غدیر غیرقابل تغییر

تغییرناپذیری فرمان ولایت در خطبه غدیر موضوعی است که در شرح تعبیر ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ در خطبه غدیر بررسی می‌شود. این تعبیر در ارتباط با اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و دعای پیامبر صلی الله علیه و آله درباره دوستان، یاران و مخالفان آن حضرت بررسی می‌شود. در شرح‌های مورد استناد، این فراز بیانگر الهی بودن فرمان ولایت و تغییرناپذیری آن دانسته شده است.[۱][۲]

تغییرناپذیری فرمان ولایت در خطبه غدیر
تغییرناپذیری فرمان ولایت در خطبه غدیر
مشخصات فراز
موضوعتغییرناپذیری فرمان ولایت و بیان تولی و تبری در دعای پیامبر
مفاهیمتولی؛ تبری
منابع و پیوندها
آیاتق: ۲۹؛ مائده: ۳؛ آل عمران: ۱۹؛ آل عمران: ۸۵؛ مائده: ۶۷ (اشاره)
روایاتدعای «اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ...»

جایگاه عبارت در خطبه

این بخش از خطبه با معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام و دعای اللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ … ارتباط دارد. در شرح این فراز، سه صورت از عبارت مقدمهٔ دعا گزارش شده است:

  • «خدا می‌فرماید:  ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ ».
  • «می‌گویم: به امر پروردگارم سخن نزد من تغییر یافتنی نیست».
  • «به امر خدا می‌گویم:  ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ ».

مفهوم تغییرناپذیری

عبارت «ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ» بخشی از آیهٔ ۲۹ سورهٔ ق است و به معنای «سخن نزد من تغییر نمی‌یابد» آمده است. ادامهٔ آیه،  وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ ، بر ستم نکردن خداوند به بندگان دلالت دارد.[۳]

در سیاق آیات این سوره، عبارت به داوری خداوند در قیامت و بی‌اثر بودن مخاصمه برای تغییر حکم او مربوط است. در شرح فراز غدیر، استشهاد به این آیه بر الهی بودن اعلام ولایت و تغییرناپذیری فرمان مورد بحث حمل شده است. تعبیر «به امر پروردگارم می‌گویم» نیز در این شرح، بر ابلاغ فرمان خدا تأکید دارد.

در همین توضیح، میان این مضمون و روایت حَلالُ مُحَمَّدٍ حَلالٌ الی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ حَرامُ مُحَمَّدٍ حَرامٌ الی یَوْمِ الْقِیامَةِ ارتباط برقرار شده است؛ روایتی که بر استمرار حلال و حرام شریعت تأکید می‌کند.[۴][۵]

بر اساس این برداشت، تأکید بر تغییرناپذیری در این بخش از خطبه، ناظر به حفظ مضمون اعلام ولایت و جایگزین نکردن آن با برداشت‌های ناسازگار با این اعلام است.

نقل دعای غدیر در منابع

دعای غدیر در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است. در منابع مورد استناد مقاله، ارزیابی‌های متفاوتی درباره اعتبار سند و تواتر آن گزارش شده است:

  • به نقل از ذهبی، عبارت اللهم وال من والاه افزوده‌ای با سند قوی بر جملهٔ من کنت مولاه فعلی مولاه دانسته شده است.[۶]
  • ابن‌جزری عبارت اللهم وال من والا، و عاد من عاداه را از طریق مورد استناد خود حسن و از طریق‌های متعدد صحیح و در شمار متواترات دانسته است.[۷]
  • در «نفحات الازهار» گزارش شده است که سیوطی حدیث غدیر را در کتاب مربوط به احادیث متواتر آورده است.[۸]

این ارزیابی‌ها باید با توجه به عبارت و طریق مورد بحث هر مؤلف خوانده شوند؛ اثبات اعتبار یا تواتر یک بخش از حدیث، به‌تنهایی اعتبار همه افزوده‌ها و صورت‌های طولانی دعا را اثبات نمی‌کند.

تولی و تبری در دعای غدیر

در شرح مورد استناد، دعای پیامبر بیان اعتقاد در قالب نیایش دانسته شده و شش مضمون از آن استخراج شده است: دو مضمون در تولی و چهار مضمون در تبری.

مضامین تولی

  1. پذیرش ولایت علی علیه السلام و دوستی با پذیرندگان ولایت او؛ این مضمون با درخواست دوستی خداوند با دوستان آن حضرت پیوند داده شده است.
  2. یاری علی علیه السلام و یاری‌کنندگان او؛ این مضمون با دعای پیامبر برای نصرت یاران آن حضرت ارتباط دارد.

مضامین تبری

  1. پرهیز از دشمنی با علی علیه السلام و برائت از دشمنان او.
  2. پرهیز از تنها گذاشتن و خوار کردن آن حضرت و تبری از کسانی که او را بی‌یاور می‌گذارند.
  3. درخواست دوری منکران آن حضرت از رحمت الهی، در عبارت «وَ الْعَنْ مَنْ أَنْکَرَهُ».
  4. درخواست غضب الهی بر انکارکنندگان حق آن حضرت، در عبارت «وَ اغْضَبْ عَلَی مَنْ جَحَدَ حَقَّه».

