پرش به محتوا

صاحب اختیاران عالم

از ویکی غدیر
صاحب‌اختیاری خدا، پیامبر و امیرالمؤمنین در خطبه غدیر
صاحب‌اختیاری خدا، پیامبر و امیرالمؤمنین در خطبه غدیر
مشخصات فراز
موضوعپیوند صاحب‌اختیاری خداوند، پیامبر و امیرالمؤمنین علیه السلام
مفاهیمولایت الهی؛ ولایت پیامبر؛ ولایت امیرالمؤمنین؛ اطاعت؛ امامت؛ بیعت
منابع و پیوندها
آیاتاحزاب: ۶؛ مائده: ۵۵؛ نور: ۵۱
روایاتپیامبر صلی الله علیه و آله: «فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ مَوْلَاکُمْ وَإِلَهُکُمْ... ثُمَّ مِنْ بَعْدِی عَلِیٌّ وَلِیُّکُمْ وَإِمَامُکُمْ»

صاحب‌اختیاری خدا، پیامبر و امیرالمؤمنین در خطبه غدیر به فرازی از خطبه غدیر اشاره دارد که در آن، پیامبر صلی الله علیه و آله ولایت و صاحب‌اختیاری خداوند را سرچشمه ولایت خود و ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام معرفی می‌کند. پیامبر در این فراز پس از فرمان به شنیدن، اطاعت و تسلیم در برابر امر الهی، خداوند را مولا و معبود مردم، خود را ولی و پیامبر آنان و امیرالمؤمنین علیه السلام را ولی و امام پس از خویش معرفی کرده است. این ترتیب، در تفسیر شیعی نشان‌دهنده پیوند توحید، نبوت و امامت و منشأ الهی ولایت امام است.[۱]

متن فراز خطبه

پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر فرمود:

فَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَانْقَادُوا لِأَمْرِ اللَّهِ رَبِّکُمْ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ مَوْلَاکُمْ وَإِلَهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُهُ وَنَبِیُّهُ الْمُخَاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِی عَلِیٌّ وَلِیُّکُمْ وَإِمَامُکُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ رَبِّکُمْ، ثُمَّ الْإِمَامَةُ فِی ذُرِّیَّتِی مِنْ وُلْدِهِ إِلَى یَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ.؛ پس بشنوید و اطاعت کنید و در برابر فرمان خداوند، پروردگارتان، تسلیم شوید؛ زیرا خداوند عزوجل مولا و معبود شماست؛ سپس پس از او، فرستاده و پیامبرش که با شما سخن می‌گوید ولیّ شماست؛ و پس از من، علی به فرمان خداوند پروردگارتان ولی و امام شماست. پس از او نیز امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و پیامبرش را ملاقات کنید.[۲]

معنای صاحب‌اختیاری

واژه «مولا» در این فراز در کنار فرمان به شنیدن، اطاعت و تسلیم آمده است. این همراهی نشان می‌دهد که مقصود، تنها محبت یا دوستی نیست؛ بلکه نوعی ولایت، سرپرستی و حق اطاعت نیز در معنای آن مورد نظر است. بر این اساس، «صاحب‌اختیار» در این مدخل به کسی گفته می‌شود که بر پایه فرمان الهی، حق ولایت و اطاعت بر مؤمنان دارد.

در این فراز، سه مرتبه از ولایت بیان شده است:

مرتبه صاحب ولایت مبنای ولایت نتیجه
نخست خداوند ربوبیت، الوهیت و حاکمیت ذاتی اطاعت مطلق از فرمان الهی
دوم پیامبر صلی الله علیه و آله رسالت و نصب الهی اطاعت از پیامبر به‌عنوان ولی مؤمنان
سوم امیرالمؤمنین علیه السلام نصب و فرمان خداوند پذیرش ولایت و امامت پس از پیامبر

ولایت خداوند ذاتی و مستقل است؛ اما ولایت پیامبر و امام، ولایت اعطایی و وابسته به فرمان خداوند به‌شمار می‌آید. ازاین‌رو، قرارگرفتن این سه مرتبه در یک فراز به معنای یکسان‌بودن مقام آنان نیست، بلکه نشان می‌دهد ولایت پیامبر و امیرالمؤمنین علیه السلام از ولایت و فرمان خداوند سرچشمه می‌گیرد.

