مقام امامت
مقام امامت امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه غدیر، ناظر به معرفی صریح آن حضرت بهعنوان پیشوای امت پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. در یکی از نقلهای خطبه آمده است: أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طالِبٍ أَخی وَوَصِیّی وَخَلیفَتی وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی؛ همانا علی بن ابیطالب، برادر، وصی، جانشین و امام پس از من است.[۱]
در این فراز، عنوان «امام» در کنار «برادر»، «وصی» و «خلیفه» قرار گرفته است. بر پایه تفسیر شیعه، این تعبیرها ابعاد مرتبط جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام را بیان میکنند: اخوت بر پیوند ویژه آن حضرت با پیامبر، وصایت بر واگذاری عهد و مسئولیت، خلافت بر جانشینی و امامت بر پیشوایی دینی و اجتماعی و لزوم پیروی امت دلالت دارد. قید مِنْ بَعْدی؛ پس از من نیز زمان آغاز این پیشوایی را مشخص میکند.
متن و ترجمه فراز
عبارت مورد بحث در نقل کتاب الاحتجاج در ضمن معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام چنین آمده است:
أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ أَخی وَوَصِیّی وَخَلیفَتی وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسیٰ، إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدی؛ همانا علی بن ابیطالب علیه السلام برادر، وصی، جانشین و امام پس از من است؛ کسی که جایگاه او نسبت به من، همانند جایگاه هارون نسبت به موسی است، جز آنکه پس از من پیامبری نیست.[۱]
این عبارت از دو بخش مرتبط تشکیل شده است:
- معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام با عنوانهای برادر، وصی، خلیفه و امام پس از پیامبر؛
- تشبیه جایگاه آن حضرت نسبت به پیامبر به جایگاه هارون نسبت به موسی، با استثنای مقام نبوت.
جایگاه فراز در خطبه
در نقل الاحتجاج، عبارت «وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی» پس از سخن پیامبر صلی الله علیه و آله درباره مأموریت الهی برای ابلاغ ولایت آمده است. پیامبر در همین سیاق، به آیه تبلیغ و آیه ولایت استناد میکند:
إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ؛ سرپرست شما تنها خدا، پیامبر او و مؤمنانی هستند که نماز را برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.
(مائده:۵۵)
قرارگرفتن عنوان «امام» در مجموعهای از تعبیرهای مربوط به ولایت، وصایت و خلافت نشان میدهد که این کلمه در این فراز، صرفاً به معنای پیشنماز یا پیشوایی محدود در یک موضوع نیست؛ بلکه در تفسیر شیعی، ناظر به پیشوایی دینی و اجتماعی امت پس از پیامبر است.
معنای مقام امامت
«امام» در لغت به معنای پیشوا و کسی است که از او پیروی میشود. در اصطلاح کلام شیعه، امامت منصبی الهی برای ادامه هدایت دینی، تبیین شریعت و رهبری امت پس از پیامبر است.
در این دیدگاه، امام شریعت جدیدی نمیآورد، بلکه مسئولیتهایی مانند پاسداری از دین، تبیین معارف وحیانی، پاسخگویی به نیازهای دینی و هدایت جامعه را بر عهده دارد. ازاینرو، امامت از نبوت جداست، ولی با هدایت الهی امت ارتباط دارد.
قید «مِنْ بَعْدی» در فراز خطبه نیز دو نکته را بیان میکند:
- امامت مورد نظر، به دوران پس از پیامبر مربوط است؛
- شخص معرفیشده برای این مقام، امیرالمؤمنین علیه السلام است.
نسبت امامت با وصایت و خلافت
در فراز مورد بحث، سه عنوان «وصی»، «خلیفه» و «امام» در کنار هم آمدهاند. این عنوانها با یکدیگر مرتبطاند، اما از نظر مفهومی کاملاً مترادف نیستند:
| عنوان | معنای اصلی | دلالت در فراز |
|---|---|---|
| وصی | کسی که عهد و مسئولیتهایی از سوی پیامبر به او سپرده شده است | واگذاری مسئولیت حفظ و ادامه راه پیامبر |
| خلیفه | کسی که پس از دیگری در جایگاه او قرار میگیرد | جانشینی پیامبر در میان امت |
| امام | پیشوا و کسی که امت باید از او پیروی کند | پیشوایی دینی و اجتماعی پس از پیامبر |
| ولی | صاحب ولایت و سرپرستی | برخورداری از ولایت بر مؤمنان |
در الهیات شیعه، وصایت و خلافت از شئون امامت بهشمار میروند. «وصایت» بر سپردهشدن مسئولیت از سوی پیامبر، «خلافت» بر جانشینی و «امامت» بر جایگاه پیشوایی و لزوم پیروی تأکید دارد.
