هشدار درباره حسادت به امیرالمؤمنین در خطبه غدیر
ابلیس و هشدار درباره حسادت به امیرالمؤمنین در خطبه غدیر از مباحث مطرحشده در خطبه غدیر است. پیامبر صلیاللهعلیهوآله در این فراز با یادآوری ماجرای سرپیچی ابلیس از فرمان الهی و بیرونرفتن حضرت آدم علیهالسلام از بهشت، مسلمانان را از حسادت به امیرالمؤمنین علیهالسلام برحذر میدارد.
در عبارت خطبه آمده است:
إِنَّ إِبْلِيسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلَا تَحْسُدُوهُ فَتَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدَامُكُمْ؛ همانا ابلیس بر اثر حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد؛ پس به او [امیرالمؤمنین علیهالسلام] حسادت نورزید تا اعمالتان تباه و گامهایتان لغزان نشود.[۱]
در ادامه، پیامبر صلیاللهعلیهوآله از جایگاه حضرت آدم علیهالسلام بهعنوان برگزیده خداوند یاد میکند و سپس محبت، ولایتپذیری و ایمان به امیرالمؤمنین علیهالسلام را با سعادت، تقوا و اخلاص مرتبط میسازد.
موضوع اصلی این فراز، خطر حسادت در برابر فضیلتی است که خداوند به دیگری عطا کرده است. در تفسیر امامیه، این هشدار با جایگاه ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیهالسلام در غدیر ارتباط دارد.
متن فراز خطبه غدیر
پیامبر صلیاللهعلیهوآله در این بخش از خطبه میفرماید:
مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ إِبْلِيسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلَا تَحْسُدُوهُ فَتَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدَامُكُمْ، فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ بِخَطِيئَةٍ وَاحِدَةٍ، وَهُوَ صَفْوَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَكَيْفَ بِكُمْ وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَمِنْكُمْ أَعْدَاءُ اللَّهِ؛ ای مردم! ابلیس بر اثر حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد؛ پس به علی علیهالسلام حسادت نورزید تا اعمالتان تباه و گامهایتان لغزان نشود؛ زیرا آدم با یک لغزش به زمین فرود آمد، درحالیکه برگزیده خداوند عزوجل بود. پس حال شما چگونه خواهد بود، درحالیکه شما چنین هستید و در میان شما دشمنان خدا وجود دارند؟[۲]
در ادامه همین فراز آمده است:
أَلَا وَإِنَّهُ لَا يُبْغِضُ عَلِيًّا إِلَّا شَقِيٌّ، وَلَا يُوَالِي عَلِيًّا إِلَّا تَقِيٌّ، وَلَا يُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ؛ آگاه باشید! با علی علیهالسلام جز فرد شقی دشمنی نمیورزد، جز فرد پرهیزکار ولایت او را نمیپذیرد و جز مؤمن بااخلاص به او ایمان نمیآورد.[۳]
ساختار این فراز بر مقایسه دو موضوع استوار است:
- سرپیچی ابلیس در برابر فرمان الهی و پیامد آن؛
- هشدار به مسلمانان درباره حسادت به مقام امیرالمؤمنین علیهالسلام.
ابلیس کیست؟
ابلیس در قرآن موجودی است که از فرمان خداوند درباره سجده بر حضرت آدم علیهالسلام سرپیچی کرد و به سبب استکبار مورد نکوهش قرار گرفت. سرگذشت او در سورههای مختلف قرآن، از جمله بقره، اعراف، حجر، اسراء، کهف و ص بیان شده است. ابلیس در قرآن با ویژگیهایی مانند سرپیچی، استکبار و دشمنی با انسان معرفی شده است. در سنت تفسیری اسلامی، داستان ابلیس از نمونههای مهم پیامدهای تکبر و نافرمانی در برابر فرمان الهی دانسته میشود.
معنای واژه ابلیس
درباره ریشه واژه «ابلیس» در آثار لغوی و تفسیری دیدگاههای مختلفی مطرح شده است. یکی از دیدگاههای مشهور، ارتباط این واژه با ماده «إبلاس» به معنای نومیدی و درماندگی است. در قرآن نیز مشتقاتی از این ماده بهکار رفته است.
برای نمونه:
وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ؛ و روزی که قیامت برپا شود، گناهکاران نومید میشوند.
