محمد بن عمر رازی (ابوعبدالله، ابن الخطیب، فخر الدین)
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوعبدالله محمد بن عمر بن حسین فخرالدین رازی |
| سرشناسی | متکلم، مفسر، فیلسوف و فقیه شافعی |
| تولد | ۲۵ رمضان ۵۴۳ یا ۵۴۴ قمری |
| وفات | عید فطر ۶۰۶ قمری (۶۲ سالگی) |
| نحوه درگذشت | بیماری |
| محل دفن | هرات |
| خویشان سرشناس | پدر: ضیاءالدین عمر (خطیب و عالم) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | پدرش ضیاءالدین عمر، کمال سمعانی (سمنانی)، مجدالدین جیلی، محمود بن حسن حمصی |
| شاگردان | شمسالدین خسروشاهی، قطبالدین مصری، زینالدین کشی، شمسالدین خوئی، شهابالدین نیشابوری |
| تحصیلات | تفسیر، کلام، فلسفه، فقه شافعی، اصول، ریاضیات، ادبیات |
| مذهب | شافعی (در فروع)، اشعری (در اصول عقاید) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | کلام، فلسفه، تفسیر قرآن، فقه و اصول |
| علت شهرت | تفسیر کبیر «مفاتیح الغیب»، تسلط بر علوم معقول و منقول، نقادی آرای فلاسفه، ملقب به «امام المشککین» |
ابوعبدالله محمد بن عمر فخرالدین رازی (۵۴۳-۶۰۶ قمری)، مشهور به فخر رازی و ملقب به امام المشککین، از برجسته ترین دانشمندان مسلمان ایرانی در سده ششم هجری است. وی در علوم گوناگون اسلامی از جمله کلام، فلسفه، تفسیر قرآن، فقه و اصول تبحر داشت و تألیفات ارزشمندی از خود بر جای گذاشت که مشهورترین آنها تفسیر بزرگ «مفاتیح الغیب» (تفسیر کبیر) است.
زندگینامه
فخرالدین محمد بن عمر تیمی رازی در ۲۵ رمضان سال ۵۴۳ یا ۵۴۴ قمری در شهر ری دیده به جهان گشود. وی در فروع دین پیرو مذهب شافعی و در اصول عقاید اشعریمسلک بود، هرچند با علمای همکیش خود نیز همواره به مناظره و مجادله میپرداخت.
دوران نوجوانی فخر رازی با تنگدستی و عسرت همراه بود، اما پس از ورود به خوارزم و ماوراءالنهر و اقامت چندساله در دربار خوارزمشاهیان، زندگی او رونق یافت. وی مدتها به سفر پرداخت، اما در خوارزم و ماوراءالنهر به دلیل طرح مطالب مغایر با باورهای مردم آن دیار، از شهر اخراج شد و به هرات رفت. در هرات، سلاطین غوری از او استقبال شایانی کردند و سلطان غیاثالدین محمد غوری، مسجد جامع بزرگ و مدرسه جامع هرات را برای برگزاری مجالس درس و پند وی بنا نهاد.
فخر رازی ذهنی نقاد و تحلیلگر داشت و قدرت عجیبی در ایجاد شبهه و شک در آرای فلاسفه پیشین از خود نشان میداد؛ از اینرو به «امام المشککین» شهرت یافت. او در بیشتر اصول مسلم فلسفی تردید کرد و بر فلاسفه متقدم ایرادات متعددی وارد ساخت.
در اواسط سال ۶۰۱ قمری، فرزند جوانش محمد در هرات درگذشت که از حوادث تلخ زندگی او به شمار میرود. فخر رازی در اوایل سال ۶۰۶ قمری به بیماری سخت مبتلا شد و سرانجام در روز عید فطر همان سال، در ۶۲ سالگی در هرات دار فانی را وداع گفت.
وصیتنامه وی که حدود هشت ماه پیش از مرگ (۲۱ محرم ۶۰۶ قمری) برای شاگردش ابوبکر ابراهیم بن ابیبکر اصفهانی املا کرده است، در کتابهایی چون «طبقات الشافعیة» سبکی و «طبقات الاطبا» نقل شده و چکیده نظریات او درباره دین، فلسفه و قرآن را در بر دارد.
استادان
فخر رازی مراحل نخستین دانش را نزد پدرش که خطیبی مشهور بود فراگرفت و تفسیر قرآن را آموخت. سپس نزد کمال سمعانی (سمنانی) مقدمات علوم را تکمیل کرد. برای فراگیری علم کلام و حکمت به مراغه رفت و از محضر مجدالدین جیلی بهره برد. دیگر استادان او عبارت بودند از:
- ضیاءالدین عمر
- محمود بن حسن حمصی
وی برای آموختن فلسفه ابنسینا و فارابی به خراسان سفر کرد و در این زمینه به کمال رسید، سپس راهی ماوراءالنهر شد. فخر رازی در عصر خود از بزرگترین علمای اسلام به شمار میرفت و در علوم معقول و منقول (فلسفه، کلام، ریاضیات، فقه، اصول، تفسیر و ادبیات) صاحبنظر و مرجع بود.