خداوند؛ مولای حقیقی

فراز «فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ مَوْلَاکُمْ وَإِلَهُکُمْ» خداوند را مولا و معبود مردم معرفی می‌کند. ولایت الهی از ربوبیت و مالکیت حقیقی خداوند بر جهان و انسان سرچشمه می‌گیرد. بنابراین، اطاعت از خداوند یکی از لوازم بندگی و توحید است.

پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در آغاز خطبه، بندگی و فرمان‌برداری خود را چنین توصیف کرده است:

أَسْمَعُ لِأَمْرِهِ وَأُطِیعُ وَأُبَادِرُ إِلَى کُلِّ مَا یَرْضَاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِمَا قَضَاهُ، رَغْبَةً فِی طَاعَتِهِ وَخَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ.؛ فرمان او را می‌شنوم و اطاعت می‌کنم و به سوی هرچه موجب خشنودی اوست می‌شتابم و در برابر قضای او تسلیمم؛ از روی رغبت به اطاعتش و بیم از کیفرش.[۳]

این عبارت نشان می‌دهد که پیامبر پیش از دعوت مردم به اطاعت، خود را بنده و فرمان‌بردار خداوند معرفی کرده است.

ولایت پیامبر

پس از بیان ولایت خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله خود را رسول، نبی و مخاطب مردم معرفی می‌کند. ولایت پیامبر برخاسته از مأموریت و نصب الهی است و قرآن نیز بر تقدم و صاحب‌اختیاری او نسبت به مؤمنان تصریح کرده است:

النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؛ پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.(احزاب:۶)

ازاین‌رو، اطاعت از پیامبر ادامه اطاعت از خداوند است و پذیرش فرمان او از ارکان ایمان شمرده می‌شود.

ولایت و امامت امیرالمؤمنین

پیامبر صلی الله علیه و آله پس از بیان ولایت خداوند و ولایت خود فرمود:

ثُمَّ مِنْ بَعْدِی عَلِیٌّ وَلِیُّکُمْ وَإِمَامُکُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ رَبِّکُمْ.؛ سپس پس از من، علی به فرمان خداوند پروردگارتان ولی و امام شماست.

عبارت «بِأَمْرِ اللَّهِ رَبِّکُمْ» نشان می‌دهد که معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام به‌عنوان ولی و امام، بر پایه فرمان الهی انجام شده است. در نتیجه، در تفسیر شیعی، پذیرش ولایت آن حضرت امری جدا از پذیرش توحید و نبوت نیست؛ بلکه اطاعت از امام منصوب الهی در امتداد اطاعت از خداوند و پیامبر قرار دارد.

این معنا با آیه ولایت نیز ارتباط دارد:

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ ولیّ شما تنها خدا و پیامبر او و مؤمنانی هستند که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.(مائده:۵۵)

مفسران شیعه شأن نزول این آیه را درباره صدقه‌دادن امیرالمؤمنین علیه السلام در حال رکوع دانسته‌اند.[۴]

شنیدن، اطاعت و تسلیم

پیش از معرفی مراتب ولایت، پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را به سه عمل فراخواند:

  1. شنیدن فرمان و پیام الهی؛
  2. اطاعت از آنچه خداوند ابلاغ کرده است؛
  3. تسلیم در برابر امر پروردگار.