شرح تفصیلی این عنوانها در مدخلهای مقام وصایت و مقام خلافت آمده است.
پیوند با حدیث منزلت
پس از معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام بهعنوان امام، جایگاه آن حضرت نسبت به پیامبر به جایگاه هارون نسبت به موسی تشبیه شده است:
أَنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسیٰ إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدی؛ جایگاه تو نسبت به من، همانند جایگاه هارون نسبت به موسی است، جز آنکه پس از من پیامبری نیست.
اصل حدیث منزلت در منابع معتبر حدیثی شیعه و اهلسنت نقل شده است.[۲] قرآن نیز از هارون بهعنوان وزیر و پشتیبان موسی یاد کرده و جانشینی او در میان قوم را گزارش کرده است:
وَقالَ مُوسیٰ لِأَخیهِ هارُونَ اخْلُفْنی فی قَوْمی وَأَصْلِحْ؛ موسی به برادرش هارون گفت: در میان قوم من جانشینم باش و اصلاح کن.
(اعراف:۱۴۲)
متکلمان شیعه از حدیث منزلت، جایگاههایی مانند اخوت، یاری و جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام را ـ با استثنای نبوت ـ نتیجه گرفتهاند. برخی عالمان اهلسنت، دلالت حدیث را بیشتر به جانشینی آن حضرت در مدینه هنگام غزوه تبوک محدود کردهاند. تفصیل این دیدگاهها در مدخل حدیث منزلت در خطبه غدیر بررسی میشود.
تمایز امامت از نبوت
امامت امیرالمؤمنین علیه السلام به معنای استمرار نبوت یا دریافت شریعت جدید نیست. در همان سیاقی که آن حضرت «امام پس از پیامبر» معرفی شده، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با عبارت إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدی؛ جز آنکه پس از من پیامبری نیست، نبوت پس از خود را نفی کرده است.
بنابراین، در تفسیر شیعه:
- پیامبر، دریافتکننده و ابلاغکننده شریعت است؛
- امام، پاسدار، مفسر و تبیینکننده شریعت پیامبر است؛
- امام تابع شریعت پیامبر است و دین تازهای نمیآورد؛
- خاتمیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با امامت تعارضی ندارد.
دلالتهای فراز
فراز «وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی» بر پایه تفسیر شیعی دارای چند دلالت است:
تعیین شخص امام
در این عبارت، سخن تنها درباره ضرورت وجود امام نیست، بلکه شخص امام پس از پیامبر نیز با نام «علی بن ابیطالب» معرفی شده است.
تعیین زمان امامت
قید «مِنْ بَعْدی» نشان میدهد که پیشوایی مورد نظر به زمان پس از پیامبر مربوط است. بر این اساس، عبارت از معرفی یک فضیلت در زمان حیات پیامبر فراتر میرود.
پیوند امامت و اطاعت
امام در کاربرد دینی، پیشوایی است که امت باید از هدایت او پیروی کند. به همین دلیل، مقام امامت با اطاعت و مرجعیت دینی ارتباط دارد.
پیوند امامت و ولایت
قرارگرفتن فراز در سیاق آیه ولایت و دیگر تعبیرهای خطبه، امامت را با ولایت و سرپرستی دینی امت مرتبط میسازد.
پیوند امامت و علم
در بخشهای دیگری از خطبه، امیرالمؤمنین علیه السلام «فراگیرنده علم پیامبر» و تبیینکننده معارف الهی معرفی شده است. از نگاه شیعه، مرجعیت علمی یکی از شئون مقام امامت است.