(روم:۱۲)
در آیه دیگری آمده است:
فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ؛ پس هنگامی که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند فراموش کردند، درهای همهچیز را بر آنان گشودیم، تا آنکه به آنچه داده شده بودند شاد شدند؛ ناگهان آنان را گرفتار کردیم و یکباره نومید شدند.
(انعام:۴۴)
بااینحال، ارتباط اشتقاقی نام «ابلیس» با ماده «إبلاس» در همه بررسیهای زبانشناختی پذیرفته نشده و برخی آن را نامی غیرعربی دانستهاند. بنابراین، معنای «نومید» را باید یکی از توضیحات لغوی مشهور درباره این نام دانست، نه تنها نظر ممکن.
آیا ابلیس از فرشتگان بود؟
از مسائل مطرح در تفسیر داستان ابلیس، ماهیت او و نسبتش با فرشتگان است. در برخی گزارشهای تفسیری، ابلیس در شمار فرشتگان یا همراه آنان معرفی شده است. مبنای این دیدگاه، آیاتی است که فرمان سجده به فرشتگان و استثناشدن ابلیس را در کنار یکدیگر بیان میکنند.
برای نمونه:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ؛ و هنگامی که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید، همگی سجده کردند جز ابلیس که سر باز زد و تکبر ورزید و از کافران شد.
(بقره:۳۴)
اما قرآن در آیه ۵۰ سوره کهف، درباره ماهیت ابلیس تصریح میکند:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ؛ و هنگامی که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید، همگی سجده کردند جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد.
(کهف:۵۰)
بر اساس ظاهر صریح این آیه، ابلیس از جن بوده است. در تفسیر امامیه، این آیه از مهمترین دلایل جنبودن ابلیس و تفاوت ماهوی او با فرشتگان دانسته میشود. در برخی تفسیرها، حضور ابلیس در جمع فرشتگان به سبب همراهی او با آنان در عبادت دانسته شده است؛ بنابراین، فرمان سجده شامل او نیز میشده، بدون آنکه از جنس فرشتگان باشد.
علت سرپیچی ابلیس از سجده
قرآن در سوره اعراف از گفتوگوی خداوند با ابلیس چنین گزارش میکند:
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ؛ فرمود چه چیز تو را بازداشت که وقتی فرمانت دادم سجده نکنی؟ گفت من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدهای و او را از گل آفریدهای.
(اعراف:۱۲)
این آیه نشان میدهد که ابلیس برای سرپیچی خود، برتریجویی بر پایه جنس آفرینش را مطرح کرد. ازاینرو، در متن قرآن، استکبار و خودبرتربینی از مهمترین عوامل نافرمانی او بهشمار میروند. در خطبه غدیر، این ماجرا از زاویه حسادت نیز بررسی شده است.
حسد ابلیس نسبت به حضرت آدم علیهالسلام
در فراز خطبه آمده است: إِنَّ إِبْلِيسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ؛ ابلیس بر اثر حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد. این تعبیر به نقش حسادت در دشمنی ابلیس با حضرت آدم علیهالسلام اشاره دارد. در آیات قرآن، ابلیس از سجده بر آدم خودداری میکند و سپس در پی گمراهساختن او و فرزندانش برمیآید.
از نظر تفسیر روایی، حسادت میتواند یکی از زمینههای این دشمنی دانسته شود. اما باید توجه داشت که قرآن در بیان علت سرپیچی ابلیس، به استکبار او نیز تصریح کرده است. بنابراین، حسادت و استکبار دو مفهوم مرتبطاند که در بررسی رفتار ابلیس نباید یکی را بهطور کامل جایگزین دیگری دانست.
حسد و تفاوت آن با غبطه
«حسد» در کاربرد اخلاقی به حالتی گفته میشود که شخص از برخورداری دیگری از یک نعمت ناخشنود باشد و زوال آن نعمت را بخواهد. این حالت با «غبطه» تفاوت دارد. غبطه به معنای آرزوی برخورداری از فضیلتی مشابه فضیلت دیگری است، بدون آنکه شخص نابودی نعمت او را بخواهد. در موضوع این فراز، مقصود از حسادت، مخالفت با جایگاه و فضیلتی است که در بیان پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای امیرالمؤمنین علیهالسلام معرفی شده است.
