بود و على بن ابى‏ طالب ‏عليه السلام را آن چنان كه بايد معرفى كرده بود، گام ‏هاى بلند محمد و على ‏عليهما السلام فرود از منبر غدير را آغاز كرد.

هم زمان مردم نيز مشتاقانه از جا برخاستند و از هر سو با ازدحام به طرف منبر آمدند؛ و در حالى كه دست‏ها را به نشانه بيعت بالا برده بودند اشاره مى‏ كردند و مى ‏گفتند: «آرى پذيرفتيم و طبق امر خدا و رسولش از صميم قلب و با زبان و دستانمان اطاعت مى‏ كنيم». در آن لحظات احساس برانگيز پيامبر صلى الله عليه و آله از همان فراز منبر با بسيارى از دست‏ هايى كه به سويش بلند شده بود بیعت كرد و به احساسات آنان پاسخ داد.

صداى تبريک و تهنيت از ميان جمعيت بلند بود، و پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ تبریک آنان مى‏ فرمود:  الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى فَضَّلَنا عَلى جَميعِ الْعالَمينَ : «سپاس خدايى را كه ما را بر همه جهانيان فضيلت داد».

فريادهاى شعفى كه از جمعيت برمى‏ خاست، شكوه بى‏ مانندى را به اجتماع بزرگ غدير مى‏ بخشيد. پيامبر صلى الله عليه و آله براى نشان دادن غدير به عنوان بزرگ‏ ترين مناسبتى كه در عمر مباركش به او بايد تبريک گفت، مى‏ فرمود: به من تبريک بگوييد، به من تهنيت بگوييد، زيرا خداوند مرا به نبوت و اهل‏ بيتم را به امامت اختصاص داده است.

بیشتر بخوانید: "تبریک گفتن در غدیر"

ابراز احساسات مردم با پاسخ‏ هاى پيامبر صلى الله عليه و آله آرام ‏تر شد در حالى كه آن حضرت با اميرالمؤمنين ‏عليه السلام به پله‏ هاى پايين منبر رسيده بودند. در آن حال پيامبر صلى الله عليه و آله كمال دين را به مردم يادآور شده فرمود: «اللَّهُ اَكْبَرُ عَلى اِكْمالِ الدّينِ وَ اِتْمامِ النِّعْمَةِ وَ رِضَى الرَّبِّ بِرِسالَتى وَ الْوِلايَةِ لِعَلِىِّ بْنِ اَبى‏ طالِبٍ»: «الله اكبر به خاطر كامل شدن دين و تمامى نعمت و رضايت پروردگار به رسالت من و ولايت على بن ابى ‏طالب».

سپس سه بار آيه  الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً  را قرائت كرد، و بعد از آن فرمود: «كمال دين و تمام نعمت و رضايت رب با اين است كه مرا براى ابلاغ ولايت على بن ابى ‏طالب ‏عليه السلام بعد از من فرستاده است».[۲]

مفاخره بین معصومین علیهم السلام

مفاخره بين معصومين‏ عليهم السلام براى بيان فضايل ايشان به صورت زيبايى است كه در تاريخ به خوبى  ثبت مى‏ شود. روزى پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين‏ عليه السلام نشسته بودند كه امام حسین‏ علیه السلام وارد شد، در حالى كه شش سال از عمر او مى‏ گذشت. اميرالمؤمنين ‏عليه السلام پرسيد: يا رسول‏ اللَّه، كدام يک از ما دو نفر نزد شما محبوب‏ تر هستيم؟ امام حسين‏ عليه السلام عرض كرد:

پدرجان، هر كدام از ما شرافت و فضيلتش بالاتر باشد نزد پيامبر صلى الله عليه و آله محبوب ‏تر و مقرب‏ تر است. اميرالمؤمنين‏ عليه السلام فرمود: اى حسين، حاضرى افتخارات خود را در برابر هم بگوييم؟ عرض كرد: پدرجان، اگر شما مايل باشيد، من حاضرم! اميرالمؤمنين ‏عليه السلام فرمود: يا حسين، من اميرالمؤمنينم، من لسان صادقينم، من وزير مصطفايم ... ، من آن نعمت خداى تعالى هستم كه بر خلقش ارزانى داشته است.

منم آن كسى كه خداوند تعالى در حق من فرموده:  اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمْ الاِسْلامَ ديناً ، پس هر كس مرا دوست بدارد مسلمان مؤمن است و دينش كامل است...، من نبأ عظيمى هستم كه خدا در روز غدير خم دين را با او كامل نمود. منم آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره‏ ام فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه»... .

