طاووس بن کیسان یمانی
طاووس بن کیسان یمانی (۳۳–۱۰۶ق)، فقیه، مفسر، قاری، زاهد و از بزرگان تابعین ایرانیتبار گزارش شده که حدیث غدیر را نقل کرده است. احمد بن حنبل در فضائل الصحابه، صنعانی در المصنف، ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء حدیث غدیر را از او نقل کردهاند.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوعبدالرحمن طاووس بن کیسان خولانی همدانی یمانی |
| سرشناسی | فقیه • مفسر • عابد • از بزرگان تابعین |
| تولد | ۳۳ق در یمن |
| وفات | ۱۰۶ ق در منا یا مزدلفه |
| نحوه درگذشت | در حال حج |
| خویشان سرشناس | عبدالله بن طاووس (فرزند) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | امام سجاد علیه السلام • عبدالله بن عباس |
| شاگردان | مجاهد • عمرو بن دینار |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | فقه • تفسیر • حدیث |
| علت شهرت | از ناقلان حدیث غدیر |
طاووس بن کیسان از اصحاب امام سجاد علیه السلام برشمرده است. در زمینه علمی و معنوی، طاووس یکی از برجستهترین فقها، مفسران، قاریان، عابدان و اهل زهد و تهجد دانسته شده است. او در مسائل حلال و حرام، داناترین فرد زمان خود بهشمار رفته و بهعنوان مفتی یمن شهرت داشته است.
گفته شده که در منابع رجالی شیعه، نه مدحی صریح درباره طاووس بن کیسان آمده و نه نکوهشی، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد او به اهل بیت علیهم السلام علاقه داشته است. با این حال، این علاقه برای پذیرش کامل روایات او کافی دانسته نشده است.
جایگاه: روای حدیث غدیر
طاووس بن کیسان یمانی فقیه، مفسر، قاری، زاهد و از بزرگان تابعین ایرانیتبار گزارش شده که حدیث غدیر را نقل کرده است.[۱] احمد بن حنبل در فضائل الصحابه،[۲] صنعانی در المصنف،[۳] ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء[۴] حدیث غدیر را از طاووس بن کیسان نقل کردهاند.
نقل ابونعیم اصفهانی از حدیث غدیر منقول از طاووس بن کیسان چنین است: «حدّثنا أحمد بن جعفر بن سلم، حدّثنا العبّاس بن علیّ النسائی، حدّثنا محمد بن علیّ بن خلف، حدّثنا حسین الأشقر، حدّثنا ابن عیینة، عن عمرو بن دینار، عن طاووس، عن بریدة، عن النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم قال: من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه؛ احمد بن جعفر بن سلم برای ما حدیث نقل کرد و گفت: عباس بن علی نسائی برای ما حدیث آورد و گفت: محمد بن علی بن خلف برای ما حدیث نقل کرد و گفت: حسین اشقر برای ما حدیث گفت و گفت: ابن عیینه از عمرو بن دینار، از طاووس، از بریده، از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرد که فرمود: هر کس من مولای او هستم، علی مولای اوست».[۵]
شخصیت و وثاقت
بهنقل از منابع، ابوعبدالرحمان طاووس بن کیسان خولانی همدانی یمانی (۳۳–۱۰۶ق) یکی از چهرههای برجسته تابعین، اصالتی ایرانی داشت. پدر او، ابوعبدالرحمان کیسان، از جمله ایرانیانی بود که به فرمان انوشیروان پادشاه ساسانی برای فتح یمن اعزام شده بود. کیسان پس از ورود به یمن با زنی از خاندان حِمیَر ازدواج کرد و طاووس از این ازدواج بهدنیا آمد. به همین دلیل، او را «حِمیری» نیز مینامند. همچنین بهخاطر همپیمانی با قبیله هَمْدان، به «همدانی» شهرت یافته و چون در مناطق خولان و جُند (از شهرهای یمن) ساکن بود، به «خولانی»، «جندی» و «یمانی» نیز شناخته میشود.[۶]