در تفسیر امامیه، این هشدار با پذیرش ولایت آن حضرت ارتباط پیدا میکند.
هشدار پیامبر صلی الله علیه وآله درباره حسادت به امیرالمؤمنین علیه السلام
مهمترین بخش این فراز عبارت است از: فَلَا تَحْسُدُوهُ فَتَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدَامُكُمْ؛ پس به او حسادت نورزید تا اعمالتان تباه و گامهایتان لغزان نشود. ضمیر «ه» در «تحسدوه» در بافت خطبه به امیرالمؤمنین علیهالسلام بازمیگردد. در این عبارت، پیامبر صلیاللهعلیهوآله مخاطبان را از حسادت به آن حضرت برحذر میدارد. این هشدار پس از معرفی فضائل و جایگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام مطرح شده است.
در شرحهای غدیری، مقصود آن دانسته شده که حسادت به جایگاه الهی آن حضرت ممکن است انسان را به مخالفت با حق و نپذیرفتن فرمان پیامبر صلیاللهعلیهوآله سوق دهد.[۴]
معنای حبط اعمال
در خطبه، نتیجه حسادت با تعبیر: فَتَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ؛ تا اعمالتان تباه شود. بیان شده است. «حبط» در کاربرد قرآنی به بیاثرشدن یا از میان رفتن ارزش اعمال اشاره دارد. در مباحث اعتقادی، شرایط حبط اعمال و ارتباط آن با کفر، شرک و دیگر رفتارهای انسان مورد بحث قرار گرفته است. در این فراز، حبط اعمال در مقام هشدار شدید نسبت به حسادت به امیرالمؤمنین علیهالسلام مطرح شده است.
معنای لغزش قدمها
تعبیر: وَتَزِلَّ أَقْدَامُكُمْ؛ و گامهایتان بلغزد. در سیاق خطبه، هشداری درباره انحراف از مسیر صحیح است. لغزش قدمها در زبان دینی میتواند کنایه از سستی در ایمان، تغییر مسیر یا نپاییدن بر حق باشد. در تفسیر غدیری، این تعبیر به خطر ازدستدادن استواری در پذیرش هدایت و ولایت ارتباط داده شده است.
ماجرای حضرت آدم علیهالسلام در خطبه
در ادامه عبارت آمده است: فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ بِخَطِيئَةٍ وَاحِدَةٍ، وَهُوَ صَفْوَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛ زیرا آدم با یک لغزش به زمین فرود آمد، درحالیکه برگزیده خداوند عزوجل بود. در قرآن، داستان حضرت آدم علیهالسلام، نهی الهی درباره درخت و سپس هبوط او گزارش شده است. از نظر کلام امامیه، در تفسیر رفتار حضرت آدم علیهالسلام مسئله عصمت پیامبران اهمیت دارد. بسیاری از متکلمان امامیه، رفتار حضرت آدم علیهالسلام را از نوع «ترک اولی» یا مخالفت با نهی ارشادی دانستهاند، نه گناه عمدیِ ناسازگار با مقام عصمت.
بنابراین، کاربرد واژه «خطیئه» در خطبه باید با توجه به مبانی مختلف تفسیری و کلامی توضیح داده شود.
مقایسه سرگذشت آدم با مخاطبان غدیر
پیامبر صلیاللهعلیهوآله پس از یادآوری سرگذشت حضرت آدم علیهالسلام میفرماید: وَكَيْفَ بِكُمْ وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَمِنْكُمْ أَعْدَاءُ اللَّهِ؛ پس حال شما چگونه خواهد بود، درحالیکه شما چنین هستید و در میان شما دشمنان خدا وجود دارند؟ این عبارت جنبه هشداردهنده دارد. در ساختار خطبه، پیامبر صلیاللهعلیهوآله سرگذشت آدم علیهالسلام را یادآوری میکند تا مخاطبان نسبت به پیامدهای حسادت و سرپیچی از فرمان الهی بیتفاوت نباشند. بااینحال، عبارت «مِنْكُمْ أَعْدَاءُ اللَّهِ» نام اشخاص معینی را ذکر نمیکند.
بنابراین، نسبتدادن آن به افراد تاریخی مشخص، نیازمند دلیل مستقل است.