امام حسين ‏عليه السلام هم مطالبى فرمود و در پايان عرضه داشت: شما نزد خداوند از من افضل هستى، ولى من از نظر پدران و مادران و اجداد بر شما فخر مى‏ نمايم! سپس امام حسين‏ عليه السلام با پدر هم ‏آغوش شدند و يکديگر را بوسيدند... .[۳]

بدون شک هر كس در پى كمال است و كامل را مى‏ طلبد تا به وسيله آن زودتر به قله كمال دست يابد. خداوند اين كمال را با آدرس دقيق در متن قرآنش به همه نشان داده و با كلمه «اليوم» به روز غدير اشاره نموده، و دين كامل و نعمت تمام را به همه معرفى كرده، و امضاى رضايت خود را به همه خاطرنشان فرموده است.

امیرالمؤمنین‏ علیه السلام درباره حجتى كه اين گونه بر همه مردم تمام شده مى‏ فرمايد: خداوند در آن روز (غدير) اين آيه را نازل كرد كه  اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمْ الاِسْلامَ ديناً . پس ولايت من كمال دين و رضايت پروردگار تبارک و تعالى است.[۴]

بر فراز غدير تابلوى بلندى با عنوان «يوم الولاية» نصب شده و يادآور روزى است كه اسلام «اسلام» شد. خداوند در آن روز اين نام زيبا را براى اين دين خاتَم پسنديد و جمله  رضيت لكم الإسلام ديناً  را در كتاب وحى به ثبت رسانيد. اميرالمؤمنين ‏عليه السلام به عنوان صاحب غدير به اين مرحله اسلام افتخار مى كند و مى‏ فرمايد:

خداوند با ولايت من دين اين امت را كامل نمود و نعمت‏ ها را بر آنان تمام كرد، و اسلامشان را مورد رضايت قرار داد؛ هنگامى كه در يوم الولاية (روز غدير) به پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: يا محمد، به مردم خبر ده كه امروز دينشان را كامل كردم و نعمتم را بر آنان تمام نمودم و اسلام را به عنوان دينشان راضى شدم.[۵]

اولین اتمام حجت

هفت روز پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله، بعد از آن كه اميرالمؤمنين ‏عليه السلام از جمع قرآن فراغت يافتند، در حالى كه غاصبین خلافت و بقيه مردم در مسجد بودند، از خانه بيرون آمده و خطاب به آنان به عنوان اولين اتمام حجت خود با غدير در سخنان مفصلى فرمودند: خداى تعالى به وسيله من بندگانش را آزمايش فرمود ... ، و مرا به وصايت پيامبر صلى الله عليه و آله اختصاص داد و به خلافت او در امتش برگزيد... .

پيامبر صلى الله عليه و آله به حجةالوداع رفت و سپس به غدير خم آمد. در آن جا شبيه منبرى براى او ساخته شد و بر فراز آن رفت و بازوى مرا گرفت و بلند كرد به حدى كه سفيدى زير بغلش ديده شد، و در آن مجلس با صداى بلند فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلَاهُ، أللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ».

پس بر اساس ولايت من ولايت الهى است، و عداوت با من برابر با دشمنى خداست. خداوند در آن روز اين آيه را نازل كرد كه  اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمْ الاِسْلامَ ديناً . پس ولايت من كمال دين و رضايت پروردگار تبارک و تعالى است... .[۶]

نبأ عظیم

حضرت على ‏عليه السلام نعمت اعظم خداوند است كه وقتى ولايت او را به مردم عنايت نمود  أتممت نعمتى فرمود. اين همان نبأ عظيم و مهم ‏ترين خبرِ تاریخ بشريت بود كه قبلاً ذكر آن آمده بود كه  عمَّ يتسائلون، عن النبأ العظيم ، و در غدير تفسير شد كه ولايت على بن ابى‏ طالب‏ عليه السلام خبر بزرگ است.