ضرورت امام در الهیات شیعه
متکلمان شیعه افزون بر نصوص قرآنی و روایی، برای ضرورت وجود امام به دلایل عقلی نیز استناد کردهاند. یکی از این دلایل «قاعده لطف» است. بر پایه این قاعده، وجود پیشوایی که انسانها را به اطاعت نزدیک و از نافرمانی دور کند، از مصادیق لطف الهی دانسته میشود.[۳]
بااینحال، باید میان دو سطح استدلال تفکیک کرد:
- دلیل عقلی ضرورت امامت: توضیح میدهد چرا جامعه پس از پیامبر به امام نیاز دارد؛
- دلیل نقلی تعیین امام: شخص منصوب برای مقام امامت را معرفی میکند.
قاعده لطف به سطح نخست مربوط است؛ اما عبارت «وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی» در نقل خطبه، به تعیین مصداق امام پس از پیامبر مربوط میشود.
ارتباط با حدیث غدیر
مشهورترین عبارت واقعه غدیر، جمله زیر است:
مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ؛ هر کس من مولای اویم، علی نیز مولای اوست.[۴]
در تفسیر شیعی، حدیث غدیر بر ولایت و پیشوایی امیرالمؤمنین علیه السلام دلالت دارد و عبارت «وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی» نیز همین جایگاه را با واژه «امام» بیان میکند.
بااینحال، این دو عبارت از نظر لفظی یکسان نیستند: در حدیث مشهور غدیر واژه «مولی» و در فراز موضوع این مدخل واژه «امام» بهکار رفته است. بررسی سندها و دلالت واژه «مولی» باید در مدخل حدیث غدیر انجام شود.
جایگاه عبارت در نقلهای خطبه
متن خطبه غدیر در منابع مختلف با تفاوتهایی در ترتیب و برخی تعبیرها نقل شده است. عبارت «وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی» در نقل کتاب الاحتجاج آمده است؛ ازاینرو، در گزارش دانشنامهای باید این عبارت به همین نقل نسبت داده شود و از انتساب یکسان آن به همه نسخهها و نقلهای خطبه خودداری گردد.
این تفاوت لفظی، جدا از بررسی مجموعه شواهد مربوط به امامت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام در واقعه غدیر است؛ زیرا حدیث «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ» و دیگر بخشهای واقعه غدیر در منابع متعدد گزارش شدهاند.
جمعبندی
در نقل کتاب الاحتجاج از خطبه غدیر، امیرالمؤمنین علیه السلام با چهار عنوان «برادر»، «وصی»، «خلیفه» و «امام پس از پیامبر» معرفی شده است. عنوان «امام» بر پیشوایی امت و قید «مِنْ بَعْدی» بر آغاز این مقام پس از پیامبر دلالت دارد.
همراهی این عبارت با حدیث منزلت، آیه ولایت و تعبیرهای مربوط به وصایت و خلافت، در تفسیر شیعی مجموعهای هماهنگ برای معرفی جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام پدید آورده است. استثنای نبوت نیز نشان میدهد که امامت به معنای آوردن شریعت جدید نیست، بلکه ادامه هدایت و تبیین دین پیامبر است.
جستارهای وابسته
مقام وصایت • مقام خلافت • مقام اخوت • حدیث منزلت در خطبه غدیر • حدیث غدیر • آیه تبلیغ در خطبه غدیر • آیه ولایت در خطبه غدیر • امیرالمؤمنین سید اوصیاء
پانویس
منابع
- الاحتجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق سید محمدباقر خرسان، نجف: مطابع النعمان، ۱۳۸۶ق.
- صحیح البخاری؛ محمد بن اسماعیل بخاری، بیروت: دار ابنکثیر، ۱۴۰۷ق.
- صحیح مسلم؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- فرائد السمطین فی فضائل المرتضی والبتول والسبطین والأئمة من ذریتهم علیهم السلام؛ ابراهیم بن محمد جوینی، تحقیق محمدباقر محمودی، بیروت: مؤسسة المحمودی، ۱۳۹۸ق.
- القواعد الکلامیة؛ علی ربانی گلپایگانی، قم: مؤسسه امام صادق علیه السلام، ۱۴۱۸ق.
- المناقب؛ موفق بن احمد خوارزمی، تحقیق مالک محمودی، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۱ق.