محبت و دشمنی با امیرالمؤمنین علیهالسلام
پس از هشدار درباره حسادت، خطبه میفرماید: أَلَا وَإِنَّهُ لَا يُبْغِضُ عَلِيًّا إِلَّا شَقِيٌّ؛ آگاه باشید که جز فرد شقی با علی علیهالسلام دشمنی نمیورزد. در این عبارت، دشمنی با امیرالمؤمنین علیهالسلام با شقاوت مرتبط شده است. در تفسیر امامیه، مقصود از این دشمنی، مخالفت آگاهانه و خصمانه با جایگاه دینی آن حضرت است.
ولایتپذیری و تقوا
در ادامه آمده است: وَلَا يُوَالِي عَلِيًّا إِلَّا تَقِيٌّ؛ و جز فرد پرهیزکار ولایت علی علیهالسلام را نمیپذیرد. این تعبیر در خطبه، میان ولایتپذیری نسبت به امیرالمؤمنین علیهالسلام و تقوا ارتباط برقرار میکند. در کلام امامیه، پذیرش ولایت آن حضرت از مباحث اساسی ایمان و هدایت دانسته میشود.
بر این اساس، این فراز یکی از شواهد روایی ارتباط ولایت و تقوا در ادبیات غدیری است.
ایمان و اخلاص
بخش پایانی عبارت چنین است: وَلَا يُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ؛ و جز مؤمنی بااخلاص به او ایمان نمیآورد. این تعبیر، اخلاص را در کنار ایمان به جایگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام مطرح میکند. در ادبیات اعتقادی امامیه، ایمان راستین با پذیرش حق و پرهیز از انگیزههای نفسانی مانند تکبر و حسادت ارتباط دارد.
بنابراین، سه مفهوم مطرحشده در پایان فراز عبارتاند از:
- شقاوت در دشمنی؛
- تقوا در ولایتپذیری؛
- اخلاص در ایمان.
آیه ۵۴ سوره نساء و حسادت
از آیات مهم مرتبط با موضوع حسادت، آیه ۵۴ سوره نساء است:
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا؛ آیا به مردم به سبب آنچه خداوند از فضل خود به آنان بخشیده حسادت میورزند؟ درحالیکه ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت عطا کردیم و به آنان فرمانروایی بزرگی بخشیدیم.
(نساء:۵۴)
این آیه درباره حسادت به فضل و نعمت الهی سخن میگوید. در شماری از روایات تفسیری امامیه، تعبیر «الناس» در این آیه بر اهلبیت علیهمالسلام تطبیق شده است. در تفسیر عیاشی از امام صادق علیهالسلام گزارشی در ارتباط با محسودبودن اهلبیت علیهمالسلام نقل شده است.[۵]
در بصائر الدرجات نیز روایاتی درباره این آیه و جایگاه اهلبیت علیهمالسلام گزارش شده است.[۶]
ارتباط آیه حسد با ولایت اهلبیت علیهم السلام
در تفسیر امامیه، آیه: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ آیا به مردم نسبت به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده حسادت میورزند؟ در برخی روایات بر فضائل و جایگاه اهلبیت علیهمالسلام تطبیق شده است. بر اساس این تفسیر، حسادت به اهلبیت میتواند حسادت نسبت به جایگاه و نعمتی باشد که خداوند به آنان بخشیده است.
در همین چارچوب، هشدار خطبه غدیر درباره حسادت به امیرالمؤمنین علیهالسلام با مضمون آیه ۵۴ نساء مرتبط دانسته میشود. اما باید توجه داشت که آیه ۵۴ نساء بهصورت مستقیم نام امیرالمؤمنین علیهالسلام یا واقعه غدیر را ذکر نمیکند.
بنابراین، این ارتباط از طریق تفسیر روایی و تطبیق اعتقادی برقرار میشود.
معنای ملک عظیم
در پایان آیه ۵۴ نساء آمده است: وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا؛ و به آنان فرمانروایی بزرگی عطا کردیم. در منابع تفسیری امامیه، «ملک عظیم» در برخی روایات با مقام امامت و وجوب اطاعت ارتباط داده شده است. در بصائر الدرجات، درباره «ملک عظیم» تعبیر «الطاعة المفروضة» نقل شده است.[۷] در معانی الأخبار نیز روایتی درباره تفاوت انواع فرمانروایی و جایگاه فرمانروایی الهی نقل شده است. این گزارشها در کلام امامیه برای تبیین معنای امامت و اطاعت از پیشوایان الهی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
بااینحال، شرح تفصیلی مفهوم «ملک عظیم»، موضوع مستقلی است و نباید تمام مباحث آن را به فراز مربوط به ابلیس در خطبه غدیر نسبت داد.