در این برداشت، مضامین دعا تنها به واقعه‌ای تاریخی محدود نیستند، بلکه به‌عنوان اصول پایدار در اعتقاد و رفتار پیروان ولایت مطرح می‌شوند. در این شرح، بر حفظ این اعتقاد تا قیامت تأکید شده است.

گزارش‌های تاریخی مرتبط در شرح فراز

در شرح مقاله، رخدادهای پس از رحلت پیامبر و سقیفه به‌عنوان نمونه‌هایی از فاصله گرفتن از مضمون دعای غدیر مطرح شده‌اند. این تحلیل، انتخاب ابوبکر به خلافت و برخورد با امیرالمؤمنین علیه السلام را در تقابل با اعلام ولایت در غدیر می‌داند.

در گزارش‌های مورد استناد، خطاب اَنَسیتَ اَمْ تَناسَیْتَ، به معنای «آیا فراموش کرده‌ای یا خود را به فراموشی زده‌ای؟»، در اعتراض به ابوبکر نقل شده است.[۹][۱۰]

همچنین، در «کتاب سلیم» و شرح «غدیر در قرآن»، گزارش‌هایی درباره هجوم به خانهٔ امیرالمؤمنین علیه السلام، آسیب دیدن حضرت فاطمه سلام الله علیها و بردن علی علیه السلام برای بیعت نقل شده است. این گزارش‌ها در شرح فراز، مصداق مخالفت با حقوق اعلام‌شده برای آن حضرت تلقی شده‌اند.[۱۱][۱۲]

در «کتاب سلیم» سخنی منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام درباره جایگاه دو خلیفه نخست نزد مردم آمده است:

اعمال باطل اولی و دومی بیش از آن است که قابل شمارش باشد، ولی با این همه نزد مردمِ جاهل نقصی بر ایشان به حساب نمی‌آید، و این دو نفر نزد مردم از پدران و مادران و حتی از خودشان محبوب‌ترند، و نسبت به دشمنان آن دو چنان بغض نشان می‌دهند که نسبت به دشمنان پیامبر صلی الله علیه وآله نشان نمی‌دهند، و از کوچک‌ترین اهانت و کلام ناشایستی نسبت به آن دو چنان پرهیز دارند که نسبت به پیامبر صلی الله علیه وآله ندارند.[۱۳]

در ادامهٔ شرح، لعن علی علیه السلام بر منبرها نیز در تقابل با مضمون دعای غدیر مطرح شده است. برای توضیح این برداشت، نقل دیگری از «کتاب سلیم» آورده شده است:

تعجب است از آن محبتی که از آن دو نفر در قلوب این امت اشراب شده، و همچنین محبت کسانی که آنان را از راه پروردگارشان مانع شدند و از دینشان بازگرداندند. به خدا قسم، اگر این امت تا روز قیامت بر روی پاهایشان روی خاک بایستند و خاکستر بر سر بریزند و به درگاه خداوند زاری نمایند و نفرین نمایند کسانی را که آنان را گمراه کردند و از راه خدا مانع شدند و به آتش جهنم دعوتشان کردند و آنان را در معرض نارضایتی پروردگارشان قرار دادند و با جرمی که مرتکب شدند عذاب خدا را بر آنان واجب نمودند، باز هم در این لعنت و نفرین کوتاهی کرده‌اند![۱۴]

تفاوت انکار شخص و انکار حق

در شرح محمدتقی نقوی، میان دو عبارت «وَ الْعَنْ مَنْ أَنْکَرَهُ» و «وَ اغْضَبْ عَلَی مَنْ جَحَدَ حَقَّه» تفاوت گذاشته شده است. در این توضیح، انکار امامت و زعامت شرعی علی علیه السلام با پذیرش شخصیت و فضائل او، اما نپذیرفتن حقوق الهی امامت، یکسان نیست. ممکن است کسی خلافت تاریخی آن حضرت را بپذیرد یا فضائل او را نقل کند، ولی حجیت و عصمت او را به معنای مورد اعتقاد شیعه نپذیرد.[۱۵]

در همین استدلال، نقل حدیث مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ با پذیرش دلالت آن بر امامت تفکیک می‌شود. شرایط اجتماع غدیر، فرمان الهی و تأکیدهای خطبه در این شرح، قرائنی برای فراتر بودن معنای «مولا» از دوستی صرف دانسته شده‌اند. در این استدلال، شمار حاضران حدود هفتاد هزار نفر، کمتر یا بیشتر، برآورد شده است؛ این عدد آمار قطعی حاضران به شمار نمی‌رود.