این سه مرحله در پایان خطبه و هنگام پیمان‌گیری نیز تکرار شده است:

فَقُولُوا بِأَجْمَعِکُمْ: إِنَّا سَامِعُونَ مُطِیعُونَ رَاضُونَ مُنْقَادُونَ لِمَا بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنَا وَرَبِّکَ فِی أَمْرِ إِمَامِنَا عَلِیٍّ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَمَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ.؛ پس همگی بگویید: ما شنوا، فرمان‌بردار، خشنود و تسلیم هستیم نسبت به آنچه از جانب پروردگار ما و پروردگارت درباره امامت اماممان علی امیرالمؤمنین و امامانی از نسل او به ما رساندی.[۵]

این تعبیر با وصف مؤمنان در قرآن هماهنگ است:

إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ سخن مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند، تنها این است که می‌گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم؛ و آنان همان رستگاران‌اند.(نور:۵۱)

پیمان بر ولایت

در ادامه خطبه، پیامبر صلی الله علیه و آله از حاضران خواست ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام را با قلب، جان، زبان و دست بپذیرند:

نُبَایِعُکَ عَلَى ذَلِکَ بِقُلُوبِنَا وَأَنْفُسِنَا وَأَلْسِنَتِنَا وَأَیْدِینَا، عَلَى ذَلِکَ نَحْیَا وَعَلَیْهِ نَمُوتُ وَعَلَیْهِ نُبْعَثُ.؛ بر این مطلب با دل‌ها، جان‌ها، زبان‌ها و دست‌هایمان با تو بیعت می‌کنیم؛ بر این پیمان زنده‌ایم، بر آن می‌میریم و بر آن برانگیخته می‌شویم.[۶]

بیعت در این فراز تنها اظهار زبانی نیست؛ بلکه پیمانی فراگیر معرفی شده که اعتقاد قلبی، اقرار زبانی و التزام عملی را دربرمی‌گیرد.

استمرار امامت

در پایان فراز صاحب‌اختیاران، پیامبر صلی الله علیه و آله امامت را پس از امیرالمؤمنین علیه السلام در فرزندان او استمرار می‌دهد:

ثُمَّ الْإِمَامَةُ فِی ذُرِّیَّتِی مِنْ وُلْدِهِ إِلَى یَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ.؛ سپس امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و پیامبرش را ملاقات کنید.

از این عبارت سه نکته به دست می‌آید:

  1. امامت پس از پیامبر استمرار دارد؛
  2. امامان بعدی از نسل پیامبر صلی الله علیه و آله و فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام‌اند؛
  3. حجت و هدایت الهی تا پایان زندگی بشر استمرار خواهد داشت.

جمع‌بندی

فراز صاحب‌اختیاران عالم، ولایت خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام را در یک نظام پیوسته بیان می‌کند. خداوند مولای حقیقی و سرچشمه همه ولایت‌هاست؛ پیامبر به فرمان خدا بر مؤمنان ولایت دارد و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز به تصریح خطبه، «به فرمان خداوند» ولی و امام پس از پیامبر است.

قرارگرفتن فرمان به شنیدن، اطاعت و تسلیم در کنار معرفی این مراتب ولایت نشان می‌دهد که ولایت در این فراز تنها به معنای محبت نیست، بلکه با حق فرمان‌روایی دینی و وجوب اطاعت ارتباط دارد. بر این اساس، در اندیشه شیعی، پذیرش امامت ادامه پذیرش توحید و نبوت و بخشی از التزام به فرمان الهی است.

جستارهای وابسته

 •  خطبه غدیر  •  آیه ولایت در خطبه غدیر  •  کلمه توحید در خطبه غدیر  •  مقام امامت  •  مقام وصایت  •  وجوب اطاعت از امیرالمؤمنین  •  اطاعت و قبول ولایت توسط موحّدین  •  آخرین حضور عمومی پیامبر در اجتماع غدیر  •  بیان حلال و حرام توسط معصومین

پانویس

  1. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۴–۷۵.
  2. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۴.
  3. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۶۶.
  4. ↑ مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۴–۳۲۵.
  5. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۸۲.
  6. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۸۲.

منابع

  • الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • شرح خطابه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
  • مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ فضل بن حسن طبرسی، تهران: انتشارات ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
  • الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.