شاگردان
فخر رازی شاگردان بسیاری پرورش داد که شماری از آنان از عالمان برجسته شدند:
- شمسالدین خسروشاهی
- قطبالدین مصری
- زینالدین کشی
- شمسالدین خوئی
- شهابالدین نیشابوری
تألیفات
تألیفات فخر رازی متعدد و در رشتههای گوناگون فلسفه، کلام، حکمت، فقه و دیگر علوم اسلامی است. بیشتر آثار وی به زبان عربی و برخی نیز به فارسی نگاشته شده است:
۱. تفاسیر:
- «مفاتیح الغیب» (تفسیر کبیر): از مفصلترین تفاسیر قرآن در ۳۲ جلد
- «تفسیر القرآن الصغیر» (اسرار التنزیل و أنوار التأویل)
۲. کلام و اصول دین:
- «نهایة العقول»
- «المحصول فی علم الأصول»
- «المحصل: أفکار المتقدمین و المتأخرین من الحکماء و المتکلمین»
- «الأربعین فی أصول الدین»
- «تنبیه الإشارة فی الأصول»
- «المعالم فی أصول الدین»
- «تأسیس التقدیس» (در کلام، برای سیفالدین ملکالعادل)
۳. فلسفه و حکمت:
- «الملخص فی الحکمة»
- «شرح عیون الحکمة»
- «مباحث المشرقیة» (کتابی بزرگ در علوم الهی و طبیعی با انتقادات سخت بر آرای حکما)
- «لباب الإشارة فی شرح الإشارات»: شرحی بر «اشارات» ابنسینا به شیوه «قال-أقول» با انتقادات تند بر بوعلی و فلسفه او
- «المطالب العالیة من العلم الإلهی»
- «زبدة الأفکار و عمدة النظار»
۴. سایر علوم:
- «الجامع الکبیر فی الطب»
- «مناقب الإمام الأعظم الشافعی»
- «تفسیر أسماء الله الحسنی»
- «السرّ المکتوم فی مخاطبة الشمس و القمر و النجوم»
- «سراج القلوب»
- و دیگر کتب علمی
روايت حديث غدير[۱]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن عمر بن حسين قرشى تيمى بكرى، ابوعبدالله، فخر رازى (ت ۵۳۳ - م ۶۰۶ ق) است. فخر رازى در كتاب «الاربعين فى اصول الدين» در عين اشكالاتى كه بر حديث غدير وارد كرده، ولى اجماع امت بر حديث غدير را ثابت كرده است.[۲]
فخر رازى در «نِهاية العقول» اعتراف كرده كه مخالفان شيعه حديث غدير را براى آن نقل مى كنند كه به آن به فضل على بن ابى طالب عليه السلام احتجاج كنند. رازى در تفسيرش، قول به نزول آیه تبلیغ در غدير خم را ذكر كرده و آن را به ابن عباس و براء بن عازب و امام باقر عليه السلام نسبت داده است. يافعى[۳]: او را بسيار ستوده و شخصى اصولى، متكلم، مُناظر، مفسّر و صاحب تصانيف مشهور معرفى كرده است.
شبهات رازى در حديث غدير[۴]
يكى از مستشكلين بزرگ و معروف در مورد سند و دلالت حدیث غدیر فخر رازى است. به عنوان مثال: خلاصه اشكال او در سند حديث غدير، عدم نقل حديث غدير توسط بخارى و مسلم و واقدى و ابن اسحاق و جاحظ و ابن ابىداوود سجستانى و ابوحاتم رازى و نيز چند اشكال ديگر است.
مرحوم ميرحامد حسين شبهات و اشكالات او را در چند بخش و به طور مفصل پاسخ گفته است. تا جايى كه شكى نمى ماند كه تمسک فخر رازى به عدم نقل حديث غدير توسط بخارى و مسلم و واقدى و ابن اسحاق و جاحظ و ابن ابى داوود سِجِستانى و ابوحاتم رازى چه اندازه بى اساس و غيرمنطقى است، و به حديث غدير كه فوق حد تواتر و در نهايت صحّت است هيچ ضررى نمى زند. چرا كه تواتر شروطى دارد، و هر گاه آن شروط در حديثى فراهم آيد قطعاً متواتر ناميده مىشود، و هرگز نقل حديث به دست افرادى چون اينان يا نظير ايشان جزء اين شروط نيست.