پیوند دعا با امامت و اکمال دین

در ادامهٔ این بخش از خطبه، عبارت زیر نقل شده است:

وَ الْعَنْ مَنْ أَنْکَرَهُ وَ اغْضَبْ عَلَی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ، اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَ عَلَیَّ أَنَّ الْإِمَامَةَ بَعْدِی لِعَلِیٍّ وَلِیِّکَ عِنْدَ تِبْیَانِی ذَلِکَ وَ نَصْبِی إِیَّاهُ بِمَا أَکْمَلْتَ لِعِبَادِکَ مِنْ دِینِهِمْ وَ أَتْمَمْتَ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِکَ وَ رَضِیتَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً فَقُلْتَ  وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ وَ کَفَی بِکَ شَهِیداً أَنِّی قَدْ بَلَّغْت «هر که او را انکار کند از رحمت خود دور بدار و بر هر که حق او را انکار کند خشم گیر. خداوندا! تو بر من نازل کردی که امامت پس از من برای علی، ولیّ تو، است؛ هنگام بیان این امر و نصب او، دین بندگانت را کامل کردی، نعمتت را بر آنان تمام ساختی و اسلام را برای آنان به‌عنوان دین پسندیدی. پس فرمودی: «هر کس جز اسلام دینی بجوید، از او پذیرفته نمی‌شود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود». خدایا! تو را گواه می‌گیرم و گواهی تو کافی است که من ابلاغ کرده‌ام.»


در شرح نقوی، چهار مضمون از این بخش استخراج شده است:[۱۶]

  1. الهی بودن امامت علی علیه السلام؛ عبارت «أَنْزَلْتَ عَلَیَّ» با آیه تبلیغ مرتبط دانسته شده است.
  2. پیوند اعلام ولایت با تکمیل دین و اتمام نعمت در آیه اکمال.[۱۷]
  3. ارتباط این مضمون با آیات  إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام  و  وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ… ؛ در این تفسیر، نعمت مورد بحث در آیهٔ اکمال، نعمت ولایت دانسته شده است.[۱۸][۱۹]
  4. پیوند پذیرش امامت با پذیرش اسلام؛ در این برداشت شیعی، ولایت از اجزای بنیادی دین و مرتبط با رضایت الهی و اتمام نعمت است.

جستارهای وابسته

 •  حدیث غدیر در خطبه غدیر  •  آیه اکمال در خطبه غدیر  •  آیه تبلیغ

پانویس

  1. ↑ غدیر در قرآن، محمدباقر انصاری، ج ۲، ص ۱۱۲–۱۱۵.
  2. ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم، محمدتقی نقوی، ص ۳۱۸–۳۱۹.
  3. ↑ قرآن کریم، سورهٔ ق، آیهٔ ۲۹.
  4. ↑ بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد، محمد بن حسن صفار قمی، ج ۱، ص ۱۴۸.
  5. ↑ بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۲۶، ص ۳۵.
  6. ↑ البدایة و النهایة، اسماعیل بن عمر ابن‌کثیر، ج ۵، ص ۲۱۳–۲۱۴، به نقل از ذهبی.
  7. ↑ أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب، محمد بن محمد ابن‌جزری، ص ۳–۴.
  8. ↑ نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار، سید علی حسینی میلانی، ج ۶، ص ۱۰۹–۱۱۰.
  9. ↑ بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۲۸، ص ۲۱۲.
  10. ↑ الاحتجاج، احمد بن علی طبرسی، ج ۱، ص ۱۰۱.
  11. ↑ کتاب سلیم بن قیس، منسوب به سلیم بن قیس هلالی، ص ۱۵۱.
  12. ↑ غدیر در قرآن، محمدباقر انصاری، ج ۲، ص ۱۱۲–۱۱۵.
  13. ↑ کتاب سلیم بن قیس، منسوب به سلیم بن قیس هلالی، ص ۲۳۴.
  14. ↑ کتاب سلیم بن قیس، منسوب به سلیم بن قیس هلالی، ص ۲۵۰.
  15. ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم، محمدتقی نقوی، ص ۳۱۸–۳۱۹.
  16. ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم، محمدتقی نقوی، ص ۳۱۸–۳۱۹.
  17. ↑ قرآن کریم، سورهٔ مائده، آیهٔ ۳.
  18. ↑ قرآن کریم، سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۱۹.
  19. ↑ قرآن کریم، سورهٔ آل عمران، آیهٔ ۸۵.

منابع

  • الاحتجاج؛ احمد بن علی طبرسی.
  • أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب؛ محمد بن محمد ابن‌جزری.
  • البدایة و النهایة؛ اسماعیل بن عمر ابن‌کثیر.
  • بحارالانوار؛ محمدباقر مجلسی.
  • بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد؛ محمد بن حسن صفار قمی.
  • شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
  • غدیر در قرآن؛ محمدباقر انصاری.
  • کتاب سلیم بن قیس؛ منسوب به سلیم بن قیس هلالی.
  • نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار؛ سید علی حسینی میلانی.