شیخ طوسی طاووس را از اصحاب امام سجاد علیه السلام برشمرده است.[۷] نیز بیشتر روایات او از عبدالله بن عباس نقل شده و خود نیز از پیشگامان تابعین بهشمار میرود. بسیاری از بزرگان تابعین و محدثان مانند مجاهد و عمرو بن دینار از او روایت کردهاند.[۸] در زمینه علمی و معنوی، طاووس یکی از برجستهترین فقها، مفسران، قاریان، عابدان و اهل زهد و تهجد دانسته شده است. او در مسائل حلال و حرام، داناترین فرد زمان خود بهشمار رفته و بهعنوان مفتی یمن شهرت داشته است.[۹] ابنحبان درباره او میگوید: «او از عباد یمن و از بزرگان تابعین است. چهل بار حج گزارد و دعایش مستجاب بود».[۱۰]
طاووس بن کیسان بیشتر معارف تفسیری خود را از ابنعباس فراگرفته و در تفسیر قرآن کریم، از عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر (عبادله اربعه) و دیگر مفسران صحابه نقل روایت کرده است. او مدعی بود با پنجاه تن از صحابه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله همنشینی داشته و بیش از همه با ابنعباس رفتوآمد داشته است.[۱۱]
وثاقت
در منابع رجالی شیعه مطالبی دربارهٔ وثاقت طاووس بن کیسان یمانی آمده است؛ از جمله در تنقیح المقال چنین آمده است: طاووس بن کیسان یمانی، معروف به «طاوس فقیه»، از عابدان و زاهدان مشهور بوده و برخی او را از اصحاب امام سجاد علیه السلام دانستهاند. در منابع رجالی شیعه، نه مدحی صریح درباره او آمده و نه نکوهشی، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد او به اهل بیت علیهم السلام علاقه داشته است. با این حال، این علاقه برای پذیرش کامل روایات او کافی نیست. برخی روایات نشان میدهد که او شیعه نبوده و حتی در برخی عقاید، مانند جبر و نفی استطاعت، همنظر با اهل سنت بوده است. البته نقل شده که پس از استدلال امام صادق علیه السلام از این عقیده برگشته است. همچنین رفتار و سؤالات او از امام باقر علیه السلام بیشتر شبیه سؤالات امتحانی اهل سنت است تا پرسشهای یک شیعه از امامش. حتی در برخی نقلها، او امام را بهدرستی نمیشناخته است. در مجموع، بررسی روایات و اخبار طاووس یمانی نشان میدهد که او از زاهدان اهل سنت بوده که در مکه به عبادت میپرداخته و دشمنی با اهل بیت علیهم السلام نداشته است؛ بنابراین، روایات او در دسته روایات حسن قرار نمیگیرد؛ اما میتوان آنها را در شمار روایات موثق دانست و در صورت نبود معارض قویتر به آنها اعتماد کرد.[۱۲]
نقد محدث نوری بر نظرات صاحب روضات الجنات به نقل از شیخ عباس قمی
صاحب روضات در بخشی از کتابش[۱۳] نام طاووس بن کیسان یمانی را در میان فقهای بزرگ شیعه آورده و شرح حال و ستایشهایی از او نقل کرده است. اما نکته عجیب اینجاست که هیچ دلیلی حتی ضعیف بر گرایش طاووس به تشیع، چه رسد به امامیه یا اینکه از فقهای شیعه باشد، ارائه نکرده است. در واقع، طاووس بن کیسان از فقهای اهل سنت و صوفیان معروف بوده و هیچکدام از علمای رجال شیعه او را در کتابهای رجالی خود ذکر نکردهاند و در منابع حدیثی شیعه نیز روایتی از او وجود ندارد. اگرچه شیخ طوسی او را در رجال خود از اصحاب امام سجاد علیه السلام دانسته، این احتمالاً به خاطر نقل یک حکایت است، نه بهدلیل تشیع یا ارتباط خاص با امام. حتی در حکایات نقل شده از ملاقات او با امام سجاد علیه السلام، طاووس امام را با تعابیری مانند «مردی از اهل بیت نبوت» خطاب میکند که نشاندهنده عدم شناخت او نسبت به مقام امامت است؛ چرا