ابلیس و دشمنی با غدیر در روایات
علاوه بر هشدار خطبه غدیر درباره حسادت، در برخی منابع حدیثی امامیه گزارشهایی درباره واکنش ابلیس به واقعه غدیر نقل شده است. این روایات از نظر موضوعی با فراز مورد بحث ارتباط دارند، اما خودِ عبارت خطبه غدیر نیستند.
چهار ناله ابلیس
در روایتی آمده است: إِنَّ إِبْلِيسَ عَدُوَّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ: يَوْمَ لُعِنَ، وَيَوْمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ، وَيَوْمَ بُعِثَ النَّبِيُّ، وَيَوْمَ الْغَدِيرِ؛ ابلیس، دشمن خدا، چهار بار ناله سر داد: روزی که مورد لعنت قرار گرفت؛ روزی که به زمین فرود آورده شد؛ روزی که پیامبر مبعوث شد؛ و روز غدیر.[۸]
این گزارش از روایات مشهور مربوط به واکنش ابلیس به غدیر است. در برخی مجموعههای حدیثی نیز این روایت نقل یا بازنقل شده است.[۹]
روایت حضور ابلیس در غدیر
در برخی گزارشهای روایی آمده است که هنگام اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام در غدیر، ابلیس و گروهی از شیاطین حضور داشتند. در این گزارشها، ابلیس از پیامدهای اعلام ولایت و استمرار هدایت در نسل اوصیای پیامبر ابراز نگرانی میکند.[۱۰][۱۱]
روایت فریاد ابلیس
در روایتی دیگر آمده است که ابلیس پس از واقعه غدیر، شیاطین را گرد آورد و درباره آثار اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام سخن گفت.[۱۲] این گزارش در سنت حدیثی امامیه، در چارچوب تقابل هدایت الهی و تلاش شیطان برای گمراهی انسانها تفسیر شده است. در بررسی علمی این روایت، باید محتوای آن را به منبع حدیثی نسبت داد و از تبدیل جزئیات آن به واقعیت تاریخیِ مستقل و قطعی بدون ارزیابی سند پرهیز کرد.
دیگر گزارشهای روایی
در برخی منابع، گزارشهایی درباره وسوسه ابلیس پس از غدیر و تلاش برای دورکردن مردم از ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده است.[۱۳] همچنین نقلهایی درباره حضور ابلیس به صورت پیرمرد در مراسم غدیر آمده است.[۱۴][۱۵]
دشمنی شیطان با انسان در قرآن
قرآن درباره دشمنی شیطان با انسان میفرماید:
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ؛ ای فرزندان آدم! آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید، زیرا او دشمن آشکار شماست؟
(یس:۶۰)
بر اساس این آیه، انسانها باید از پیروی شیطان پرهیز کنند. در تفسیر اخلاقی فراز خطبه غدیر نیز حسادت، تکبر و سرپیچی از حق از رفتارهایی دانسته میشوند که انسان را به مسیر ابلیس نزدیک میکنند.
هشدار امام رضا علیهالسلام درباره شیطان
در برخی منابع حدیثی، نامهای از امام رضا علیهالسلام به عبدالعظیم حسنی نقل شده است. در این نامه، حضرت از شیعیان میخواهد که شیطان را بر خود مسلط نکنند و در روابط اجتماعی، صداقت، امانتداری و پیوند با یکدیگر را رعایت کنند.[۱۶] این گزارش از نظر مضمون با هشدار خطبه غدیر درباره خطرهای اخلاقی و معنوی ارتباط دارد.
نکته مهم آن است که دوری از رفتارهای شیطانی تنها به اعتقاد قلبی محدود نمیشود، بلکه در عملکرد فردی و اجتماعی نیز جلوه مییابد.