بیشتر بخوانید:"آیات ۱ تا ۳ نبأ و غدیر"

خود نبأ عظيم، اين گونه مى ‏فرمايد: من آن نعمت خداى تعالى هستم كه بر خلقش عنايت فرموده است. منم آن كسى كه خداوند تعالى در حق من فرموده:  الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً . پس هر كس مرا دوست بدارد مسلمان مؤمن است و دينش كامل است ... . من نبأ عظيمى هستم كه خداوند در روز غدير خم دين را با او كامل نمود. منم آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره ‏ام فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلَاهُ».[۷]

تفسیر ولایت

اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در اين باره مى ‏فرمايد: خداوند به پيامبرش دستور داد تا واليان امرشان را معرفى كند و ولايت را مانند نماز و زكات و روزه و حج تفسير نمايد. اين بود كه در غدير خم مرا منصوب نمود و در خطابه‏ اى فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلَاهُ، أللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ». در آنجا سلمان پرسيد: ولايت او چگونه است؟ فرمود:

«ولايت او همچون ولايت من است. هر كس من نسبت به او صاحب اختيار بوده ‏ام على هم نسبت به او صاحب اختيار است»، و خداوند عز و جل اين آيه را نازل فرمود:  اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمْ الاِسْلامَ ديناً . پيامبر صلى الله عليه و آله تكبير گفت و فرمود: «الله اكبر، تمام نبوتم و كمال دين خدا، ولايت على بعد از من است».[۸]

احتجاج در جنگ صفین

اميرالمؤمنين ‏عليه السلام در جنگ صفين احتجاج مفصلى فرمود و در ضمن اشاره به غدير و نزول آيه اكمال پس از خطبه و بيان حدیث غدیر فرمود: ... سپس خداوند تعالى اين آيه را نازل كرد:  اليَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإسْلامَ ديناً [۹]: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما به حد كمال رساندم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم».

سلمان فارسى پرسيد: يا رسول الله، آيا اين آيات به خصوص درباره على نازل شده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: درباره او و جانشينانم تا روز قيامت نازل شده است. و سپس فرمود: اى سلمان، تو و كسانى كه با تو در اين مطلب حاضر بودند شاهد باشيد و حاضران به غايبان برسانند. سلمان فارسى عرض كرد: يا رسول الله، آنان را براى ما بيان فرما.

فرمود: على برادرم و وزيرم و وصيّم و وارثم و خليفه ‏ام در امتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من، و يازده امام از فرزندانش، اول آنان فرزندم حسن و سپس حسين و سپس نُه نفر از فرزندان حسين، يكى پس از ديگرى، كه قرآن با آنان است و آنان با قرآنند، و از آن جدا نمى‏ شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند.[۱۰]

فرازى از زيارت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در روز غدير

متن زيارت

در فرازى از زيارت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در روز غدير، شک كننده در ولايت به عنوان معاند با خداوند در دين كاملى كه روز غدير اعلام شد، معرفى شده است: «اشْهَدُ يا اميرَالمُؤْمِنينَ انَّ الشّاكَّ فيکَ ما آمَنَ بِالرَّسُولِ الْأَمينِ وَ انَّ العادِلَ بِكَ غَيْرَكَ عانَدَ عَنِ الدِّينِ الْقَويمِ الّذِى ارْتَضاهُ لَنا رَبُّ الْعالَمينَ وَ اكْمَلَهُ بِوِلايَتِكَ يَوْمَ الْغَديرِ»[۱۱]:

يا اميرالمؤمنين، شهادت مى‏ دهم كه شک كننده درباره تو به پيامبر امين‏ صلى الله عليه و آله ايمان نياورده است، و كسى كه تو را با غير تو مساوى قرار دهد از دين محكمى كه رب العالمين براى ما پسنديده و با ولايت تو در روز غدير آن را كامل كرده، دشمنى كرده است.

نتيجه اعتقادى

امام هادی ‏علیه السلام در اين عبارت آیه اکمال را به صورت اشاره با درج آن در كلام خود آورده و به دو قسمت آن اشاره فرموده است: ابتدا  رضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ و بعد  الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ . در يک نگاه ارتباطى دو سويه بين كمال دين و رضايت رب در يک سو، و كفر و عناد در سوى ديگر برقرار شده است. به اين بيان كه اگر خدا دينى را راضى شده و كسى به غير آن راضى است، يا اگر خدا دينى را كامل كرده و كسى هنوز در آن شک دارد، اين ضديت با خدا و كفر است.

مظهر اين شک و گزينش غير رضاى خدا در شک و ضديت با اميرالمؤمنين‏ عليه السلام جلوه‏ گر است. وقتى كسى درباره على‏ عليه السلام شک دارد در واقع به پيامبر صلى الله عليه و آله و فرموده ‏هاى آن حضرت شک دارد و ايمان نياورده است. كسى كه به جاى على ‏عليه السلام غير او را مى‏ پذيرد در واقع رو در روى خدا ايستاده و ضديت با آن دينى مى ‏كند كه خداوند با صداى بلند كمال آن و رضايت خود از آن را به آن اعلام كرده است.