بیشتر بخوانید: سند حدیث غدیر.
معناى مولى[۵]
در كتاب «عوالم العلوم» فهرستى از راويان حدیث و شعرا و اهل لغت عامه كه معنى «اولى» را معناى اصلى كلمه مولى دانسته اند آورده است[۶]، كه يكى از آنها فخر رازى است.
نقل نزول آيه تبليغ در غدير[۷]
يكى از وجوه دلالت حدیث غدیر بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام نزول آیه تبلیغ (يا ايها الرسول بلّغ...) در غدير است، كه از جمله مشهورترين آيات غدير مى باشد. اختصاص آن به غدير هم نزد شيعه و غير شيعه از مسلمات است، و بين مفسرين و محدثين اهل سنت مشهور است، اگر چه بعضى از آنان در صدد انحراف شأن نزول آيه بوده اند.
در كنار شيعه، عده اى از بزرگان اهل سنت نيز نزول اين آيه در غدير را نقل كرده اند. از جمله محمد بن عمر بن حسين بن حسن بن على تَيمى بكرى طبرستانى رازى، ابوعبدالله، ابن الخطيب، فخرالدين (ت ۵۴۳ يا ۵۴۴ - م ۶۰۶ ق) است:
فخر رازى در تفسیر خود در بيان اقوال درباره سبب نزول آيه تبليغ، نزول اين آيه در ماجراى غدير خم را نيز از امام باقر علیه السلام و ابن عباس و براء بن عازب نقل كرده است.[۸] البته براى ما مهم نيست كه او در مورد اين قول چه گفته، زيرا او هميشه در پى دشمنى است، و كلام امام باقر عليه السلام در اينجا كافى است.
ممكن است بگويند: متعصّبان اهل سنت به عصمت ائمه عليهم السلام باور ندارند، بلكه بعضىشان مانند ابن جوزى در «الموضوعات» و سيوطى در «اللآلى المصنوعة» و ابن عرّاق در «تنزيه الشريعة» آنان را - نعوذ باللَّه - جرح كرده اند.
در جواب خواهيم گفت: پس آنان درباره صحابه اى كه به عدالت ايشان قائل اند، مانند ابن عباس و براء بن عازب و ابوسعید خُدری - كه او نيز بنا بر آنچه در تفسیر نیشابورى آمده به نزول آيه تبليغ در روز غدير خم قائل است - و عبدالله بن مسعود - كه سخنش در ادامه خواهد آمد - چه مى گويند؟
ضمن اينكه خود رازى اعتراف كرده كه قول به نزول آيه تبليغ در فضل اميرالمؤمنين عليه السلام و در غدير قول ابن عباس و براء بن عازب و امام باقر عليه السلام است، هر چند اين قول را نپسندد و از سر تعصّب و عناد به آن اعتماد نكند!
ابن خَلِّكان و ابن وردى و يافعى و حافظ محمد (مشهور به خواجه پارسا) و ابن قاضى شُهبه[۹]: او را بسيار توثيق كرده و ستوده اند، به خصوص در علم عقاید و فقه و تفسیر و نيز كتاب تفسير او را.
وى شاگرد پدرش ضياءالدين عمر - كه از شاگردان بَغَوى بود - و نيز كمال سمنانى و مجد جيلى و مصاحب محمد بن يحيى بوده است. سراج الدين يوسف بن ابوبكر بن محمد سكّاكى خوارزمى نيز او را مدح كرده اند. گاهى سيصد دانشجو در مورد تفسير و فقه و كلام و اصول و طبّ و... از او مى پرسيدند.
پانویس
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۷۰.
- ↑ الاربعين فى اصول الدين: ص ۴۶۲.
- ↑ مرآة الجنان: حوادث سال ۶۰۶ .
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۴۹ - ۹۹، ۴۳۳ - ۴۳۸.
- ↑ اسرار غدير: ص ۱۱۳. چهارده قرن با غدير: ص ۱۲۱.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۵۹ .
- ↑ غدير در قرآن: ج ۱ ص ۸۷ . چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۴۵۰.
- ↑ تفسير رازى: ج ۱۲ ص ۴۹. نفحات الازهار: ج ۸ ص ۱۹۵ - ۲۵۷.
- ↑ وفيات الاعيان: ج ۳ ص ۳۸۱ - ۳۸۵. تتمّة المختصر: حوادث سال ۶۰۶ . مرآة الجنان: حوادث سال ۶۰۶ . فصل الخطاب (مخطوط). طبقات الشافعية: ج ۱ ص ۳۹۶.