آیا ابلیس عامل مستقیم تمام دشمنیها با غدیر است؟
در برخی آثار اعتقادی، دشمنی با ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام با وسوسه ابلیس مرتبط دانسته شده است. اما از نظر روش تاریخی و دانشنامهای، نمیتوان بدون دلیل مستقل ادعا کرد که همه اختلافهای سیاسی و اعتقادی پس از پیامبر صلیاللهعلیهوآله مستقیماً بر اثر دخالت ابلیس یا حسادت اشخاص مشخص به وجود آمدهاند.
برای تحلیل رخدادهای تاریخی باید به شواهد مربوط به همان رخداد، منابع معتبر و اختلاف دیدگاهها توجه کرد. بنابراین، در این مدخل، حسادت و وسوسه ابلیس بهعنوان یک موضوع قرآنی، اخلاقی و روایی بررسی میشود و نسبتدادن انگیزههای پنهان به شخصیتهای تاریخی، نیازمند مستند مستقل است.
ارتباط این فراز با ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام
در ساختار خطبه غدیر، هشدار درباره حسادت پس از معرفی مقام و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام قرار گرفته است. در تفسیر امامیه، این جایگاه نشان میدهد که پیامبر صلیاللهعلیهوآله علاوه بر معرفی ولایت آن حضرت، مخاطبان را نسبت به موانع پذیرش آن نیز هشدار داده است. از این منظر، حسادت و استکبار از عواملی دانسته میشوند که ممکن است مانع پذیرش حق شوند.
بنابراین، مضمون فراز تنها نقل سرگذشت ابلیس نیست، بلکه از آن برای هشدار اخلاقی و اعتقادی به مخاطبان غدیر استفاده شده است.
جایگاه این فراز در ساختار خطبه غدیر
این فراز در بخشی از خطبه قرار دارد که پیامبر صلیاللهعلیهوآله درباره جایگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام و ضرورت پذیرش ولایت آن حضرت سخن میگوید.
در عبارت مورد بحث، ترتیب مفاهیم چنین است:
- یادآوری حسادت و سرپیچی ابلیس؛
- هشدار درباره حسادت به امیرالمؤمنین علیهالسلام؛
- توجهدادن به پیامدهای معنوی سرپیچی؛
- یادآوری جایگاه حضرت آدم علیهالسلام؛
- و بیان ارتباط دشمنی، ولایتپذیری و ایمان به امیرالمؤمنین علیهالسلام با شقاوت، تقوا و اخلاص.
ازاینرو، این بخش در پژوهشهای غدیری از فرازهای مرتبط با موانع اخلاقی و اعتقادی پذیرش ولایت دانسته میشود.
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
- ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم در غدیر خم، ص۳۴۰–۳۴۲.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم در غدیر خم، ص۳۴۰–۳۴۲.
- ↑ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۴۷.
- ↑ بصائر الدرجات، ج۱، ص۳۶.
- ↑ بصائر الدرجات، ج۱، ص۳۵.
- ↑ قرب الإسناد، ص۱۰.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۲۱.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۲۰.
- ↑ عوالم العلوم، ج۱۵/۳، ص۱۲۵.
- ↑ الکافی، ج۸، ص۳۴۴، ح۵۴۲.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۶۴–۱۶۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۳۵.
- ↑ عوالم العلوم، ج۱۵/۳، ص۳۰۳.
- ↑ الاختصاص، ص۲۴۱.
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر موسوی خرسان، نجف: مطابع النعمان، ۱۳۸۶ق.
- الاختصاص؛ منسوب به محمد بن محمد شیخ مفید، قم: کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
- بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ محمدباقر مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلیاللهعلیهم؛ محمد بن حسن صفار قمی، قم: کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی.
- تفسیر العیاشی؛ محمد بن مسعود عیاشی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: المطبعة العلمیة، بیتا.
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
- عوالم العلوم و المعارف و الأحوال؛ عبدالله بن نورالله بحرانی اصفهانی، تحقیق محمدباقر موحد ابطحی، قم: مؤسسة الإمام المهدی علیهالسلام.
- قرب الإسناد؛ عبدالله بن جعفر حمیری، قم: مؤسسة آلالبیت علیهمالسلام لإحیاء التراث، ۱۴۱۳ق.
- الکافی؛ محمد بن یعقوب کلینی، تحقیق علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