در يک جمله مى‏ توان از اين فراز نتيجه گرفت كه چنين كسى نه اينكه از رسيدن به اهداف دين الهى عقب مانده، و نه اين كه از راه راست منحرف شده، و نه اين كه كفر ورزيده، بلكه بالاتر از همه اين ها در برابر ذات الهى قد عَلَم كرده و استكبار و معاندت نشان داده است.

يكى از مفاهيم عميق در زيارت غديريه، رابطه آيات قرآن با ولايت و امامت و اميرالمؤمنين‏ عليه السلام است.

يكى از آياتى كه در زيارت غديريه به آن استشهاد شده آيه ۳ از سوره مائده يا همان آيه اكمال است: اللهم... ، العن من غصب وليك حقه و انكر عهده و جحده بعد اليقين و الاقرار بالولاية له يوم اكملت له الدين. اين فقره از فقرات اواخر دعاست، كه امام هادى‏ عليه السلام دشمنان خاندان نور را لعن مى ‏كند: خدايا... ، لعن كن كسانى را كه حق وليّت را غصب كردند، عهد و پيمانش را منكر شدند، بعد از يقين و اقرار به ولايت حضرتش در روزى كه دين را برايش كامل فرمودى... .

امام هادى‏ عليه السلام جملات آخر دعا را به لعن ظالمان و قاتلان خاندان نور اختصاص داده، و در اين جمله پيمان شكنانى را لعن مى‏كند كه روز غدير اميرالمؤمنين‏ عليه السلام را به ولايت تبریک و تهنيت گفتند، و چند ماه بعد سقيفه را تشكيل دادند!

طبيعى است كسى مى ‏تواند صاحب اختيار مطلق مردم باشد كه نه تنها گناه نكند و شیطان و هواى نفس در او راه نداشته باشد، بلكه اشتباه هم نكند تا باعث هلاكت جمعيتى نشود. خداوند كسانى را صاحب اختيار مردم قرار داده كه داراى عصمت مطلق ‏اند و از هرگونه بدى و پليدى به هر معنى كه باشد پاک‏ اند. گذشته از آن عِلمشان را به منبع بى‏ پايان علم خود متصل كرده است تا جوابگوى انواع احتياجات مردم باشند.

در اين باره اسحاق بن اسماعيل از نيشابور براى امام حسن عسكرى‏ عليه السلام نامه ‏اى نوشت و مسائلى را مطرح كرد. آن حضرت جواب نامه را توسط نمايندگان خود براى او فرستادند كه يكى از فرازهاى آن چنين است:

آن گاه كه خداوند با منصوب كردن اولياى خود بعد از پيامبرش بر شما منت گذاشت به پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب كرد:  اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ ديناً ، و براى اوليائش حقوقى را بر شما واجب كرد و به شما دستور داد تا آن حقوق را نسبت به ايشان ادا كنيد تا آن چه نزد شما از همسران و اموال و خوراک داريد بر شما حلال شود و نمو و بركت و ثروت را به شما نشان دهد، و تا معلوم شود كه چه كسى از خداوند اطاعت مى‏ كند ... .[۱۲]

پانویس

  1. بحار الانوار: ج ۹۵ ص ۳۲۱ ح ۵ .
  2. عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۱۹۶،۱۹۴،۶۳،۴۰.
  3. فضائل شاذان: ص ۸۴ .
  4. الكافى: ج ۸ ص ۲۷. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۸ ح ۷۲.
  5. الخصال: ج ۲ ص ۴۲. بحار الانوار: ج ۳۹ ص ۳۳۶ ح ۵ .
  6. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۸ ح ۷۲. روضه كافى: ص ۲۷.
  7. الفضائل (شاذان بن جبرئيل): ص ۸۴ .
  8. الاحتجاج: ج ۱ ص ۱۴۵ - ۱۵۵. بحار الانوار: ج ۳۱ ص ۴۱۰ - ۴۱۲.
  9. مائده /  ۳.
  10. كتاب سليم: ح ۲۵.
  11. بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۳۶۰ - ۳۶۸.
  12. بحار الانوار: ج ۲۳ ص ۹۹ ح ۳ و ج ۵۰ ص ۳۲۱.