که اگر واقعاً شیعه و معتقد به امامت بود، با تعابیری چون «سرورم و مولایم» امام را خطاب میکرد. همچنین در برخی روایات، امام صادق علیه السلام طاووس را به پرندهای شوم تشبیه کرده که نشانه نکوهش و خباثت اوست. در منابع فقهی نیز، اگر قول او مخالف با اقوال فقهای شیعه باشد، نظرش در شمار اقوال فقهای اهل سنت آورده میشود و در صورت موافقت، او را از اهل سنتی میدانند که با شیعه همنظر شده است. در نتیجه، برخلاف آنچه صاحب روضات گفته، طاووس بن کیسان یمانی از فقهای اهل سنت و صوفیان معروف است و هیچ نشانهای از تشیع یا ارتباط ویژه با امامان شیعه در منابع معتبر وجود ندارد. این موضوع را علمای دیگر همچون میرزا عبدالله اصفهانی و ابن شهرآشوب نیز تأیید کردهاند.[۱۴]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ الغدیر، ج۱، ص۱۵۴؛ چکیده عبقات الانوار، ص۱۷۰؛ دانشنامه غدیر، ج۱۴، ص۳۹۵.
- ↑ فضائل الصحابة، ج۲، ص۷۳۳.
- ↑ المصنف، ج۱۱، ص۲۲۵.
- ↑ حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳.
- ↑ حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳.
- ↑ الرواة المشترکون، ج۱، ص۵۰۲.
- ↑ رجال الطوسی، ص۱۱۶.
- ↑ الرواة المشترکون، ج۱، ص۵۰۶–۵۰۷.
- ↑ المنتظم، ج۷، ص۱۱۵.
- ↑ الثقات، ج۴، ص۳۹۱.
- ↑ تهذیب التهذیب، ج۵، ص۹؛ التفسیر والمفسرون، ج۱، ص۲۹۳.
- ↑ تنقیح المقال، ج۳۶، ص۲۳۷–۲۴۳.
- ↑ روضات الجنات، ج۴، ص۱۴۰–۱۴۲.
- ↑ سفینة البحار، ج۳۳۷–۳۳۹.
منابع
- التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب؛ محمدهادی معرفت، مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ۱۴۲۵ق.
- تهذیب التهذیب؛ ابنحجر احمد بن علی عسقلانی، بیروت: دار صادر، بیتا.
- الثقات؛ محمد بن حبان (ابنحبان بستی)، حیدرآباد دکن: دائرة المعارف العثمانیة، ۱۳۹۳ق.
- چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، بهکوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
- حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء؛ احمد بن عبدالله ابونعیم اصفهانی، تحقیق: کمال یوسف حوت، قاهره: دار أم القری، بیتا.
- دانشنامه غدیر؛ محمدرضا شریفی، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۸ش.
- الرواة المشترکون بین الشیعة و السنة: دراسه تسلط الضوء علی جانب من احوالهم و آرائهم و النقاط المضیئه فی حیاتهم؛ حسین عزیزی و همکاران، تهران: مرکز التحقیقات و الدراسات العلمیة المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الإسلامیة، ۱۴۳۰ق.
- روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات؛ محمدباقر بن زین العابدین موسوی خوانساری، قم: انتشارات اسماعیلیان، ۱۳۹۰ق.
- سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار؛ عباس بن محمدرضا قمی، تهران: انتشارات اسوه، ۱۴۱۴ق.
- رجال الطوسی؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۳۷۳ش.
- الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.
- فضائل الصحابة؛ احمد بن محمد حنبل، تحقیق وصیالله بن محمد عباس، قاهره: دار ابن الجوزی، ۱۴۳۰ق.
- المصنف؛ عبدالرزاق بن همام صنعانی، تحقیق: حبیب الرحمن اعظمی، بیروت: المجلس العلمی، ۱۴۰۳ق.
- المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک؛ جمالالدین ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد جوزی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق.